شفقنا افغانستان-8صبح در شماره امروز خود نوشت:
بنده همینجا در حالیکه مادر اولادا را نیز شاهد میگیرم، به نمایندگی از خود و مادر اولادا و تعداد دیگری که اجازه نمایندگی به من ندادند، اعلام میکنم که شایعه به بنبست خوردن وضعیت افغانستان، کار حلقات سیاسی مخالف افغانستان مثل سازمان استخباراتی جمهوری دومینیکن و گردانهای عزالدین قسام میباشد. خوشبختانه افغانستان به هیچ بنبستی بند نمانده و از هر سوراخ تنگی خود را بیرون میکشد. این مساله به تجربه عینی و ذهنی و پراکتیکال مشخص شده است. بهطور مثال زمانیکه در دوران انتخابات هر رایدهنده سه بار تقلب کرد و آرای ریخته شده از تعداد واجدان شرایط هم بالا رفت و شمشیر نامزدها بیرون شد که ما پیروزیم، و یکی در سر خیمه لویهجرگه چیغ میزد که من پیروزم و دیگری در آخر خیمه داد پیروزی میداد، همه گفتند افغانستان به بنبست خورد. ولی اصلا هم نخورد. یک جان کری آمد و نه به ما «بن» گذاشت و نه هم «بست.» وقتیکه نیروهای خارجی رفتند از افغانستان و یک کمی از آنان باقی ماند همه گفتند امنیت افغانستان به بنبست خورد و افغانستان سقوط میکنه و طالبان میآیند و چنین و چنان. ولی راهحل در همین نزدیکیها بود.
در عراق و سوریه. برادران داعش که البته هنوز معلوم نیست برادران ناراضیاند یا مخالفین سیاسی، تشریف آوردند به سمت ما. حالا که داعش تصمیم گرفته حکومت خراسان را برقرار بسازد، طالبان با چنان شتابی به جان بنبست افتادند که نگو و نپرس. اصلا خودشان حالا بنبست امنیت را از بن و ریشه ویران میکنند. از بس وارخطای مذاکره و گفتگو و مفاهمه شدند، نماینده کم میآورند.
یک گروه در دبی مذاکره میکنه. یک گروه در قطر و یک گروه هم در چین. خلاصه بنبست امنیت هم به فضل و مرحمت چهار تا داعشی بهسوی حل شدن است. یا هم بنبست آموزش نظامیان افغان در پاکستان که نزدیک تبدیل به یک جنگ جهانی شود. پاکستان میگفت چرا نظامیان خود را نمیفرستید به پاکستان که ما آموزش بدهیم به آنان. شما نمیدانید ما چقدر لوکس آموزش میدهیم. حتی چنان آموزش میدهیم که با یک نفر یک لشکر را شکست دهند. ولی هیچ کس حاضر نبود برود پاکستان. میترسیدند که واسکت انتحاری به جانشان نکنند. آخر دولت افغانستان این بنبست را شکستاند و شش نفر را که کلمههای خود را هم خوانده بودند روان کرد پاکستان که بنبست آموزش نظامیان ما توسط پاکستان از بین برود. مثال تازهتر هم در همین هرات خود ما اتفاق افتاده است. تروریستها هر روز ده پانزده نفر را ترور میکردند. با موترسایکل میآمدند میزدند و فرار میکردند. همه گفتند امنیت هرات به بنبست خورد. ولی دروغ بود. خوشبختانه شورای نظامی در جا راهحل برایش پیدا کرد. به مردم دستور داد که دیگر هیچ کس حق سوار شدن به موترسایکل را ندارند. اصلا موترسایکل یک ابزار تروریستی است. این هم راهحل بسیار عالی. حالا مردم میتوانند در خانههایشان روی موترسایکلهایشان ماست مایه کنند.
حالا که راهحلها برای بنبستهای افغانستان خیلی راحت و سهلالوصول شده، ما هم چند تا راهحل برای چند تا بنبست مهم در افغانستان پیشنهاد میکنیم.
شنیده شده که افغانستان در این اواخر با بنبست اقتصادی مواجه شده. یعنی نقدینگی در وزارت مالیه نیست. یعنی داخل کندوهای پول حالا موشها دوش ماراتن به راه انداختهاند. گفته میشود اگر این مساله ادامه پیدا کند. کارمندان دولت ماهها معاش نخواهند گرفت. این بنبست سادهترین راهحل ممکن را دارد. بهتر است دولت به کارمندانش وعده بدهد. وعده یکی از بهترین راهحلها در هر مورد است. شما با دادن وعده میتوانید طرف را از تمام نیازهای مادی و معنوی تا زمان زیادی بینیاز بسازید. حتی شنیده شده که طرف به دلخوشی وعده داده شده جان مبارک را نیز گذاشته است. برای حل مشکل کمبود نقدینگی بهتر است از وعده استفاده کنیم.
یک بنبست دیگر نیز در افغانستان تازگیها شکل گرفته که مجلس نمایندگان صلاحیت نظارتی شوراهای ولایتی را از آنان گرفته است و حالا شوراهای ولایتی در بنبست عمیق بیپولی و بیدرآمدی به سر میبرند. گفته میشود تعدادی از رییسان شورای ولایتی که پولهای کلان برای خرید رای وکیلهای دیگر برای رییس شدن مصرف کرده بودند؛ حالا به فرق فرق خود میزنند که این همه پول را چگونه دوباره بهدست بیاوریم. نظارت هم تمام شد و حالا ادارههای دولتی و غیردولتی و پروژههای عامه یک شانزدهپولی هم به ما نمیدهد. راهحل این مساله هم خیلی ساده است. حالا که صلاحیت نظارتی شوراهای ولایتی گرفته شده، صلاحیت مشاورتی هنوز باقی است. این روزها از بس به مشاور نیاز اساسی حس میشود کشور دچار کمبود مشاور است. خوب است شورای ولایتی با مشورههای سودمند خود پول بگیرد. به هر حال راهحل بدرد بخوری است.
همچنان بنبستهای کوچک دیگری نیز است که باید برایش راهحل پیدا کنیم. مثلا براساس گزارشهای تحقیقاتی تازه حقوق زنان روز به روز در افغانستان کم شده میرود و زنان نمیتوانند از حقوق خود استفاده کنند. حالا که نمیشود حقوق زنان را بالا ببریم، تنها راهحل این است که حقوق مردها را نیز پایین بیاوریم تا حقوقشان مساوی شود.
یا گفته میشود که خبرنگاران هر روز از سوی پولیس و نیروهای مسلح و طالب و زورمند محلی و آدم بیکار و حتی کسیکه جای دیگه لت خورده، و عقده خود راسر خبرنگار میکشد، مورد ضرب و شتم قرار میگیرند. و این مساله برای خبرنگاران به یک بنبست بازنشدنی تبدیل شده است. راهحل به نظرم بسیار ساده است. خبرنگاران خودشان شروع به خودزنی کنند. حالا که خودسانسوری میکنند چی میشود چند مشت و لگدی هم به خود بزنند. آن وقت حریف دلش میسوزه و دیگه خبرنگار را نمیزند. خلاصه چیزیکه در کشور زیاد است راهحل است و در افغانستان هیچ مشکلی وجود ندارد که برایش یک راهحل پیدا نشود.
انتهای پیام
