کارلوس می گوید، او را به همراه اسامه بن لادن رهبر القاعده و ابونضال فرمانده فلسطینی فروختند.
به گزارش شفقنا افغانستان،ایلیچ رامیرز سانچز، معروف به کارلوس که از وی دولت های غربی به عنوان “خطرناکترین تروریست های جهان” معرفی شده در گفت وگویی با الجزیره به زبان آمده و اسراری را افشا می کند. او می گوید این دولت سودان بود که او را لو داد و در ازای پول فروخت. کارلوس که در فرانسه زندانی است می گوید او در طول زندگی اش هیچ کس را نکشته یا به نفع هیچ حکومتی عمل نکرده است. وی یاد آورمی شود که «روح انقلابی اش» همچنان زنده و «مشتعل» است.
کارلوس یکی از برجسته ترین افراد در انجام عملیات سیاسی پنهان در جهان به ویژه در نیمه دوم قرن بیستم بود. او کارش را زمانی شروع کرد که جنگ سرد بین غرب و بلوک شرق در اوج آن قرار داشت.
درباره او دیدگاه های متفاوتی وجود دارد. برخی از طرفدارانش می گویند عملیاتی را که او انجام می داد از نوع «عملیات انقلابی» بود و نباید بر آنها نام «عملیات تروریستی» گذاشت. یکی از عملیات او ربودن 11 وزیر نفت در نشست تولیدکنندگان نفت (اوپک) در وین در سال 1975بود. با این حال غرب او را یک «تروریست» می داند و به عنوان “مزدوری” معرفی می کند که با خونسردی کامل و برای دریافت پول دست به انجام عملیات و کشتن انسان ها می زند. سازمان های اطلاعاتی غرب نام «روباه» را بر او گذاشته بودند.
کارلوس در گفت وگو با الجزیره می گوید دستگیری و تحویل دادن او یک «نیرنگ» بود. وی می افزاید او را از طریق گروهی از ماموران امنیتی سودان به ریاست یک سرلشگر که فرماندهی شعبه امنیت داخلی را برعهده داشت و به «باز سیاه» مشهور بود به فرودگاه کشاندند. این افسر سودانی در چهره اش حزن و اندوه کاملا محسوس بود و از کارلوس عذرخواهی کرد. کارلوس می گوید آن افسر به او گفت: «این یک دستور است» و سایر افراد گروه نیز اشک می ریختند.
خیانت و آدم فروشی
کارلوس ادامه می دهد: « مرا در مقابل چند میلیون دلار فروختند. من اعتقاد ندارم که این اموال درجهت منافع ملت سودان هزینه شده باشد. بلکه به جیب یک مشت افراد فاسد رفت». او می افزاید دولت سودان او را به همراه چهار نفر دیگر «فروخت». او از اسامه بن لادن رهبر القاعده، ابونضال فرمانده فلسطینی نام می برد و مدعی است نفر چهارم هم عماد مغنیه بوده است. کارلوس معتقد است آمریکایی ها می خواستند او تحویل داده شود. چون مدت ها بود که او را تحت تعقیب داشتند.
کارلوس که سالهاست در زندان بسر برده و اکنون پیر شده است می گوید نمی تواند کسانی را ببخشد که او را در مقابل پول تحویل دادند. می گوید: «اگر مرا به شکلی قانونی تحویل داده بودند کمتر سنگینی می کرد. اما آنها به من خیانت کردند. به مساله فلسطین خیانت کردند. مرا بازداشت کرده و تسلیم مقامات فرانسوی دادند. به شیوه ای غیرقانونی مرا بازداشت کردند. این کار هیچ ربطی به قانون نداشت. این ها مرا در مقابل پول فروختند. اصلا محاسبات ایده ئولوژیک یا استراتژیک درکار نبود».
کارلوس می افزاید «کوور بلاک» مدیر شعبه سازمان اطلاعات آمریکا (سیا) در خارطوم مسوول این معامله بود زیرا گروهی را به صورت مداوم مامور من کرده بود. حتی یک بار نزدیک بود من به طرف آنها شلیک کرده و آنها را بکشم، اما در آخرین لحظه تامل کردم و این کار را انجام ندادم. چون من در سودان میهمان بودم و نمی خواستم به خاطر کار من این کشور دچار مشکل شود.
وی می گوید : «به مقامات سودانی موضوع را گفتم. به آنها گفتم که مزدوران سیا مرا تعقیب کرده و از من عکس گرفته بودند. اما آنها به من گفتند همه چیز تحت کنترل است. برای یک مدت کوتاهی به خارج از سودان سفر کردم تا اوضاع آرام شد و دوباره برگشتم. آنها به من پیشنهاد سفر به کنیا را دادند اما این پیشنهاد ابلهانه ای بود. گفتم نمی توانم به کنیا بروم. سعی کردند مرا به تل آویو بفرستند، گفتند آنجا بهتر است. روشن بود که به من خیانت شده است. حتی آنها تراشه ای را در وسایل من گذاشته بودند که از طریق ماهواره ها مرا تعقیب می کردند.»
درمورد داستان ورودش به سودان، کارلوس می گوید سال 1993 با یک پاسپورت آلمانی به این کشور سفر کرد. این درحالی بود که ایالات متحده بر اردن فشار می آورد تا او را تحویل دهند. کارلوس می گوید سه بار تلاش کرد ملک حسین بن طلال پادشاه سابق اردن را بکشد. یک بار در پاریس، یک بار در اتریش و بار سوم در قصر سلطنتی اش در عمان.
کارلوس این مساله را رد می کند که درجهت منافع دولت سودان عملیات کرده باشد. وی تاکید دارد که در طول حیاتش کسی را نکشته یا به نفع حکومتی عمل نکرده است. وی تنها می گوید کسانی را کشته است که مزدور بودند: «من کسی را می کشتم که دشمن آزادیبخشی بود، هر که می خواهد باشد.»
با این حال به یاد می آورد تنها یک نفر را تصفیه کرده و این تصفیه به نفع یک دولت بوده است. به گفته کارلوس او «بزرگ ترین خاین در تاریخ اردوگاه سوسیالیسم بود که اطلاعاتی نظامی را در اختیار ماموران آمریکایی می گذاشت». می گوید او این کار را بدون دریافت مزدی برای نیکولای چاوشسکو رییس جمهور رومانی انجام داد.
آرزوها
کارلوس در پایان از علاقه اش به سودانی ها می گوید و می افزاید : «از آنچه برسر ابونضال و بن لادن آمد دلگیرم. آن چه برای من اتفاق افتاد قابل مقایسه با اتفاقاتی نیست که در جنوب سودان رخ داد. جنوب سودان قربانی خیانت شد و از این کشور جدا افتاد».
کارلوس درباره امیدها و آرزوهایش در آینده می گوید هیچ انتظاری جز زندگی کردن ندارد. «اما روح انقلابی در من همچنان مشتعل است. مایلم به وطنم برگردم. تجاربی را که دارم در اختیار دولت قرار دهم و در زمینه های امنیتی به رییس جمهور کشورم کمک کنم. تلاش کنم تا بین ملت های ستمدیده همبستگی ایجاد شود».
کارلوس با جنبش های سوسیالیستی ارتباط داشت. گفته می شود جنگ های چریکی را در کوبا آموزش دیده بود. او در کنار جبهه خلق برای آزادی فلسطین در سطوحی عالی از نظر استفاده از سلاح و مواد منفجره آموزش دیده بود.
بعد از سال ها مخفی ماندن، در آگوست سال 1994 اعلام شد کارلوس بازداشت شده است. طبق خبرهای رسمی او در یک عملیات اطلاعاتی با همکاری فرانسه در سودان دستگیر و تحویل این کشور داده شد که فورا محاکمه و به زندان افتاد.
کارلوس در سال 2001 در زندان مسلمان شد. او با یک وکیل فرانسوی به نام ایزابل که در هیات مدافعانش بود ازدواج کرد. به نوشته الجزیره در سال 2003 کتابی در زندان تحت عنوان «اسلام انقلابی» نوشت و در آن استفاده از خشونت در شرایط خاص را توجیه کرد. الجزیره می گوید وی در آن زمان از تشکیلات القاعده به رهبری اسامه بن لادن طرفداری می کرد.
منبع : الجزیره
ترجمه: شفقنا
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
