شفقنا افغانستان-توهین به رسول خداوند (ص) موضوع جدید و تازه ای نیست که مسلمانان را متعجب سازد اما چنین رفتارهای توهین آمیزی همچنان مسلمانان را خشمگین می کند؛ قبل از تولد پیامبر اسلام (ص) هم افراد کینه جو خدعه هایی برای به دنیا نیامدن ایشان انجام داده اند، بارها و بارها این کینه توزی ها برای از بین بردن ایشان تکرار شده است و در حال حاضر هم چهره های متفاوتی اما با همان طرز تفکر، توهین هایی به شخصیت، مسلک و مکتب ایشان وارد می کنند تا شاید تاثیرگذاری شخصیت و مکتب ایشان را کمرنگ و حتی بی رنگ کنند. خبرنگار شفقنا این موضوع را با مسعود بسیطی، کارشناس علوم تربیتی و ادیان و فِرَق در میان گذاشته است.
او در خصوص علل توهین به پیامبر و راه های مقابله با این موضوع می گوید: رفتارهای ناشایستِ برخی مسلماننماها سبب شده تا بسیاری از غیرمسلمانان به اشتباه این رفتارها را ناشی از شخصیت، باور و شیوهی تفکر پیامبر اسلام بدانند. امروز همه مسلمانان چه شیعه و چه سنی باید به اشتراکات و نکات وحدت آفرین مانند حدیث ثقلین تکیه کنند بنابراین وظیفه همه ماست که راه هر گونه اختلاف افکنی و تفرقه را ببندیم.
در ادامه متن گفت وگوی خبرنگار شفقنا با مسعود بسیطی کارشناس تربیتی و ادیان فِرَق را می خوانید:
* متاسفانه طی چند سال اخیر بارها شاهد هتاکی رسانههای غربی به ساحت نورانی پیامبر اکرم بودهایم؛ چرا هر چند وقت یکبار این اتفاق تکرار می شود؟
بسیطی: قبل از هر چیز باید به ریشه یابی این موضوع مهم پرداخت. به عقیدهی بنده، چراییِ چنین رفتارهای اهانت آمیز و جاهلانهای را در دو عامل کلیدی و ریشهای میتوان یافت:
عامل نخست: حسادت و کینهای که از دیرباز و حتی سالها پیش از تولد پیامبر آخرالزمان نسبت به ایشان وجود داشته و همچنان نیز ادامه دارد.
عامل دوم: رفتارهای ناشایستِ برخی مسلماننماها که سبب شده بسیاری از غیر مسلمانان به اشتباه این رفتارها را ناشی از شخصیت، باور و شیوهی تفکر پیامبر اسلام بدانند.
* ممکن است در مورد هر کدام از این دلایلِ ریشهای به تفکیک توضیح دهید؟
بسیطی: به تعبیر امیر مومنان علی ابن ابیطالب(ع)، خدایی که همه خلقت در برابر عظمت او خُرد و حقیر است از خُلق و خوی رحمت عالمیان به خُلق عظیم یاد کرده است. (وَ اِنّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظیم: سوره قلم، آیه 2)
بدیهی است این عظمت در طول تاریخ با حسادت عده ای روبرو گردد. حسودان نمی خواهند و نمی توانند این عظمت و نور خدا را ببینند. پس پیوسته برای خاموش کردن این نور می کوشند. (یُریدونَ لِیُطفِئوا نو رَ الله بِافواهِهِم وَاللهُ مُتّمُ نورِهِ وَ لَو کَرِهَ الکافِرون: سوره صف، آیه 8)
همانطور که عرض کردم کینه و حسادت نسبت به حق و حقیقت، سابقهای بس طولانی در طول خلقت دارد. بر اساس پیشگوییهای کتب مقدس و بشارات انبیا، مردم میدانستند در آخرالزمان برجسته ترین پیامبر الهی با شخصیت و ویژگیهای ممتاز از نسل اسماعیل فرزند ابراهیم علیهماالسلام به دنیا خواهد آمد. از آنجا که ظهور پیامبر آخرالزمان اتفاقی بسیار مهم و حساس بود، ویژگیهای نَسَبی، خُلقی و حتی چهرهایِ ایشان با جزییات کامل برای مردم شرح داده شده بود. به گونهای که علمای ادیان به خوبی میدانستند این پیامبر ستوده شده (احمد) از چه خانواده و نسل و نَسبی و در چه منطقهای به دنیا خواهد آمد. به تعبیر خداوند در قرآن، اهل کتاب پیامبر را چون فرزندان خود به خوبی می شناختند! (یَعرِفوُنَهُ کَما یَعرِفونَ اَبنائَهُم: سوره بقره، آیه 146)
برخی از پیروان موسی و عیسی(ع) به شوق دیدار این گل سر سبد خلقت، موطن سرسبز و حاصل خیز خود در بیت المقدس را رها کردند و به سرزمین بد آب و هوای حجاز کوچ نمودند. حضور چشمگیر یهودیان در مکه و مدینه و شهرهای اطراف در عصر رسول خاتم ناشی از همین امر بود. آنها به این امید به آنجا نقل مکان کرده بودند که خود یا فرزندانشان در جوار پیامبر رحمت باشند. اما در میان کوچندگان، افرادی بودند که با قصد و هدف دیگری پای به سرزمین عربستان گذاشته بودند. آنها آمده بودند تا نگذارند محمد مصطفی به دنیا بیاید! اگر محمد به دنیا میآمد، بسیاری از اهل کتاب به وی ایمان میآوردند؛ چراکه به فرمودهی پیامبران شان همگی در انتظار آمدن او و بهره مندی از نَفَس حیات بخشش بودند. برخی از منحرف شدگان از صراط مستقیم الهی از ترس آنکه با ظهور پیامبر آخرالزمان، اعتبار و جایگاه خویش را در میان قومشان از دست بدهند تصمیم گرفتند مانع تولد ایشان شوند.
ترورهای متعددی که دربارهی اجداد پیامبر(ص) در تاریخ دیده میشود، مؤیّد همین مطلب است اما از آنجا که ارادهی الهی بر تولد رحمت عالمیان قرار داشت، آنها هر بار وقتی موفق به ترور اجداد پیامبر میشدند که کار از کار گذشته بود و نور پیامبر اکرم از صلبی به صلب دیگر وارد شده بود.
مرگ هاشم پدر عبدالمطلب در جوانی، ترور عبدالمطلب در کودکی که بی نتیجه ماند، مرگ مشکوک عبدالله و حمله ور شدن به آمنه که به رسول خاتم باردار بود و با امداد غیبی نجات یافت، همه و همه بخشی از آن نقشهی شوم بود که عدهای حسود و معاند با حق عملی ساختند. حتی هنگامی که رسول خاتم به دنیا آمد از شرّ این خبیثان در امان نبود. اینکه نور چشمان عبدالمطلب پنج سال را در صحرا و به دور از دامان پر مهر خانوادهاش گذراند نیز به دلیل حفظ جانش از دست این حسودان بود. (بحارالانوار، ج 15.)
وقتی معاندان نور خدا نتوانستند پیامبر خاتم را پیش از ابلاغ ماموریتش از بین ببرند، تصمیم گرفتند به ترور شخصیت ایشان بپردازند. از این رو به شخصیتی که حتی دشمنانش او را دارای محاسن اخلاقی میشناختند و هنگام سفر، مال و ناموس خود را به او که وی را محمد امین میخواندند میسپردند، نسبت های ناروا وارد کردند. این کینهها و حسادتها در نگارش تاریخ هم راه یافت. امروزه منابع تحقیقی و مطالعاتی بسیاری از غربیان دربارهی سیرهی رفتاری پیام آور رحمت، کتب و آثاری است که در آنها شخصیت پیامبر اکرم عمدا و به دروغ شخصیتی خشن و غیر انسانی ترسیم شده است.
*رفتار مسلمان نماها که ذکر کردید، در این امر تا چقدر موثر بوده است؟
بسیطی: همان کینه و حسدی که در دل برخی از اهل کتاب با شعار برتریِ بنی اسراییل بر بنی اسماعیل و سایرین آغاز شد، کم کم به شکل گیری صهیونیست انجامید. به گونهای که امروز صهیونیست با همان آرمانها و شعارها، ترور شخصیتی پیامبر اسلام(ص) را عهده دار شده است.
یکی از خدعههای صهیونیست برای لجن مال کردن ساحت مقدس رسول خاتم و زیر سوال بردن دین مبین اسلام، عَلَم نمودن گروههایی است که هیچ نشانی از رسول رحمت و هیچ بویی از اسلام نبرده اند؛ اما توسط غولهای رسانه ای صهیونیست آنها به عنوان اسلام به جهانیان معرفی میشوند. نمونهی بارز این گروهها «وهابیت» است. وهابیت یا تفکر تکفیری اصولا همه مسلمین از هر فرقه و مذهب اسلامی غیر خود را کافر میشمارد. شیعه و سنی هم برایشان تفاوتی ندارند. پس تقویت این دُمَل چرکین که خود زاییدهی استعمار پیر بود، هدف اختلاف افکنی میان مسلمانان را محقق میکرد. این تفکر و اعمال وحشیانه و خشونت بارش نماینده و معرف اسلام به مردم جهان شد و اسلام هراسی را برای مردم جهان به ارمغان آورد.
*به نظر شما راه تقابل با خدعهها و نیرنگهای صهیونیست در این حوزه چیست؟
بسیطی: امروز اولین و مهم ترین وظیفهی همهی مسلمانان – اعم از شیعه و سنی – آن است که با یکدیگر متحد باشند و به صهیونیست و غول های رسانه ای اش اجازهی تفرقه افکنی و سوءاستفاده از اختلافات میان مذاهب اسلامی را ندهند. خواهران و برادران شیعه و سنّی باید بر نقاط مشترک تکیه کنند و از هر گونه اختلافی که باعث شعله ور شدن آتش کینه و جنگ و خونریزی بین مسلمانان شود، پرهیز نمایند.
ما باید هوشیار باشیم چرا که داعش و امثال داعش، ابزاری ساخته و پرداختهی صهیونیست هستند تا شیعه و سنّی را به جان هم بیندازند. در این فتنه از هر طرف کشته شوند استکبار جهانی از فرط خوشحالی در پوست خود نمیگنجند!
* پیش از آنکه به مابقی راهکارهای تقابل با برنامهی تخریبی صهیونیست در ارتباط با اسلام و رسول خاتم بپردازید، بهتر است به کدام یک از نکات اشتراکات آمیز تکیه کرد که تاثیر بیشتری داشته باشد؟
بسیطی: مهمترین نکتهی اشتراک بین تشیّع و اهل سنّت که ظرفیت بسیار بالایی برای ایجاد اتحاد و همدلی دارد، منشور جاوید وصیت رسول الله، یعنی پیام و مفهوم «حدیث ثقلین» است.
حدیث ثقلین از روایات متواتر بین همهی فرق و مذاهب شیعه و سنی است: “إِنِّی تَارِكٌ فِیكُمْ ثَقَلَینِ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِی أَحَدُهُمَا … كِتَابُ اللَّهِ … وَ عِتْرَتِی أَهْلُ بَیتِی لَنْ یفْتَرِقَا حَتَّى یرِدَا عَلَی الْحَوْض” (سنن ترمذی، ج 12، ص 258. ؛ شبیه همین مضمون در منابع دیگر اهل تسنن دیده میشود. مانند: حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج 3، ص 110. ؛ مسلم نیشابوری، صحیح مسلم، ج 7، ص 123. از منابع شیعی هم به ذکر یک سند بسنده میکنیم: الاحتجاج للطبرسی، ج 1، ص 150.)
در طول تاریخ علیرغم همهی اختلافات و گاهی فتنه گریهایی که دشمنان دانا یا دوستان نادان در راستای اختلاف بین مسلمانان ایجاد کرده اند، شیعه و سنی روی دو اصلِ اصیل همواره اشتراک داشته اند.
اصل اول: محبّت و مودّت به پیامبر و اهل بیت ایشان به عنوان فرزندان رسول رحمت. همانانی که خداوند در قرآن کریم، مزد رسالت پیامبرش را هم محبت، مودت و همراهی ایشان معرفی فرموده است. (قُل لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى: سوره شوری، آیه 23.)
اصل دوم: اعتقاد به جایگاه ویژهی علمی اهل بیت به عنوان وارثان علمی پیامبر اکرم. این موضوع نیز در طول تاریخ مورد اتفاق همهی مذاهب اسلامی بوده و هست. قرنهاست که شیعه و سنی علیرغم اختلافات فقهی و علمی هر دو با ابراز محبّت به اهل بیت پیامبر و اعتقاد به جایگاه علمی ممتاز اهل بیت، در کنار هم بصورت مسالمت آمیز زندگی می کنند، ازدواج می کنند، مشارکت و همکاری داشتند.
حتی در دهه های قبل با همت و پیگیری مرحوم آیت الله بروجردی و شیخ اعظم الازهر مرحوم شیخ محمود شلتوت، مذهب اهل بیت به عنوان پنجمین مذهب رسمی اسلام معرفی و همه مسلمین از هر فرقه اسلامی برای انتخاب فقه اهل بیت و عمل به آن مختار و آزاد معرفی شدند.
در طول تاریخ هر جا این دو اصل بین شیعه و سنی جاری گشته مایه محبت و همدلی و اتحاد بوده و هرگاه با تحرکات شیاطین جنّی و انسی از این دو اصل اصیل رویگردان شده ایم، کار به تکفیر و جنگ و قتال کشیده شده است.
* آیا در عصر حاضر هم عالمانی با محور قراردادن اشتراکاتی چون حدیث ثقلین وجود دارند؟
بسیطی: می دانیم که عصاره زندگانی و مهمترین نکات عمرِ هر انسان بزرگ در وصیت نامه وی تجلی می یابد. با تذکر به این نکته، به وصیتنامه امام راحل توجه کنید. ببینید امام خمینی (ره) چه حکیمانه در وصیت نامهی خویش همگان را به این نکته مهم متذکر ساخته اند.
امام راحل، در وصیت نامهی سیاسی الهی خویش، بر سر خوان ثقلین بودن را از افتخارات خود و ملت ایران برشمردهاند. سپس چنین هشدار دادهاند که، همهی مصیبتها و انحرافها و تفرفه ها در امت اسلامی (که باعث تضعیف اسلام و مسلمین گشته و میگردد) نتیجهی روی گردانی از وصیت جاوید رسول الله و پشت کردن به ثقلین است.
راهکار و نقشهی راه هدایت و سعادت امت اسلام و همهی مردم جهان، توسط پیامبر رحمت، توجه و تمسّک واقعی به ثقلین معرفی شده است. در عصر حاضر نیز شخصیتی چون امام راحل مروّج این تفکر برای سربلندی مسلمین بودهاند. رهبر معظم نظام اسلامی هم سالهاست در همین مسیر و با همین نقشهی راه مشغول هدایت و رهبری جامعه هستند. اگر شیعه و سنّی بر همین نقشهی راه وفادار بمانند و به این نقطهی اشتراک متمسّک باشند، صهیونیست نمیتواند تفرقه بیاندازد و حکومت کند.
* چه راهکارهای دیگری می توان برای جلوگیری از اهانت به شخصیت رسول خاتم بیان کرد؟
بسیطی: یکی دیگر از اقدامات تاثیرگذار برای تغییر این فضای توهین آمیز، معرفی صحیح پیام آور رحمت و سیرهی رفتاری و اخلاقیِ نورانی ایشان به مردم جهان است. این معرفی باید با استناد به روایات اهل بیت به عنوان مستندترین تاریخ سیرهی نبوی صورت بگیرد؛ نه منابعی که مالامال از اخبار برخی یهودیان معاند همچون کعب الاحبار و تمیم دارمی است. امثال کعب الاحبار برای لجن مال کردن شخصیت مهروز پیامبر از هیچ کوششی فروگزار نکردهاند. بنابراین تعجبی ندارد اگر ببینیم کسی که پیامبر را از روی چنین منابع غیر معتبر و سراسر از عناد شناخته باشد، ایشان را به جای شخصیتی دوست داشتنی، مهربان، دلسوز، صلح جو، راستگو، امین، طرفدار حق و … شخصیتی خشن، جنگ طلب و … بداند.
به عنوان سومین راهکار هم پیشنهاد میکنم مسلمانان در رفتارهای خود خصوصا با غیر مسلمانان از سیرهی رفتاری و اخلاقی پیامبر مهربانی الگوبرداری کنند. به تعبیر مقام معظم رهبری ما باید به ارزشهای والای خود در مقابل این هجمه فرهنگی غرب باز گردیم. سبک زندگی اسلامی که همان سبک زندگی رسول الله و اهل بیت گرامی شان است را در خود احیا کنیم. همچنانکه امام صادق(ع) نیز به ما گوشزد فرموده اند، ما باید زینت رسول خاتم و اهل بیت پاک شان باشیم؛ نه آنکه رفتار ناشایست مان مایه شرمساری ایشان گردد (كُونُوا لَنَا زَیناً وَ لَا تَكُونُوا عَلَینَا شَینا: بحارالانوار، ج 65، ص 152.) چراکه مردم، ما مسلمانان را منتسب به پیامبرمان میدانند و رفتارهای ناپسند ما را به ایشان و شیوهی تربیتیشان نسبت میدهند.
*در این راستا توصیه شما به خوانندگان شفقنا چیست؟
بسیطی: وظیفهی همهی ماست که ضمن حفظ اصول و ارزشهای دینی و مذهبی خود، راه هر گونه اختلاف افکنی و تفرقه را ببندیم. عصر حاضر عصر انفجار اطلاعات است. پس در رفتار و گفتار خود باید مراقب باشیم. امروز حق نداریم هر کلام نسنجیدهای را بر زبان برانیم؛ چرا که احتمالا به فاصلهی اندکی از طریق شبکههای اجتماعی آن کلام نسنجیده در سطح گسترده پخش میشود و ممکن است برای فرد یا گروهی از مسلمانان فتنه و خطر ایجاد کند. ممکن است خدای ناخواسته ما باعث ریختن خون مسلمانی یا هتاکی به عِرض و آبروی یک مومن شویم.
به سیره رفتاری اهل بیت با اهل سنت و حتی مخالفان اهل بیت توجه کنید. اهل بیت نه تنها هیچگاه در میان مردم به اهل سنت یا بزرگانشان توهین نمیکردند، بلکه به شیعیان توصیهی اکید مینمودند تا همدلانه و برادرانه در مقابل فتنه گران و دشمنان اسلام متحد باشند، به عیادت بیماران شان بروند، به تشییع جنازه شان روند و با کرامات اخلاقی فرهنگ غنی اخلاق اهل بیت را به ایشان معرفی کنند… اما متاسفانه بعضی از ما امروز خلاف سیره رفتاری اهل بیت و دستوراتشان عمل میکنیم!
وقتی کسی در یک شبکه ماهوارهای که از هر نقطهی جهان قابل مشاهده است بزرگان اهل سنت را مورد هتاکی و تهمت قرار میدهد و خود را غرق در ولایت اهل بیت معرفی میکند دانسته یا نادانسته، با ایجاد فتنه، خون و آبروی شیعیان اهل بیت را در معرض خطر قرار میدهد.
از این رفتارهای غلط، با مهندسی و برنامه ریزی سرویسهای جاسوسی غرب، داعش سر بر میآورد و جوانان دل پاک اهل سنت را شست وشوی مغزی داده، شیعیان را دشمنان خدا و رسول معرفی میکند. آن جوان ساده دل، قربت الی الله به خود بمب بسته و برای تقرب به خدا خود را در میان شیعیان منفجر میسازد! شیطان صفتانی دیگر هم از این نمد به دنبال کلاهی برای هرزگی خود هستند و نوامیس شیعیان و دیگر فرق اسلامی را بر خود حلال می سازند!
خوشبختانه در عراق هم آیت الله سیستانی با فتوای مدبرانه خویش که اهل سنّت را نه برادران خویش بلکه نفس خود خوانده اند؛ راه را بر هر گونه عوام فریبی و فتنهی مذهبی مسدود ساختند.
خلاصه آنکه راهکار برون رفت جهان اسلام از فتنههای این چنینی تبعیت تام از فرمایشات رهبری و علمای بصیر و حفظ وحدت و اتحاد در مقابل سپاه شیطان است.
*و کلام آخر؟
بسیطی: امروز تن خستهی جهان تشنهی صلح و آرامش است، تشنهی رحمت، تشنهی محبّت.
امروز جهان تشنهی محمّد(ص) است. باید به سوی محمّد (ص) باز گشت. به کلام و مرامش که مایهی رحمت خدا بود بر مردمان. باید با زبان محمّد (ص) که زبان فطرت و عقل است با مردم جهان سخن گفت. امروز محمّدی دیگر منتظر است تا چونان جدّش طبیبی باشد دوارٌ بِطبِّه. کوی به کوی و خانه به خانه دنبال بیمار بگردد و با رفق و مدارا دردش را درمان نماید.
آری؛ محمّد دوباره میآید تا طعم امنیت و عدالت را در کام تشنگان امنیت و عدالت بریزد.
باید مردم جهان را متوجه او و رحمت و لطف و کرامتش سازیم. باید همه، از شیعه و سنی یک دل و متحد شویم و آخرین محمّد را از خدا طلب کنیم.
امید است همهی مسلمانان یکپارچه و متحد با اجرای وصیّت پیامبر رحمت، یعنی تمسک به قرآن و عترت، موجبات سعادت مسلمین را ایجاد کرده و زمینهی ظهور مهدی موعود، آن مصلح جهانی و موعود همهی ادیان آسمانی را مهیا سازند.
گفت وگو از ریحانه حیدری- شفقنا
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
