شنبه 26 ثور 1405

آخرین اخبار

اکونومیست: جهان در آستانه «آخرالزمان شغلی» هوش مصنوعی قرار دارد

شفقنا افغانستان- نشریه اکونومیست در گزارشی نوشته که دنیا...

فریاد عدالت‌خواهی در کلام امام جواد(ع)؛ مناجاتی علیه ظلم و فساد

شفقنا افغانستان- امام جواد(ع) در مناجات کشف ظلم بیان...

ربایش ده‌ها دانش‌آموز در نیجریه؛ بازگشت سایه وحشت به مدارس

شفقنا افغانستان– ساکنان ایالت بورنو در شمال شرقی نیجریه...

العرب: جنگ ایران محصولات زراعتی مصر را نابود می‌کند

شفقنا افغانستان - جنگ جاری در منطقه خاورمیانه فشارهای...

طالبان: ترکیه برای ۲۰ هزار افغان ویزای دامداری صادر می‌کند

شفقنا افغانستان _ وزارت مهاجرین طالبان اعلام کرده است...

محقق از افزایش فشارهای مذهبی بر شیعیان هشدار داد

شفقنا افغانستان _ محمد محقق، رهبر حزب وحدت اسلامی...

مقام ارشد آمریکایی: افغانستان همچنان در خط مقدم تهدیدهای تروریستی قرار دارد

شفقنا افغانستان- یک مقام ارشد نظامی ایالات متحده اعلام...

بازگشت اجباری بیش از ۵ هزار مهاجر افغانستانی در یک روز؛ تشدید بحران انسانی

شفقنا افغانستان– معاونت سخنگوی طالبان اعلام کرد که روز...

نرخ اسعار خارجی در برابر پول افغانی/ شنبه ۲۶ ثور ۱۴۰۵

شفقنا افغانستان – بر اساس اعلام سراسری شهزاده، بازار...

نیویورک تایمز مدعی شد؛ احتمال ازسرگیری جنگ ایران و آمریکا ظرف چند روز آینده

شفقنا افغانستان– روزنامه نیویورک تایمز بامداد شنبه ادعا کرد...

نگرانی بریتانیا و سازمان ملل از بازداشت خبرنگاران در افغانستان

شفقنا افغانستان _ هم‌زمان با افزایش فشارها بر رسانه‌ها...

جوانی در کابل کشته و موترش ربوده شد

شفقنا افغانستان _ منابع در کابل می‌گویند یک جوان...

۵ میلیون قربانی سوءتغذیه در افغانستان؛ هشدار تازه برنامه جهانی غذا

شفقنا افغانستان _ برنامه جهانی غذا (WFP) هشدار داده...

تاریخچه ای از مداخلات ویرانگر عربستان سعودی در یمن

شفقناافغانستان- «اندرو هموند» عضو ارشد مرکز خاورمیانه و شمال آفریقا در «شورای اروپایی روابط خارجه» است. او در یادداشتی که وبسایت «میدل ایست آی» منتشر کرده است به سیر سیاستگذاری های سعودی در قبال یمن و انگیزه های پیدا و پنهان آن پرداخته است.

به گزارش سرویس ترجمه شفقنا در بخشی از این یادداشت آمده است:

درگیری در یمن را معمولا به عنوان یک جنگ سعودی علیه این کشور معرفی می‌ کنند، با این وجود، این دیدگاه چنین القا می‌ کند مداخله بی رحمانه‌ [عربستان] از سمت شمال، پدیده ی جدیدی است. حال آنکه، این مداخله در انواع متفاوت نظامی، اقتصادی و مذهبی، تاریخچه ای طولانی دارد.

در دوره ای که پایه های دولت مدرن سعودی شکل می گرفت، «عبدالعزیز» بنیانگذار آن، منطقه ی «عسیر» را اندک اندک از امامت یمن به تصرف خود در آورد و اگر به خاطر حضور بریتانیایی ها در «عدن» و تحت الحمایه هایش در جنوب نبود، شاید مناطق بیشتری را هم تصرف می کرد. حضور یک جمعیت عظیم در منطقه ای استراتژیک، همراه با دسترسی به «دریای عربی» و کنترل «باب المندب»، یمن را حائز اهمیتی می کرد که مزاحم جاه طلبی های سعودی برای تسلط بر سراسر شبه جزیره عرب بود. بدین ترتیب، این اولین آمارگیری‌ها بود که شمار حاضران در متصرفات سعودی را بیش از حد جلوه می داد تا آن را جلوتر از همسایه ی جنوبی خود نگاه دارد.

یمن، با ترکیب موزاییکی جوامع مذهبی اش که مغایر با دعوت وهابی بودند، پیوندهای فرهنگی و قبیله ای تاریخی اش با متصرفات سعودی در ناحیه ی مرزی، حافظه ی عمیق تاریخی اش از دستاوردهای تمدنی، و موقعیت استراتژیکش، هم به مثابه یک تهدید و هم به مثابه یک هدف انگاشته می شد. تکه تکه نگاه داشتن یمن در میان موجودیت های سیاسی، یک اولویت در سیاستگذاری [سعودی] بود. زمانی که «افسران آزاد» تحت حمایت «ناصر» در سال 1962 بر صنعا غلبه کردند، ریاض از امامت یمن (یعنی «سلطنت طلبان») حمایت کرد، اما پس از شکست ناصر در سال 1967 با رژیم جدید به توافق رسید، و به عنوان پشتوانه ی مالی دولت یمن شمالی و نیز بازار کار برای مهاجران یمنی نمایان شد. کمک های مالی به قبایل شمالی اغلب ویژگی دیگر این رابطه بود، و ریاض در جنگ داخلی 1994 از رژیم سوسیالیست حمایت کرد.

در دوران حکومت «علی عبدالله صالح»، نفوذ فرهنگی سعودی از طریق جذب افراد به مکتب سلفی گسترش یافت. اگرچه صحیح نیست که سلفی گرایی در یمن را به عامل سعودی تقلیل دهیم، رابطه ی سعودی در گسترش ایدئولوژی و فعالیت تسنن رادیکال اهمیت حیاتی دارد. «عبدالعزیز بن باز» مفتی متنفذ سعودی که در سال 1999 درگذشت، جریان دانش اندوزان یمنی به عربستان سعودی را تسهیل کرد؛ یکی از آنها به نام «مقبل الوادعی» به یمن بازگشت و بنیانگذار یک جریان سلفی در دهه 1980 شد. او هم ستایشگر و هم منتقد «بن باز» بود که پشتیبان مالی فعالیت های «الوادعی» بود. صالح از گسترش سلفی گرایی خشنود بود چرا که سنت جریان اصلی این مکتب، اطاعت از حاکم بود، و در تقابل با دیگر جریان های مذهبی و سیاسی قرار داشت که برای تغییر دولت به نام عدالت فعالیت می کردند. تنش بین حوثی ها و عربستان سعودی که در سال 2009 به جنگ منجر شد، تا بخشی، مبتنی بر تنفری بود که در جامعه ی «زیدی» خارج از شبکه ی حمایتی رژیم و نسبت به این هجوم سلفی وجود داشت.

اسناد «ویکی لیکس» – که گنجینه ای واقعی برای پژوهش های تاریخی معاصر است – نفوذ سلفی را به عنوان بخشی از الگوی مداخله ی سعودی در دوران حکومت صالح، و خصوصا در دوره پس از 1994 آن، مطرح می کند، که جالب توجه است. این اسناد، یمن را به عنوان کشوری ترسیم می کند که صالح آن را به وضعیت ارباب و رعیتی فرو کاست. عربستان سعودی از دولت و نیز رهبران طایفی حمایت مالی می کند تا حمایت از سیاست های سعودی را تضمین کنند و از ظهور یک فرهنگ دموکراتیک غیر قبیله ای و غیر فرقه ای جلوگیری به عمل آید. با این حال، اگرچه صالح برای ایجاد یک رابطه نزدیک با ریاض به سختی تلاش کرد، شاهزادگان سعودی با او و دیگر یمنی ها کماکان با تحقیر رفتار می کردند، و اغلب اجازه ملاقات با «عبدالله» پادشاه تازه متوفی را به او نمی دادند و «سلطان» ولیعهد او را می پذیرفت که «پرونده یمن» را در دستور کار داشت.

در زمان تجاوز «صدام حسین» به کویت در سال 1990، یمن به خاطر اشتباه محاسباتی صالح در اتخاذ سیاست ناسیونالیستی عرب، هزینه ی سنگینی را متحمل شد. عربستان سعودی برای انتقام از یمن که موضعی همدلانه نسبت به عراق اتخاذ کرده بود، حدود 850هزار یمنی را اخراج کرد. در سال 2013، هزاران نفر از آنها در سرکوب عمومی مهاجران غیر قانونی هدف حمله قرار گرفتند، اما عربستان سعودی از سالها پیش و بی سروصدا به اخراج ده ها هزار یمنی مشغول بود. در سال 2007، حدود 400هزار یمنی اخراج شدند، که عددی بزرگ بود، و بسیاری از آنها را با پروازهای «سعودی ایرلاینز» به صنعا بازگرداندند.

دیپلمات های غربی بر این باور بودند که یکی از اهداف استراتژیک بلندمدت عربستان سعودی در سیاست هایش در یمن این بود که مسیری را به سمت «دریای عربی» فراهم کند و بدین ترتیب «تنگه ی هرمز» را دور بزند. صالح از این هدف آگاه بود، اما یکی از اهدافی که رژیم سعودی از پرداخت پول به هواداران خود در ارتش، قبایل، و دولت [یمن] می جست این بود که جانشینی برای صالح بیابد که چه بسا رام و مطیع باشد. سیاست سعودی در قبال جامعه ی شیعه ی اسماعیلی در منطقه «نجران»، در قسمت سعودی مرز طولانی یمن، تحت تاثیر امیال مشابهی شکل گرفته بود.

ماجرای اسماعیلی ها جالب است. اسماعیلی ها که اکثریت جمعیت نجران را شکل می دهند، در سال 2000 علیه فرماندار محلی شورش کردند و دلیل آن را احساس آزار فرقه ای و جانبداری [فرماندار] از سلفی های وهابی در نظام بوروکراسی عنوان کردند. به دنبال آن، دولت سعودی، تحت نظارت «سلطان» ولیعهد و «نایف» وزیر داخله ی سابق، نقشه ای را برای اسکان قبایل سنی از یمن که ساکنان طولانی مدت آن منطقه بودند طرح ریزی کرد. هدف از این نقشه – که برای فلسطینیان در کرانه ی باختری و شیعیان در بحرین ناآشنا نیست – رقیق کردن اکثریت اسماعیلی بود. مدتها بود که سعودی ها از حضور یمنی ها حمایت می کردند، چرا که این مسئله در نگاه دولت سعودی یک عمق استراتژیک درون یمن و به سمت ساحل جنوبی بود.

اسناد ویکی لیکس ضمنا در مورد اولین جنگ سعودی با حوثی ها در اواخر سال 2009 و اوایل سال 2010 نیز روشنگری می کند. دیپلمات ها از سیاست سعودی در قبال شورش حوثی ها اظهار نگرانی می کنند، شورشی که در آن زمان پنج ساله بود و در نتیجه ی عملیات «زمین سوخته»ی صالح به سطح جدیدی از خشونت رسیده بود. دیپلمات های آمریکایی طرز فکر سعودی برای ریشه کن کردن حوثی ها را «خطرناک و توهم آمیز» توصیف می کنند و ترس خود را از این مسئله ابراز می دارند که عربستان سعودی «غیر عقلانی» عمل خواهد کرد و افراد زیادی را با تسلیحات آخرین مدل آمریکایی به قتل خواهند رساند، تسلیحاتی که آنها می ترسند سرانجام به دست القاعده بیفتد. در این اسناد، از عربستان سعودی و امارات متحده عربی به عنوان کسانی که تسلیحات را به سمت صنعا «پرتاب می کنند» یاد شده است، که این امر با واسطه ی جمهوری چک، اسلواکی، و بلغارستان انجام می شد. این اظهارات این احتمال را بر می انگیزد که جنگ فعلی سعودی در حال تخریب تسلیحاتی است که عمدتا به دست خود عربستان سعودی فراهم شده است.

این مسئله نیز شایان توجه است که سفارت آمریکا در مورد مسئله ی ایران اظهار نظر می کند. یکی از گزارش های ویکی لیکس به ادعای صالح اشاره دارد که یک کشتی ایرانی که حامل سلاح برای حوثی ها بوده است در ساحل توقیف شده است، و این سند بر اساس آنچه که «گزارشگری حساس» می نامد نتیجه می گیرد که این کشتی ابدا حاوی هیچ سلاحی نبوده است. در این گزارش به نقل از «استفن سش» سفیر سابق آمریکا در یمن می نویسد: «اگرچه سطح انعطاف، مهارت تسلیحاتی و تخصص تاکتیکی حوثی ها، می تواند و باید ما را به سمت بررسی دقیق ادعای وجود حمایت خارجی سوق دهد، این واقعیت کماکان به جای خود باقی است که «دولت جمهوری یمن» مکررا از اثبات ادعای خود مبنی بر اینکه شورش حوثی ها نوک نیزه ی ایران / حزب الله در یمن است، ناکام مانده است.»

این واقعیت که عربستان سعودی از مدت ها پیش نیرویی مخرب در یمن بوده است برای بسیاری از کسانی که سیاست های منطقه ای را دنبال می کنند شگفت انگیز نخواهد بود. طی روزهای اخیر، عناصر مهمی در این آخرین فصل از مداخلات شامل شده است: شاخه بالارونده ی خانواده سلطنتی سعودی که برای تحکیم اقتدار خود بر کشوری تلاش می کند که در آن مخالفان از سال 2011 به این سو به سختی سرکوب شده اند، جبران ناکامی در سوریه، ده سال به عقب رانده شدن عراق و لبنان، ناراحتی از روابط حسنه ی واشنگتن با ایران. با این حال، سالهاست که سیاست سعودی در قبال یمن ناکام مانده است، که دلیل آن عوامل متعددی از جمله قیام حوثی ها، مرگ شاهزاده «سلطان»، و آشوب های بهار عربی است. دلیل چندانی وجود ندارد که انتظار نتیجه ی قاطعی از تهاجم فعلی به یمن را داشته باشیم.

منبع: MEE / Andrew Hammond

ترجمه: شفقنا

انتهای پیام

www.afghanistan.shafaqna.com

 

اخبار مرتبط