شفقنا افغانستان-داعش بیش از هر گروه افراطی دیگری به تکنیک های فیلمسازی و تاثیرات روانی آن مسلط است. برخی تصور می کنند این گروه برای ساخت ویدیوهای خشن خود از توان شرکت های فیلمسازی بهره می برد. این موضوع مطرح شد که آنها در ساخت فیلم از جلوه های ویژه استفاده می کنند تا رعب انگیزتر به نظر آیند. چرا داعش به این شیوه متوسل شده و تکنیک های فیلمسازی این گروه چگونه افکار عمومی جهان را جهت دهی می کند؟
خبرنگار شفقنا این موضوع را با حسین جمشیدی گوهری، مستندساز و فارغ التحصیل هنرهای دیجیتال از دانشگاه صدا و سیما که سال گذشته برنده جایزه جشنواره فیلم فجر در بخش فیلم های تبلیغاتی جشنواره شد، به بحث گذاشته است.
گوهری سبک و نوع مستندسازی داعش را رئالیستی و بسیار حرفه ای می داند و بهره گیری از جلوه های ویژه را بعید نمی داند. او درباره فیلم اعدام 21 مسیحی مصری می گوید: قاب تصویر در تمامی دوربینها از ترکیببندی خوبی برخوردار است و میزانسنی کاملا طراحی شده دیده میشود و البته از تجهیزات حرکتی سینمایی مثل کرین استفاده شده که بیننده احساس میکند با یک سکانس پرابهت از یک فیلم سینمایی مواجه است!
او درباره دلیل استقبال از این ویدیوها در شبکه های اجتماعی بیان می کند: بسیاری برای دیدن خشونت کنجکاو هستند.
گوهری معتقد است: ویدئوهای گروه داعش در موارد زیادی سناریوی از پیش طراحی شده داشتند و گاهی هم از جلوههای ویژه و گرافیک متحرک برخوردار بودند؛ در موارد دیگری تصاویر دوربینهای خاصتر مثل Gopro (دوربینی که معمولا در مستندهای ورزشی از آن استفاده می شود) دیده میشد. استفاده از پلان هلیشات٬ استفاده همزمان از چند دوربین و گرفتن تصویر از زاویه خاص از دیگر ویژگیهای این ویدئوهاست.
متن گفت وگوی شفقنا با حسین گوهری، مستندساز را بخوانید:
*داعش با اعمال خشونتهای تکاندهنده خودش را به کانون توجه رسانهها کشاند. پیامش را هم با تصویر به جهان مخابره کرد نه با کلمه. به نظر شما کارکرد تصویر خشونتآمیزی که داعش از آن بهره میگیرد در کوتاهمدت و بلندمدت چیست؟
تصور میکنم تا زمانی که یک پژوهش میدانی و یک نظرسنجی علمی روی افکارعمومی در کشورهای مختلف دنیا انجام نشود٬ نمی توان دقیق راجع به این موضوع نظر داد که کارکرد و تاثیر این تصاویر خشونتآمیز٬ چیست لذا قبل از اینکه وارد بحث شوم تاکید میکنم که آنچه گفته می شود٬ تحلیلی است بر اساس اطلاعات موجود و بسیار محتمل است که در آن خطا وجود داشته باشد به این دلیل که درحال حاضر اطلاعات ما از پدیده داعش کامل نیست.
قبل از جواب دادن به این سوال٬ بدون اینکه بخواهم خیلی به بحثهای سیاسی ورود کنم٬ تلاش می کنم تعریفی از گروه داعش ارائه دهم. براساس اطلاعاتی که تاکنون بدست آمده٬ دو فرضیه درباره گروه داعش وجود دارد؛ فرضیه اول اینکه داعش٬ گروهی است که به شکل مصنوعی و با حمایت بعضی از کشورها و بخصوص با تاکید خاصی که بعضی از رسانهها روی «گروه دولت اسلامی» انجام می دهند با هدف اسلامهراسی بوجود آمده است. در این صورت این طور به نظر می رسد که ویدئوهایی که این گروه در فضای مجازی منتشر کرده موفقیت زیادی در این زمینه داشته و توانسته ترس و نفرت زیادی را نسبت به اسلام٬ در غیرمسلمانان و البته بخشی از مسلمانزادههای دینگریز ایجاد کند؛ شاهدش مواضع بعضی از غیرمسلمانان و حوادثی است که به شکل دومینووار در ماههای گذشته در آمریکا و اروپا اتفاق افتاده است. فرضیه دوم این است که گروه داعش مثل بعضی از دیگر گروههای اسلامی که در گذشته بوجود آمدند٬ در اثر یک خاستگاه طبیعی بوجود آمده. هدف آنها برقراری حکومت اسلامی و مقابله با سلطه غرب و استعمار است. در این صورت مخاطب داعش در این ویدئوها٬ مسلمانان در کشورهای مختلف دنیا هستند که باید جذب حکومت اسلامی آنها شوند. می توان گفت در این مساله تردید جدی وجود دارد که گروه داعش تاثیر مثبتی بر روی افکار عمومی مسلمانها گذاشته باشد و از این نظر آنها موفقیتی بدست نیاوردند. البته٬ بخش بسیار کوچکی از مسلمانان دنیا که به دلایل تاریخی همواره احساس تحقیر شدن نسبت به فرهنگ غرب را داشتند و این موضوع در آنها سرخوردگیهایی را بوجود آورده٬ با همین تصاویر جذب داعش شدند! بخشی از این گروه در کشورهای اسلامی هستند و بخش دیگر نسل دوم یا سوم از مهاجرین مسلمانی که در سالهای دور در قاره اروپا ساکن شدند و پدران و مادران آنها شهروند درجه 2 به حساب میآمدند و همواره در معرض تحقیر و تبعیض بودند. برای این دسته پدیده داعش٬ فرصتی است برای تلافی و در آنها انگیزه مبارزه ایجاد کرده است. آمار کسانی که از کشورهای اروپایی به گروه داعش پیوستند این موضوع را تایید میکند. این نکته را هم باید تاکید کنم، اینکه این گروه مهاجرین٬ چند درصد مهاجرین مسلمان در کشورهای اروپایی هستند لااقل برای من نامشخص است و آماری در این زمینه ندیدم اما می شود با صراحت گفت که آنها اقلیت کوچک٬ اما قابل توجهی هستند.
*تصاویری که این گروه استفاده میکنند از نظر تصویربرداری٬ مونتاژ و حتی مدت زمان حاوی چه نکاتی است؟
از آغاز روی کار آمدن پدیده داعش با این موضوع مواجه بودیم که آنها برخلاف گروههای تندروی مشابه دیگه٬ فقط بر شیوههای نظامی تمرکز نداشتند. بخش مهمی از تمرکز آنها بر فیلمسازی و تبلیغات در فضای مجازی بود و از این موضوع به عنوان سلاح جدید استفاده کردند. متفاوت بودن این ویدئوها از همان ابتدا٬ حتی برای مردم عادی هم قابل تشخیص بود. داعشیها در اوج سادگی و در کمترین زمان و با کیفیت مناسب فیلم مستند اکشن میساختند؛ گویی سالها برای این موضوع تمرین کرده بودند! با گذشت زمان٬ شیوههای به کار رفته توسط داعش پیشرفت هم میکرد. ما با ویدئوهای شفاف و با رزولوشن بالا مواجه بودیم که از مدت زمان مناسبی برای دیده شدن در فضای مجازی برخوردار بودند. مونتاژ و تصویربرداری در این ویدیوها کاملا حرفهای بود؛ کافیست که با دقت به نحوه کات خوردن پلانها در ویدئویی که اوایل کار٬ توسط داعش منتشر شده بود و در آن مهاجمین به صورت رندوم به آدمها و خودروهای درحال حرکت در یک جاده تیراندازی میکردند٬ توجه کنیم. ویدئوهای گروه داعش در موارد زیادی سناریوی از پیش طراحی شده داشتند و گاهی هم از جلوههای ویژه و گرافیک متحرک برخوردار بودند؛ در موارد دیگری تصاویر دوربینهای خاصتر٬ مثل Gopro (دوربینی که معمولا در مستندهای ورزشی از آن استفاده می شود) دیده میشد. استفاده از پلان هلیشات٬ استفاده همزمان از چند دوربین و گرفتن تصویر از زاویه خاص از دیگر ویژگیهای این ویدئوها بود. اوج این موضوع را می شود در ویدئویی که به بریدن سر مسیحیان مصری اختصاص داشت٬ ببینیم.۲۱ مصری مسیحی با لباس نارنجی پشت به دریا نشانده شدند و بالای سر هر نفر یک داعشی قویهیکل با لباس و نقاب مشکی ایستاده. انتخاب رنگ نارنجی کاملا آگاهانه انجام شده و سمبلی است از زندانیان زندان گوانتانامو. قاب تصویر در تمامی دوربینها از ترکیببندی خوبی برخوردار است و میزانسنی کاملا طراحی شده دیده میشود و البته از تجهیزات حرکتی سینمایی مثل کرین استفاده شده که بیننده احساس میکند با یک سکانس پرابهت از یک فیلم سینمایی مواجه است!
*داعش فیلمهایش را از طریق شبکههای مجازی نظیر یوتیوب منتشر میکند. به نظر شما چرا این شبکهها راههای دسترسی این گروه برای انتشار خشونت را مسدود نمیکنند؟
این سوالی است که به عنوان یک مخاطب برای من هم مطرح بوده و تصور میکنم جوابش را باید کسانی که در زمینه سیاسی صاحبنظر هستند بدهند. در شرایطی که بسیاری از سایتها و شبکههای اجتماعی قوانینی سرسختانه دارند برای حذف و مسدود کردن ویدئوها و حسابهای کاربری که منتشر کننده تصاویر با مضامین نژادپرستانه یا خشونت هستند٬ این سوال مطرح است که چطور ویدئوهای داعش به راحتی اجازه نشر پیدا می کنند؟ چرا بانیان این شبکهها با این موضوع فعالانهتر برخورد نمیکنند؟ به یاد بیاوریم آن عکاس معروف آمریکایی در جنگ خلیج فارس که عکسی از یک سرباز عراقی که در حال سوختن بود و خشونت جنگ رو به خوبی نمایش میداد، گرفته بود اما اجازه انتشارش را پیدا نکرد. حالا به دورهای رسیدیم که ویدئوی زنده سوختن خلبان اردنی منتشر میشود و به راحتی در معرض دید عموم قرار میگیرد! بخشی از این موضوع البته می تواند به دلیل به وجود آمدن و گسترش شبکههای اجتماعی باشد که شاید مهار و کنترل آنها کار سختی هم باشد.
*برخی معتقدند که این گروه در تدوین ویدئوهایش از حقههای سینمایی استفاده میکنند. این مساله از نظر شما تا چه میزان صحت دارد؟
در جلوههای ویژه سینما زمانی که بحث واقع نمایی مطرح باشد٬ یک جمله معروف است که جلوههای ویژه وقتی خوب و موفق است که بیننده احساسش نکند و متوجه حقه و تکنیک سینمایی به کار رفته در آن پلان فیلم نشود. من مورد خاصی را در ذهن ندارم اما با توجه به سبک و نوع مستندسازی رئالیستی این ویدئوها و با توجه به میزان حرفهایگری که در این ویدئوها دیده می شود، این موضوع بعید نیست. شاید اگر یک گروه متخصص و کارشناس روی این ویدئوها بررسی موشکافانه انجام بدهند، مواردی را کشف کنند.
* نکته دیگر ذخیره شدن این فیلمها در حافظه شبکه اجتماعی است. با یک سرچ معمولی میتوان به راحتی ویدئوهای این گروه را پیدا کرد. آیا داعش برای آیندگان حافظه درست میکند؟
درحال حاضر نمیتوانم نظر دقیقی درباره این موضوع بدهم که داعش تا چه میزان آیندهنگری دارد اما به صورت کلی میتونم بگویم که گروه داعش در زمان حال٬ دو هدف کلی برای قرار دادن این تصاویر در شبکههای اجتماعی را دنبال کرده است. هدف اول ارعاب٬ ایجاد ترس و وحشت در دل مردم شهرها یا سرزمینهایی که قصد اشغال آنها را داشتند. آنها با انتشار این ویدئوها مردم شهرها را در معرض دو انتخاب قرار میدادند: یا با داعش همراه شوند یا فرار را به قرار ترجیح دهند. در بیشتر جنگهایی که در طول تاریخ انجام شده وقتی یک سرباز در موقعیت محاصره قرار میگرفت٬ ترجیح میداد تا خود را تسلیم کند و اسیر شود اما گروه داعش در ویدئوهای خود تا اندازه بیسابقهای از مرزهای خشونت عبور کرده و به توحش رسیده که شاید سرباز یا آن نیروی مردمی که در برابر داعش قرار گرفته ترجیح دهد بمیرد اما اسیر نشود! اتخاذ این استراتژی توسط داعش منجر به پیروزیهایی شد که آنها در اوایل کار بدست آوردند؛ یعنی بیشتر مردم بدون اینکه مقاومت کنند٬ ترجیح میدادند قبل از رسیدن مهاجمین٬ شهر را تخلیه کنند اما هدف دوم که نشان دادن اقتدار است. روانشناسی تودهها در طول تاریخ میگوید که توده مردم٬ هرگز پشت سر گروهی که مقتدر نباشد قرار نمیگیرد. وقتی مردم احساس کنند که گروهی که میخواهند از او حمایت کنند مقتدر هستند احتمال اینکه پشت آن گروه بایستند٬ بالا میرود و بعد از رفتن پشت آن گروه٬ با بهانههای مختلف حقانیت خود را توجیه می کنند٬ حتی اگر بدترین جنایتها را انجام داده باشند! لذا به نظرم داعش بیشتر نگاهش به زمان حال است تا آینده و با آگاهی کامل از روانشناسی مخاطب٬ این تصاویر را منتشر میکنند.
*نکته دیگر درباره تاثیر این ویدئوها در میان جوانان غربی است. چرا به همان میزان که این خشونتها در بین جوانان خاورمیانه تنفر ایجاد میکند در بین جوانان و نوجوانان غربی جذابیت دارد. آیا میتوان اینگونه فکر کرد که خشونتی مصنوعی که در سینمای غرب ایجاده شده اکنون برای جوان غربی به شکل حیرتآوری مصداق عینی پیدا کرده است؟
من با این تقسیمبندی موافق نیستم که مثلا گفته شود خشونت برای جوانان غربی جذاب هست و در طرف مقابل جوانان خاورمیانه نسبت به خشونت تنفر دارند. مگر در کشور ما ایران٬ آن هم در ساعات اولیه صبح٬ عده زیادی از مردم برای دیدن صحنه اعدام پای چوبه دار حاضر نمیشوند؟ دلیلی ندارد که باور کنیم همه کسانی که برای تماشای یک اعدام در ملا عام جمع میشوند٬ صرفا برای حمایت از اعدام یک مجرم در محل حاضر شدهاند؛ به نظر می رسد که آنها بیشتر برای دیدن صحنه به دار آویخته شدن کنجکاوی دارند. «خشونت» یک پدیده جذاب در تمام دنیاست. ژانری از فیلمهای داستانی اکشن که در آن صحنههای فوقالعاده خشن وجود دارد٬ در همه جای دنیا و از ملیتهای مختلف طرفداران خاص خودش را دارد. در هالیوود این بخش جزو پرطرفدارترینهاست و سالانه سود زیادی را به صنعت سینمای آمریکا میرساند. صحنههای خشن فقط و فقط در فیلمهای بیمحتوا که از خشونت صرف٬ برای ایجاد جذابیت استفاده میکنند دیده نمی شود٬ بلکه نوعی از خشونت مثلا در فیلمهای کارگردانانی مثل تارانتینو (جانگو) یا مل گیپسون (شجاعدل) که در اونها مفاهیم ضد نژادپرستی و انسانی هم وجود دارد، بخش مهمی از جذابیت کار را تشکیل میدهد. از طرف دیگر امروز در شبکههای ماهوارهای شاهدیم که تیزر دیویدی تکه فیلمهای مستند٬ که در آن تصاویر واقعی و فوقالعاده خشن وجود دارد تبلیغ می شود و جالب اینکه از آن استقبال زیادی هم می شود! به نظر من برخلاف آنچه تصور می شود، بسیاری برای دیدن خشونت کنجکاو هستند؛ براساس اخباری که از آمریکا و کشورهای غربی منتشر می شود٬ می توان حدسهایی زد٬ اما اگر بخواهیم دقیق صحبت کنیم و قضاوت کنیم که خشونت در بین جوانان غربی بیشتر است یا جوانان خاورمیانه٬ حتما نیاز به نظرسنجی و کارعلمی پژوهشگران و روانشناسان داریم.
*در بین گروههای متحجر مثل طالبان، بوکوحرام و داعش، داعش بیش از همه به سینما و تاثیر آن آگاهی دارد. طالبان و بوکوحرام فقط برای سخنرانی و پیام دادن از تصویر استفاده میکردند اما داعش به جنبههای نمایشی کار بیشتر توجه دارد. فکر می کنید این آگاهی از کجا نشات میگیرد؟
این فرض که بعضیها دارند که داعشیها یک مشت وحشی عقبافتاده جنگجو هستند به اعتقاد من فرض غلطی است. استراتژی داعش با وجود اینکه از نظر ما محکوم است٬ یک استراتژی فوقالعاده هوشمندانه است. به نظر میرسد که آنها با آگاهی کامل از روانشناسی مخاطب٬ این تصاویر خشن را منتشر میکنند. پیامی که در پس این خشونت وجود دارد٬ اگر اسلامهراسی باشد کاملا منتقل می شود و اگر پیام جذب گروهی از مسلمانان باشد که در سرتاسر دنیا به خاطر تحقیر مستمر از فرهنگ غرب حس سرخوردگی دارند٬ باز می شود گفت که تا اندازه قابل توجهی برانگیزاننده بوده و تا حدودی موفق عمل کرده. اینکه این آگاهی داعشیها از کجا نشات گرفته٬ من در حال حاضر مستنداتی در دست ندارم؛ شاید در آینده معلوم شود؛ اما از روی تصاویری که منتشر میکنند می شود این احتمال را داد که گروهی از تحصیل کردههای مدارس سینمایی و حرفهایهای سینما که با تکنیکهای تبلیغات آشنا هستند مدیریت بخش فیلمسازی و تبلیغات را در گروه داعش در اختیار دارند.
حرف آخر اینکه هر پدیدهای تبعات خاص خودش را خواهد داشت. بعد از بوجود آمدن پدیده داعش و بخصوص بعد از انتشار تصاویر خشن مورد بحث٬ واکنش دیگری هم دیده شد. بسیاری از مسلمانان مدنی و خشونتپرهیز در سراسر دنیا احساس کردند که باید یک واکنشی به این پدیده نشان دهند و رفتار تندورهای داعشی را محکوم کردند. با وجود اینکه نشانههای مثبتی از این موضوع دیده می شود اما متاسفانه هنوز شاهد یک اقدام هماهنگ در این زمینه نیستیم. این امید می رود که در آینده شاهد یک واکنش جدیتر٬ قویتر و موثرتر توسط مسلمانها باشیم که اگر این اتفاق بیفتد مثل آفتاب سوزانی که برف را آب میکند٬ می تواند پدیده داعش را با همه تاثیرات اسلامهراسی که در بعضی از مخاطبان ایجاد کرده٬ از بین ببرد.
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
