شفقنا افغانستان/فراخبر- امروز چشمها به خبرگزاری ها دوخته شده بود تا خبر تایید صلاحیت وزرای پیشنهادی حکومت وحدت ملی را ببینند، شمارش آرا به پایان رسید و پارلمان افغانستان 9 وزیر از 18 وزیر پیشنهادی را رد کرد.
سخن کوتاه، نه دکتر سردار محمد رحیمی37 ساله، دکترای ژئوپلیتیک کاندید وزارت تجارت توانست از دالان تنگ پارلمان عبور کند، نه برنا کریمی 41 ساله ماستر مدیریت کاندید وزارت مخابرات توانست سد پارلمان را رد کند و نه حتی دکتر عباس بصیر 46 ساله، دکترای محیط زیست در بازی خانه ملت برنده شد.
آنچه واضح و روشن و بر همگان آفتابی است، ردپای تعصبات کور قومی در این انتصاب ها و برگ سبز بالا کردن ها دیده می شود.
این رای ندادن به شایسته ترین کادرهای جوان و فعال و مدیر و مدبر نشان می دهد که جوانگرایی و تخصص مداری در کشور ما فقط در حد یک شعار پوچ مطرح است و لاغیر.
سردار محمد رحیمی، جوانترین کاندیدوزیر افغانستان با دنیایی از ایده و طرح و تفکر نو و پلانهای بزرگ به میدان آمده بود، برنا کریمی را همه به عنوان یک مدیر موفق می شناسند و عباس بصیر را یکی از ورزیده ترین و چابک ترین سیاستمداران میانه رو می شناسند اما گویا وکلای پارلمان در یک تبانی ناجوانمردانه به این سه نامزد تکرار نشدنی رای اعتماد ندادند.
روی سخن با وکیلان نیست، چرا که وکلای پارلمان در طول سالهای متمادی نشان داده اند که برگ تاییدشان با صداقت بالا نمی رود، بل بیشتر از صداقت، وجه المصالحات سیاسی و زدوبندهای پشت پرده تعیین کننده نظرشان است.
اینکه امروز این نامزدها رای نیاوردند بخاطر ناشایستگی شان نبود، بلکه علت اصلی عدم اتفاق وکلای شیعه و هزاره و همچنین عدم حمایت قوی و پشتیبانی رهبران قومی می باشد.
اگر رهبران قومی پشت سر این افراد می ایستادند و حمایتشان می کردند و اگر وکلای شیعه و هزاره همگی متفق می شدند که به این جوانان رای مثبت بدهند امروز هر سه کاندید ما رای اعتماد می گرفتند.
اما افسوس صد افسوس که ما هر چه می کشیم از همین تفرقه و نفاقی می کشیم که بین رهبران قومی جریان دارد.
آنچه بیش از هر چیز دل مردم را به درد می آورد این است که افراد تحصیل کرده ما که سالها زحمت کشیده اند و حقشان است که در این مملکت کاره ای شوند اینگونه مورد بی توجهی رهبران قرار می گیرند.
سردار محمد رحیمی کسی است که همه او را بعنوان یک چهره آکادمیک فعال و میانه رو می شناسند، برنا کریمی مدیری است که توانمندی اش بر همگان روشن است و عباس بصیر هم در برابر هر وزیر دیگری که امروز رای اعتماد گرفت یک قدم پیش است.
آقایان دانش و محقق که در حال حاضر رهبران این ملت هستند باید در پیشگاه مردم پاسخگو باشند، ما با یک رد صلاحیت ناجوانمردانه روبرو هستیم نه با یک رد صلاحیت منصفانه.
اگر خاطره افغان رای نیاورد بدلیل این بود که خشت اول فعالیتش بر اساس دروغ نهاده شده بود، اما سردار محمد رحیمی چرا؟ برنا کریمی چرا؟ و عباس بصیر چرا؟
علت اینکه عالمی بلخی رای آورد توانمندی شخصی او و روابط تنگاتنگ او با تمام سیاستمداران افغانستان است، او تجربه کاری زیادی دارد، در حکومت ربانی وزیر تجارت بود، سالها در همین پارلمان با همین وکلا نشست و برخاست داشت و بهمین دلیل توانست رای اعتماد را کسب کند.
اما سردار و برنا و بصیر قربانیان تفرقه و عدم اتحاد و پشتیبانی رهبران سیاسی شدند، چرا که اگر رهبران آنگونه که می گویند پشت سر این کاندید ها ایستاد بودند، محال بود این اتفاق بیفتد که سه وزیر ما رد صلاحیت شوند.
بسیاری بر این باورند که این سه تن قربانی فاشیزم قومی و حلقات درون پارلمان شدند اما این تفکر کاملا غلط است.
پارلمان افغانستان بهیچ وجه نمی تواند بدون داد و ستد نقدی اینگونه به نفع یا به ضرر کسی رای بدهد، در پارلمان فاشیزم و تفکر قوم گرایی وجود دارد اما معاملات و مبادلات و مافیای سیاسی پشت پرده قدرتش بیشتر از این تفکر است، چنانچه بسیار دیده ایم بخاطر منافع شخصی حتی قوم خود را نادیده گرفته اند.
با توجه به شرایط موجود احتمال آن می رود که همگی ما فریب خوردگان یک بازی سیاسی باشیم، بدین معنی که این کاندیدها فقط برای این پیشنهاد شدند که رای نیاورند و بعد کاندیدهای اصلی وارد معرکه شوند.
اما چه کسانی می توانند بجای این سه نامزد شایسته و تحصیلکرده بر کرسی وزارت تکیه بزنند؟
همانقدر که مردم با تشکیل حکومت و آن قرارداد کذایی بدبین بودند و تصورشان از این حکومت یک معامله سیاسی بود، وقتی سردار و برنا و بصیر معرفی شدند نور امیدی در ذهنشان تابید که شاید افغانستان دارد به فصل شایسته سالاری اش نزدیک می شود، اما رد صلاحیت شدن این کاندیدها آب سردی بود بر شعله نیمه جان دموکراسی و شایسته سالاری و تخصص گرایی افغانستان.
انتهای پیام
