شنبه 26 ثور 1405

آخرین اخبار

اکونومیست: جهان در آستانه «آخرالزمان شغلی» هوش مصنوعی قرار دارد

شفقنا افغانستان- نشریه اکونومیست در گزارشی نوشته که دنیا...

فریاد عدالت‌خواهی در کلام امام جواد(ع)؛ مناجاتی علیه ظلم و فساد

شفقنا افغانستان- امام جواد(ع) در مناجات کشف ظلم بیان...

ربایش ده‌ها دانش‌آموز در نیجریه؛ بازگشت سایه وحشت به مدارس

شفقنا افغانستان– ساکنان ایالت بورنو در شمال شرقی نیجریه...

العرب: جنگ ایران محصولات زراعتی مصر را نابود می‌کند

شفقنا افغانستان - جنگ جاری در منطقه خاورمیانه فشارهای...

طالبان: ترکیه برای ۲۰ هزار افغان ویزای دامداری صادر می‌کند

شفقنا افغانستان _ وزارت مهاجرین طالبان اعلام کرده است...

محقق از افزایش فشارهای مذهبی بر شیعیان هشدار داد

شفقنا افغانستان _ محمد محقق، رهبر حزب وحدت اسلامی...

مقام ارشد آمریکایی: افغانستان همچنان در خط مقدم تهدیدهای تروریستی قرار دارد

شفقنا افغانستان- یک مقام ارشد نظامی ایالات متحده اعلام...

بازگشت اجباری بیش از ۵ هزار مهاجر افغانستانی در یک روز؛ تشدید بحران انسانی

شفقنا افغانستان– معاونت سخنگوی طالبان اعلام کرد که روز...

نرخ اسعار خارجی در برابر پول افغانی/ شنبه ۲۶ ثور ۱۴۰۵

شفقنا افغانستان – بر اساس اعلام سراسری شهزاده، بازار...

نیویورک تایمز مدعی شد؛ احتمال ازسرگیری جنگ ایران و آمریکا ظرف چند روز آینده

شفقنا افغانستان– روزنامه نیویورک تایمز بامداد شنبه ادعا کرد...

نگرانی بریتانیا و سازمان ملل از بازداشت خبرنگاران در افغانستان

شفقنا افغانستان _ هم‌زمان با افزایش فشارها بر رسانه‌ها...

جوانی در کابل کشته و موترش ربوده شد

شفقنا افغانستان _ منابع در کابل می‌گویند یک جوان...

۵ میلیون قربانی سوءتغذیه در افغانستان؛ هشدار تازه برنامه جهانی غذا

شفقنا افغانستان _ برنامه جهانی غذا (WFP) هشدار داده...

ورعی در گفت وگو با شفقنا: هر آنچه که باعث تضمین بقای حکومت بود از اهل بیت سلب می شد

شفقنا افغانستان – حجت الاسلام والمسلمین سیدجواد ورعی، مدرس و محقق دینی در گفت‌وگو با شفقنا، ویژگی های شخصیتی حضرت زهرا(ص)، تاریخچه و محورهای خطبه فدکیه ایشان را بیان و نسبت به این نظر که زنان جامعه  اسلامی نتوانستند از حضرت زهرا(س) الگوبرداری کنند، انتقاد کرد.

 

وی همچنین با اشاره به تاریخچه فدک و اختلافی که بر سر این موضوع و خلفای صدر اسلام به وجود آمد گفت: خلفا فدک و هر چه که می توانست منشا قدرتی مالی و اجتماعی برای اهل بیت باشد را به طور کلی از آنها سلب می کردند تا بتوانند بقای حکومت خود را تضمین کنند، اگر اهل بیت پیامبر از یک قدرت مالی و اجتماعی و موقعیت سیاسی برخوردار بودند، آنها نمی توانستند به راحتی بقای حکومتشان را که با آن وضعیت به دست آورده بودند، تضمین کنند لذا وقتی حضرت زهرا(س) به مسجد آمدند و با خلیفه اول بر سر مساله فدک بحث کردند، تنها متکی به مساله فدک نشدند و به مسایلی همچون خلافت و نتیجه نگرفتن زحمات پیامبر اشاره کردند.

 

او معتقد است: مگر مردان در جامعه ما توانستند آنطور که باید و شاید از امام علی(ع) الگو بگیرند که ما بگوییم زنان از زهرا(س) نتوانستند الگو بگیرند! الگوبرداری از بزرگان که امروز آفتی در جامعه ماست، تنها اختصاص به زنان ندارد و احتیاج به آسیب شناسی دارد که آیا ما نتوانستیم این بزرگان را به عنوان الگو آن طور که باید معرفی کنیم یا علل و عوامل مختلف دیگری وجود دارد.

 

حجت الاسلام والمسلمین ورعی همچنین با بیان اینکه ما حضرت زهرا(س) را الگوی نه تنها مسلمانان بلکه الگوی هر انسان آزاده ای می دانیم و از حضرت درس می گیریم که اگر پای تضییع حق به میان بیاید و ایستادگی در برابر ظلم و ستم پیش بیاید این تکلیف اختصاص به مردان ندارد بلکه زنان هم این تکلیف را برعهده دارند.

 

او می گوید: ما حساسیتی که نسبت به بدحجابی در جامعه داریم را نسبت به بسیاری از مفاسدی که قطعا از بد حجابی مهم تر هستند نداریم! مسایلی مانند رشوه، فساد اقتصادی، دروغ و ریا، آفت های کمی نیستند و ریشه اخلاق اجتماعی را می سوزانند؛ ما حساسیت مان نسبت به اینها کمتر است در حالی که باید بیشتر باشد.

 

متن گفت وگوی شفقنا با حجت الاسلام والمسلمین ورعی را می خوانید:

 

 

 

* ویژگی های شخصیتی حضرت زهرا(س) و حضور ایشان در عرصه اجتماعی و سیاسی را چگونه ارزیابی می کنید؟ مهم ترین فعالیت های ایشان در آن مقطع تاریخی چه بود؟

 

ورعی: بهترین صحتی که می توان در مورد شخصیت حضرت زهرا(س) آورد، قرآن است، قرآن شخصیتی را از حضرت زهرا(س) ترسیم می کند که در فضای آن روزی که قرآن نازل و پیامبر(ص) مبعوث شد، زن ها کوچک ترین ارزشی در جامعه جاهلی آن روز نداشتند بلکه تولد فرزند دختر مایه ننگ و عار صاحبان فرزند بود. وقتی دختری برای مردی به دنیا می آمد و خبر می دادند که همسرت دختری را به دنیا آورده با خفت و خواری و با یک بحران روحی روبرو می شد و به فکر فرو می رفت که چه کند و این ننگ و عار را چگونه از دامن خود پاک کند، این ماجرا را خداوند هم در قرآن کریم نقل کرده است، خداوند در سوره نحل می فرماید:‌ «وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالأُنثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ؛ وقتی خبر می دادند که همسرت دختری را به دنیا آورده چهره اش سیاه می شد و از شدت غم و اندوه دلتنگ می شد. يَتَواري‏ مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ ما بُشِّرَ بِهِ؛ از میان قوم و قبیله خود فرار می کرد تا با کسی روبرو نشود. أَ يُمْسِکُهُ عَلي‏ هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرابِ؛ به فکر فرو می رفت که با نگه داشتن فرزند دختر این ننگ و عار را تا آخر عمر تحمل کند یا اینکه او را در خاک زنده به گور کند.» چنین فرهنگی در دوره جاهلیت حاکم بود. اگر انسان با توجه به آن فضا و فرهنگ حاکم بر جامعه آن روز نگاه کند، متوجه می شود که این تعابیر بلندی که قرآن درباره شخصیت زن و مشخصا حضرت فاطمه به کار برده گویای چه عظمتی از موقعیت زن در فرهنگ اسلامی و شخصیت حضرت زهرا(س) است.

 

تعبیراتی که قرآن درباره حضرت زهرا(س) به کار برده کاملا گویای شخصیت حضرت زهرا(س) و جایگاهی است که در مکتب اسلام برای زن قائل شده است. معروف ترین تعبیر، تعبیر کوثر در سوره مبارکه کوثر است، وقتی دشمنان پیامبر(ص)، او را سرزنش کردند که شما نسلی از خود به جای نگذاشتید چون پسرانی که داشتید از دنیا رفتند، پیامبر(ص) از اتهامات و طعنه هایی که می زدند، غمگین شده بود، سپس سوره مبارک کوثر نازل شد و یک آرامش خاطری برای پیامبر(ص) بود. شان نزول این سوره مبارکه حضرت زهرا(س) است و شیعه و سنی بر آن اتفاق نظر دارند. کوثر به معنای کسی که منشا و سرچشمه خیر فراوان است، این به تنهایی گویای شخصیت حضرت زهرا(س) و جایگاه زن در فرهنگ اسلامی است.

 

یک عبارتی فخررازی از دانشمندان اهل سنت در این زمینه دارد، ایشان در تفسیر این سوره می گوید که مراد از کوثر فرزندان پیامبر است، چون این سوره در وصف کسی نازل شده که به پیامبر پند می داد که تو فرزندی نداری. لذا معنای کوثر از نظر ایشان این است که خداوند نسلی را به پیامبر عطا کرد که در گذر زمان باقی ماند؛ بعد خود ایشان می گوید با اینکه حکومت ها فرزندان و اهل بیت پیامبر(ص) را به قتل رساندند، اما اکنون جهان پر است از فرزندان حضرت زهرا(س) و از نسل پیامبر(ص)، در حالی که از بنی امیه هیچ فرد قابل اعتنایی باقی نمانده است، این دانشمند سنی یکایک فرزندان حضرت زهرا(س) و ائمه را شخصیت های بزرگی می داند که از نسل پیامبر باقی مانده اند و این سوره مبارکه نوید این معنا را به جهانیان داده است.

 

آیه “انما يريد الله ليذهب عنکم الرجس اهل البيت و يطهرکم تطهيرا” در شان حضرت زهرا(س) و اهل بیت پیامبر(ص) نازل شده است. پیامبر اکرم برای اینکه شخصیت زن در فرهنگ اسلامی را نشان دهند، از موقعیت های مختلفی استفاده می کردند که یک نمونه آن ایام مباهله است؛ وقتی پیامبر(ص) برای مباهله با بزرگان مسیحیت رفت، تنها بانویی را که همراه خود برد، حضرت زهرا(س) بود.

 

* در آن دوره صدر اسلام زنان فعالیت زیادی نداشتند، یعنی نگاهی که اعراب به زن داشتند نگاه خوبی نبوده و او را یک موجود اجتماعی و فعال نمی دانستند و صرفا دارای یکسری وظایف و محدودیت هایی برای او قایل بودند که زن را در آن چارچوب نگاه می کردند. وقتی پیامبر(ص) تعریف متفاوتی از زن و حضور او در جامعه اسلامی ارایه کرد، این مساله واکنش هایی را ایجاد نکرد؟ حضرت زهرا(س) خطبه فدکیه را ایراد می کنند و نگران جامعه اسلامی بعد از پیامبر(ص) هستند، این حضور اجتماعی حضرت زهرا(س) و ایراد خطبه واکنش هایی را در بین روسای قبایل و قومیت هایی که در آن زمان وجود داشت، ایجاد نکرد؟ آنها بابت اینکه حضور زن در اجتماع نهادینه شود، احساس خطر کردند یا اینکه توجه به زن تنها معطوف به حضرت زهرا(س) بود و با فوت ایشان حضور زنان در عرصه سیاسی و اجتماعی تمام شد؟

 

ورعی: در دوره جاهلیت نه تنها برای زن در عرصه اجتماعی و سیاسی موقعیت و شخصیتی قائل نبودند بلکه برای زن در محیط خانه نیز شخصیتی قائل نبودند. زن مایه ننگ و عار بود، زن را مانند کالا خرید و فروش می کردند، آنچه در مورد زنان بر پیامبر اکرم ابلاغ شد، موقعیتی برای زن ترسیم کرد؛ اولا یک هویت مستقلی برای زن تعریف شد که زن طفیلی مرد نیست و برای خود شخصیت دارد به همین دلیل از همان صدر اسلام برای زن یک مالکیت مستقلی تعریف شد یعنی زن می تواند مثل زن مالک باشد در حالی که هنوز در بسیاری از مکاتب امروز دنیا، تا دو قرن قبل برای زن مالکیت قائل نبودند و می گفتند که زن نمی تواند مستقلا مالک چیزی باشد یعنی مساله فراتر از اینهاست که برای زن موقعیت اجتماعی و سیاسی قائل نبودند. نکته دوم این است که در فرهنگ اسلامی غیر از مساله موقعیت اجتماعی و سیاسی برای زنان که در یک شرایط خاصی می تواند، وجود داشته باشد، برداشت من این است که اسلام نقش اولی که برای زن قائل بود، نقش مادری و تربیت فرزند است که شاید از دشوارترین کارهاست؛ مرد از عهده تربیت فرزند بر نمی آید لذا وقتی حضرت زهرا(س) و امام علی(ع) می خواستند، ازدواج کنند، پیامبر(ص) توصیه کردند که کارهای و مدیریت منزل با حضرت زهرا(س) و کارهای بیرون با حضرت علی(ع) است. این به معنای نفی ایفای نقش زن در عرصه اجتماعی و سیاسی نبود؛ شاهد این سیره حضرت زهرا(س) است که در ماجرای غصب خلافت و فدک ظهور و بروز پیدا کرد. سیره حضرت زهرا(س) و دفاع ایشان از حق و ایستادگی در برابر ظلم، دفاع از حقوق مردم و حق امامت و خلافت، برای ما حجت است و نشان می دهد که زن در یک شرایطی می تواند چنین نقشی را ایفا کند. ایراد خطبه فدکیه توسط حضرت زهرا(س) را می توان نمونه از حضور اجتماعی و سیاسی حضرت در جامعه عنوان کرد.

 

* درست است که این خطبه در رابطه با غصب فدک است، منتها مضامینی که حضرت زهرا(س) در خطبه فدک ایراد می کنند بیشتر معطوف به جامعه بعد از پیامبر(ص) است؛ ایشان انتقاداتی دارند به اوضاعی که در آن زمان حاکم شده بوده و جامعه ای که پیامبر در زمان خود ترسیم کرده بودند، در آن برهه زمانی چرا حضرت به اصول اسلامی تأکید کردند و دوباره به آنها اشاره داشتند؟ چه اوضاعی در آن زمان حاکم شده بود؟

 

ورعی: نسبت به مساله فدک چندین بحث قابل توجه است، یکی اینکه مساله فدک چه بود، ماهیت آن چه بود، چرا خلفا و خلیفه بعد از پیامبر(ص) فدک را از حضرت زهرا(س) گرفتند و غصب کردند و استدلالشان چه بود؟ دوم اینکه ارزش اقتصادی فدک چه بود، چه باعث می شد که اینها به فکر بیفتند که فدک را از حضرت زهرا(س) و فرزندانشان بگیرند؟ نکته سوم تاریخچه فدک است و نکته بعدی عکس العملی است که زهرا(س) در برابر این اتفاق تاریخی از خودشان نشان دادند؟

 

این خطبه درست است که به خطبه فدکیه معروف است؛ اما مساله فراتر از ملک شخصی است. فدک تقریبا یک دهکده و روستا مانند و متعلق به یهودیان بود و در سال 7 هجری بر اثر یک قرار داد صلحی که بین پیامبر و یهودیان فدک بسته شد، فدک به ملکیت شخصی پیامبر درآمد یعنی با جنگ و جهاد به دست نیامده بود که ما بگوییم جزو اموال مسلمین است، از نظر فقهی آنچه که بر اثر جنگ و جهاد به دست می آید متعلق به مسلمانان و بیت المال بوده است.

 

* یعنی یک معاهده شخصی بوده است؟

 

ورعی: بله! در حقیقت یهودیان فدک را به شخص پیامبر(ص) واگذار کردند و ملک شخصی پیامبر بوده است.

 

* مشخص نیست در قبال چه بوده و چرا به پیامبر(ص) واگذار کردند؟

 

ورعی: یهودیان توطئه هایی علیه اسلام و مسلمانان داشتند و آزار و اذیت می کردند؛ در سال هفتم هجری پیامبر(ص) منطقه فدک که در اطراف مدینه بود را محاصره کردند تا جلوی توطئه های آنها را بگیرد و مانند یهودیان دیگر با آنها وارد جنگ شود؛ اما وقتی پیامبر به سراغ آنان آمد، حاضر نشدند با پیامبر بجنگند و به قرارداد صلحی با پیامبر تن دادند. در واقع آنها فدک را به پیامبر واگذار کردند و در قبالش از پیامبر خواستند که با آنها وارد جنگ نشود و از سرکوب کردن آنها صرف نظر کند؛ همان زمان که پیامبر فدک را در اختیار گرفتند، این منطقه را به حضرت زهرا(س) و فرزندان ایشان بخشیدند با این بیان، فرمودند: «من مهری به مادرت خدیجه بدهکار هستم و به ازای آن این فدک را به تو و فرزندان تو می بخشم»

 

* اما چرا علمای اهل سنت این مساله را رد می کنند؟ دلیل شان چیست؟

 

ورعی: این مساله در منابع اهل سنت هم آمده است. تاریخچه مختصری از فدک می گویم. در سال 7 هجری، منطقه فدک توسط پیامبر اکرم به حضرت زهرا(س) واگذار شد، تا زمان رحلت پیامبر(ص) در اختیار حضرت زهرا(س) بود، با رحلت پیامبر خلیفه اول فدک را با توجیه اینکه برای بیت المال است، فدک را غصب کردند و بعد از سه سال که خلیفه اول از دنیا رفت، خلیفه دوم فدک را به فرزندان حضرت زهرا(س) برگرداند؛ حدود 10 سال در اختیار فرزندان زهرا(س) بود. مجددا خلیفه سوم فدک را پس گرفت و تقریبا تا زمان بنی امیه در اختیار حکومت بود. وقتی معاویه به قدرت رسید غیر از اینکه فدک در اختیارش بود، آن را بین سه نفر از عمرای خود، یزید، مروان بن حکم، عمربن عثمان تقسیم کرد. در زمان عمربن عبدالعزیز از خلفای بنی امیه فدک مجددا به فرزندان زهرا(س) برگردانده شد؛ این اقدام خلیفه مورد اعتراض هم قرار گرفت ولی اعتنایی به این اعتراض ها نکرد. در زمان یزید بن عبدالملک دوباره فدک را از فرزندان زهرا(س) پس گرفت.

 

در دوران بنی عباس هم برخورد یکسانی نسبت به فدک صورت نگرفته است. مثلا اولین خلیفه عباسی، فدک را به فرزندان زهرا(س) برگرداند؛ نوبت منصور که شد، آن را از فرزندان زهرا(س) پس گرفت. تا اینکه زمان مأمون رسید، دوباره مامون این منطقه را به فرزندان زهرا(س) پس داد و در دوره متوکل که دوباره این فدک از فرزندان زهرا(س) پس گرفته شد.

 

* چرا منطقه فدک تا این اندازه اهمیت داشته است که هر حاکمی بنا به صلاحدید خود قصد غصب آن را می کرده است؟

 

ورعی: به دلیل موقعیت و ارزش اقتصادی که فدک داشت. اصل ماجرا این بود که خلیفه اول وقتی فدک را غصب کردند، بحث این نبود که این منطقه جزو بیت المال است، ظاهر قضیه این بود که این جزو بیت المال است و گفتند حدیث جعل کردند و به پیامر نسبت دادند، فدک شهرکی بود پر از نخلستان که با نخلستان های کوفه مقایسه می شد و درآمد بسیار زیادی داشت؛ سالی 70 هزار دینار درآمد دهکده فدک بوده است. خلفا فدک و هر چه که می توانست منشا قدرتی مالی و اجتماعی برای اهل بیت باشد را به طور کلی از آنها سلب می کردند تا بتوانند بقای حکومت را تضمین کنند، اگر اهل بیت پیامبر از یک قدرت مالی و اجتماعی و موقعیت سیاسی برخوردار بودند، اینها نمی توانستند به راحتی بقای حکومتشان را که با آن وضعیت به دست آورده بودند، تضمین کنند لذا وقتی حضرت زهرا(س) به مسجد آمدند و با خلیفه اول بر سر مساله فدک بحث کردند، تنها متکی به مساله فدک نشدند و به مسایلی همچون خلافت و نتیجه نگرفتن زحمات پیامبر اشاره کردند.

 

* خطبه فدکیه چه محورهایی دارد و حضرت زهرا(س) در بیانات خود به چه اصول مهمی اشاره می کند؟

 

ورعی: حضرت زهرا(س) ابتدا به معرفی خودشان و نقش پدرشان در ادارات جامعه پرداختند تا به یاد مردم و خلفا بیاورند که حضرت زهرا(س) کیست، به کدام خانواده تعلق دارد، از جه جایگاهی برخوردار است، پدر ایشان چه خدمت بزرگی به جامعه آن زمان کرد و آنها را از جاهلیت و کفر نجات داد و هدایت کرد. نکته دوم تشریح شریعت اسلام و بیان علل احکام بود. این بخش از خطبه کاملا نشانه اوج مقام علمی حضرت زهرا(س) است و نشان می دهد که ایشان چه اشرافی به شریعت و معارف اسلامی داشتند. بخش دیگری از این خطبه پاسخ به استدلال های خلیفه بود مبنی بر اینکه پیامبران از خودشان چیزی به ارث نمی برند که زهرا(س) با استدلال به آیات قرآن اثبات کردند که پیامبران هم از خودشان ارث به جا می گذارند چنانچه پیامبران گذشته این کار را کردند و این حدیث هم یک حدیث جعلی است و هیچکدام از اصحاب پیامبر صدور چنین حدیثی را از پیامبر اکرم تایید نکردند. نکته دیگری که در این خطبه است، اشاره به دوران ذلت بار و نکبت بار جاهلیت عرب است و عظمتی که در پرتو اسلام و زحمات پیامبر(ص) به دست آوردند که حضرت زهرا(س) در واقع داشت زحماتی که پیامبر(ص) در این جامعه کشیده است را به مردم یادآوری می کرد. در بخش دیگر حضرت اشاراتی به مجاهدت های امیرالمومنین می کنند که این کاملا مرتبط با مساله خلافت است. اگر تنها مساله ملک فدک بود، شاید چندان ارتباطی به حضرت علی(ع) پیدا نمی کرد، ولی حضرت زهرا(س) فصلی درباره خدمات و مجاهدت های امام علی(ع) را بیان کردند.

 

بخش دیگری اختصاص دارد به نکوهش قدرت طلبان، جاه طلبان و منافقانی که پیامبر(ص) هنوز به خاک سپرده نشده، با مساله خلافت چه کردند؛ فتنه ای که در میان امت اسلامی ایجاد کردند باعث ریاست طلبی خودشان شد، وحدت امت اسلامی را به هم زدند و مسیر خلافت را از مسیر اصلی خودش منحرف کردند.

 

فراز دیگر سرزنش مهاجر و انصار است که شما چرا در برابر این حق کشی که حق امام علی(ع) و همچنین فدک را غصب کردند، سکوت کردید و فقط نظاره گرید، اشاره ای به خدماتی که پیامبر(ص) به دو قبیله اوس و خزرج در مدینه کردند که اختلافات دیرینه اینها را پایان دادند و عظمتی که مردم مدینه و انصار در پرتو هدایت پیدا کردند.

 

یک فراز دیگری هم هست که حضرت از مهاجر، انصار و دیگر یاران پیامبر(ص) درخواست یاری می کند و این را تاکید می کند من که درخواست یاری از شما می کنم، می دانم که شما پاسخ مثبتی به درخواست من نخواهید داد، اما می گویم برای اینکه با شما اتمام حجت کنم تا در روز قیامت بهانه ای نداشته باشید و نگویید که نمی دانستید واقعیات مساله چیست.

 

ما حضرت زهرا(س) را الگوی نه تنها مسلمانان بلکه الگوی هر انسان آزاده ای می دانیم و از حضرت درس می گیریم که اگر پای تضییع حق به میان بیاید و ایستادگی در برابر ظلم و ستم پیش بیاید این تکلیف اختصاص به مردان ندارد بلکه زنان هم این تکلیف را برعهده دارند؛ در واقع هر کسی که می تواند نقشی را در این زمینه ایفا کند، مسوولیت دارد و زهرا(س) این مسوولیت را به نحو احسن در زمان خودشان ایفا کردند.

 

* ایراد این خطبه چه تأثیراتی داشت، آیا همین سخنان باعث شد که خلیفه دوم فدک را به اهل بیت برگرداند؟

 

ورعی: تاثیر زیادی داشت نه به این معنا که مردم را تحریک کند و به میدان بیاورد، حضرت زهرا(س) در خطبه خود هم دارند که من چنین امیدی ندارم که به میدان بیاید و حق را بگیرید بلکه برای اتمام حجت می گویم. ولی از عکس العملی که خلیفه و صاحبان قدرت نشان دادند، معلوم می شود که خیلی می ترسیدند از اینکه این خطبه و سخنرانی اوضاع را دگرگون کند لذا خیلی با احتیاط با این مساله برخورد کردند. به عنوان مثال وقتی حضرت به یک مرحله ای رسید، خلیفه اول شروع کرد به تجلیل از پیامبر(ص) و امام علی(ع) و زهرا(س)، که اصلا مساله این نیست که ما بخواهیم حق شما را زیر پا بگذاریم و حرمت شما را نادیده بگیریم، شما خانواده چنین و چنانی هستید؛ سپس گفت فقط مساله این است که ما باید درآمد فدک را در جنگ و جهاد مصرف کنیم الان بیت المال مسلمین خالی است. در حقیقت خلیفه با این توحیجات و بهانه ها سعی کرد جلوی تحریک مردم را بگیرد چون اگر در آن مقطع برخورد تندی می کردند ممکن بود مسلمانانی که آنجا حضور داشتند، همه فرمایشات حضرت زهرا(س) را تصدیق می کردند. معمولا حکومت ها از ابزارهایی که در اختیارشان دارند، سعی می کنند جامعه را کنترل کنند، آن زمان هم از این ابزار برای کنترل جامعه استفاده کردند.

 

* یکی از نکات بسیار مهمی که در جامعه امروز ما مطرح می شود و مورد انتقاد قرار می گیرد، این است که زنان آن طور که باید و شاید نتوانستند از ویژگی های رفتاری و اخلاقی حضرت زهرا(س) در همه زمینه ها، الگوبرداری کنند. ریشه این مشکل را چه می دانید؟ این مطلب که حضرت زهرا(س) جدایی از اینکه یک زن بود و مقامی والا داشت، هیچ زنی قائل به رسیدن به ایشان نیست یا اینکه بزرگان دینی نتوانستند به درستی ویژگی های ایشان را مطرح کنند و به صورت الگو در آورده و به زنان امروز منتقل کنند، ریشه این مشکل نیست؟

 

ورعی: من معتقدم که زهرا(س) و سایر معصومین در عین حال که دارای مقامات والایی هستند، کاملا قابلیت این را دارند که الگویی برای دیگران باشند. من سوالم این است که مگر مردان در جامعه ما توانستند آنطور که باید و شاید از امام علی(ع) الگو بگیرند که ما بگوییم زنان از زهرا(س) نتوانستند الگو بگیرند؟ الگوبرداری از بزرگان که امروز آفتی در جامعه ماست، تنها اختصاص به زنان ندارد. منتها چون در مورد زنان مساله حجاب برجسته است و وضعیت حجاب در جامعه ما چندان مطلوب نیست ما این را مستمسکی قرار می دهیم و می گوییم که زنان نتوانستند از زهرا(س) الگو بگیرند، مگر مردان در زمینه هایی مانند صداقت، رفتار اجتماعی،کسب و کار، رفتار با همسر و فرزندان و سایر آحاد جامعه توانستند از علی(ع) الگو بگیرند و یک شیعه واقعی باشند.

 

این یک مشکل اجتماعی در همه اقشار جامعه، چه زن و چه مرد است و احتیاج به آسیب شناسی دارد که آیا ما نتوانستیم اینها را به عنوان الگو آن طور که باید معرفی کنیم یا علل و عوامل مختلف دیگری وجود دارد؛ من معتقدم امور اجتماعی به هم پیوسته است و معمولا این حوادث، اتفاقات و رفتارهای اجتماعی تک علتی نیستند بلکه ممکن است مجموعه ای از عوامل دست به دست هم داده باشند و این وضعیتی که چندان مطلوب یک جامعه شیعی نیست را به وجود آورده باشد و موجب نارضایتی باشد. ما حساسیتی که نسبت به بدحجابی در جامعه داریم را نسبت به بسیاری از مفاسدی که قطعا از بد حجابی مهم تر هستند نداریم! مسایلی مانند رشوه، فساد اقتصادی، دروغ و ریا آفت های کمی نیستند و ریشه اخلاق اجتماعی را می سوزانند؛ ما حساسیتمان نسبت به اینها کمتر است در حالی که باید بیشتر باشد.

 

انتهای پیام

www.afghanistan.shafaqna.com

اخبار مرتبط