شفقنا افغانستان-متن زیر نامه یک مهاجر افغانستانی به رئیس جمهور غنی است که روزنامه هشت صبح آن را در شماره امروز خود به چاپ رسانیده است؛در این نامه آمده است:
آقای رییسجمهور! من از یک کشور بیگانه و از راه دور برایت سلام میفرستم و امید است که فرصت علیک گفتن را داشته باشید و لحظهای به درد دلم گوش دهید.
من یکی از میلیونها مهاجری هستم که بهخاطر یافتن یک لقمه نانی و تامین مخارج خانواده خود در ایران کار میکنم. بهدلیل نبود فرصتهای شغلی در داخل کشورم مجبورم که در اینجا انواع تحقیر و توهین را تحمل کنم. کاش در کشور خودم برای ما نیز فرصتی برای یافتن لقمه نانی وجود میداشت تا این همه سرگردانی را نمیکشیدم و بهخاطر افغان بودن تحقیر و توهین نمیشدم.
من مدتهاست که از روی مجبوریت در ایران کار میکنم اما در سال گذشتهی خورشیدی، با صاحبکاری به نام ایرج مهرانیان کار کردم. آقای مهرانیان در قوه قضاییه ایران کار میکند. او آپارتمانی با پنج واحد مسکونی در تهران در شهرک ژاندارمری، جاده آریافر، گلبرگ دو، پلاک ۴۷ بنا نهاد. کاشی، سنگ نما، موزایک، پاگردها و سنگهای بغل راهپلهها را من کار کردم و برای انجام این کارها، قراردادی عقد کردیم و نرخ کار هم در قرارداد مشخص نوشته شد.
کارهای این شخص را طبیق قرارداد تمام کردم و برایش تحویل دادم. هزینه کل کارش هفتادوپنج میلیون تومان شد که سی میلیون تومان را گرفتم. اما چهلوپنج میلیون آن باقی مانده و تاحال نداده است. هرازگاهی که برای گرفتن دستمزد خود میروم، مرا جواب رد میدهد و تهدید میکند. ایرج مهرانیان وکیل قوه قضاییه ایران است و به همینخاطر جراات نتوانستم تا حال به نهادهای قضایی ایران شکایت کنم. در ضمن زمانیکه برای گرفتن بقیه پول خود مراجعه میکنم، من را تهدید به مرگ میکند و از شکایت به نهادهای قضایی ایران میترساند. مدتهاست که تلاش میکنم تا پولم را بگیرم، اما بهدلیل اینکه یک شهروند افغان هستم نتوانستم به حق خود برسم. اگر به نهادهای قضایی ایران شکایت کنم نیز، کار به جایی نخواهد رسید. چون این نهادها هیچ زمانی به مشکل ما افغانها توجه نکرده و هیچگاهی یک شهروند ایرانی را بهخاطر بد رفتاری با افغانها مورد پیگرد قرار ندادهاند.
یگانه روزنه امید سفارت افغانستان در تهران بود اما دروازه این سفارت بر روی شهروندان افغان بسته است. در این سفارت مراجعه کردم و حتا بداخل محوطه سفارت اجازه ندادند چه برسد که به شکایت من گوش دهند.
آقای رییسجمهور! برای من هیچ راهی جز اینکه به شما شکایت کنم باقی نمانده است. هرچند شما کارهایی به مراتب مهمتر از مشکل من دارید، اما من از شما توقع دارم که برای دسترسی به حقم، به من کمک کنید و حداقل به سفارت افغانستان در تهران دستور دهید تا همرایم کند تا من بتوانم به حق خود برسم.
آقای رییسجمهور! امیدوارم این نامه را بخوانید و به نام من توجه نکنید که از کدام قوم و مذهب هستم، اما یک شهروند افغان هستم که به امید یافتن لقمه نانی در یک کشور بیگانه کار میکنم اما از بیکسی دستمزد خود را هم گرفته نمیتوانیم.
انتهای پیام
