شفقنا افغانستان
پرسش بزرگ: تراژیدیای که پس از عقبنشینی شوروی از افغانستان در سال 1989 اتفاق افتاد، پس از 2014 تکرار خواهد شد؟
حملهی انتحاری به یک موتر سفارت بریتانیا در مرکز کابل صرف چهار روز پس از یک حمله بر جمعیتی در ولایت جنوبشرقی پکتیکا که مصروف تماشای مسابقهی والیبال بودند و در نتیجهی آن بیش از 45 تن کشته شدند، واقع شد.
متأسفانه هیچ یک از این بمبگذاریهای انتحاری کسی را متعجب نساخت. بدیهی بود که کاهش حضور نظامیان غربی، به خشونتهای بیشتری منجر خواهد شد: تمایل طالبان به ایفای نقش سیاسی بزرگتر در افغانستان و توانایی آنها در انجام عملیاتهای خشن در سرتاسر کشور واضح بود.
با این حال، برخلاف انتظارات، افغانستان در سال جاری توانست به هر نحوی که شده انتخابات ریاست جمهوری را برگزار کند. با این وجود، چیزی که افغانها بهدست نیاوردند، گذار به وعدهی داده شده به ثبات است.
برای اینکه چرا وضع امنیتی در افغانستان رو به خرابی میرود، دو دلیل اولیه وجود دارد: مشکل نخست و حیاتی، ماهیت سیاسی-اقتصادی دارد. رییس جمهور اشرف غنی و عبدالله عبدالله به عنوان رییس اجرایی که قبل از انتخابات به حامیانشان وظایف دولتی، پول و قدرت وعده شده بودند، اکنون برای پابندی و حفظ وعدههایشان مبارزه میکنند. دولت افغانستان 850 هزار کارمند در لیست معاشاتش دارد و بهشدت با کمبود وجوه مواجه است و به مرکز بیکاری مخفی تبدیل شده است. اینکه فساد یک مشکل مزمن است، جای تعجب ندارد.
آنهایی که پول و صلاحیت دارند، بهجای اینکه آنها را به شکل منصفانه و مساویانه توزیع کنند، در واقع نمیخواهند از آنها جدا شوند و آنهایی که سهمشان را بهدست نمیآورند، خوشحال اند و بهدنبال انتقام هستند. آنچه که طالبان ضرورت دارند، این است که روی این نارضایتیهای رو به رشد سرمایهگذاری کنند.
مشکل دیگر، ناتوانی نیروهای ملی امنیتی افغانستان در جلوگیری از خشونت است. این مشکل دو جنبه دارد. نخست، جنبهی تاکتیکی نظامی؛ طالبان که حومههای شهر را تحت کنترول دارند، آزادی مانور را نیز دارند که نیروهای ملی امنیتی افغانستان از این آزادی برخوردار نیستند. نیروهای ملی امنیتی افغانستان که به تأمین امنیت شهرها و شریانهای تجارتی افغانستان محدود ماندهاند، معمولا به قربانی حملات طالبان تبدیل میشوند.
جنبهی دوم، به مشکلات سیاسی-اقتصادی این کشور پیوند دارد. این صرف فقدان آموزش و تجهیزات نیست که مؤثریت نیروهای ملی امنیتی افغانستان را از بین میبرد. در واقع، نیروهای ملی امنیتی افغانستان در جریان چهار سال گذشته تعداد زیادی از حملات طالبان را خنثا کردهاند. حکومت کابل، بهخاطر پندارهای سیاسیاش، در مدیریت مالی و توزیع معاشات به نظامیان، بیعرضه بوده است.
جای تعجب ندارد که نیروهای ملی امنیتی افغانستان برای کاهش نرخ فرسایششان، که اغلب به درصد دو رقمی میرسد، تقلا میکنند. سربازان ناراضیای که برای کشتن آموزش دیدهاند، هیچ تردیدی ندارند که در آینده خدمتشان را به مخالفان ارائه کنند. آیا کمکهای اقتصادی غربیها به کابل میتواند با اقتصاد غیرقانونی مواد مخدر، که ریشههای عمیق دارد و به خشونت تداوم میبخشد، رقابت کند؟ در کوتاهمدت ممکن است؛ اما در درازمدت قطعا نه.
چیزی که به اندازهی کافی خسته کننده است، این است که هیچ یکی از مشکلاتی که امروز افغانستان با آن مواجه است، جدید نیستند. چیزی که جدید است، رییس جمهور غنی است. او را به عنوان کسی میشناسند که میتواند روندهای ضروری برای ایجاد نهادهای قوی و پایدار را آغاز کند.
اما فشار فوریِ وضعیت امنیتی رو به وخامت ممکن است برنامههای درازمدت را برای او به یک هدف سخت تبدیل کند. اگر در راستای ایجاد صادقانهی نهادهای افغانستان توجه کافی صورت نگیرد، چیزی که به عنوان یک تراژیدی پس از خروج شوروی در سال 1989 اتفاق افتاد، پس از سال 2014 تکرار خواهد شد.
منبع: تلگراف/نویسنده: اویناش پالیوال
ترجمه از اطلاعات روز
انتهای پیام
