شفقنا افغانستان-خداداد اسماعیلی: همان طور که در جریان هستید در این چند سالها اخیر اختلافات خانمان سوز در بین جامعه تشیع اتفاق افتاده است و این اختلافات باعث شده است که ما در چانه زنی های سیاسی خود هم در داخلی و هم در خارجی تضعیف شویم. بطور ی که از چشم دوست و دشمن خود افتادیم ، در صورتی که نیروهای ما در منطقه معادلات جهانی را تغیر دادند ولی از نگاه سیاسی و نظامی هیچ دست آورد برای ما نداشتند و همین طور در مسائل داخلی کشور همیشه نیروهای ماست که جلوی سخت ترین بحران های کشور سینه سپر می کنند و جلوی آن را می گیرند و تمام نقشه های شوم دشمنان مردم و کشور را بر آب می کنند و دشمنان سیا روی را از میدان های نبرد سر افکنده خارج می کنند. برای مثال در قندوز ، هلمند و سر پول شاهد بودین و همچنین در زمانی جهاد و مقاومت ، اگر مقاومت فرزندان ما در جبهه دری صوف و بلخاب در مقابل طالبان نبود شما فکر می کنید الان معادلات کشور و منطقه طور دیگری نبودند؟ صد در صد چنین بود و الان شرایط کل منطقه تغیر می کردند و یا دست خوش دیگرگونی بودند.
دوستان و دشمنان ما در منطقه باید از ما سپاسگزار باشند وگرنه الان به جای کشور گشایی در فکر حفظ و نگهداری کشور خویش بودند و همین طور در عرصه های مختلف علمی ، فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی کشور فرزندان ما خوش درخشدند و پرچم سه رنگ کشور را به قله ی جهانی به اهتزاز در آوردند. چرا ما همیشه سپر دیگران باشیم ؟ با کمی تمل در گذشته تاریخ به راحتی متوجه می شویم که مردم شیعه افغانستان چطور قربانی شده است ولی استفاده شان را کسانی دیگر برده اند ، برای مثال در زمان ظاهر شاه در خیابانها مردم شیعه شعار اصلاحات سر می دادند و جوانان شان را در همین را کشته می شدند ولی استفاده را دیگر اقوام می بردند و همین طور در زمان شوروی ، اولین کسانی که در مقابل ارتش سرخ دست به قیام زدند مردم ما بودند ، اولین فریاد های آزادی از دری صوف آغاز شدند .
و همین طور دوره مقاومت بشترین قربانی را مردم شیعه دادند ، قتل عام کردن های مزار و یکاولنگ را همه به یاد داریم و در زمان دمکراسی همه شاهدیم که چطور مردم هزاره و شیعه از این دولت حمایت کردند ، چه در جنگ با مخالفان و چه در عرصه حضور سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی
، در انتخابات ها پرشور ترین و سالمین انتخابات در ولایت های هزاره نشین بوده است ، چرا با وجود این همه فداکاری و حمایت مورد بی مهری قرار می گیرند ؟ علت این بی مهری ها یک قسمتش به خود ما بر میگردد و بشتر شان شرایط بد جغرافیایی و هم حکومت های فاسد حاکم .
آن قسمت های به خود ما بر می گردد:
– عدم اتحاد و همبستگی بین مردم شیعه ( تقسیم کردن به اقوام ، هزاره ، بیات ، قزلباش ، سادات و…)
– عدم سواد کافی و عدم شناخت حقوق شهروندی ، دشمنان از این طریق خوب استفاده کردند و تعمدا ما را از درس و مشق دور نگهداشتن
– صادق بودن مردم ما ، همیشه از این ناحیه ضرر کردیم ، هم رهبران و هم مردم عادی
– عدم حمایت از رهبران
– بی تجربه گی رهبران و اختلافات درونی خودشان
– و ….
اگر این چند مورد را ما برطرف کنیم خیلی از مشکلات سر راه جامعه ما برداشته خواهد شد ، این ها مشکلات و موانع اساسی است .
در اولین انتخابات ریاست جمهوری اسلامی افغانستان دیدین که تنها مردم که به همه کاندیدا رای دادند مردم شیعه بودند ، ولی هیچ یک قوم دیگر به صندوق ما ، یک رای واریز نکردند ، علت اصلی این اختلافات و عدم خود باوری رهبران است ، دیگر اقوام در روز های سخت ، در هر شرایطی که باشند در کنار هم است ، مانند ریختن رای طالبان به صندوق کرزای و اشرف غنی .
دوستان ما در کشور و منطقه به جای حمایت از رهبران فعلی ما برای ما رهبر مسازند ؟ دوستان ما بدانند که همین رهبران فعلی هم برای ما بهترین رهبر و هم برای شما بهترین دوست خواهد بود ، پس متوجه باشند که شرایط همیشه یکسان نخواهد بود و روز خواهد رسید که منافع ملی ما در اولویت خواهد شد ، پس لطفا به دنبال تغیر نروید ، چون تغیر به نفع دو طرف نخواهد بود .
با توجه با اتفاقات گذشته آینده جامعه تشیع را چطور پیش بینی می کنید ؟ اگر جامعه ما از شرایط موجود درست استفاده کنند ، اینده روشن پیش روی جامعه ماست ، جامعه اگاه هیچ وقت روی سرافکندگی و خواری را نخواهد دید ، لازمه اینده روشن رعایت و انجام دادن موارد فوق است .
با توجه به مشکلات بین رهبران ایا این را یک چالش جدی پیش روی جامعه نمی بینید ؟ اگر می بینید چه رهکار پیش بینی می کنید تا از چالش و مشکلات به خوبی عبور کنیم ؟ نقش دوستان داخل و خارج مان را در اینده مردم چطور می بینید ؟ آیا در شرایط فعلی به صلاح ماست که استراتژی خود را تغییر بدیم ؟ بعضی از نخبگان و سیاسیون جوان ما به فکر تغیر استراتژی جامعه است ، از نگاه منطقی و عقلی چنین کار یک باره نفع مردم نیست ، اگر ما فعلا در همین جایگاه قرار داریم ، صد ها آزمون و خطا انجام دادین تا به این مرحله رسیدیم ، چه خون های در این مسیر ریخته نشده است و چه خانواده های داغدار نشده اند ، در این مسیر چه خون دلهای که نخوردیم ، این راه را یک شبه دست نیاوردیم که یک شبه از دست بدهیم ، نالهای شهید بلخی و همفکرانش هنوز در تاریک خانه رژیم وقت به گوش می رسند و خون شیهد مزاری و سر بازان دلیرش هنوز نخشکیده و همین طور اشک دختران ما ، در بازار برده فروشان قندهار ، پشاور ، کراچی و… باقی است ، چطور می شود اینها را نادیده بگیریم ، و به دنبال راه دیگر برویم ؟ ازموده را ازمون خطاست ، این را جوانان ما بیدانند که هر جای حرف اختلاف و نفاق بود ، حتما دست دشمن پشت ان قضیه است .
نخبگان ما به جای صف بندی بیایند تیم های شور و مشوره تشکیل بدهند و انچه در دانشگاه ها و حوزه هاي علمیه اموخته اند در عمل پیاده کنند . چند جمله از صفایی حائری ” توجیه حماقت ، تضعیف خیانت و تکمیل رسالت ” .
بیایم با هم فکری هم ، ان رسالت که به عهده ماست تکمیل کنیم ، شاید بعضی ها این سوال را کنند که چرا نخبگان را حمایت نمی کنند ، متاسفانه بعضی از دوستان نخبه و تحصیل کرده از این ازمون ناکام بر امدند ، که نیاز نیست اسم شخصی را ببرم ، خود دوستان حتما متوجه است .
آیا می شود به روی دوستان فعلی خود در روز های سخت حساب کرد ؟ چرا مردم ما به جای اعتماد به خود به دیگران اعتماد می کنند ؟ در این میان نقش نخبگان را چگونه می بینید ؟ چرا بعضی از نخبگان در ازمون اعتماد رهبران ناکام از میدان برون آمدند ؟

خداداد اسماعیلی
انتهای پیام
www.af.shafaqna.com
