شفقنا افغانستان – چندی پیش ژنرال دیوید پترائوس، مدیر سابق آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) در مصاحبه با مجله فرانسوی “ژورنال دو دیمانش” اعلام کرد که شرکای ایالات متحده باید به یاد داشته باشند که قطر با درخواست آمریکا میزبان هیئتهایی از جنبش مقاومت اسلامی (حماس) و طالبان افغانستان شد. وی خاطرنشان کرد که قطر میزبانی فرماندهی عملیات نظامی آمریکا در خاورمیانه را برعهده دارد.
به نظر میرسد پترائوس این جملات را در راستای بحران قطر بر زبان آورده تا به شرکای آمریکا در حاشیه خلیج فارس گوشزد نماید بهانههایی که اکنون به واسطه آنها قطر تحت فشار قرار گرفته همگی دستورات پیشین آمریکا است و روا نیست تا بدین واسطه متحد قدیمی را منزوی نمایند.
با اینکه قطر از متحدان منطقه ای آمریکا محسوب می گردد و علاوه بر همراهی با سیاستهای منطقه ای آمریکا، به آنها اجازه ایجاد و استفاده از پایگان نظامی را در این کشور داده است، باز هم نمی تواند به مقامات واشنگتن اعتماد نماید ، زیرا آنها هر گاه که لازم بدانند در راستای منافع خود هر اقدامی را انجام می دهند و حتی متحدان خویش را قربانی می نمایند.
به همین دلیلی می بینیم که قطر در جریان یک زدوبند و معاملهای جدید و پرسودتر بین آمریکا و عربستان وجهالمصالحه قرار گرفته! تا جایی که در اقدامی کمسابقه رئیس جمهور آمریکا در اعلام مواضعی علنی دوحه را مورد حملات و انتقادات جدی قرار داده است. اما به راستی چه چیز موجب میشود ایالات متحده در شرایط و موقعیتهای گوناگون در قبال طرفهایی ثابت مواضعی متفاوت و حتی متناقض اعمال نماید؟!
به نظر میرسد روح حاکم بر سیستم فکری و نظام تصمیم سازی و تصمیمگیری آمریکا که همان حاکمیت عقل ابزاری است، موجب بروز چنین تصمیمات و واکنشهایی است.
عقل ابزاری که حکم میکند در هر مقطعی میبایست بدون در نظر گرفتن ملاحظات اخلاقی تنها و تنها بر مبنای منافع و اصل اصالت سود تصمیمگیری نمود. لذا در این مسیر اگر متحدان قدیمی نیز قربانی شدند، چندان دارای اهمیت نیست!
با بیان یک نمونه در سیاست خارجی معاصر آمریکا میتوان کیفیت حاکمیت این عقل ابزاری را بهتر و بیشتر درک نمود. نحوه مواجهه و اعمال رفتار آمریکا با حزب بعث عراق و شخص صدام حسین یکی از بهترین نمونههاست. آمریکا تا پیش از جنگ تحمیلی هشت ساله عراق با ایران، این کشور را در لیست کشورهای حامی تروریسم خود قرار داده بود و هیچگونه روابط سیاسی با این کشور عضو بلوک شرق آن روز نداشت.
اما از زمان آغاز جنگ که با چراغ سبز آمریکا و سفر «رامسفلد» به بغداد انجام شد، اگهان روابط سیاسی با عراق را از سر گرفت و این کشور از لیست حامیان تروریسم خارج شد تا آمریکا به راحتی و بدون موانع قانونی عراق را در برابر ایران تسلیح و تجهیز نماید. این روند تا انتهای جنگ هشت ساله ادامه یافت ولی پس از اشغال کویت در 1991 توسط صدام، آمریکا با لشگرکشی نیم میلیونی به منطقه عراق را تصرف کرد و در عمل صدام را تا مرز سقوط پیش برد اما چون همزمان با انتفاضه شعبانیه امکان تشکیل حکومت توسط شیعیان در عراق جدی شد، آمریکاییها نه تنها از کنار زدن صدام منصرف شدند بلکه دست او را برای سرکوب و کشتار چند صد هزار نفری شیعیان و کردهای عراق باز گذاشتند!
اما این انتهای مسیر چرخشهای ناگهانی آمریکا در قبال صدام و حزب بعث نبود. پس از این ماجرا آمریکا طی بیش از یک دهه با اعمال انواع و اقسام فشارهای سیاسی و اقتصادی و بازرسیهای همه جانبه از این کشور عراق را تا مرز ورشکستگی پیش برد که نابودی ساختار کشور و تحمیل برنامه نفت در برابر غذا و گرسنگی مردم از جمله پیامدهای آن بود.
طبیعی بود که در انتهای این فرآیند نیز در 2003 با ادعای موهوم وجود سلاحهای کشتار جمعی مجدداً با لشگرکشی به این کشور عراق را به طور کامل اشغال و صدام را سرنگون کند و جالب این که حزب بعث را نیز برای همیشه منحل نمود. اما اینجا نیز پایان ماجرا نبود!
آمریکاییها پس از این که با گذشت چند سال و استقرار ساختار دموکراسی در عراق متوجه شدند حکومت در عمل در اختیار شیعیان مورد حمایت ایران قرار گرفته که یکی از پیامدهای آن اخراج نیروهای نظامی آمریکا از عراق و پایان اشغالگری بود، دوباره به سراغ بعثیها رفتند و با حمایت از آنها – که با القاعده یک مجموعه تروریستی تشکیل داده بودند- سعی نمودند اقتدار و حاکمیت شیعیان را در عراق با چالش مواجه کنند.
این راهبرد نیز در دو سطح به اجرا درآمد. سطح اول شامل اعمال فشار برای حذف قانون عدم فعالیت بعثیها و وارد نمودن مجدد آنها در ساختار حکومت بود و در سطح دوم نیز داعش را طراحی و راهاندازی کردند که امروزه به وضوح نمایان شده که بخش اعظم فرماندهان آن را بعثیهای سابقه دار تشکیل داده اند .
تنها ملاک عمل برای آمریکائیها ، منافع آنها می باشد. این منافع مشروع باشد و یا نا مشروع. آنها در این راه از هر ابزاری بهره می گیرند و در این رابطه هیچگونه پایبندی به قواعد اخلاقی ویا قواعد حقوق بین الملل ندارند. بنا بر این اگر منافع آنها اقتضا نماید ، هیچ منعی ندارد که متحدان و یا دوستانشان نیز قربانی شوند.
انتهای پیام
www.af.shafaqna.com
