شفقنا افغانستان-آیا مشکل افغانستان با تغییر شیوهی حکومتداری به نظام پارلمانی حل خواهد شد؟
در هفتهی گذشتهی هم رییس جمهور غنی و هم رییس اجرایی حکومت وحدت ملی افغانستان از ایالات متحده برای اظهار سپاس و جلب پشتیبانی دوامدار آن برای افغانستان دیدن کردند. در این سفر آنان از سوی سیاستمداران امریکایی بهخوبی پذیرایی شدند و سخنرانی غنی در نشست مشترک کانگرس با استقبال فراوان مواجه شد.
روز پنجشنه، من در نشست عبدالله عبدالله در انستیتوت بروکینگز در واشنگتن شرکت کردم. عبدالله عبدالله در همنوایی با غنی، گفت که کشورش سپاسگزار همکاریهای ایالات متحده است و خواستار همکاری دوامدار ایالات متحده در مسایل اقتصادی و امنیتی میباشد. با در نظرداشت زمینهها در منطقهی خاور میانه-جنوب آسیا، ابراز اینگونه احساسات فوقالعاده و غیرمعمول است. به طور کلی، بدیها و آسیبهای اقدامات دیگر ایالات متحده، به طور مثال، در عراق، سوریه و لیبیا، بیشتر از سود و خوبیهای آن بوده است. با جود آهستگی و دردناکی، افغانستان تنها جایی است که اقدامات امریکا به مردم آن کمک کرده که کشورشان را جایی بهتری برای خود بسازند.
حضور دوامدار ایالات متحده در افغانستان به این کشور کمک خواهد کرد که آهسته آهسته به سوی ثبات گام بردارد و این حضور باید از سوی تمام طرفها در منطقه استقبال گردد تا مبادا در قلب آسیا فضایی به میان آید که در آن هیچ حکومتی وجود ندارد. تصمیم رییس جمهور اوباما برای نگهداشتن 9800 سرباز در افغانستان تا پایان سال، بر اساس در خواست حکومت افغانستان، باید پیشرفت مثبتی دانسته شود، چون این حضور توسط اکثر مردم افغانستان حمایت میشود و میتواند پیامدهای مثبتی داشته باشد. دخالت باید به ندرت و حسابشده صورت گیرد، اما وقتی مسیر موفقانه طی میشود، فقط به این دلیل نباید از آن صرف نگردد که دخالتهای درست محاسبهنشده در جاهای دیگر مؤثر نبودهاند. پس از سرنگونی طالبان در سال 2001، اوضاع در افغانستان به شکل چشمگیری تغییر کرده، فعالیت جنگسالاران در حال زوال قرار دارد، آموزش و پرورش در حال گسترش است و رعایت حقوق زنان، گرچند، آهسته آهسته، بهبود یافته است.
نکتهای که عبدالله به تکرار به آن اشاره کرد این بود که افغانستان به جای متمرکز ساختن قدرت در دستان رییس جمهور که فقط بعد از پنج سال امکان تغییرش وجود دارد، باید به سوی تمرکززدایی از نظام سیاسی گام بردارد. همچنان، تمام 34 والی در سراسر افغانستان را رییس جمهور تعیین میکند. این بدان معناست که باشندگان یک ولایت هیچ نقشی در انتخاب مسئول درجه اول در ولایتشان ندارند. در کشوری به گوناگونی، کوهستانی بودن و از نگاه قومی چندپارچه مانند افغانستان، تمرکز قدرت تا این سطح بیش از اندازه مفرط به نظر میرسد. نظام ریاستی که در آن رییس جمهور همهچیز را در اختیار میگیرد، در کشوری به گوناگونی افغانستان، گروههای زیادی را از سهم گرفتن در قدرت که حقشان است، محروم میسازد. اکثر همسایگان افغانستان در جنوب آسیا، مانند پاکستان، هند و نیپال، دموکراسیهای پارلمانی اند و از طریق توزیع قدرت تنشهای سیاسی را تا حدودی مهار کردهاند.
عبدالله با اشاره به ناکارآمدی حکومت و جنجالهای پس از هر انتخابات ریاست جمهوری، استدلال میکند که یک نظام پارلمانی بخش زیادی از این مشکلات را حل خواهد کرد. به صورت عموم، تمام اقوام غیرپشتون در افغانستان نسبت به پشتونها بیشتر خواهان تمرکززدایی از قدرت هستند. اما تمرکز قدرت، نفوذ پشتونها را در سراسر کشور گسترش میدهد. رییس جمهور پیشین افغانستان با تمرکززدایی از قدرت با همان دلیلی مخالفت کرد که دیگران به آن خاطر خواهان تمرکززدایی از حکومت هستند. و آن دلیل، این است که افغانستان کشوری عمیقا چندپارچه و کوهستانیست و تمرکززدایی از قدرت باعث تجزیهی آن میشود.
با این وجود، به مثابهی بخشی از توافقی که منجر به تشکیل حکومت وحدت ملی بین غنی و عبدالله گردید، افغانستان به تدریج به سوی یک نظام تا حدودی پارلمانی گام خواهد برداشت. اما باز هم روشن نیست که غنی تا چه اندازه اجازه میدهد که این اتفاق بیفتد و بر سر راه آن سد ایجاد نمیکند. این موضوع نیز تا کنون روشن نیست که در آن صورت، رییس دولت چه کسی خواهد بود: رییس جمهور- مانند هند- یا شاید مانند گذشته، یک شاه رییس دولت باشد. شمار زیادی از مقامهای امریکایی نیز حمایتشان را از آوردن تغییر در قانون اساسی افغانستان ابراز کردهاند. آنان استدلال میکنند که نظام سیاسی افغانستان باید طوری سامان داده شود که بیشتر فراگیر و آیینهی تمامنمای مردم ساکن در آن کشور باشد. طنز تلخ تاریخ در این رابطه این است که ایالات متحده در روزهای نخست و در سال 2004 که پیشنویس قانون اساسی افغانستان تهیه میشد، بر حمایت از رییس جمهور قدرتمند تأکید میکرد که میتوانست نمونهبرداریشده از نظام امریکایی باشد. این تصمیم امریکا از آن جهت عجیب بود که دو کشور اشغال شده توسط امریکا- عراق و جاپان، هردو سر انجام، نظام پارلمانی را برگزیدند.
دانشمندان علوم سیاسی و مطالعات متعدد واضح ساختهاند که نظامهای پارلمانی منجر به ایجاد کشورهای آزادتر و بنبست حکومتی کمتر میشود، چون، وظایف اجرایی و قانونگذاری کاملا در تقابل با هم قرار ندارند. نظامهای ریاستی در کشورهای در حال توسعه، به تدریج سبب تمرکز قدرت در دفتر رییس جمهور میگردد. راهی را که افغانستان در پیش دارد تا حدود زیادی به چگونگی سازش غنی و عبدالله و توافق آن دو بر سر مسایل اصلی شکل/ساختار حکومت بستگی دارد. در حالی که احتمال دارد افغانستان برای کاهش مشکلات سیاسی در آیندهی نزدیک گامهایی در این راستا بردارد، اما برای تغییرات بزرگتر باید تا زمانی انتظار کشید که مسایل جدیتر کنونی- اقتصاد و امنیت- حل گردد. حکومت افغانستان مجبور است که نخست به این دو مسئله رسیدگی کند.
نویسنده: Akhilesh Pillalamarri
برگردان: جواد زوالستانی
منبع: مجلهی دیپلمات
انتهای پیام
www.afghanistanan.shafaqna.com
