شفقنا افغانستان-«مایکل هورتون» تحلیلگر مسائل یمن در یادداشتی که وبسایت کانترپانچ منتشر کرده است به سیر قدرت گیری جنبش حوثی در یمن پرداخته است.
به گزارش سرویس ترجمه شفقنا در این یادداشت آمده است:
«مثل روح در این دره ها و غارها جابجا می شوند. فرضا الان خیال می کنیم موقعیتشان را در دامنه ی یک تپه فهمیده ایم و چند لحظه بعد، از سمت مخالف آن هدف شلیکشان قرار می گیریم.» اینها جملات یک افسر ارشد ارتش یمن بود که سال 2009 زمانی که به استان «حجة» در شمال غرب یمن رفته بودم، تجربه اش از جنگ با حوثی ها را توصیف می کرد. در آن زمان استان حجة صحنه ی درگیری خونینی بین حوثی ها و دولت یمن بود. با آغاز سال 2010، حوثی ها تا حد زیادی هم نیروهای مسلح یمنی و هم عناصری از نیروهای مسلح سعودی را که به مرز یمن اعزام شده بودند، شکست داده بودند. آنها تصویری از خود به مثابه چیره دستان استوار در رزم چریکی بر جای گذاشتند. از سال 2011 بدین سو، حوثی ها ثابت کرده اند در گذر از هزارتوی سیاست یمن نیز به همان اندازه زبردست هستند.
حوثی ها در اوایل دهه 1990 به عنوان یک نهضت ائتلاف کردند و هدفشان در ابتدا احیا و صیانت از فرقه ی شیعی زیدیه بود که حدودا 30درصد از یمنی ها پیرو آن هستند. تا سال 2004، حوثی ها در جنگ با دولت یمن بودند، جنگی که تا سال 2011 که خیزش های مردمی آغاز شد ادامه داشت. حوثی ها که زمانی جنبشی در حاشیه بودند، از استان صعدة که قلب معنوی، نظامی، و سیاسی شان است، با عزم ثابت و از روی قاعده، پایگاه قدرت و قلمرو خود را گسترش داده اند. بزرگترین فتح جنبش توسعه طلبانه ی حوثی ها، تسخیر تقریبا بی چون و چرای «صنعا» پایتخت یمن در سپتامبر 2014 بود. با جهش به سال 2015، حوثی ها هم اکنون در استعفای رییس جمهور یمن از جایگاه دولتی اش مسئول هستند. حوثی ها در حال حاضر پیش از هر چیز در جمع سوداگران قدرت در یمن هستند.
چگونه یک جنبش حاشیه ای توانست موفق به کنترل بخش قابل توجهی از شمال یمن و نیز خنثی سازی دولت یمن شود؟ به طور خلاصه، با به کار بستن آنچه که آنها طی جنگ طولانی خود با دولت یمن آموختند. در وهله اول، حوثی ها یک نیروی رزمی سازماندهی شده و ماهر هستند، نیرویی که در حال حاضر، در نتیجه ی فروپاشی ارتش یمن در اواخر سال 2014، به حجم زیادی از تسلیحات سنگین دسترسی دارد.
فرماندهی حوثی متوجه است که رمز موفقیت سیاسی در یمن، یا دست کم در شمال یمن، این است که بزرگترین چماق را در دست داشته باشی. آنها ثابت کرده اند که رمز حفظ قدرت و نفوذ، استفاده از این چماق به محتاطانه ترین و به حداقلی ترین صورت ممکن است، نکته ای که «صالح» رییس جمهور سابق آن را از یاد برد. بدین منظور، فرماندهی حوثی با پشتکار تلاش کرده است با رهبران بسیاری از قبایل مستقر در شمال یمن، ایجاد رابطه کند.
حوثی ها ضمنا نشان داده اند که قادرند میزان خاصی از امنیت و ثبات در مناطق تحت کنترلشان برقرار کنند. حوثی ها استان هایی همچون صعدة و الجوف را در اختیار داشتند، که زمانی ناآرام ترین استان های یمن بودند، و هم اکنون از امنیت نسبی برخوردار هستند. در مورد «الجوف»، حوثی ها القاعده را تا حد زیادی ریشه کن کرده اند و در حال تلاش هستند دشمنی های دیرینی که یکی از عوامل اصلی بی ثباتی در این استان است از بین ببرند. حوثی ها، از طریق یک شبکه ی رسانه ای در حال رشد و نسبتا پیشرفته، مرتبا این موفقیت ها را برجسته می سازند.
با این حال، شاید بیش از هر چیز، بیچارگی محض بسیاری از یمنی ها که سال ها ناامنی و افول استانداردهای زندگی را تحمل کرده اند، به نفع حوثی ها تمام شده است. یکی از اعضای پارلمان یمن می گوید: «مردم یمن خسته هستند. وضع اقتصاد فاجعه است. بیش از هر زمان دیگری مردم گرسنگی را تحمل می کنند. با چنین شرایطی، حتی برخی از کسانی که با حوثی ها مخالفند آماده اند که به آنها فرصتی بدهند. چه کار دیگری می توانیم بکنیم؟ نه دولتی وجود دارد و نه ارتشی. چه کسی می خواهد جلوی حوثی ها را بگیرد؟»
«عبدالملک الحوثی» رهبر حوثی ها در سخنرانی های خود تاکید کرده است که حوثی ها به دنبال فرمانروایی بر یمن نیستند. با توجه به تحرکاتی که در واقعیت مشاهده می شود، این ادعا ممکن است اندکی ناصادقانه باشد، اما عدالملک الحوثی استراتژیست هوشیاری است که می فهمد به دست گرفتن رسمی قدرت در صنعا می تواند برای حوثی ها خانمان برانداز باشد. اگرچه حوثی ها پایگاه قدرت خود را آنقدر گسترش داده اند که رهبران قبیله ای و سیاستمداران فراوانی از اهل سنت را، هم در شمال و هم در جنوب، شامل شود، بسیاری از یمنی ها همچنان آنها را یک سازمان شیعی می دانند و می شناسند.
یک دولت حوثی به مثابه بازگشتی به امامت زیدی تلقی خواهد شد که تا زمان انقلاب 1962 بر شمال یمن حکم راند، و به عبارتی، چنین دولتی محبوبیتی در نگاه اکثریت یمن که سنی هستند نخواهد داشت. اگرچه فرماندهی ارشد حوثی ها بی شک متوجه خطراتی است که از ریاست رسمی اش بر یک دولت در آینده ناشی می شود، چه بسا استعفای «هادی» و خلأ قدرت در پایتخت یمن گزینه ی دیگری پیش روی حوثی ها قرار ندهد.
بدین ترتیب، دولت تحت ریاست حوثی ها چگونه خواهد بود؟ این دولت ممکن است به شکل غیر منتظره ای متنوع باشد. فرماندهی حوثی روابطی با بخش هایی از فرماندهی جنوب یمن، با گروه های جوان، و البته با بلوک هایی از قدرت که مرتبط با رژیم صالح هستند، برقرار کرده است. اگرچه حوثی ها هیچگاه صریحا دستور کار سیاسی خود را ترسیم نکرده اند، رهبری حوثی قطعا حامی فدرالی سازی مستحکم یمن است. جنوبی ها نزدیک به بیست سال است که خواهان فدرالی سازی یمن هستند و این طرح احتمالا تنها راه حل مناسب برای نگه داشتن جنوب و شمال یمن در کنار یکدیگر است. یکی از مسائلی که حوثی ها از دولت «هادی» درخواست کردند این بود که دولت نمایندگان بیشتری از جنوب و نیز از میان حوثی ها داشته باشد.
سیر تحول حوثی ها، از باندی از رزمندگان چریک که تجهیزات ضعیفی داشتند و بعضی اوقات در وضعیت بیچارگی به سر می بردند، تا گروهی که هم اکنون بخش های وسیعی از شمال یمن را در کنترل خود دارد، قیادتی ساخته است که محتاط و با قاعده است. دست کم گرفتن تیزهوشی سیاسی و نظامی حوثی ها اشتباه خواهد بود. این نیز اشتباه خواهد بود که فکر کنیم حوثی ها فقط بر آشوبی که یمن را در خطر نابودی قرار داده است می افزایند. فارغ از باقی مسائل، جامعه بین الملل و بخصوص غرب مجبور خواهند شد با آنچه که، دست کم فعلا، سازماندهی شده ترین و مسنجم ترین بلوک قدرت در یمن است، تعامل کنند.
منبع: کانتر پانج
ترجمه: شفقنا
انتهای پیام
