شفقنا افغانستان- در سالهای اخیر شاهد رشد روزافزودن تعداد دانشگاههای خصوصی و نیمه خصوصی در داخل کشور بوده ایم.
این دانشگاهها در ده سال گذشته توانسته اند میزان قابل توجهی از تحصیلکردگان را وارد جامعه افغانستان کنند، افغانستان نسبت به ده سال پیش امروزه تعداد دانشجویان و تحصیلکردگان بیشتری دارد که در این راستا نقش دانشگاههای خصوصی کاملا واضح و روشن است، اما از سوی دیگر این دانشگاهها مشکلات و چالشهای زیادی را پیش روی خود دارند.
تقی امینی، که ماستری(فوق لیسانس) خود را در رشته رهبری تعلیم و تربیه از دانشگاه اندیانای آمریکا گرفته و نزدیک به 10 سال در افغانستان بعنوان استاد دانشگاه مشغول به خدمت است در یک گفتگوی اختصاصی با خبرگزاری شفقنا افغانستان، مشکلات و چالشهای موجود در فضای دانشگاههای خصوصی افغانستان را بررسی کرده است.
وی فعالیت خود را در سال 1383 با افتتاح دانشگاه بامیان آغاز کرده و بعنوان آمر دپارتمنت ریاضی و فیزیک و همچنین کار تخنیکی کتابخانه دانشگاه و مدیر اداری فعالیت داشته است.
او در حال حاضر مشاور امورآموزشی دانشگاه کاتب و مسئول کمیته تضمین کیفیت و دپارتمنت مدیریت آموزشی این مرکز می باشد.
شفقنا افغانستان : بعنوان کسی که سالها در فضای آکادمیک افغانستان فعالیت کرده اید، چه مشکلاتی فراروی اساتید دانشگاههای افغانستان می بینید؟
امینی : مهمترین مشکل وجود نداشتن زمینه برای بهتر شدن و ارتقای سطح علمی استادان می باشد، استاد دانشگاه برای تحصیل باید به خارج برود، بنابراین باید زبان خارجی یاد بگیرد و در یک رقابت سخت شرکت کند، اکثر استادان قدیمی در این مسابقه برنده نمی شوند و بنا بر این زمینه پیشرفت از آنها گرفته می شود.
بعضی تبعیض ها وارد دانشگاه ها شده و دامنگیر تعدادی از استادان است، کدر های جوان به راحتی نمی توانند بر اساس رقابت و شایستگی وارد دانشگاه شوند.
گزارش های موثقی وجود دارد که با شاگردان نیز رفتار تبعیض آمیز و بر اساس قومیت و محل سکونت انجام می شود.
متاسفانه یک مرجع علمی معتبر وجود ندارد که ارزش کار علمی استادان را ارزیابی نماید، بنابراین مقالات و کتاب های ترجمه و کاپی پیست و با اشتباهات علمی زیاد به چشم می خورد،
استاد بودن اعتبار علمی خود را در چشم مردم و جامعه از دست داده است
* آیا دانشگاههای افغانستان(بخش خصوصی) آنطور که باید توانسته اند نیروهای کارامد تحویل بدهند؟
– اولا می دانیم که دانشگاه خصوصی یک حرکت جدید و البته برخاسته از نیازمندی در افغانستان است، دوم این که با تاسف دانشگاه های خصوصی شهرت مناسبی بین جامعه ندارد.
اما با توجه به شرایط موجود در افغانستان، نتیجه کار دانشگاه های خصوصی رضایت بخش بوده است.
ما نباید نتیجه کار دانشگاه های خصوصی را با دانشگاه کابل مقایسه کنیم، بلکه با دیگر دانشگاه های دولتی در ولایت های دیگر نیز باید مقایسه ای انجام شود.
اگر در دانشگاه های خصوصی مشکلات وجود دارد، در مقایسه با دانشگاه های دولتی مشکلات حد اقل برابر است و همچنین مشکلات در هردو بخش دانشگاه های خصوصی و دولتی بر می گردد به ضعف مدیریت در وزارت تحصیلات عالی.
علاوه بر آن دانشگاه های خصوصی، یک گرایش عمومی در سطح جهان است و دولت افغانستان باید زمینه را برای رشد و ارتقای دانشگاه های خصوصی بردارد.
* کمبود منابع و ترجمه ها چه تاثیری در سطح آموزش دارد؟ چه راهکارهایی برای پر کردن اینگونه خلاها وجود دارد؟
– متاسفانه منابع اصلا وجود ندارند، به کتاب و یاد داشت هایی که یک استاد برای درس خود معرفی می کند، که منبع گفته نمی شود.
تحقیقاتی که در افغانستان انجام شده، حتی توسط موسساتی که مورد حمایت ارگان های خارجی بوده مثل ARUE، منبع علمی اکادمیک شناخته نمی شود، کار ترجمه هم بسیار کم و غیر حرفه ای بوده و در مواردی هم مترجم کتاب را به نام خود چاپ کرده است.
دو راه کار در این زمینه وجود دارد، یک : حمایت دولت از کارهای ترجمه و تحقیق و دو: گسترش بازار تحقیق و ترجمه که هم حمایت دولت و وزارت تحصیلات عالی را نیاز دارد و هم زیاد شدن تعداد محصلان را، یعنی امروز اگر یک مترجم حرفی ای کتابی را ترجمه کند و زحمت هم بکشد، از نظر مالی ضرر می کند، چرا که تقاضا در بازار کم است.
* دولت چقدر می تواند به روند رو به رشد تحصیلات عالی کمک کند؟
– دولت بهترین کاری که می تواند، پالیسی سازی و نظارت از تطبیق آن در بخش تحصیلات عالی است.
با تاسف قوانین و مقررات دست و پاگیر فراروی تحصیلات عالی در افغانستان زیاد است. از قانون اساسی گرفته تا قوانین خردتر، مثلا هم از نظر علمی و هم تجربه دیگر کشورها ثابت کرده است که تحصیلات عالی نباید رایگان باشد و از نظر حقوق بشری تحصیلات عالی نیز جز حقوق اساسی و بشری محسوب نمی شود.
کشورهای دیگر حد اقل کاری که می کنند این است که هزینه تحصیل را به صورت قرضه در اختیار محصل قرارداده و بعد از فراغت محصل و پیدا کردن کار پس میگیرد، ولی در افغانستان حتی تفکر حرکت به این سو در وزارت تحصیلات عالی و دولت وجود ندارد.
* بعنوان یک استاد دانشگاه چه خواسته هایی از حکومت وحدت ملی و یا وزیر تحصیلات عالی دارید؟
– تجربه اندک از حکومت وحدت ملی نشان می دهد که بهتر است از این حکومت انتظاری نداشته باشیم. هم چیز مصلحتی خواهد بود و فکر می کنم حتی ریاست ها تقسیم شده و سیاسی خواهد شد.
ولی توقع من این است که ظرفیت خود وزارت را برای پالیسی سازی و نظارت بر تطبیق آن را بالا ببرند.
دولت جز حرکت به سوی گسترش تحصیلات عالی خصوصی و حتی نیمه خصوصی کردن دانشگاه های دولتی راه دیگری ندارد، اگر امروز برای این کار ها آمادگی نگیرد، فردا مجبور به این کار ها خواهد شد که ممکن است کمی دیر هم باشد.
* چه آسیب هایی دانشجویان در داخل افغانستان را تهدید می کند؟
– آسیب ها زیاد است و تعدادی از آنها ناشی از چند دهه جنگ داخلی در کشور می باشد. بنیاد اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی در جامعه و در دانشگاه ضعیف است، اکثر استادان از رفتار زشت، غیر اخلاقی، تهدید آمیز و نا مناسب دانشجویان که آنها نیز از جامعه یاد گرفته اند، می نالند.
تلاش علمی و رقابت علمی به عنوان یک ارزش هنوز جایگاهی در بین محصلان و دانشگاه ها ندارد، افرادی هستند، که به دانشگاهها مراجعه می کنند که وظیفه من تضمینی است من صرفا مدرک ندارم که به طور قانونی آن وظیفه را اشغال نمایم، دیگر چه انتظاری است که این فرد درس بخواند.
شما قضاوت کنید که ظرفیت دانشگاه های دولتی بسیار محدود است و سالانه کمتر از 40 هزار نفر ظرفیت برای تحصیل در درجه لیسانس وجود دارد و تعداد زیادی از جوانان در این رقابت سخت و نا سالم و همراه با تقلبات موفق نمی شوند.
این جوانان علاوه بر این که به عنوان ناکام شناخته می شوند باید تمام هزینه تحصیل خود را بپردازند و در دانشگاههای خصوصی درس بخوانند، آیا این کار عادلانه است که تعداد اندکی، به بهانه عبور از مرز کانکور از صد در صد تحصیلات عالی رایگان استفاده نمایند و تعداد زیادی به بهانه ناکام ماندن تمام هزینه های تحصیل خود را بپردازند.
آیا بهتر نیست که همه جوانان سهمی در حد توان خویش در هزینه های تحصیل خویش داشته باشند، پیشنهاد خاص من به دولت و وزارت تحصیلات عالی این است که هزینه های تحصیل در دانشگاه های دولتی را طبق یک پلان مشخص از محصلان پس بگیرند و هم چنین قرضه های مالی در اختیار کسانی که در پوهنتون های خصوصی تحصیل نمایند قرار بدهند.
* بسیاری از دانشجویان دانشگاههای خصوصی از سطح پایین اساتید نالانند،چه دلایلی عامل این مسئله است؟
– نالان بودن دانشجویان از سطح پایین اساتید، نشان دهنده این نیست که وضعیت در دانشگاه های دولتی بهتر است. در عین حال، قبلا در قوانین گنجانیده شده بود که استاد در پوهنتون های خصوصی حد اقل درجه تحصیلی ماستری داشته باشد که با تاسف، جدیدا آن را به لیسانس کاهش دادند.
هم چنین نظارت بر دانشگاه های خصوصی از سوی وزارت ضعیف و غیر معیار است و هیچ کمک مادی یا معنوی از سوی وزارت به دانشگاههای خصوصی انجام نمی شود.
* آیا دید تجارتی داشتن نسبت به دانشگاه برای صاحبان سرمایه یک تهدید است یا فرصت؟
– اول باید در نظر داشته باشیم که دانشگاه های خصوصی یک نیاز اساسی است و آخرین پاسخ به تقاضای موجود جوانان به تحصیلات عالی.
اگر تعدادی هم در این بخش سرمایه گذاری می کنند، کار بسیار شایسته ای انجام می دهند، چون تحصلات عالی آنچنان که باید، سود ده نیست.
کسانی که در تحصیلات عالی سرمایه گذاری می کنند، علاوه بر این که شاید سرمایه دار باشند، دغدغه های فرهنگی دارند و می خواهند فرصتی داشته باشند برای خدمت کردن به مردم. البته این هم درست است که برای حفظ سرمایه و رسیدن نتایج بهتر، شاید سرمایه گذار مجبور باشد تعداد دانشجویان را زیاد نماید و یا فیس را کاهش بدهد؛ ولی همانطوری که تذکر دادم، کیفیت تدریس در این دانشگاه ها اگر با تمام بدنه دانشگاه های دولتی سنجیده شود، تفاوت وجود ندارد.
من فکر می کنم به جای انگشت گذاری بالای کیفیت پایین بعضی از دانشگاه های خصوصی، بهتر است خواهان توجه دولت و وزارت تحصیلات عالی به این بخش گردیم.
به امید روزی که تمام دانشگاههای داخلی افغانستان بتوانند مطابق استانداردهای بین المللی در راستای پیشبرد اهداف علمی جامعه فعالیت کنند.
انتهای پیام
