شفقنا افغانستان-
هرچه رییس جمهور ما را به صبر دعوت کرد، ما صبر نکردیم. هرچه او گفت، بگذارید آدمهای شایسته را برای وزارتخانهها معرفی کنم، ما نگذاشتیم. هردو پای خویش را در چهار-پنج موزه داخل کردیم و گفتیم، یا این هفته معرفی کن، یا هفتهی بعد! از بس این هفته و آن هفته کردیم، بالاخره رییس جمهور مجبور شد کابینه را اعلام کند.
ما که یک مدت کوتاه (تقریباً بیشتر از صد روز) بهجای یک نفر دیگر، مدام عجله کردیم و از رییس جمهور هم میخواستیم عجله کند، باعث شد که مثلاً یک نفر با تحصیلات خانه خالی خود، وزیر تعطیلات مالی انتخاب شود. حالا خدا میداند که پارلمان به این بدبخت رای اعتماد بدهد یا رای عجله؟! بر اساس محاسباتی که طی این صد روز و خُردهای که من انجام دادم، به این نتیجه رسیدم که اگر ما عجله نمیکردیم و یک-دو یا سه صد روز دیگر هم صبر میکردیم، حالا مجبور نبودیم به جای چهار زن، سه زن را در لیست وزیران پیشنهادی ببینیم و جشن صدور اولین دروغ را برپا کنیم. البته ممکن است دروغهای زیادی تا حالا از آسمان باریده باشند و چون صخامت دود و خاک در نزدیکیهای آسمان زیاد شده، ما ندیده باشیم. ولی این دروغ، از آن جهت ایجاب تجلیل و شادمانی را میکند که قبلاً چندین بار در موردش استاتوس زده شد و میلیونها کمنت و لایک جمع کرد و چه شخصیتهایی که آن را شیر نکردند. پس مبارکتان باشد! فکر نکنید این دروغ توجیه ندارد، توجیه آن این است که توان مجموعی نصف شد. در نصف یک مجموعه از توان و صلاحیت، اگر سه خانم برای وزارتخانه معرفی شد، عین فتوحات سلمان محمود بیدین میباشد.
البته عجله چیزی نیست که بعد از پیروزی آقای محمد اشرف غنی مذمت شده باشد. عجله چندین صد سال پیش محکوم شده بود. علما، ریشسفیدان، متنفذان، سرمایهداران، نمایندگان اقوام، معلمان و اساتید مسجد و مدرسه، همه عجله را محکوم کرده بودند و بارها توصیه کرده که نباید از عجله کار گرفت. آنها حتماً میفهمیده که ما روزی به این دنیا خواهیم آمد و عاجلیک زندگی و کار خویش را رها کرده، عجله خواهیم کرد. بهطور مثال، دیروز شماری از نمایندگان مجلس در حمایت از نیروهای امنیتی، لباس و یونیفورم نیروهای امنیتی را برتن کردند و عکس یادگاری انداختند. در این کار هم عجله شد. اگر عجله نمیشد، حتماً یکی برای رضای خدا لباس پولیس ملی را هم بر تن میکرد و جلو دوربین جلوه میفروخت و اعتبار میخرید. دیدیم که آنها عجالتاً یونیفورم برتن کرده و پولیس ملی را از لیست نیروهای امنیتی کشیدهاند.
لازم است عرض کنم که الزاماً پشت هر عجله، بیمنطقی نیست. خیلی از عجلهها در دنیا وجود دارند که پشتشان منطق سنگین و درستی خوابیده و اگر عجله نشود، احتمالاً بلای عظیمی به میان خواهد آمد! بهطور مثال، فرض کنید شما یک رفیق دارید که سوزاک است. هردو به رستورانت میروید. رستورانت هم یک تشناب دارد. شما اول به تشناب میروید؛ در حالی که ایجاب میکند باید چند دقیقهای آنجا باشید، رفیقتان از طریق فیسبوک پیام میدهد که هله بچش زود شو! اگر شما عجله نکنید، احتمالاً در شرمندگی رفیقتان باید سهیم شوید. اینجاست که عجله نه تنها تاوان ندارد، که فایده هم دارد. از اینرو، به این نتیجه میرسیم که عجله و صبر، دو روی یک سکه اند. هاهاهاهاهاها… دیدید که در نتیجهگیری عجله کردم و چه نتیجهی افتضاحی را بیرون کشیدم؟
هرچند حالا کار از کار گذشته و ما خیلی در این زمینه عجله کردیم و باعث شدیم که خیلی از افراد شایسته کشفناشده باقی بمانند. با آنهم، عنان کار و عجله و صبر، افتاده بهدست پارلمان! پارلمانی که متهم به زدوبندهای پولی و تشکیلاتی در ساختار قدرت است. گفته میشود، سالهای قبل که وزیران به پارلمان معرفی میشدند، پارلمان آنقدر از صبر خویش کار میگرفت که مغز ملت را از صبر خالی میکرد. آنقدر قیمت رای سرخ و سبز را بالا و پایین میآوردند که برای خود وزیر در تشکیلات وزارتش، تقریباً هیچ چیزی باقی نمیماند. حالا باز هم افسار امور بهدست همان پارلمان افتاده است. اینکه چه میشود، بهزودی خواهیم دید! البته این حرف و حدیثها، دامن همهی وکلا را نمیگیرد، درست مثل آنکه یک عده واقعاً در دوران انتخابات با آنکه میتوانستند تقلب کنند، اما نکردند، یک عدهی این وکلای محترم هم پاک و بیگناه اند.
به هر روی، ما تا که توانستیم از عجله کار گرفتیم، حتا رییس جمهور را مجبور کردیم که از عجله کار بگیرد. امید که پارلمان هم عجله کند. مثل سالهای قبل از صبر ایوب خویش کار نگیرد و در پی بالا بردن قیمت و پایین آوردن ارزش نباشند. اما از این پارلمانی که ما میبینیم، بعید است از عجله کار بگیرد. دوباره آنقدر صبر خواهد کرد که باز ما مجبور میشویم لباس عجلهی خویش را بپوشیم و بیست و چهار ساعت عجله کنیم.
منبع اطلاعات روز
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
