شفقناافغانستان-معاونت چندین ساله ی محمد کریم خلیلی او را فردی محافظه کار ساخته بود و عموما اعتراضهای زیادی به عدم موضع گیریهایش برای حق خواهی از دولت را بر می انگیخت. در این مدت محقق میرفت که به رهبر کاریزما تبدیل شود و پا جا پای مزاری شهید بگذارد. او با اعتراضهایش به نارسایی ها در مناطق هزاره جات چندین بار پایه های حکومت کرزی را لرزاند و او را به واکنش واداشت. اعتراض میلیونی به وحشی گریهای افرادی به نام کوچی، نمونه ای است که در افغانستان سابقه نداشت و سبب شد که صدای هزاره ها با طنین بلند هم به گوش حکومت برسد و هم جامعه ی جهانی تلنگری خورده باشد. اما این شوری بود که خردی پشت آن قرار نداشت و دیری نپایید که اوضاع به همان منوال گذشته برگشت و هزاره ها در معادلات سیاسی در ردیف چهارم پس از ازبیک ها قرار بگیرند. دوره ی کرزی با تمام کمی ها و کاستی ها گذشت و میرفت که هزاره ها در دوره ی جدید صف آرایی منطقی داشته باشند و بتوانند جایگاه اصلی خود را به دست گیرند که اما این تصور اشتباه بود اینگونه نشد که هیچ با وجود سرور دانش در سمت معاونت ریاست جمهوری و قرار گرفتن محمد محقق در کنار عبدالله هزاره ها همچنان در جایگاه چهارم ماندند. و این دو در آغاز کار حکومت و معرفی کابینه به مجلس نتوانستند چانه زنی های لازم برای رای کسب کردن نامزد وزرای هزاره کنند. در ادامه ی ناکامی های این دو میتوان به گروگان گیریها اشاره کرد که انتظار میرفت محمد محقق به عنوان نماینده ی ارشد هزاره ها در حکومت، موضع گیری قاطعی داشته باشد و نسبت به روندی که ایجاد شده ایستادگی کند اما اینگونه نبود که هیچ، محقق حتا در برابر شایعاتی که از درون حکومت مبنی بر عملیات نیروهای امنیتی برای ازادی گروگانها پخش شد نیز واکنشی نشان نداد. اینک نزدیک به هشتاد نفر اسیر داریم که اگر همین روند ادامه داشته باشد بر تعداد اسرا افزوده میشود و آب از آب هم تکان نخواهد خورد.
هزاره ها اگر چه از نظر جمعیتی بیشتر از ازبیک ها است ولی مظلوم نمایی آنها در سیزده سال گذشته سبب شده که همچنان اسیب پذیرترین قوم در افغانستان باشد. دوستم در این روزها صدا در میدهد و برای مذاکرات صلح خط و نشان میکشد و به نوشته ی فارن پالیسی نادیده گرفتنش در مذاکرات صلح اوضاع را در افغانستان نگران کننده خواهد کرد اما در این میان سکوت ممتد رهبران هزاره ها آنها را همچنان افراد بی نقش و بی اثر در اوضاع موجود قرار داده است. عدم واکنش در برابر اسیر شدن گروهی هزاره ها این مسئله را به اشرف غنی و تیم حاکم القا میکند که هزاره ها به دلیل ترسی که دارند حاضرند که با هر فلاکت و بدختیی که برایشان رقم زده شود زندگی کنند. حال آنکه اگر نگاهی به گذشته داشته باشیم پیش گرفتن چنین سیاستی چیزی جز قلع و قم شدن هزاره ها را در پی نخواهد داشت. و باید رهبران سیاسی هزاره ها بدانند که اگر حق خواهی با سکوت همراه شد هیچ وقتی به آن نخواهند رسید و از زیر ظلم بیرون شدن نیازمند اقدامات مدبرانه ای است که شهید مزاری در پیش گرفت و با بلند کردن شعار ما حق خود را میخواهیم و هزاره بودن ننگ نیست جایگاهی را برای ما رقم زد که در گذشته نداشتیم اما امروز متاسفانه دوباره در حال از دست دادن آن هستیم. جناب محقق و خلیلی بداند که موفقیت تنها بر افتخار گذشته تکیه کردن به وجود نمی آید بلکه پیوسته مهارتهای لازم سیاسی را به کار بردن برای رسیدن به اهداف لازم است.
نویسنده : علی عطایی
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
