شفقنا افغانستان
با بالارفتن آمار ترور و خشونت های وحشتناکی که از سوی سازمان های تروریستی، خصوصا داعش و طالبان انجام می گیرد، اذهان جهانیان نسبت به دین مبین اسلام بیش از پیش مشوش شده است. برای واکاوی این موضوع و یافتن پاسخ این سوال که سبب و هدف ایجاد چنین جریانات تندی که باعث بد نام شدن اسلام شده، در چیست و از ناحیه چه کسانی حمایت می شود و همچنین برخورد دولتمردان ما در قبال این گروههای تروریستی چگونه باید باشد، خبرنگار شفقنا گفت و گویی ترتیب داده با حجت الاسلام والمسلمین احمد علی جبرئیلی،عالم برجسته دینی و از صاحب نظران عرصه سیاست افغانستان که متن آن به شرح ذیل می باشد:
*گروههای تروریستی مانند داعش و طالبان، توسط چه کسانی و با چه اهدافی ایجاد شده اند؟
حجت الاسلام جبرئیلی: تلاش بسیار گسترده ای وجود دارد که اسلام را به عنوان دین طرفدار کشتار، قتل، خانمان سوزی، ویرانی، بد بختی و مخالف کرامت انسانی جلوه دهند در حالی که دین اسلام از تمام این اتهامات مبراست؛ علت این تلاش های منفی نیز، ترس روز افزون دنیای غیر مسلمان و به ویژه دشمنان قسم خورده اسلام از گسترش اسلام اصیل درغرب و گرایش فوق العاده نسل جدید کشورهای غربی به اسلام است.همین امر باعث شده که غربی ها و آمریکا با تمام قدرت در برابر اسلام ایستاده و سعی دارند تا با بدنام ساختن اسلام ناب محمدی،مانع از گسترش آن در میان ملت های غربی شوند.
اگر در ماهیت واقعی گروههای تروریستی و جریانهای سیاسی تندرو که متاسفانه اکثریت آنها در جهان اسلام ظاهر شده اند،دقت کنیم خواهیم دید که دشمنان اسلام و ابرقدرت ها در شکل گیری و قوت آنها نقش داشته و آنهایی که جز منافع مادی به چیز دیگری نمی اندیشند،دخالت مستقیم در وقایع امروزی پیرامون ما دارند.
آنها خود را پایبند به ارزشهای انسانی می دانند اما هرگز به آن عمل واقعی نمی کنند و هر طور که دلشان بخواهد با استفاده از امکاناتی که در اختیار دارند در هر نقطه ای از جهان برنامه ریزی کرده و سیاست های شوم خود را اجرا می نمایند.
همانطور که عرض کردم به دلیل وحشت از گسترش اسلام به وجود می آید؛اگر نگاهی داشته باشیم به کنفرانس هایی که در رابطه با اسلام ستیزی و قرآن ستیزی طی دهه های اخیر در کشورهای مختلف از جمله اسرائیل برگزار شدند، به مقاصد اصلی دشمنان اسلام پی میبریم.
اسلام کجا و ترور و تروریزم کجا؟! دین اسلام، دین صلح و خیر است، آیین گذشت،بخشش و مرحمت است. پیامبراسلام (ص) در جنگها وقتی دشمن را شکست میدادند، بر اسیران رحمت میکرد. اسلام و قرآنی که دستور میدهد وقتی مجبور میشوید به جنگ تحمیلی با غیر مسلمان ها بروید، رعایت حال کهن سالان، کودکان و حتی مواشی ،درختان و سبزیجات را بکنید تا به اینها آسیبی نرسد چرا که زندگی هر موجودی ارزشمند است،چگونه می تواند مجوزی برای جنایات امروزی گروههای تندرو باشد.
ما در تاریخ اسلام سراغ نداریم که یکی از دعوت گران اسلام برای پیشرفت دین، ترور کرده باشد، هر چند راهش حق باشد. اسلام هیچ گاه با ترور میانه خوبی نداشته و آنرا جایز نمیداند، ترور اصولا کار غیر مسلمان ها و کسانی است که منطق نداشته و به ارزش ها اعتقادی ندارند.
بنابر این اسلام به هیچ عنوان ترور را جایز ندانسته و در فرهنگ اسلامی چیزی به نام ترور وجود ندارد. کشتن انسان بی گناه چه رسد به انسان مسلمان بزرگترین گناه است و در قرآن مجید هم آمده است که کسی که یک انسان مسلمان یا غیر مسلمان را عمدا به قتل برساند، گویا انسانیت را کشته است. این است دیدگاه اسلام.
اسلام ناب مظلوم واقع شده است
عالم برجسته افغانستان گفت:امروز اسلام بسیار مظلوم واقع شده است و اگر مسلمان ها خون هم گریه کنند، کم است. مسلمانان دچار گرفتاری های بسیاری شده اند، روش های ما هم متأسفانه درست نیست، خود ما ابزاری برای غربت اسلام شده ایم.
چه قدر بدبختی بر ما تحمیل شده است؛کارهایی میکنیم که قضاوت غیر منصفانه ای در برابر اسلام به وجود آمده که گفته می شود اسلام یعنی ترور،انفجار، انتحار و…
حال تصوری هم که بین نسل های جدید کشورهای مسلمان و غیر مسلمان به وجود آمده این است که اسلام یعنی گردن بریدن،کشتار ترور،انفجار و انتحار.
خائنینی که سازمان های تروریستی در کشورهای مسلمان ایجاد کردند،خود به بلای آنها دچار شده اند
این آگاه امور دینی و سیاسی در رابطه با چگونگی ایجاد سازمان های تروریستی در کشورهای مسلمان خصوصا افغانستان، گفت: جریان های خائنی هستند که در افغانستان و دیگر کشورهای فعال می باشند و ترور،انفجار و حملات انتحاری را سازماندهی می نمایند.
از همه بیشتر و جلوتر ملت افغانستان قربانی اعمال تروریستی شد اما این بلای خانمان سوز کم کم دامن همه را میگیرد، و قرآن در این رابطه میفرماید: از آن فتنه هایی بپرهیزید که تنها دامن ستم گران را نمیگیرد و دامن گیر همه میشود.
طالب را به وجود آوردند تا افغانستان را به بدبختی بکشانند ولی حالا دامن همان هایی را طالبان ساختند را گرفته است؛پاکستان در آتش طالب میسوزد و کشورهای دیگر را نیز علی رغم اعتراضات شان میسوزاند.
همان هایی که طالبان را به وجود آوردند، داعش را نیز تاسیس کردند.این موضوع را خانم کلینتون اعتراف کرد که ما خودمان داعش را به وجود آوردیم و جالب اینجاست که همان موسسان داعش بیش از مابقی این گروه را تروریست می خوانند و ادعا میکنند که با تروریزم مبارزه میکنند.
یک مسئله جالب،قابل تأمل و یک پارادوکس بزرگ در سیاست کشورهای قدرتمند حتی کشورهای به ظاهر اسلامی این است که در یک جا داعش بد و در جایی دیگر خوب است؛آیا ماهیت داعش و تروریزم دو گانه است؟ در فلان کشور داعش باید سرکوب شود و یک ائتلاف جهانی متشکل از 50 کشور برای سرنگونی اش متحد میشوند، مگر داعش چند تا سرباز دارد، فقط سی هزار نفر؛ چرا باید برای یک گروه کوچک تروریستی این چنین ارتشی تشکیل شود؟ خود مردم عراق را اگر حمایت کنند تخم و ریشه داعش را از جا میکنند.
مقابله با داعش تنها بهانه ای برای حضور دراز مدت در کشورهای اسلامی است
آیا متحدین واقعا میخواهند با داعش مقابله کنند؟ باید گفت که خیر؛ این بهانه ها تنها ابزاریست برای حضور در کشورهای اسلامی، برای حفظ منافع ظالمانه بعضی از قدرت های جهانی به صورت دراز مدت در کشورهای اسلامی، وسیله ای برای انحراف اذهان مردم از سرکوب مسلمان ها در فلسطین وکشورهای مظلوم و مسلمان دیگر است.
کشورهای اسلامی هم که همکار ابرقدرت های جهان هستند،سیاست دو گانه ای نسبت به داعش دارند و این گروه تروریستی را به دو دسته خوب و بد تفکیک کرده اند؛آنها هم باید پاسخگو باشند، هر چند که پاسخی هم نخواهند داشت ولی برای مردم،دو رویی بسیاری از قدرت ها و حاکمان ثابت شده است.
دست مردم افغانستان برای مبارزه با تروریست ها بسته شده است
جبرئیلی در رابطه با نقش مردم و مسئولین افغانستان در قبال اوضاع فعلی چنین گفت: مردم دیگر کاری نمیتوانند انجام دهند زیرا دست هایشان را بسته اند.درهرواقعه ای تنها میتوانند انزجار خود را نشان داده وبگویند ترور بد است و ما متأسفیم. چرا که قدرتمندان ما دست مردم را بسته و نمیگذارند که با ترور و انتحار مبارزه شود
بد بختی ما به اندازه ایست که هر کشوری حتی آنکه دو روز تاریخ ندارد و اگر ثروت نفتی اش نمیبود، به یک شلغم هم نمی ارزید، در مسائل افغانستان مداخله میکند. برای مثال کشور امارات متحده، کشوری که چند شیخ وسی سال تاریخ دارد،معاون امور نظامی و امنیتی وزارت خارجه اش می گوید که ما در سال آینده سیزده هزار امام جماعت و عالم دین به افغانستان اعزام میکنیم.
اولاً این صحبت مربوط به معاون وزیر خارجه نمیشود، ثانیاً مربوط به معاون نظامی و امنیتی نیز نیست، وانگهی؛ما در افغانستان مدارس و دارالعلوم های فراوانی داریم که فعال اند و هر کدام بیش از پنج هزار نفر طلبه را درس میدهند، آیا برایمان بس نیست؟
حتی ادبیات گفتاری مقامات کشور، بوی مبارزه با تروریزم نمیدهد؛ چه برسد به عمل
وی در ادامه اظهار داشت:مسئولین طراز اول کشور ما به جای اینکه با تروریست ها که مردم را به خاک و خون می کشند، مبارزه بنیادی کنند، مستقیم یا غیر مستقیم از آنها حمایت میکنند، به کدام منطق سران طالبانی که برای دستگیری آنها هزینه زیادی داشته را آزاد میکنند؟
در زمانی که من وکیل پارلمان بودم گفه شد 500 زندانی از زندان قندهار توسط حفر تونل از زندان فرار کرده اند و بعدها طی تحقیقاتی که به واسطه درخواست پارلمان از وزیر عدلیه وقت،انجام شد گزارش داده که ماجرای فرار کاملا دروغ است، نه تونلی در کار بوده و نه فرار کردنی، شاهدان عینی گفته بودند که ساعت 12 شب موترهایی که مربوط به اشخاص زور مند بوده وارد زندان شده و تعداد 500 زندانی را که بیشتر آنها طالب و حتی فرمانده طالبان بوده اند،آزاد کرده اند. این سیاست های ما در مقابله با تروریزم است!
حتی ادبیات ما ادبیات مبارزه با تروریزم نیست، قبلا ادبیات مسئولین ما این بود که برادران ما و حالا ناراضیان سیاسی، آیا تروریست را میتوان ناراضی سیاسی تلقی کرد؟ ناراضی سیاسی کسی است که نظام یک کشور را قبول دارد، قانون اساسی را قبول دارد، ولی به سیستم اعتراض دارد و میخواهد برای بهبود اوضاع مملکت یک روش جدیدی را طی کند، به این میگویند ناراضی سیاسی یا به عبارت دیگر اپوزیسیون.
بسیاری ازنهادها هستند که به همین روش کار میکنند یعنی به عنوان ناراضی سیاسی؛ بنده هم از ناراضیان سیاسی هستم ولی چه زمان اسلحه به دست گرفته و در مقابل نظام ایستاده و دست به قتل و کشتار زده ام؟
متاسفانه شخص اول مملکت تروریست ها را به عنوان ناراضی سیاسی خطاب میکند، با این ادبیات و این فکر ما هرگز یک قدم هم در جهت مبارزه با تروریزم بر نخواهیم داشت.
نسل جدید و جوانان،نجات دهندگان کشور
این آگاه امور دینی و سیاسی درباره راه حل مشکلات امروز کشور و جهان اسلام گفت: تنها راه برای نجات از این گرفتاری ها، بسیج ملی،بیداری ملی، آگاهی ملی و اراده ملی است که باید در افغانستان یا در دیگر کشورهایی که به این مشکل گرفتار هستند، به وجود بیاید.
متأسفانه در کشور ما فعلا در هیچ بخشی عزم ملی و اراده ملی وجود ندارد و همان مثل معروف که گر همین مکتب است و این ملا، حال مردم خراب میبینم؛ پس تا بیدار و آگاه در قبال مسائل روز خود نشویم و به خود نیاییم، این مشکلات همچنان در کشور ما ادامه خواهد داشت.
اگر نسل جدید و جوان ما، نسل دوم انقلاب و جهاد ما دست به کار نشوند، به والله وضعیتی را که من در افغانستان میبینم به مراتب بسیار بدتر خواهد شد.
انتهای پیام
