شفقنا افغانستان-نویسنده کتاب تافته جدابافته معتقد است: شکل گیری اجماع جهان سلام در زمینه تقریب مذاهب و گفت وگو با تکیه بر روش علمی و هدفمند در سطح متفکرین مهمترین راهبرد در زمینه خنثی سازی توطئه نظام سلطه می داند و معتقد است: با این استراتژی می توان به اتحاد به عنوان هدف نهایی تمرکز کرد ضمن آنکه علما و متفکران ما باید تصویر روشنی از مذهب شیعه به جهان اسلام ارائه دهند و این مساله می تواند در از بین بردن نقشه وهابیت موثر باشد.
حجت الاسلام محمدباقر پورامینی، نویسنده و پژوهشگر عرصه وهابیت و سلفی گری که کتاب تافته جدابافته در نقد افکار سلفی گری تالیف اوست، در گفت وگو با شفقنا به پیشینه تاریخی پیدایش تفکر سلفی اشاره کرد و گفت: تفکر سلفی با ظهور اصحاب حدیث، حشویّه و دعوت احمد بن حنبل و پیروان افراطی او شکل گرفت و سلفیان با این نگاه، سه قرن اول هجری را به دلیل اینکه سلف صالح زندگی می کردند، بهترین عصر و فهم سلف و تصوراتی که در ذهن آنها از آیات و روایات هست را معیار مسلمانی می دانند.
او با اشاره به تفکرات ابن تیمیه، اصول تفکر سلفی را مرهون این شخص دانست و ادامه داد: ابن تیمیه تاکید زیادی بر تبعیت از سلف داشت و در آثار خود هم به کرّات از عقیده سلفیان دفاع کرده است. شیوه ای که از سوی ابن تیمیه ترسیم شد، توسط محمد بن عبدالوهاب پیگیری و با عنوان سلفی گری ترویج شد به گونه ای که می توانیم سلفیان وهابی را نماینده اصلی جریان سلفی تلقی کنیم گرچه سلفیان دیگری در جهان اسلام هستند اما جریان سلفی وهابی خود را نماینده اصلی سلفیت می داند.
سلفی های وهابی با تغییر مدل حرکتی خود برای بقا برنامه ریزی خواهد کرد
عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی سلفی گری را خطری برای جهان اسلام به ویژه اهل سنت دانست و در خصوص راهکارهای مقابله با پدیده سلفی بیان کرد: اگر ما تمام حالات آینده را بخواهیم ترسیم کنیم، آینده های ممکن و محتمل را نیز باید در نظر بگیریم و بر اساس آینده های محتمل راهکار برای مقابله با آنها طراحی کنیم.
او تلقی خود از آینده احتمالی گروه سلفی وهابی را استمرار این خطر عنوان کرد و افزود: این گروه با تغییر مدل حرکتی خود برای بقا برنامه ریزی خواهد کرد و لذا باید ببینیم در این زمینه چه حرکتی خواهند کرد.
پورامینی با ذکر این مطلب که تصور متفکران جهان اسلام از سلفیان وهابی به دلیل تحجّر، جمود و ضعف علمی، تصویر وارونه ای است، بیان داشت: اصلی ترین نکته از سلفی های وهابی، تجسّم خداوند است به این معنا که همانند اسلاف حشویّه در قرون دوم و سوم، خداوند را در قالب بشر به مردم معرفی می کنند و لذا می بینیم توحید ترسیمی سلفیان وهابی با فطرت سلیم انسانی در تضاد و ناهماهنگی است.
او تصریح کرد: محمدبن عبدالوهاب ضمن اصرار به ارائه این تصویر از خدا، تمام منتقدان خود را به شرک و خروج از اسلام متهم و تکفیر می کرد و حتی شخصی به نام محمد بن عبدالله بن فیروز حنبلی از علمای معاصر وی، اولین کسی بود که به خطرات و تهدیدات ابن عبدالوهاب آگاه شد و توحید محمدبن عبدالوهاب را با توحید قرآن در تضاد دانست اما محمدبن عبدالوهاب نصایح او را تاب نیاورد و با وی مقابله کرد.
نویسنده کتاب تافته جدابافته عنوان کرد: توحید سلفیان وهابی به قدری تنزل پیدا کرده که به دلیل تمرکز بر نفی زیارت قبور، نفی توسل و نفی ساخت مزار برای بزرگان دینی به توحید قبوری مشهور شده است یعنی چنین توحید تصویری ارائه شده از ابن تیمیه و محمدبن عبدالوهاب با جهت گیری هدایت گونه دین کاملا در تضاد است.
او ادامه داد: سلفیان از آغاز با تکیه بر عوامفریبی و تحریک احساسات مذهبی و هیجانات جمعی تنها نظرات خود را همسو با مذهب سلف تلقی می کردند.
پورامینی با اشاره به نظر یکی از اندیشمندان سنی در مورد ابن تیمیه که گفته های او را ناشی از مرض قلب و فتنه گری می داند، گفت: این الگوی ارائه شده از اندیشه سلفی ممکن است باز هم ادامه پیدا کند و ما باید بر اساس این تصویر غلط و وارونه از دین که اینها ارائه می کنند، نقدی جدّی را آماده کنیم.
او با پذیرش این مطلب که محمدبن عبدالوهاب تسهیل کننده سیاستهای استعماری غرب در زمینه فرقه گرایی بود، ابراز داشت: اصولا پیدایش و استمرار سلفیان وهابی به نوعی در گرو ارتباط و همسویی حاکمان مستبد و حمایت دولت های استعماری بود به این معنا که از یک طرف خاندان سعود به عنوان بازوی اصلی محمدبن عبدالوهاب و پیروانش تلقی می شوند و از سوی دیگر دولتهای استعماری به خصوص انگلستان نقش اصلی را در پیدایش و تثبیت این تفکر داشتند.
چهره های شاخص وهابی برای نزدیکی به نظام سلطه مسابقه می گذارند
عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با بیان اینکه سلفیان وهابی با تمرکز شعارگونه بر مبارزه با شرک، چشمان خود را نسبت به چهره های جدید بت پرستی که به صورت جاهلیت نوپدید شکل گرفت، بستند، به تعبیری از سید قطب الدین در نقد سلفیان وهابی اشاره کرد و افزود: سید قطب الدین معتقد بود که شرک به خداوند تنها به معنای اعتقاد به الوهیت غیرخدا همراه با خدا نیست؛ نمود اساسی شرک به خدا طرح شعارهایی برای بتهای دارای نفوذ و جایگاه است.
او با تاکید بر اینکه وهابیت به عنوان بازوی اصلی غرب در جهان اسلام و حتی هماهنگ با اسراییل در 50 سال اخیر، در تحقق اهداف مشترک آنها تلاش کرده است، گفت: آنها گرچه در امور اعتقادی و رفتاری به صفات خبری و شرک قبور تمرکز کردند اما نسبت به شرک سیاسی کاملا بی توجه هستند و در خدمت نظام سلطه و حکام مستبدی قرار گرفتند که با شریعت الهی کاملا فاصله دارند و به نوعی چهره های شاخص وهابی برای نزدیکی به نظام سلطه مسابقه می گذارند.
پورامینی به مصادیقی از سخنان کسانی که مقطعی فرقه وهابی را پذیرفته بودند، اشاره و بیان کرد: شیخ سعید مسفر در انتقاد از وهابیت ادعا می کند که انحصار مبارزه با بدعت های کهن که از مباحث نظری اعتقادی تجاوز نمی کند در حالی است که اینها به همین مقدار به بدعت های معاصر مانند غربزدگی و سکولاریست توجهی نمی کنند و تمرکزشان روی چیزهای دیگر است.
او در مورد سیاسی بودن فرقه وهابیت عنوان کرد: اینها چشمان خود را از واقعیتها و خطرات نظام سلطه بستند و به اموری تکیه کردند که عملا توانست اختلاف را تشدید کند و با متهم کردن مسلمانان به شرک عملا نظام سلطه و اسراییل را منتفع کردند.
سلفیان وهابی نقش منحصر بفرد در پدیده اسلام هراسی دارند
عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی تصریح کرد: سلفیان وهابی در راستای خدمت به نظام سلطه پدیده اسلام هراسی را تقویت کردند یعنی نقش اول و منحصر بفرد در زشت جلوه دادن چهره اسلام در جهان معاصر را ایفا کردند و این سبب شد به نوعی پدیده اسلام هراسی در دو دهه اخیر مطرح شود.
او با برشمردن گروه های افراطی سلفی همچون طالبان، القاعده، داعش و امثالهم گفت: پدیده افراطی گری را گرچه می توان به ناآگاهی غیرمسلمانان از تعالیم اسلام و تلاش نخبگان سیاستمدار غربی برای رشد پدیده اسلام ستیزی مرتبط دانست اما آنچه مهم است اندیشه و رفتار فرقه هایی مانند سلفی وهابی و نمونه های افراطی آنها مانند داعش در زایش و گسترش پدیده اسلام هراسی است.
پورامینی در مورد کاهش استقبال به مذهب تشیع در کشورهای غیرمسلمان پس از ظهور داعش عنوان کرد: وهابیت از پدیده تقریب بین مذاهب به شدت دور بودند و در حقیقت اساس استراتژی آنها شکستن صف وحدت بین مسلمانان و جلوگیری از تقریب آنها بود.
او ادامه داد: اینها با حق دانستن خود به نوعی مذاهب چهارگانه اهل سنت را وسیله انحراف جامعه تلقی می کردند و بر این باور بودند که اعتقاد به مذاهب چهارگانه باید از محدوده اهل سنت جهان خارج شود و مذهب صرفا باید سلف باشد.
نویسنده کتاب تافته جدابافته با بیان اینکه وهابیت برخلاف نظر بزرگان اهل سنت وحدت بین شیعه و سنی را نمی پذیرفتند اظهار داشت: اینها به راحتی مسلمانان را کافر تلقی کرده و مسلمان کشی را ترویج می کردند و همین برای تقویت این نظر که کشورهای استکباری امکانات در اختیار آنها قرار می دادند، کافی است.
او تصریح کرد: سلفیان در راستای ایجاد دشمنی بین مسلمانان تلاش کردند و از همان آغاز که شیعیان را غیرمسلمان تلقی کردند بر دشمنی با شیعیان به عنوان راهبرد اصلی تاکید کردند و به ویژه علمای معاصر آنها این مساله را دنبال کردند.
پورامینی با بیان این مطلب که شیخ عبدالعزیر مفتی سابق عربستان وحدت بین شیعه و سنی به دلیل نزدیک نبودن افکار آنها را امری محال می داند، عنوان کرد: طبق گفته اندیشمند مصری، عبدالعزیز شکاف و اختلاف بین شیعه و سنی را تثبیت کردند و این اختلاف از قرن 18 گسترش یافت و به اوج خود رسید.
او تثبیت رفتارهای غیرانسانی از قبیل اجبار، سلب آزادی عقیده، نفی عقاید دیگران، توسل به خشونت و تکفیر را از دیگر خطرات جریان سلفی دانست و گفت: این قبیل رفتارهای غیرانسانی را به طور عینی در دوره شکل گیری عربستان وهابی شاهد بودیم.
این پژوهشگر عرصه وهابیت و سلفی گری ادامه داد: رفتارهای غیر انسانی سلفیان به گونه ای است که تصویر مذهب برای مردم جهان همزاد با خشونت و استبداد تلقی شده است به عبارت دیگر تلقی اروپاییان از بریدن سر یک شهروند اروپایی این نیست که سلفی ها قرائت غلطی از دین اسلام دارند بلکه یک سلفی همراه با محاسن و دستار و ادبیاتی که از آن استفاده می کنند را عین مسلمان می دانند.
او با بیان اینکه متفکران اهل سنت نسبت به این رفتار خشن سلفی ها هم اعتراض دارند، بیان کرد: محمد غزالی متفکر معترض جریان سلفی در دو دهه قبل می گوید «نیمی از گسترش کفر در جهان به عهده دیندارانی است که با رفتار زشت و نامناسب خود، دشمنی خداوند را در دل بندگان قرار دادند؛ شکی نیست که کمونیست در اروپا و مناطق دیگر به این دلیل رواج یافت که راهبان و کشیشان مسیحی، رنج کشیدگان را از عدالت آسمان ناامید کردند و درهای مهر را در برابر مردم بستند».
در مواجهه با سلفیان وهابی نیازمند تدوین نقشه راه هستیم
پورامینی تصریح کرد: امروز هم وهابیون همان نقش کاهنان پیشین را بازی کرده و اسلام را دینی خونریز و بدرفتار معرفی کرده اند؛ خدمتی که جریان سلفی وهابی با این کشتار و خشونت ها در عراق و شام در دوسال اخیر انجام داد، این بود که جهان را نسبت به اسلام بدبین کرد.
او در مورد آینده داعش به عنوان جزوی از وهابیت افراطی گفت: باید وهابیت را از سلفی گری تفکیک کرد چون وهابیت زیر مجموعه سلفی ها قرار می گیرند هرچند قرائتی افراطی داشته و سعی دارند جریان سلفی دیگری را با محوریت خود مدیریت کنند و اگر هم گروه های طرفدار آنها، نپذیرنند آنها را طرد خواهند کرد مانند اخوان المسلمین را که به شدت منزوی کردند.
عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی تاکید کرد: در مواجهه با وهابیت باید این حرکت را در تضاد با اصول و باور سلف بدانیم و از سوی دیگر راهبردی مشخص در مواجهه با آنها تدوین نماییم.
او ادامه داد: باید راهبرد و راهکاری مشخص تدوین شود تا بر اساس ارزش های ناب اسلامی که تفکر شیعی آن را نمایندگی می کند، اصول علمی و سنجیده، محور برنامه مواجهه با وهابیت قرار گیرد و ضمن مهار حرکت آنها، برای محو فتنه وهابیت برنامه ریزی شود.
پورامینی داشتن یک نقشه راه برای مقابله با اینها را امری ضروری دانست و تاکید کرد: با تدوین یک نقشه راه مشخص باید فرصت مدیریت تولید بحران جدید را از وهابیون بگیریم. بدیهی است در تدوین راهبرد مواجهه با وهابیت باید زمینه های فرهنگی و اجتماعی را واکاوی کرده و روشها و ابزارهای آنها را در ایجاد اختلاف بررسی کنیم.
او با ذکر این مطلب که حرکت شیطان به سلفی گری وهابی منحصر نمی شود، گفت: ممکن است جریانات کج و شیطانی دیگر هم با عناوین دیگر خلق شوند همچنان که قبلا هم جریاناتی شکل گرفته و به زوال رفتند.
موضعگیری اهل سنت برابر وهابی ها فرصتی برای تقریب مذاهب است
نویسنده کتاب تافته جدابافته در عین حال یادآور شد: باید این راهبرد به گونه ای باشد که بتوانیم با جریانات مشابه هم مقابله کنیم و از سوی دیگر باید به تقریب مذاهب و برجسته کردن اشتراکات و پرهیز از تنش در موارد اختلافی باور داشته باشیم.
او تشیع را عقلانی ترین مذهب دانست و ادامه داد: ما از این ظرفیت با حرکت عاقلانه می توانیم استفاده کرده و مذاهب دیگر را برای مقابله با وهابیت بسیج کنیم.
پورامینی با ذکر نمونه ای از موضعگیری جریان اهل سنت مقابل نشر کتاب «الصراع بین الوثنیه والاسلام»گفت: این استفاده از توان مقابله اهل سنت با وهابیت فرصتی است که با باورمندی و تقریب مذاهب می توانیم به آن برسیم.
او از وهابیت به عنوان مهره موثر در پیشبرد سیاست های غرب در اختلاف افکنی بین مسلمانان و نفی تقریب یاد کرد و افزود: استراتژی وهابیت این است که در یک دوره مشخص، اختلاف خودشان را با اهل سنت نادیده گرفته و دشمنی مشترک را که همان شیعه است، تصویر کنند تا در گام نخست به محو شیعه و سپس حذف رقبای درون مذهبی خود بپردازند.
این پژوهشگر حوزه وهابیت به نمونه ای از اندیشمندان سلفی معاصر به نام ربیع المدخلی اشاره کرد و گفت: این اندیشمند سلفی، سیاست تقریب مذاهب را بلایی نشات گرفته از شیعیان می داند و به شدت اصرار دارد که شیعه و سنی باید بر دشمنی شان تکیه کنند.
او شکل گیری اجماع جهان سلام در زمینه تقریب مذاهب را امری ضروری دانست و تاکید کرد: با این استراتژی ضمن استفاده از توان تقریب در وحدت مسلمانان، توطئه نظام سلطه را می توان از بین برد و به اتحاد به عنوان هدف نهایی تمرکز کنیم.
پورامینی گفت وگو با تکیه بر روش علمی و هدفمند در سطح متفکرین را راهبرد دیگر برای خنثی سازی توطئه نظام سلطه عنوان کرد و افزود: ما به این گفتگو نیازمندیم و علمای شیعه به شدت دنبال برپایی این گفتگو هستند اما آنچه سبب شده این امور کمتر شکل بگیرد، عدم پذیرش آنهاست.
جهان اسلام به دلیل تبلیغات وهابیت تصویر روشنی از شیعه ندارد
او در مورد موضعگیری علما در قبال جنایات وهابیت و اکتفای آنها به بیانیه و محکومیت این اقدامات گفت: نمی توان گفت که علما موضعگیری نکنند؛ انها هم باید نظرات و دیدگاههای خود را ارائه کنند اما نکته مهمتر این است که جهان اسلام تصویر روشنی از شیعه ندارد و به دلیل تبلیغات وهابیت تصویری غیر واقعی و تحریف شده از تشیع دارند.
عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی تصریح کرد: عملا تمام امکانات اروپا و شرق آسیا در اختیار سلفی ها بوده و این تاثیرگذاری وسیعی در ارائه تصویر غلط از تشیع داشته است. وهابیت تلاش می کند مذهب امامیه را با غالیان یکی قلمداد کرده و با بسط این خلط اشتباه، شیعیان را از دایره مسلمانان خارج کند.
او در تایید سخنان خود به ابراز عقیده عبدالواحد وافی متفکر مصری در این زمینه اشاره کرد و افزود: سلفیان وهابی به شدت تلاش می کنند که اعتقادات غالیان را منسوب به شیعیان امامی بدانند و با این ابزار به دروغ پراکنی و تکفیر شیعه بپردازند.
علما و متفکران تصویر روشنی از مذهب شیعه ارائه دهند
پورامینی ادامه داد: محمد غزالی هم می گوید«آنها از روی تهمت و انتقام گیری از شیعه، تحریف و کاسته شدن از آیات را به شیعه نسبت می دهند در حالیکه شیعه چنین اعتقادی ندارد».
او تصریح کرد: هر متفکری در جهان اسلام برخلاف تفکر وهابیت اگر در جهت درست شناخت شیعه قدم برداشته، به شدت با وهابیت مقابله کرده است مثلا دکتر حامد حنفی داوود ادعای کسانی را که فکر می کنند با استفاده از کتابهای مخالفان تشیع به عقاید، علوم و آداب شیعه دست یافته اند، اشتباه می داند و با توجه به تجربه مطالعاتی خود از شیعه، این راه را بیراهه تلقی می کند. به نظر او بررسی عقاید شیعه فقط با بررسی کتابهای بزرگان و علمای شیعه میسر است.
نویسنده کتاب تافته جدابافته در پایان تاکید کرد: علما و متفکران ما باید تصویر روشنی از مذهب شیعه به جهان اسلام ارائه دهند و این مساله می تواند در از بین بردن نقشه وهابیت موثر باشد.
انتهای پیام
