شفقنا افغانستان- عقل آدمی ایجاب میکند تا قبل از اجرای یک حرکت/عمل انفرادی و جمعی باید چالشها، تهدیدات، محدودیتها، شیوهی اجرا، دامنه، مطالبات و اهداف و امکانات توفیق حرکت/عمل خویش را بهصورت دقیق بسنجیم و گراف اطمینان خود را از موفقیت عمل/حرکت مورد نظر تا حد امکان بالا ببریم.

حالا که قرار است یک حرکت/عمل جمعیی اعتراضی تحت نام «جنبش روشنی» بر محور توتاپ انجام شود عاقلانه است تا بپرسیم: چالشهای فراراه حرکت/عمل مورد نظر چیست؟ کدام تهدیدات از کدام جوانب امکان دارد جریان حرکت/عمل مورد نظر را متأثر نماید؟ محدودیتهای حرکت/عمل مورد نظر چیست؟ حرکت/عمل مورد نظر به چه شیوه، با کدام مطالبات و اهداف باید انجام شود؟ دامنهی حرکت/عمل مورد نظر تا کجا را میتواند دربر بگیرد؟ چه امکانات و فرصتها وجود دارد تا موفقیت حرکت/عمل مورد نظر را تضمین کند؟ چگونه میتوان حرکت/عمل مورد نظر را به موفقیت رساند؟
تجارب گذشتهی ما در زمینهی انجام حرکتها/اعمال جمعی – از جمله حرکت جمعی موسوم به «تبسم» – نشاندهندهی توفیقات ناچیز – و حتا عدم توفیق –است. دلایل آن هم، بهطور کلی اینها بوده: اولاً حرکتهای جمعی– که معمولاً بر احساسات و شعور جمعی استوار است – در گذشته سست و ناپایدار، کمدامنه و عقدهگشایانه بوده است. دوماً سازماندهندگان حرکتهای جمعی ما در گذشته، خودشان جوّگیر احساسات جمعی شده و نتوانسته بودند قبل از شروع و انجام حرکت جمعی، برای پایداری، فراگیری و معقولیت و مقبولیت آن به اندازهی کافی کار نمایند.
حرکت اعتراضی موسوم به تبسم را در نظر بگیرد. آن حرکت ۱. در فاصلهی زمانی کمتر از یک هفته، بعد از رویداد سربریدنِ گروگانها، سازماندهی شد. بر این اساس «نبود امنیت» انگیزهی شکلگیری آن حرکت بود. اما نبود امنیت قطعاً ریشه در فساد، تبعیض و بیکفایتی در رهبری سیاسی کشور دا شت و دارد. در نتیجه اعتراض به نبود امنیت در آن زمان، در واقع اعتراض بر علیه فساد، تبعیض و بیکفایتی رهبران دولت بود. پس موضوع حرکت اعتراضآمیز جمعی، مشخص بود که فراگیر و همهشمول است. اما ما – هزارهها – آنرا قومی ساختیم: اولاً ریشهی آن رخداد را در «فاشیزم قومی» فلانیها در ارگ و بهمدانیها در جامعه و تاریخ دانسته و سپس آنرا زبانبهزبان کردیم (مسلم است که شنوندهی اینگونه فکر و سخن اعتراضی فراتر از دایرهی گوشهای همتباران و همدلان نمیرود). در حالیکه اگر ما فساد، تبعیض و بیکفایتی دولت را در امر تأمین امنیت مردم – نهفقط فلان مناطق و فلان طایفه از فلان قوم – برجسته کرده و برای بسیج تمام شهروندان کشور بر علیه فساد، تبعیض و بیکفایتی دولت در امر تأمین امنیت و … کار بیشتر میکردیم، امکان زیاد داشت که تعداد زیادی از هموطنان تاجیکتبار، ازبکتبار و پشتونتبار موازی با ما علیه فساد، تبعیض و بیکفایتی دولت در مورد امنیت مردم، اقدام گستردهی اعتراضآمیز میکردند. اما بهدلیل صبغهی قومی دادن به آن حرکت توسط خود ما، سایر هموطنان ما به اعتراض جمعی بر بیکفایتی رهبران و فساد در دولت، با ما بهعنوان قربانی، ابراز همدردی کردند. مثلاً هموطنان پشتون ما با ابراز اینکه «ما پشتون هزارهایم» در واقع با «ما»ی هزاره بهعنوان قربانی ابراز همدردی کردند. در حالیکه در همان زمان در اچین داعش و طالبان چه جنایتهایی که در حق هموطنان پشتون ما نکرده بودند. ما باید حرکت اعتراضی خود را طوری بازتاب میدادیم که همهی مردم افغانستان حس میکردند که فساد و تبعیض و بیکفایتی در رهبری سیاسی، آنها را هم هر لحظه در معرض تهدید برده و هر روز قربانی ساخته است و آنها باید مثل «ما»ی هزاره لب به اعتراض بگشایند. ۲. در کابل جمعیت بزرگی از هزارهها به خیابانها ریختند و شعارهای متفرق و حتا متناقضی مانند ما عدالت میخواهیم، مرگ بر عبدالله و غنی، ما امنیت میخواهیم، ارگ ارگ مرگ مرگ، غنی و عبدالله استعفا استعفا، دانش و محقق استعفا استعفا و … سر دادند. در حالیکه ماهیت واقعی آن حرکت جمعی این بود که مردم برای مرگ ارگ(سقوط نظام) و استعفای سران حکومت برنخاسته بودند – چون هیچ یک از اینها نه خواست مردم بود و نه هست و نه درد مردم را مداوا میکرد و نه اکنون میکند – بلکه برای محو فساد، تبعیض و بیکفایتی رهبران دولت برخاسته بودند که سرچشمهی ناامنیها، بیعدالتیها و رنج و دردهایی است که بر مردم تحمیل میشود و همهروزه در سراسر کشور به اشکال و انگیزههای مختلف از مردم قربانی میگیرد. بناءً شعارهای مناسب باید توسط سازماندهندگان بهطور محاسبهشده و دقیق انتخاب میشد تا بازتابدهندهی خواستهای عمومی میبود که نبود. ۳. مطالبات مظاهرهکنندگان دربرگیرندهی موارد جزئیِ بود که در هر حالت صبغهی قومی و حتا منطقهای داشت. در حالیکه رویداد اصلی (سربریده شدن گروگانها) همانطور که گفته شد عدم توفیق دولت در تأمین امنیت مردم بهدلیل وجود فساد، تبعیض و بیکفایتی رهبران دولت را شامل میشد. بر این اساس مطالبات نباید به امر جزئیِ محدود به یک منطقه یا طایفه یا قبیله و قوم خاص فروکاسته میشد. بلکه باید حداکثر تلاش میشد تا ابعاد کلی و همهشمول که بازتابدهندهی نیازهای عموم مردم به امنیت بود، را در بر میگرفت و مطالبات جزئی در زیر چتر مطالبات کلی گنجانده میشد. ۴. عمر زمانی حرکت تبسم حتا ۱۸ ساعت هم نشد و همه متفرق شدند. یکی از دلایل آن این بود که اعتراضکنندگان قبلاً بهواسطهی سازماندهندگان تنها از نظر احساسی تحریک شده بودند ولی شعوراً تفهیم نشده بودند که نا امنی، فساد، تبعیض، بیکفایتی دولت و موازی با آن خاموشی مردم، هر روز دامن تهدیدات و فاجعه را گسترده تر ساخته و در هر لحظه امکان دارد شما – هزاره و تاجیک و ازبک و پشتون و قزلباش و ترکمن و سیک و …- نیز یکی از قربانیان بعدی باشید. بناءً همه باهم باید بر علیه ریشههای ناامنی (فساد، تبعیض و بیکفایتی سیاسی رهبران دولت) به اعتراض بر خیزیم.
در نتیجهی نواقص یادشده، آن حرکت جمعی – تبسم – دستآوردهای قابل ملاحظهیی در تغییر وضعیت – هم در سطح دولت و هم در سطح جامعه – نداشت. دستآورد کلان و قابل لمس آن ضربهی فنی خوردن آقای محقق بود که این امر با توجه به شرایط و بافت قومی ساختار دولت، به ضرر اعتراضکنندگان تمام شد تا به نفعشان.
از این جهت من ذیلاً پیشنهاد میکنم تا در مورد حرکت جمعی مورد نظر – جنبش روشنی – بهبهانهی توتاپ، آن اشتباهات تکرار نشود.
نام حرکت جمعی
دو نام «انقلاب روشنی» و «جنبش روشنی» نامهایی هستند که تا کنون در مورد حرکت مورد نظر در رسانهی اجتماعی بهکار برده شده است. اما این نامها در ذهنیت عمومی بازتاب ملی نخواهد داشت. بهدلیل اینکه این حرکت با مطالبهی انتقال لین برق توتاپ از مسیر بامیان، توسط هزارهها مطرح شده و احتمالاً سازماندهی خواهد شد و اتفاق خواهد افتاد. ذهنیت عام مردم با این ذوق روشنفکرانه قضیه را نمیبینند بلکه صورتهای عینی قضیه – بامیان، هزاره، توتاپ و امثال اینها – را میبینند. بناءً نام نباید به معلول خاص – توتاپ – و اقتباسات روشنفکرانه از آن – انقلاب روشنی ، جنبش روشنی – محدود شود. نام باید از عوامل عینی و قابل درک مانند فساد، تبعیض، بی کفایتی رهبران دولت و امثال اینها اقتباس شود، تا بتواند بازتابدهندهی درد و آلام و خواستهای عموم مردم باشد نه ذوق و سلیقهی قشر روشنفکر. من مشخصاً نام حرکت مورد نظر را «خیزش مردمی علیه فساد و تبعیض» پیشنهاد میکنم. ممکن بگویید توتاپ چه میشود پس؟ توتاپ یک مطالبه است و آنرا در بخش مطالبات اعتراضکنندگان میشود در چتر مطالبات کلانتر گنجاند.
شعارها و مطالبات
شعارها و مطالبات نباید محدود به توتاپ شود. برای اینکه بتوان سایر هموطنان را نیز مشمول حرکت اعتراضی خود کرد، شعارها و مطالبات باید بازتابدهندهی خواست عمومی باشد. خواست عموم مردم «روشنی» است. محو فساد و تبعیض است. اصلاحات است. حاکمیت قانون است. مثلاً شعار برق، روشنی! خواست ملت از بدخشان تا هلمند، ملت انکشاف متوازن میخواهد، دیگر محرومیت نمیخواهیم و امثال اینها، میتواند صبغهی ملی حرکت را برجستهتر کند و گویای درد و رنج و خواستهای دیگران هم واقع شود. بناءً شعارها نباید تنگ و محدود و یا هم مرگ بر ارگ و مرگ بر فلانی و بهمدانی و امثال اینها باشد.
در بخش مطالبات نیز فراگیر بودن شرط است. تنها مطالبهی توتاپ، درمانکنندهی درد و رنج محرومیت محرومان نیست. محرومیت مسألهی ملی است. ما در بامیان از روشنی محرومیم و با توتاپ ممکن اندکی روشن شویم، اما مردم در زابل و هلمند و کندز و دهها ولایت دیگر ضمن محرومیت از روشنی برق، از داشتن یک باب مکتب و یک جای امن و امان برای زندگی محروماند هنوز. آنها با گشودن درب مکاتب، تأمین امنیت، محود فساد، محو تبعیض، تطبیق قوانین و امثال اینها روشن میشوند. چون آنها با غرق شدن دولت در فساد و بیکفایتی و تبعیض در تاریکی فرورفتهاند. آنها را نیز باید با خود در مبارزه با محرومیت، فساد و تعبیض فراخواند.
دامنه و اهداف
اهداف هر حرکت جمعیِ اعتراضآمیز تغییر وضعیت موجود است. دستیابی به اهداف حرکتهای اعتراضی، ارتباط مستقیم با دامنه و پایداری آنها دارد. مثلاً در حرکت مورد نظر، اگر کل هدف، قبول تغییر مسیر توتاپ از سالنگ به بامیان توسط دولت باشد، برای دستیابی به این هدف دامنه و پایداریِ حرکت نقش اساسی دارد. اگر دامنهی حرکت محدود – چه به لحاظ قومی یا هر دلیل دیگر – و پایداری آن مورد تردید باشد، در آنصورت حرکت ناموفق خواهد بود. بناءً اهداف حرکت باید تغییر وضعیت – محو فساد، محو تبعیض، محو محرومیت و امثال اینها – باشد نه صرفاً برآورده شدن یک مطالبهی خاصی مثل توتاپ. چون اهداف فراگیر میتواند بازتاب ملی و بینالمللی مطلوب داشته باشد و در گسترش دامنهی حرکت تأثیر مستقیم بگذارد؛ بهطوریکه در صورت تداوم اعتراضات و مقاومت دولت در مقابل خواستهای مشروع مردم، تعداد بیشتر مردم و دولتهای دیگر به حمایت از مظاهرهکنندگان، رهبران دولت را مخاطب قرار دهند.
شیوهی اجرا
شیوهی اجرای حرکت مورد نظر قطعاً بهشکل تظاهرات مدنی و مسالمتآمیز با حمل شعارها، در زمان و مکان مشخص، با مطالبات مشخص و بهطور سازمانیافته توسط خود مردم خواهند بود. اما آنچه شایان توجه میباشد این است که سازماندهندگان اولاً کفایت لازم برای رهبری موفقانهی حرکت را داشته باشند. یعنی سازماندهندگان نباید خطایی انجام دهند که مشروعیت حرکت را زیر سوال ببرد و حرکت به بحران کشیده شود. مثلاً شعار سقوط نظام، سوق مظاهرهکنندگان بهسوی خشونت و امثال اینها میتواند حرکت را آسیب جدی بزند. دوماً سازماندهندگان قبلازقبل تدابیر لازم برای تحت کنترل نگهداشتن حرکت را باید سنجیده باشند و بر همان اساس حرکت را رهبری نمایند.
چالشها و تهدیدات
در حرکت مورد نظر نخستین تهدید و چالش این است که یاغیان و دشمنان افغانستان مثل طالبان، شبکهی حقانی و امثال آنها از بیرون حرکت، بهمنظور بحرانی ساختن وضعیت و سوءاستفادهی سیاسی، دخالت سوء نموده، بین مردم و دولت تقابل خشونتبار ایجاد نماید. دومین تهدید این است که مظاهرهکنندگان ممکن اقدامات خشونتبار انجام دهند و دولت بهانهی قانونی برای سرکوب اعتراضات پیدا کند. سومین تهدید این است که حرکت مورد معاملهی سیاسی قرار گیرد. بناءً مورد اول تهدید، مسئولیت متقابل دولت و مردم است که باید به آن توجه ویژه نمایند و در صورت پیش آمدن حادثهی بحرانزا، سازماندهندگان حرکت، از تقابل خشونتبار مردم و دولت جلوگیری نمایند. تهدیدات دوم و سوم مسئولیت مستقیم سازماندهندگان است که باید قبلازقبل تدابیر لازم را برای جلوگیری از آن بسنجند.
محدودیتها
برای حرکت مورد نظر دو محدودیت جدی وجود دارد. محدودیت اول محدودیت قانونی است که نباید در انجام حرکت از حدود قوانین ملی کشور پا را فراتر گذاشت. محدودیت دوم محدودیت دامنهی حرکت است. احتمال زیاد میرود که سازماندهندگان نتوانند حرکت را از محدودهی تنگ قومی فراتر ببرند.
نتیجتاً میتوانم بگویم که موفقیت حرکت از همین حالا مورد تردید است. اینکه فلان وکیل و فلان والی و فلان رئیس از سایر اقوامِ هموطن اعلام حمایت یا همدردی و همسویی کرده، کافی نیست. با آنها و سایرین باید صحبت و کار شود که همتبارانشان را همسو و هماهنگ با ما بسیج نمایند تا همه بر علیه فساد، تبعیض، و تغییر وضعیت موجود اقدام مدنی نماییم. بناءً ایجاب مینماید تا بهمنظور ایجاد هماهنگی، همسویی و بسیج ملی، کارهای بیشتری انجام شود و از تصمیمگیری سراسیمه و پرشتاب گذشت. ولی در عینحال باید تبوتاب اعتراض را همچنان پر شور نگهداشت.
نویسنده: جمعه احمدی
منبع: اطلاعات روز
انتهای پیام
