شفقنا افغانستان-در ده سال پسين، حامد كرزي براي تقويت گروه طالبان تمام تلاشش را انجام داد؛ حملات شبانه و عمليات با سلاح هاي سنگين را بالاي آنان به صورت قطع ممنوع كرد. هر باري كه طالبان جنايت آفريدند، حامد كرزي صدا كرد:«مرَوَره ورونه تاسو زموژ ورونو ياست»؛ هر باري كه طالبان مكتب و كلينيك را آتش زده و جاده و پل را با بم منفجر كردند، كرزي صدا زد:«تاسو وران كرل او موژ بياجورو»؛ هر باري كه طالبان مسووليت فجايع بزرگ حملات انتحاري و آدم كشي را در كشور پذيرفتند، كرزي تأكيد ورزيد كه اين كار شما(طالبان) نيست، كار دشمنان بيروني است؛ هر باري كه نيروهاي امنيتي كشور با خطر جان انتحاري و تروريستان را بازداشت كردند، كرزي با تقديم تحايف و انعام تروريستان را رها ساخت و خلاصه تا توانست براي اين موجودات ننگين و هار، زمينه رشد و فعاليت فراهم ساخت و هويت كاذب برادران ناراضي به آنان داد. برخورد قومگرايانه آقاي كرزي نسبت به طالبان و عدم محاكمه اين جنايت كاران، از اين گروه چنان يك گروه خون آشام بار آورد كه تنها نظايرش را می توان گروه تروریستی داعش و بوكوحرام را در عراق و سوريه و افريقا ميتوان يافت. طالبان در زمان كرزي هيچ ترسي از محاكمه و مجازات در دل نگرفتند و با خيال راحت حتا عهده دار مسووليت قتل كاكا و برادر آقاي كرزي هم شدند.

اشرف غني احمدزي هم به سلسله سلفش كرزي، براي نوازش طالبان كمر بست و در روزهاي اول رفتنش به ارگ، متفكر مآبانه، آنان را مخالفان سياسي خواند و با اين حرفش خيال تروريستان را براي دوام خون آشامي و قطاع الطريقي راحت كرد.
در حاليكه واضح و آشكار است كه طالبان و مهمانان عرب و چيچيني و پاكستاني آنان بالاي هيچ يك از اقوام كشور رحم نميكنند، نيت هردو رييس جمهور(حامد كرزي و اشرف غني) در برابر سركوب واقعي آنان تغيير نكرد؛ حوادث غم انگيز بي شماري در كشور توسط اين خون خواران رقم خورده است؛ ده ها تن از مردم پكتيكا چند سال پيش در ماه رمضان كشته شدند و شهر ارگون به خاك يكسان گرديد؛ در يك مسابقه واليبال ده ها تن ديگر در اسماعيل خيل همان ولايت به خاك و خون غلتيدند؛ به سلسله قتل ها و كشتارهاي طالبان، موج اختطاف و قتل و گروگان گيري هزاره ها از سوي طالبان و مهمانان خارجي شان در مسير راهاي غزني و زابل به راه افتاد؛ بازهم با آنكه وجدان هاي بيدار و مردم عزتمند كشور فرياد هاي دادخواهي سر دادند و خيمه هاي تحصن برافراشتند، نشاني از دستور سركوب تروريستان از جانب رييس جمهور به مشاهده نرسيد تا اينكه حادثه تروريستي چندي قبل بر رياست دهم امنيت ملي به وقوع پيوست. وقوع اين انفجار كم سابقه، كه آرامش ارگ نشينان را در فاصله چند متري برهم زد، اين بار آقاي غني در زير احساسات فراگير، حكم اجراي اعدام چند طالب جنايت كار را امضا كرد و هرچند نمايشي؛ اما اين حكم عملي گرديد.

حال، كار به جايي رسيده است كه طالبان برخلاف گذشته كه مسافران را با تفكيك تذكره و نام و چهره از موتر پايين ميكردند، بدون حفظ احترام به زنان و اطفال، مسافران را در قندوز به گروگان گرفتند و شماري از آنان را به رگبار بستند. اكنون كه كارد از استخوان هم گذشته است، لازم است يك بسيج عمومي براي نابودي پديده زشت طالب در كشور و شناسايي و سركوب عناصر همسو با طالب در درون ارگ و نهادهاي دولتي به راه انداخته شود و هرگاه وضعيت به گونه ي كه هست، ادامه يابد؛ حوادث غيرقابل انتظار توسط اين ددمنشان قرون وسطايي رقم خواهد خورد. ديگر دادخواهي و تقبيح و نكوهش آن هم از نوع با شديدترين الفاظ كارگر نمي افتد.
نویسنده: اسدالله نادری
انتهای پیام
