شفقنا افغانستان-دریابی در اطلاعات روز نوشت:
هفتهی گذشته، ماین کارگذاری شده در راه مردم، جان هشت نفر را در ولایت غزنی گرفت. دو نفر زخمی شدند که گفته میشود یکی از این زخمیان نیز به رحمت حق پیوسته است. غزنی سالهای اول حکومت کرزی، از امنیت نسبی برخوردار بود؛ اما هرچه عمر حکومت طولانیتر شد، امنیت غزنی خرابتر شد.
در تقسیمبندی ولایتهای افغانستان میان قدرتمندان و ثروتمندان دولت، غزنی سهم عبدالرب رسول سیاف شد. در تمام این سالها، والی غزنی، نمایندهی این شیخ پیر بود. آخرین والی که حالا هم سرپرستی این ولایت را به دوش دارد، آقای موسی خان اکبرزاده میباشد.
هرچند به دنبال افزایش حملات انتحاری در ولایت کابل، آقای سیاف بارها بر حکومت اعتراض کرد و با صدای بلند گفت که اگر دولت انتحاریهایی را که دستگیر میکند، در دروازههای کابل به دار بیاویزد،دیگر هیچ انتحاریای جرئت نخواهد کرد وارد کابل شود. اما آقای کرزی تحت عنوان مصالحه با طالبان، بارها مهاجمان و تروریستان گرفتار شده به دست مقامهای امنیتی را آزاد کرد و هیچگاهی هم به دار نیاویخت که این روند تا حال هم ادامه دارد. با این وجود، هرچند که آقای سیاف بارها مخالفت خویش با طالبان را ابراز کرده و در مواردی حتا آنها را تکفیر کرده است، نمایندهی او در ولایت غزنی، چنین فکری در سر نداشت. او در تمام این سالها، در برابر ناامنیهایی که دامن شهر و ولسوالیهای این ولایت را گرفته، بیشرمانه سکوت کرده است. حتا یکبار خود گفته بود که فشار از طرف طالبان زیاد بود و من هم مجبوراً اجازهی دو فیر راکت بر شهر غزنی را به آنها دادم.
نمیگویم آقای اکبرزاده کار نادرستی کرده، شاید او کار درستی کرده بود. از سخن او معلوم بود که وی با طالبان همیشه در ارتباط است و نزاکتهایی میان او و گروه طالبان وجود دارند که طالبان بر او فشار میآورند تا جواز شلیک راکت بر شهر را صادر کند. آنچه در این میان و در تمام این سالها خیلی شرمآور و دردناک است، سکوت احمقانهی مقامهای امنیتی در کابل، نمایندگان مردم غزنی در مجلس و حتا بزرگان خود غزنی است. چه پیامی واضحتر از آن حرف جناب اکبرزاده بیرون شود تا مسئولان و مردم درک کنند که والی غزنی خود طالبی به تمام معناست؟ چه توجیهی غیر از طالببودن برای پوشکردن صدور جواز شلیک راکت بر شهر از سوی والی محترم ولایت غزنی وجود دارد؟ چه چیزی سر مقامها، نمایندگان و بزرگان این وطن و بهویژه ولایت غزنی را گرم کرده بود که مثل کور از کنار جنایتهای طالبان و دشمنان مردم گذشتند و هیچ کاری نکردند؟
حتا سیاف در قبال تمام این واقعات مسئول است. او چرا به عنوان یک انسان که همیشه داد از حدیث و اسلام میزند، در برابر ناامنیهای گسترده در ولایت غزنی سکوت کرد و به نمایندگانش اجازه داد با جان مردم غزنی بازی کنند؟ چه چیزی چشم این شیخالحدیث را کور کرده بود که واقعیتها را ندید و چه وعده و نویدهایی گوشش را کر کرده بود که صدای قربانیان ولایت غزنی را نشنید؟ از وکلای غزنی بگذریم. انصافاً بیخاصیتترین وکلای پارلمان همینها اند.
وضع امنیتی هر روز خراب و خرابتر شد، گراف تلفات انسانی در غزنی هر روز بلند و بلندتر رفت؛ اما هیچ عملی از اینها سر نزد و هیچ نتیجهای به مردم گزارش نشد. هرچند که بنده گفتم از این وکلا بگذریم؛ اما قیافههای ناز اینها باعث میشوند آدم از اینها نگذرد. این آقایان و خانمهای محترمی که سنگ وکالت مردم غزنی را به سینه میکوبند، بفرمایند بگویند از چه مردم نمایندگی میکنند؟ مسیرهای منتهی به ولسوالیهای جاغوری و مالستان و حتا ناهور، مگر آنقدر طولانی اند که دولت توان تأمین امنیت آن را نداشته باشد؟ نه آنقدر طولانی نیستند.
تنها دلیلی که که این مسیرها همیشه ناامن و پر از طالب و دزد بوده، این است که از یک طرف نمایندگان ما خیلی باشعور و کارفهم و منسجم اند و از طرف دیگر، دولت محلی غزنی هیچ وقت فرصت نداشته که قدم به این فاصلههای کوتاه بگذارد و حضور پررنگ و حکومت بیدرنگ برادران ناراضی کرزی و مخالفان سیاسی احمدزی را ببیند. حالا اعتراض همین است. چرا وکلای ما اینقدر باشعور و کارفهم و مسئول اند و چرا دولت محلی غزنی فرصت بازدید از برادران ناراضی آن جناب و مخالفان سیاسی این جناب را ندارد؟ در حالی که اگر نیمهنصفی هم متوجه قانون باشیم، نه الزام این همه منطقی و مسئولانه کار کردن وکلای ما وجود دارد و اینها به ناحق این قدر از خود مسئولیت و کار درست و بایسته را ساطع میکنند و نه مطابق شأن و کرامت انسانی است که دولت محلی هیچ از همانهایی که آدم میکشند و راه را ماین میگذارند، بازدید کند.
البته سکوت سیاسیون و دولت مرکزی هم به نحوی وحشتناکی به یک معما تبدیل شده است. جاغوری، مالستان و ناهور از امنترین ولسوالیهای غزنی و افغانستان است؛ اما مسیرهای ناامن، بهصورت قطع، سیاست و رویکرد تعمدی است که به دست مخالفان انسانیت اجرا و از طرف دولت حمایت میشود. دلبستگی مقامها به زر و زور، یکی از پارامترهای اساسی در گسترش ناامنیهای ولایت غزنی است. کاش این بیشعوران بدانند که پایهی تمام زر و زوری که اینها دارند، مردم اند، نه سکوت در برابر فجایع انسانی!
ادامه دارد…
انتهای پیام
