شفقنا افغانستان-دود، در کنار موسیقی بلندی که ناخواسته برای بعضیها پخش میشود، به آلودگی محیط افزوده است. از جوانان کافهنشین حرف میزنیم. اینکه کافهنشینی یک رسم مسلط و رایج شود و کافهها تبدیل شوند به کانون گفتگوهای روشنفکری میان جوانان؛ بگذریم. دستکم تا حال نشانههایی از این رویکرد در میان نیست. البته اگر فرصتی برای راهاندازی بحثهای سازنده باشد. چه کسی میداند که بر حسب درجهبندی اولویتها، هنوز نوبت بحثهای جدی و سازنده فرا نرسیده! و جایش را به بحثهای «سیاست روز» واگذار کرده باشد و جوانان کافهنشین نیز همانند همه انسانهای دیگر؛ لزوما گنگ و لال نیستند. حرف میزنند، زیاده حرف میزنند، اما همه از بلاتکلیفی رنج میبرند و بهشکل تهوعآوری به بحثهای روز شناورند و ناسزاگویانه به تحلیل اوضاع مینشینند.
بیکار نشسته است. البته اگر کاری برای انجام دادن باشد. از صدر تا ذیل، این روزها، قریب همه کاری انجام نمیدهند. البته اگر کاری برای انجام دادن داشته باشند که انجامش بدهند. در جاده، در موتر، در سرویس، در پیادهروها، در رستورانتها و کافههای شهر بازار قصه بارونق و بازار کار کساد است. درونمایه همه بحثها و قصهها را «سیاست روز» تشکیل میدهد و همه از خُرد تا کلان، از بام تا شام انگار کاری نداشتهاند که انجامش بدهند؛ نشستهاند و فکر میکنند. کسی کاری انجام نمیدهد. و او اما، در چوکی سهپایه بیکار نشسته است، دستکم بهنظر میرسد که بیکار نشسته است. البته هنوز کسی ثابت نکرده است که آیا او مطلق بیکار نشسته است یا خیر. اینکه کاروان موترهای تیزرفتار با تشریفات خاص، به اندازه کافی آلودگی صوتی ایجاد کرده است و او هرگز متوجه نشده است؛ خود نشانگر آن نیست که مشغلهای در ذهن دارد و به چیزی میاندیشد؟ پس هر کس که مشغلهای در مخیله دارد، فیالواقع کاری انجام میدهد.
فرق در اینجاست که کار فکری ظاهرا نتیجه آنی و زودهنگام در پی ندارد که قابل رویت باشد. بهویژه کسیکه در پشت کراچی بزرگ میوه نشسته است و کار فکری میکند، مسلما نباید انتظار نتیجه قابل رویت آن هم در زودهنگام را داشته باشد. بر چوکی سهپایه بیکار نشسته است و به فکر عمیقی فرو رفته است… این روزها همه کار میکنند اما کار فکری، کاری از این جنس.
قصاب در حالیکه کارد بزرگی در دست دارد و آن را سوهان میکشد، بر تیغه دروازه دکانش تکیه داده است و با قصاب دیگر که سنوسال بیشتری دارد و بر چهارپایهای نشسته است، وارد گفتگو شده است. نه اینکه چیزی برای فروختن نباشد، مشتری یگان دوگان پس از ساعتها، سروکلهاش پیدا میشود و از اینرو فرصت کافی در دست است و بحثهایی از جنس «سیاست روز» در قصابیها نیز بهشکل حاد آن شکل بگیرد و گویی به راستی این روزها قریب همه کاری برای انجام دادن نداشته باشند؛ تنها بحث- آن هم در پیرامون «سیاست روز».
در راه که میروی، در رستورانت که نشستهای، در سرویسی که در حرکت است، در دکانی که سودا میخری، در دهلیز حمام عمومی که انتظار میکشی، در کافهای که به نیت دیدن دوستی رفتهای، در مسجد بعد از ادای نماز و تا اینکه نمازگزاران را تا درب کوچه همراهی میکنی، در همهجا، و در همهجا بحثهای حاد از جنس «سیاست روز» جریان دارد.
«سیاست روز» یعنی چه؟ انتظار نداشته باشید که پاسخ روشنی دریافت کنید. قرینههایی برای فهمیدن سیاست روز میآوریم شاید نتیجهبخش باشد. اگر شما به جای من باشید و این دیالوگها را بشنوید از سیاست روز چه تعبیری خواهید داشت؟
– لالا امشب ده مورد کابینه خبرها چه گفت؟ ما برق نداشتیم که تلویزیون ببینیم…
– بیخی ریشخند کدن بخدا با ای کابینهشان…
– کاکا رحیم! ای چه حال است بخدا از کراچی وان تا وزیر بیخی از کار و بار ماندن بهخاطر این کابینه. کدام گپ نو نشنیدی ده ای مورد؟
– ای «توب در میدان پارلمان» چه معنا میته دیگه؟ یعنی وکیلا ده مجلس فوتبال میکنن؟
– این کابینه هم ایقدر کشالهدار شد، روده خرواری! هیچ حسابش معلوم نیس ولا…
– لالا ذاکر کابینه تخصصیشان هم اعلان شد! ای چه قسم تخصص است دیگه هه هه هه
امروز همه از درازترین و جنجالیترین کابینه که قرار است شکل بگیرد حرف میزنند. نامزدوزیران به مجلس رفتهاند تا رای اعتماد بگیرند، امیدواریم نمایندگان و سیاستگذاران در کشور، فراموش نکنند که بیرون از حصر ساختمان ارگ و پارلمان، مردم در کوچه و بازار از بیکاری و بلاتکلیفی بهشدت رنج میبرند. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!
منبع:هشت صبح
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
