شفقنا افغانستان
درها بازند، سگها بسته
دزدها متخصص میشوند
حرف از صد روز نخست نیست،
مسئله چارچوب بنیادین و سست است
چارچوبی که قیمت خراب میکند
سگها دستبردار نیستند
شبها بدتر از سگها، به فردا نمیرسند
کاش برق منظم بود!
شهر آبستن یک خواب سیاسی است، بلی!
چه کسی همبسترش بوده، نمیدانم من
شایعه است که یوسفی شدیداً مختار
شایعه است دیگر اما،
درهای آن زمان بسته بوده
سگها از بند خویش آزاد
دزدها ناپخته
چه کسی زور خدا را دارد؟
من نمیدانم و تأکید میکنم که من نمیدانم!
درها باز اند، هوا یخبسته
طالبی تأکید دارد که هوا یخ بسته
این همان سازیست که از مجرای صلح میآید؟
یا که باد مغز پرفکر جهان من و توست؟
یا که آواز سقوط
مثل تعداد صفحات درون فیسبوک
که به شیخ،
که به نفرهای اول و دوم
که به صاحب پلان نیک و شوم
که به بادار بدون شاخ و دُم
که به یک دلقک بازار منسوب است؟
من به پندار رییس جمهور خویش شک دارم
طی یک چارچوب بنیادین
او هنوز از بند خویش آزاد نیست
او ضعیف و خام است، آباد نیست
من به او مشکوکم
بگذریم از او که صد روز نخستش نیست حرف
نیست حرف؟!
نه که نیست! مسئله چارچوب بنیادین اوست!
گفته بودم شهر آبستن است
ماه از نهم گذشته، وقت زاییدن است
طفل او را کابینه خواهند خواند
گر سر فرصت نزاید مادر این ارجمند
داکتری باید قابل
تا که بگشاید گره از حال این باطل
هرچه عاجل
ورنه جان کری همان داکتر پیش از صد روز
باز خواهد آمد و نسخهی زاییدن را
طبق آمار دموکراسی خود خواهد نوشت
باز درها باز و سگها همچنان در بند اند
باز مردم شاهد نیرنگ و یک ترفند اند
باز آخرِ جواب این شیوخ هرچند اند
باز آخرهای این اول، غریق گند اند
یک جهان پر ز درد
چهرههای سخت زرد
و مریضانی که برداشته علم از گور مرد
باز درها باز و سگها همچنان در بند اند
آب ما دریا نخواهد شد، قسم خورده به آب
دست به خودارضایی برده، آبهای پرحباب
ای دریغ از یک جلالت یک فراخرویمآب!
دزدها متخصص میشوند!
آنچه را خواندید، یک اعلان بازرگانی بود!
نویسنده:هادی دریابی-اطلاعات روز
انتهای پیام
