شفقنا افغانستان-عرفان مهران در اطلاعات روز نوشت:حادثهی فجیع قتل فرخنده در کابل، جامعه را ناآرام کرد. موج برخاسته از این حادثه، محرک اقدامات جمعی زیادی در کابل پایتخت و شهرهای دیگر کشور گردید. بخشی از جامعه با محوریت جامعهی مدنی در حمایت از فرخنده و ذم و تقبیح جنایت و عاملان آن، اعتراضات و راهپیماییهای گستردهای را به راه انداختند. نسل جوان و تحصیلکرده که اغلب عضویت نهادها و باشگاههای مدنی را دارند، در قامت اصلاحطلبان هنجارها و ارزشهای اجتماعی قد برافراشتند و علیه آنچه به نام دین و آیین بر فرخنده جاری شد و حتا فراتر از آن، در کلیت جامعه جاری است، اعتراض کردند. در سوی دیگر ماجرا، برخی از چهرههای شاخص مذهبی و همچنین شماری از افراد در درون حکومت از آنچه جانیان علیه فرخنده انجام داده بودند، حمایت کردند. در سطح وسیعتر، بخشی از روحانیون پا به میدان اعتراض گذاشتند و علیه حرکت مدنیای که نسل جوان و دیگرخواه کشور به راه انداخته، قیام کردند.
حضور دو جریان مخالف و ناموزون در صحنهی اعتراضهای اجتماعی، نشانهی انقطاب ارزشی و هنجاری در جامعه میباشد. این دو جریانی که به میدان آمدهاند، نمایندهی دو طیف وسیع از جامعه میباشند که یکی خواستار تغییر و دگرگونی ارزشها و هنجارها و دیگری در صدد حفظ و تحکیم وضع موجود میباشد. در واقع میتوان گفت که جامعه تجربهی جدیدی را به آزمون گرفته و فراتر از شکافهای قومی و مذهبی، اینک وارد مرحلهی جدیدی شده و موضعگیریها اندک اندک حول محور ارزشهای اجتماعی و سنتهای فرهنگی شکل میگیرند. دو جریانی که اکنون در صحنهی اعتراضها مقابل هم قرار گرفتهاند، خواستهای مشخص و مطالبات روشنی دارند. نسل جوان و فعالان مدنی به دنبال تغییرات بنیادین در نظام ارزشها و باورهای اجتماعی است. فرض این جریان این است که حاکمیت این ارزشها و متولیان آن راه ورود ارزشهای جدید و انسانی را در جامعه مسدود ساخته و فرایند نوسازی و مدرنیزاسیون را به چالش کشیده است. اما جریان محافظهکار مخالف، این حرکتها را نشانهی شومی برای جامعه میدانند که ستون ایمان و اعتقادات مردم و تهداب فضیلت و معنویت جامعه را تخریب میکنند.
چنین تقابل و تصادم اجتماعی شاید امری عادی باشد و تمامی جوامع در شرایط گذار از سنت به مدرنیسم آن را تجربه کردهاند. در جامعهی ما هرچند امواج نوسازی و تحول بر کلیت بدنهی جامعه نرسیده؛ اما بخشهایی از این جامعه در شرایط تحول قرار گرفتهاند. نیروهای هواخواه تغییر در شهرها، بهویژه کابل، به شکل چشمگیری افزایش یافته و افکار عمومی نیز وفاداری شدید و سنتی خود نسبت به ارزشها و باورهای قدیمی را از دست داده است. بنابراین، جامعه در شرایط گذار قرار دارد و چنین رویاروییها به دلیل تمایل شدید محافظهکاران و قشرهای سنتی جامعه برای حفظ وضع موجود، طبیعی و عادی به نظر میرسند. آنچه در این فرایند مهم است، چگونگی غلبهی این نیروها بر یکدیگر و مسیر محتملی است که جامعه در پیش دارد. شاید پیشبینی وضع آینده دشوار باشد؛ اما انقطاب موجود میتواند نقطهی آغازی برای تحولی بنیادین در جامعه گردد.
در حال حاضر هرچند نیروهای محافظهکار در جامعه ریشهدارتر میباشند؛ اما پرسشهایی جدی و اساسی شالودههای فکری و سیاسی آنان را هدف قرار دادهاند. ناکارآمدیها، اشتباهات، رفتارهای ناشیانه و غیرمقبول باعث شده تا مردم دیگر وفاداری لازم را به قشر محافظهکار جامعه، بهویژه طیف روحانیت، را از دست داده و نسبت به مرجعیت آنان برای هدایت معنوی و اخلاقی جامعه شک و تردید کنند. نسل تغییر و تحول که خواستار رهایی از انحصار سنتها و باورهای موجود جامعه میباشد، در شرایط بهتری قرار دارد و نگاه مردم اکنون بیشتر به این جریان دوخته شده است. ارزشهایی که این جریان برای تودهها تعریف میکند، مقبولتر اند و این نسل چشمانداز آینده را بهتر به تصویر میکشد. با این وجود، هنوز این جریان دستخوش حرکتهای مقطعی و غیرپیوسته است و گسست و پراکندگی در اقدامات و عملکردهای آن وجود دارد. دسترسی به یک گذار کامل دشوار و زمانبر است و ایجاب میکند تا مقاومت و پافشاری بیشتری صورت گیرد. آنچه در این شرایط اهمیت دارد، تیوریزهکردن اهداف و آرمانها و ترسیم خط روشنی از آینده است تا از این طریق از گسست و انقطاعی که در جریان حرکتهای جمعی اتفاق میافتد، جلوگیری شود و از سوی دیگر، حمایت بیشتر تودهها برای تحول اساسی در جامعه، فراهم شود.
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
