شفقنا افغانستان-یمن یکی از کشورهای جنوبغربی خاورمیانه است که در پی امواج بهار عربی در سال ۲۰۱۱ وارد بحران شد. علی عبدالله صالح پس از ۲۱ سال از ریاستجمهوری این کشور بر اثر اعتراضات مردمی کنار رفت.
با برگزاری انتخابات ریاستجمهوری تکنفره در فبروری ۲۰۱۲ منصور هادی به قدرت رسید، ولی منازعات سیاسی با صبغه فرقهای بهخصوص بین گروه انصارالله به رهبری حوثیها و القاعده ادامه یافت. حوثیها در اعترضات علیه علی عبدالله صالح و سقوط وی نقش داشتند ولی نسبت به جایگاهشان در نظام سیاسی جدید نیز ناراضی گردیدند. حوثیها که زیدیمذهب هستند و عمدتا ساکن نواحی شمال و شمالغربی یمن، در سپتامبر گذشته صنعا پایتخت این کشور را تصرف کردند و حکومت وحدت ملی را اعلام داشتند.
دولت منصور هادی در ۲۱ جنوری سال روان استعفای خود را اعلام داشت و یک ماه بعد این استعفا را پس گرفت و شهر عدن را پایتخت خود اعلان کرد. عدن شهر بندری است که در سالهای ۱۹۶۲ تا ۱۹۹۰ زمانی که تحت تاثیر جنگ سرد، یمن نیز به دو کشور شمالی (جمهوری عربی یمن) و جنوبی (جمهوری دموکراتیک یمن) تقسیم شده بود، پایتخت یمن جنوبی بود. زمانیکه حوثیها عدن را نیز مورد هجوم قرار دادند ایتلاف کشورهای عربی به رهبری عربستان از ۲۶ مارچ سلسله حملات هوایی علیه مواضع حوثیها را آغاز کردند که تاکنون نیز ادامه دارد و طبق فیصله اتحادیه عرب در شرمالشیخ مصر احتمال اعزام نیروی زمینی نیز وجود دارد.
یمن روزهای دشوار و حساس را سپری میکند و به حمام خون تبدیل شده است در حالیکه دیپلوماتها و شهروندان کشورهای دیگر از یمن خارج میشوند بر میزان تلفات یمنیهای افزوده میشود. صرف نظر از بعد داخلی بحران یمن، آن سوی این بحران نوعی رقابت و منازعهای است که بین قدرتهای منطقهای وجود دارد. منازعهای که در اصل جنبه سیاسی دارد و جنگ برای استیلا و هژمونی منطقهای است اما رنگ و بوی فرقهای به آن داده شده است. از اینرو این منازعه در امتداد بحران سوریه و عراق پتانسیل بالایی برای رویارویی قدرتهای منطقهای و حتی فرامنطقهای دارد و احساس میشود چنین صفآرایی بهشکل پنهان و اشکار صورت گرفته است.
حال پرسش این است که منافع ملی کشور ما اتخاذ چه نوع رویکرد را در قبال این بحران ایجاب میکند؟ بهنظر میرسد برای افغانستان بهعنوان کشوری که در همسایگی و همجواری قدرتهای منطقهای درگیر در این منازعه قرار دارد و خود در بحران ثبات و امنیت به سر میبرد، تلاش برای دور نگهداشتن کشور از این تنش و رویارویی بهترین گزینه میتوانست باشد که با کمال تاسف چنین نشد. بیانیه ریاستجمهوری مبنی بر حمایت از موضع عربستان سعودی آنهم با استدلال، دفاع از حرمین شریفین علامت سوال بزرگی را در برابر دستگاه دیپلوماسی و پالیسیسازان سیاست خارجی ما قرار داده است.
با توجه به اینکه سیاست خارجی افغانستان به لحاظ سنتی در قبال جنگها و منازعات بینالمللی از قبیل جنگهای جهانی اول و دوم و حتا جنگ سرد، مبتنی بر اصل بیطرفی بوده است و با توجه به اینکه رویکرد کثیرالمحور دولت پیشین به زعامت رییسجمهور کرزی به رغم کاستیهایش، در راستای نوعی توازن منطقهای و بینالمللی تفسیر میشد.، اتخاذ سیاست جانبدارانه در این بحران به هیچوجه نمیتواند در راستای منافع ملی ما قابل تفسیر باشد. چنین گرایشی در سیاست خارجی ما میتواند بر آسیبپذیریهای ما افزوده و عواقب ناگواری را در پی داشته باشد.
موضع جانبدارانه در این بحران بیشتر از دستآوردی که فکر میشود برای ما داشته باشد، هزینه دارد. از یاد نبریم که ما برای تامین صلح و ثبات در کشور خود نیاز به همسوسازی همسایگان و شرکای منطقهای و جهانی خود داریم. ما هنوز در مراحل ابتدایی دولت- ملتسازی به سر میبریم و راه درازی تا عبور از دیوارهای قومیت و زبان و سمت و حکومتداری خوب در پیش داریم. از اینرو مداخله در بحرانی مثل یمن با موضع جانبدارانه از یکی از اطراف بحران موجب تحریک طرفهای دیگر میشود و از زوایای مختلف ما را متضرر میسازد.
از جانب دیگر با توجه به مواضع برخی از رهبران حکومت وحدت ملی و مقامات ارشد حکومت پیشین و برخی رهبران جهادی احساس میشود ملاحظات و نکتهسنجیهای خود دولتمردان و رهبران جهادی نیز در این بیانیه لحاظ نگردیده است. این امر جدای از بعد خارجی قضیه استحکام حکومت وحدت ملی را نیز با خطر مواجه میسازد زیرا این اولینبار نیست که صدای مخالفت و گلایه از درون ارگ شنیده میشود بلکه بارها شاهد چند صداهایی بودهایم.
منبع:هشت صبح
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
