شفقنا افغانستان-حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی در درس تفسیر خود بیان کرد: بر اساس آیه 34 سوره نحل « فَأَصَابَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا عَمِلُوا وَحَاقَ بِهِمْ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ؛ پس بدى هاى كردارشان ( گناهانى كه مرتكب شدند) به صورت عذاب بر آنان در رسيد و همان چيزى را كه به مسخره مى گرفتند آنان را فراگرفت.» خود این اهانت، مبازه، کاریکاتور دامی است که اینها را در این دام فرو میبرد.
به گزارش خبرنگار شفقنا،حضرت آیتالله جوادی آملی در سلسله جلسات درس تفسیر خود در تفسیر آیات 1 تا 6 سوره «غافر» روز دوشنبه، 29 دی ماه، بیان کرد: سوره مبارکه غافر که برخی از به عنوان سوره مؤمن یاد میکنند در مکه نازل شد لذا همانطور که بارها بیان شد محتوای اصلی این سوره توحید، وحی و معاد است. بعد از حروف مقطعه «حم» بیان کرد «تَنْزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ» این کتاب از ذات اقدس الهی است که دارای صفت عزت و حکمت است. مطلعید که آنچه که نازل شده است به صورت کتاب نبوده است بلکه کلام بوده است ولی به قرینهای که در کوتاهترین فرصت به صورت کتاب منظم در میآید میتوان گفت کتاب نازل شده است بنابراین سخن از اینکه قرآن در زمان حضرت جمع نشده بود و به صورت یک کتاب مدون در نیامده بود درست نیست. حضرت و اسلام کاری کرده است که در جایی که نویسندگی رواج نداشت و افرادی که توانایی نوشتن داشتند انگشت شمار بودند تمام و قوالهها و اسناد رسمی خودشان را در سند یا کتاب تنظیم میکردند مگر تجارتهای روزانه. این مطلب را میتوان در آیه 289 سوره بقره مشاهده کرد «فَاكْتُبُوهُ و َلْيَكْتُب بَّيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ» یکی از مشکلات دستگاه قضایی نیز همین است یعنی افرادی میآیند شکایت میکنند و یا بین افرادی دعوا میشود و برای حل این دعوا به دادگاه میروند در حالی که هیچ سندی در کار نیست.
وی ادامه داد: خب وقتی دینی که مردم بی سواد را به اینجا رساند و به عبارت دیگر دینی که نوشتن و درج کردن و ثبت کردن این همه برای او مهم بود به طوری که مردم را به این کار توصیه میکرد و کتابت و نوشتن را امری رسمی کرد این طور نیست که مهمترین و اصلیترین رکن دین را که قرآن باشد بدن نوشتن و مکتوب کردنش رها کرده باشد که بعد از ایشان این کتاب نوشته شده باشد. بنابراین این مساله نشان میدهد که این کتاب در زمان خود حضرت جمع شده است و از همین روست که خداوند این کتاب را به خودش اسناد میدهد و بیان میکند که در این کتاب هیچ شکی نیست.
آیتالله جوادی اظهار کرد: یک اسم اعظم و دو اسم عظیم را خداوند در همین چند آیه سوره غافر بیان کرده است اولین اسم الله است که اسم اعظم است که او مبدأ نزول این کتاب است و او این کتاب را با دو اسم عظیم عزت و علم نازل کرده است. قهرا این کتاب، کتاب عزیزی است چرا که در سوره فصلت فرمود: «إنَّه لَکِتابٌ عَزیزٌ لایَأتیهِ الباطِلُ مِن بَینِ یَدَیهِ وَ لا مِن خَلفِهِ تَنزیلٌ مِن حَکیمٍ حَمید ٍ» علیم است، حکیم است. بعد از آن اسم اعظم و این دو اسم چهار اسم دیگر را در آیه بعدی بیان میکند که نیاز بشر را این چهار اسم بر طرف میکند و بعد با برهان توحیدی صدر و ذیل این اسماء را میبندد یعنی هم مصدّر به اسماء الهی است و هم مزین و اینکه توحید را در پایان این اسماء چهار گانه ذکر کرد این برهان مساله است. فرمود این کتاب با وصف عزت و علم رقم خورده است.
وی ادامه داد: چهار اسمی که در آیه سوم این سوره در مورد خدا بیان شده است این است که او غافر الذنب است همچنین قابل التوب است بالاخره انسان است اشتباه دارد، گناه و نافرمانی دارد و زمانی که اینها برای انسان محقق است باید برای برگشتن انسان راهی باشد از همین رو خدا بخشنده است علاوه بر اینکه خداوند گناهان بندهاش را با توبه میبخشد بلکه حتی اگر توبه انسان نیز مشکلی داشته باشد خداوند کمبود توبه را جبران میکند و آن را میپذیرد. اینکه این دو را از هم جدا کرد به این علت است که خداوند هم با توبه گناهان را میبخشد هم بدون توبه، با توبه شرک را هم میبخشد. اما اگر کسی به بیراه رفته همین خدا بخشنده، شدید العقاب است. البته خداوند در این آیه شدید العقاب بودن خود را محفوف به سه صفت رحمت و کمال کرده است «غَافِرِ الذَّنْبِ وَقَابِلِ التَّوْبِ شَدِيدِ الْعِقَابِ ذِي الطَّوْلِ» و در پایان همه این صفات را همیشگی و دائمی عنوان میکند. در ادامه آیه خداوند یک برهان توحیدی استفاده کرده است «لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ» که برهانی است برای حصر این اسامی چهارگانه برای خداوند است و غیر از خداوند نمیتوان این اسامی را پیدا کرد. این حصر هم در مبدأ است و هم در مقصد چرا که در ادامه میفرماید «إِلَيْهِ الْمَصِيرُ» اشاره به این دارد که انتهای راه فقط به سمت خداوند است چرا که تقدیم خبر بر مبتدا نشان دهنده این حصر است. بنابراین اول و آخر را خداوند منحصر در خود میکند یعنی هم توحید را در این آیه بیان میکند و هم معاد را.
این مفسر قرآن کریم بیان کرد: اینطور نیست که بهشت و جهنم بعداً خلق شوند بلکه الان خلق شدهاند چرا که مصالح آن را انسان با اعمال خود میفرستد. از امام رضا (ع) روایتی نقل شده است که از ما نیست کسی که بگوید بهشت و جهنم الان خلق نشده است بلکه بهشت و جهنم الان خلق شده است. ظاهر آیات و روایات نیز به این مساله اشاره دارد که بهشت و جهنم آماده شده است یعنی اینکه بعد از مرگ انسان و در قیامت خلق نشده است بلکه قبل از آنها خلق شده است و انتظار تبهکاران یا مومنان را میکشند.
وی افزود: خداوند در این آیات بعد از بیان توحید و معاد و حصر اولیت و آخریت به خداوند باری تعالی سخن از مجادله کنندگان در آیاتش به میان میآورد « مَا يُجَادِلُ فِي آيَاتِ اللَّهِ إِلَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَا يَغْرُرْكَ تَقَلُّبُهُمْ فِي الْبِلَادِ؛ جز كسانى كه كافر شده اند، كسى در آيات ما جدال نمى كند؛ پس [ اقتدار و دانش پروردگارت را در نظر داشته باش تا] مبادا گردش آنان در شهرها ( فرورفتن آنان در نعمت و رفاه و بهره مندى شان از جلوه هاى دنيا) تو را بفريبد و تصور كنى كه آنان مى توانند از كيفر خدا بگريزند.» این ترتیبی که خداوند در این آیات بیان کرده است ترتیب سقوطی مجادله کنندگان است. در اینجا خداوند نفرمود «ما یجادل فی الکتاب» بلکه فرمود «ما یجادل فی آلایات الله» یعنی حتی آیه از کتاب. بر این اساس میتوان گفت جریان این کاریکاتورها و توهین به پیامبر مکرم اسلام (ص) از همین مجادله در آیات الهی است که منحصر به شخص پیامبر (ص) نمیشود اینها در آیات عظمی الهی درگیر شدهاند و طولی نخواهد کشید که اینها سقوط خواهند کرد. انسان هر جا حرف حق و درست میبینید از اسلام است. درست است که افرادی در گوشه و کنار دنیا ممکن است حرفهایی زده باشند اما هر کدام از اینها گوشهای از اسلام را گرفته اند و بر اساس آن سخن گفتهاند. اگر عدل است، اگر انصاف است، اگر آزادی است و اگر استقلال است اینها آوردهاند. چهار پنج نفر هستند که در دنیا حرف اول را زدند و به خاطر همین است که اسمشان و حرفشان ماندگار شده است آنها حضرت ابراهیم، موسی، عیسی و حضرت محمد (ص) هستند.
این مرجع تقلید عنوان کرد: تمسخر و تکذیب پیامبران مساله جدیدی نیست این در حقیقت ادامه دهنده همان کسانی هستند که خداوند در قرآن کریم از آنها به عنوان مشرکان و کافران پیامبران نام برده است که زمانی که خداوند پیامبری را برای آنها میفرستاد آنها تکذیب میکردند، مسخره میکردند. آن زمانی که کاریکاتور نبود ولی حال که کاریکاتور هست این کارها ادامه همان مسخره و تکذیب پیامبران است. این در حالی است که اگر پیامبران نبودند چیزی بدتر از جنگهای جهانی گرفتار جامعه انسانی میشد. اینها که تکذیب و مسخره میکنند همان کسانی هستند که در جریان جنگهای جهانی بیش از 80 میلیون نفر را کشتند، اینها همان کسانی هستند که در گوشه کنار عالم جنگ راه انداختند و لشگر کشی میکنند، اینها همان کسانی هستند که در فلسطین جنگ سی روز راه میاندازند میکشند و خیالشان نیست. خداوند در آیه 34 سوره نحل میفرماید« فَأَصَابَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا عَمِلُوا وَحَاقَ بِهِمْ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ؛ پس بدى هاى كردارشان ( گناهانى كه مرتكب شدند) به صورت عذاب بر آنان در رسيد و همان چيزى را كه به مسخره مى گرفتند آنان را فراگرفت.» خود این اهانت، مبارزه، کاریکاتور دامی است که اینها را در این دام فرو میبرد. مردم دنیا بدانند اینها که دم از تمسخر میزنند همان کسانی بودن که عامل کشتار جنگ جهانی بودند اینها که دلشان برای کسی نمیسوزد الان که دم از جمهوری و حقوق بشر و این حرفا میزنند به واسطه این است که دستشان روی دکمه بمب اتم است.
انتهای پیام
