شفقنا افغانستان-سوم حوت سالروز قیام تاریخی مردم و دانشجویان مسلمان شهر کابل در سال 1358 در اعتراض به تجاوز ارتش سرخ شوروی به افغانستان است؛ روزی که تعداد زیادی از شهروندان کابل به خاک و خون افتادند.
از اواخر دلو سال 1358 که تنها چند هفته از تجاوز شوروی به افغانستان میگذشت، مقاومت و اعتراض مردمی نسبت به این تجاوز در شهر کابل آغاز شد.
وضع شهر دگرگون و فعالیتهای روزانه به حالت نیمه تعطیل درآمده بود، در مدارس و دانشگاه کابل اعتراضات به اوج خود رسیده بود و در همه جا زمزمههای مخالفت و صدای اعتراض به تجاوز شوروی آغاز شده بود.
قیام تاریخی و خونین سوم حوت سال 1358ساکنان شهر کابل، در اعتراض به تجاوز شوروی به افغانستان در شب قبل سوم اسفند از پشتبامهای منازل مسکونی با فریاد «الله اکبر» شروع شد و تا پاسی از شب ادامه داشت، در همان شب در تمام شهر شبنامههای مخفیانه پخش شد و مردم به تظاهرات دعوت شدند.
از قول «سید قبا شاه» یکی از شرکتکنندگان در این تظاهرات در کتاب «افغانستان در قرن بیستم» نوشته «ظاهر طنین» چنین آمده است:
«یک روز قبل از سوم حوت، شبنامهها و پیامهایی توسط احزاب اسلامی مانند «حزب اسلامی»، «جمعیت اسلامی»، «حرکت اسلامی»، «سازمان نصر» و بعضی از احزاب دیگر که فعالیتهایشان در شهر کابل به شکل مخفیانه جریان داشت، پخش شد.
دیدن سربازان شوروی به مردم آمادگی ذهنی داد و آنان فعالتر شدند و سایر مردم را به قیام دعوت کردند. البته منظور احزاب در این قیام این بود که قیام را به شکل مسالمتآمیز یا اعترضگونه با گفتن الله اکبر بر سر بامهایشان ادامه دهند، تا فریاد اعتراضشان به گوش جهانیان برسد؛ ولی خشم مردم و حالت روانی مردم به گونهای بود که ابتکار عمل از دست احزاب خارج شد و به جای اینکه احزاب کنترل این قیام را به دست بگیرند، بر عکس خودشان دنبالهرو خشم مردم شدند.»
در دانشگاه کابل نیز شبنامههایی پخش شد و دانشجویان به تظاهرات دعوت شدند.
سوم حوت سال 58 که با جمعه مصادف شده بود، تمام مغازهها و فعالیتهای روزانه تعطیل بود اما هزاران نفر از شهروندان کابل ابتدا در مساجد تجمع کردند و سپس از کوچههای کابل به خیابانهای اصلی شهر سرازیر شدند و شعار «مرگ بر شوروی» و «مرگ بر کمونیسم» سر دادند.
دانشجویان دختر و پسر نیز به همراه اساتید خود از دانشگاه کابل به سمت مرکز شهر حرکت کردند اما هنوز تظاهرات شکل منسجمی به خود نگرفته بود و دانشجویان به مردم متصل نشده بودند که هدف رگبار مسلسل بالگردها و نیروهای سازمانی وابسته به دولت قرار گرفته و در خاک و خون غلطیدند.
مردم مسلمان کابل در حالی که پرچمهای سبز در دست داشتند و به طرف کاخ ریاست جمهوری در حرکت بودند، هدف رگبار مسلسلهای هواپیماهای جنگی ارتش شوروی و نیروهای وابسته دولتی قرار گرفتند.
هواپیماهای جنگی روسی در ابتدا سعی کردند که با پرواز در ارتفاع پایین با شکستن دیوارهای صوتی باعث رعب و وحشت مردم شوند و آنها را از ادامه تظاهرات باز دارند اما مردم خشمگین همچنان به راه خود ادامه دادند.
در این قیام تاریخی که دختران دانشآموز و دانشجویان مسلمان پیشاپیش صفوف تظاهراتکنندگان حضور داشتند، نیروهای اشغالگر و وابستگان دولتی آنان از زمین و هوا مردم را به رگبار بستند.
طبق آماری که در اکثر منابع تاریخی به آن اشاره شده است، در این قیام بیش از 300 نفر به شهادت رسیدند و هزاران نفر دیگر نیز زخمی شدند.
قیام مردم کابل، انزوای دولت کمونیستی «ببرک کارمل» و وابستگی شدید او را به نیروهای نظامی شوروی، که مردم را در خیابانهای کابل آماج حملات خود قرار دادند، بیش از هر زمان دیگری آشکار کرد.
«گروموف»، فرمانده نیروهای ارتش سرخ شوروی در افغانستان در کتاب «ارتش سرخ در افغانستان» مشاهدات خود را از قیام سوم اسفند مردم کابل این چنین بیان کرده است:
«برخوردهای مسلحانه در واپسین روزهای ژانویه (اوایل بهمن) آغاز شد و با گذشت هر هفته هر چه بیشتر شدت مییافتند.
تنها دولت افغانستان و ادارات محلی دولت یعنی اشخاص گماشته شده توسط کارمل، از ما پشتیبانی میکردند. فشار نیروهای مخالف به این انجامید که در تاریخ 21 فوریه (سوم اسفند) در کابل قیام همگانی بر پا شد، ناگهان تمام پادگانهای مستقر در پایتخت و حومه شهر کابل توسط مردم محاصره شد.
شبهای خیلی دشواری بود. در خود پایتخت، در خیابانها خودروها به آتش کشیده شده و سنگربندی آغاز شده بود.»
این فرمانده ارتش سرخ شوروی در ادامه از گردابی که در افغانستان به آن گرفتار آمده یاد میکند و در مورد نقش تبلیغاتی مجاهدین مسلمان این چنین نوشته است: «تبلیغات بر ضد «کافران» خیلی مؤثر از کار در آمد و خواب و خیالی که رهبران افغانستان به سر داشتند، به امید اینکه انقلاب از سوی مردم پشتیبانی خواهد شد و با ورود سربازان شوروی به افغانستان «برگشت ناپذیر» خواهد شد، سراب ناپایداری بیش نبود.»
بیش از 80 درصد از نیروهای نظامی شوروی در افغانستان کسانی بودند که دوره سربازی مجدد را سپری میکردند و از نیروهای ذخیره محسوب میشدند.
طبق گفته خود فرماندهان روسی، پس از قیام مردم کابل، کار بر نیروهای شوروی دشوار شد و ناآرامیها و جنگهای غیر منظم در کابل تشدید شد و دولت شوروی که فکر نمیکرد در افغانستان با چنین مقاومتی روبرو شود، بلافاصله کادرهای نظامی خود را در افغانستان تغییر داد.
قیام تاریخی مردم و دانشجویان مسلمان کابل به سرعت در سایر شهرهای افغانستان تأثیر گذاشت و مقاومت همه جانبه علیه شوروی آغاز شد.
در آن روزها، افغانستان به کانون آتش علیه ارتش سرخ شوروی مبدل شد و به گفته گروموف فرمانده نیروهای شوروی در افغانستان، «این سرزمین چرخ گوشتی شده بود برای سربازان و افسران شوروی.»
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
