یکشنبه 27 ثور 1405

آخرین اخبار

نخست‌وزیر ایتالیا: تنگه هرمز باید بدون محدودیت بازگشایی شود

شفقنا افغانستان - نخست وزیر ایتالیا خواستار بازگشایی تنگه...

فایق: گزارش‌ها از دایکندی نشان‌دهنده گسترش سرکوب و فشار بر زنان در افغانستان است

شفقنا افغانستان؛ نصیراحمد فایق، نماینده دایمی افغانستان در سازمان...

تصادف مرگبار در شاهراه کابل–قندهار؛ پنج نفر جان باختند

شفقنا افغانستان - مقام‌های طالبان در میدان وردک اعلام...

نرخ اسعار خارجی در برابر پول افغانی/ یکشنبه 27 ثور 1405

شفقنا افغانستان – بر اساس اعلام سراسری شهزاده، بازار...

پیشرفت در هوش مصنوعی؛ تحلیل تومور حالا در چند دقیقه ممکن شد

شفقنا افغانستان – پژوهشگران دانشگاه سدارس-سینای لس‌آنجلس ابزار هوش...

اکونومیست: جهان در آستانه «آخرالزمان شغلی» هوش مصنوعی قرار دارد

شفقنا افغانستان- نشریه اکونومیست در گزارشی نوشته که دنیا...

فریاد عدالت‌خواهی در کلام امام جواد(ع)؛ مناجاتی علیه ظلم و فساد

شفقنا افغانستان- امام جواد(ع) در مناجات کشف ظلم بیان...

ربایش ده‌ها دانش‌آموز در نیجریه؛ بازگشت سایه وحشت به مدارس

شفقنا افغانستان– ساکنان ایالت بورنو در شمال شرقی نیجریه...

العرب: جنگ ایران محصولات زراعتی مصر را نابود می‌کند

شفقنا افغانستان - جنگ جاری در منطقه خاورمیانه فشارهای...

طالبان: ترکیه برای ۲۰ هزار افغان ویزای دامداری صادر می‌کند

شفقنا افغانستان _ وزارت مهاجرین طالبان اعلام کرده است...

محقق از افزایش فشارهای مذهبی بر شیعیان هشدار داد

شفقنا افغانستان _ محمد محقق، رهبر حزب وحدت اسلامی...

چرا بسیاری از دانشجویان علوم ریاضی در افغانستان بنیادگرا می‌شوند؟

شفقنا افغانستان-عبدالشهید ثاقب در جمهور می نویسد:

روز پنج‌شنبه گذشته وقتی از دفتر به سوی خانه می‌آمدم در مسیر راه کسی با من همراه شد که ظاهرش خیلی شبیه «برادران ناراضی» ما بود. در نخست ترسیده بودم؛ اما وقتی بابِ سخن را گشود دانستم که قصد خرابکاری ندارد، بل می‌خواهد صحبت کند و به قول خودش «دعوت نماید». به حرف‌هایش گوش سپردم. او خود را یکی از دانش‌جویانِ رشتة مهندسی دانشگاهِ بلخ معرفی کرد و عضو حزب تحریر خواند و مرا به عضویت در این سازمان دعوت کرد و از مزایای جهاد مسلحانه گفت. وقتی من صحبت ‌های این دانش‌جو را شنیدم، پرسشی برایم ایجاد شد مبنی بر این‌که چرا دانش‌جویان علوم دقیقه و ریاضی، صید بنیادگرایی می‌شوند؟
البته باید گفت در حالی که دیدگاهِ غالب در حلقات روشن‌فکری کشور این است که هسته‌های بنیادگرایی در افغانستان در دانش‌کده‌های شرعیات کشور شکل می‌گیرد، اما مشاهدات من از وضعیت جاری چیزی را که نشان می‌دهد این است که دانش‌جویان رشته‌های مهندسی و پزشکی و کامپیوتر ساینس و سایر رشته‌های علوم تجربی، دقیقه و ریاضی، بیش‌تر از دیگران جذب گروه‌های بنیادگرا گردیده و رادیکال‌تر از دیگران عرض وجود می‌کنند. چندسالی که در دانشگاه کابل بودم به چشم سر دیدم اکثر دانش‌جویانی که با نهادهای چون جمعیت اصلاح و حزب تحریر در ارتباط بودند، از دانش‌کده‌های پزشکی و مهندسی بودند. تاریخ افغانستان نیز بر این امر گواهی می‌دهد: در تاریخ افغانستان بیش‌تر کسانی که در چنددهة پسین کشور جذب گروه‌های جهادی گردیده و مخالفت‌های مسلحانه علیه نظام را رهبری کرده‌اند، از احمدشاه مسعود و گلبدین حکمتیار گرفته تا انجنیر حبیب‌الرحمن و انجنیر احمدشاه احمدزی، دانش‌جویان دانشگاه پل تکنیک کابل بوده‌اند.

در جستجوی قطعیت
من فکر می‌کنم در این مورد همه چیز بر می‌گردد به روش علوم دقیقه و ریاضی. علوم دقیقه و ریاضی یکی از علومی است که با قطعیت سر و کار دارد و شک و تردید را بر نمی‌تابد. محاسبات و معادلات ریاضی و فزیک یا درست اند یا نادرست: دو جمع دو، قطعاً و یقیناً که مساوی به چهار می‌شود، نه غیر. آموزش در چنین جو علمی، آدمی را معتاد «قطعیت» نموده و سرسپردة «یقین» می‌سازد و از پدیده‌های «نسبی» و «غیرقطعی» متنفر می‌گرداند. آدمی وقتی در چنین فضایی تربیه شود، در همه جا دنبالِ «سیاه» و «سفید» بوده و رنگِ «خاکستری» را نمی‌تواند تحمل کند. برخورد این آدم‌ها با دین و معرفت دینی نیز چنین داستانی دارد. از منظر آن‌ها آموزه‌های دینی، شبیه فرمول‌های ریاضی است: یا درست اند یا نادرست. در قاموس آن‌ها، «دگراندیشی» یعنی نشانة شرارت‌پیشگی. نگرش آن‌ها به مسایل، نگرش حماسی (خیر/ شر) می‌باشد. به باور آن‌ها، انسان‌ها یا خوب هستند، یا شریر و اسیر موجودات شریرِ مانندِ جن‌زدگی و دیوزدگی به تعبیر پیشینیان، و غرب‌زدگی به تعبیر امروزیان. یک چنین نگرشی باعث می‌شود که آدمی افراطی و شورشی به بار آمده و آمادگی بیش‌تری برای تبارز هیجان و احساسات داشته باشند و کم‌تر عقلانی عمل کنند. این در حالی است که آن نوع ذهنیتی که آدمی را دموکرات به بار می‌آورد و زمینه را برای توفیق دموکراسی مهیا می‌سازد، به قول برتراند راسل «منزل‌گاهی است میان شکاکیت و جزمیت. از این دیدگاه، حقیقت نه کاملاً دست‌یافتنی است و نه کاملاً دست‌نیافتنی، بلکه تا حدی دست‌یافتنی است، اما به دشواری». راسل، بدین عقیده است که برای برقرارماندنِ دموکراسی ما باید از ایجادِ شرایطی که هیجانِ عمومی را به بار می‌آورد پرهیز کنیم و هم چنان مردم را چنان آموزش دهیم که برای این گونه هیجانات کم‌تر آمادگی داشته باشند و بیش‌تر با روحیة شکاکیت بزرگ شوند.

انتهای پیام

www.afghanistan.shafaqna.com

اخبار مرتبط