شفقنا افغانستان-نویسنده الاهرام نوشت: امیدوارم حرف های من به کسانی که خوش بینانه باور دارند غلبه بر تروریسم سریع خواهد بود، آزار نرساند زیرا مساله بسیار بزرگ تر از این ها بوده و باید اعتراف کرد که منطقه خاورمیانه به همین دلیل بدترین دوران های خود را سپری می کند. خیلی ها درکمین نشسته و برنامه ها ریخته اند و به دنبال آن هستند که کشورهای عرب را متلاشی کرده و ابتدا با از بین بردن «دولت ملی» به جریان از هم گسیختگی این دولت ها شتاب دهند. کسانی که فکر می کنند «داعش» یک پدیده نوظهور در منطقه است درک نمی کنند که این طرحی شرورانه بر ضد کل جهان عرب و اسلامی است. کافیست درنظر داشته باشیم کسانی که قصد از هم گسیختگی جهان عرب را دارند اتفاقا با پرچم عربیت و اسلام به میان آمده اند و می خواهند با همین نام ها به تمدن و فرهنگ اسلامی لطمه بزنند و همه منطقه را در طبق اخلاص گذاشته به اربابان خود پیشکش کنند. دراین جا چند نکته هست که باید به آن اشاره شود :
1- آنچه در این میان بیش از همه مظلوم خواهد بود خود اسلام است. به این دین آسمانی برچسب هایی از روی «اغراق» و «افراط» و «خشونت طلبی» و «تروریسم» می چسبانند که کاملا غیرواقعی بوده و با روح آن در تضاد است. به رغم اینکه اسلام یک دین «سمحه» بوده و همواره بر احترام به دیگران و حفظ جان و مال مردم تاکید دارد، کسانی با بهره گیری از نام اسلام می کوشند با «سربریدن» ها و «گردن زدن ها» و تجاوز به شهروندان عادی و به وحشت انداختن زنان و کودکان چهره این دین حنیف را لکه دار کنند. این ها صحنه هایی است که جهان غرب برآن ها شادمانی کرده و به وسیله رسانه هایش این حوادث را بارها و بارها در سراسر جهان پخش می کند تا افکار عمومی دنیا را فریب داده و کاری کند که دیگر کسی یک دین واقعی را از یک دین دروغین تشخیص ندهند. تا آنجا پیش رفتند که در نهایت نام «داعش» را دیگر به صورت پیوسته با «دولت اسلامی» در رسانه های شان نقل می کنند و هدف شان اینکه به این ترتیب دین اسلام را در ذهن مردم جهان و بخصوص افکار عمومی دنیا به این صورت جلوه دهند که به تعبیر اسلام چیزی جز ادامه یک سری اعمال خشونت آمیز و وحشیانه نیست.
2- باید اعتراف کنیم که هرگز از یک مساله بزرگ و دارای ابعاد منطقه ای به اندازه نزاع «اعراب اسراییل» تا این حد سوءاستفاده نشده بود. در این جا نیز تلاش می کنند تا مقاومت مشروع و مبارزه مسلحانه مردم فلسطین را با خشونت های افسارگسیخته و تروریسم خونین در هم آمیزند. تروریسم می خواهد از مساله فلسطین سوءاستفاده کند تا آنجا که این مساله را به «پیراهن عثمانی» برای خود تبدیل کرده و به دنبال اهدافی است که با جوهره قضیه فلسطین فاصله بسیاری دارد.
از این رو باید دانست «تروریسم» فعلی تنها اسلام را هدف قرار نداده است بلکه می کوشد تا از مساله فلسطین نیز به همین نحو سوءاستفاده کند و دستاورد های تاریخی آن را تباه گرداند. تروریسم در واقع پدیده ای چند وجهی است که از هر سو به ما آسیب می رساند. اینجاست که باید باور کرد در پشت این جریان یک نیروی شر وجود دارد که دست به خلق این پدیده زده است.
3- یک عمل تروریستی تنها به قتل یا کشتن کسی ختم نمی شود بلکه این خطر همچنان در طول زمان استمرار پیدا می کند و مقابله با آن نیز نیازمند تلاشی درازمدت خواهد بود. از این رو باید گفت مبارزه با تروریسم یک جنگ طولانی را به دنبال دارد و در این مساله هیچ جای ابهام و تردیدی وجود نیست. این مبارزه نیازمند یک تحول فرهنگی و انجام اقداماتی خاص است که بتواند جلوی شست وشوی مغزی جوانان را گرفته و موجب پاکسازی ذهن آنها از هرگونه شائبه ای شود که آن ها را به سمت گروه های تروریستی می کشاند. در واقع ما نیازمند فرهنگ و آموزش و رسانه های قوی و نهادهای دینی معتبر مثل الازهر و «دارالافتاء» هستیم. در این راه و برای خروج از این بن بست نیازشدیدی به آموزش داریم تا بتوانیم با این طاعون عصر مبارزه کنیم. منظورم این «تروریسم سیاه» است که مدنیت انسان و تمدن بشری را هدف قرار داده است. در این رابطه باید دانست که هنر و ادبیات و غیره به مثابه ابزارهای یک «قدرت نرم» تلقی شده و برای مبارزه با این طاعون بسیار ضروری است. از سوی دیگر باید «اسلام» صحیح را به جوانان شناساند و در مورد مساله فلسطین نیز بر حقوق مشروع ملت فلسطین تاکید کرد و نشان داد که چه تلاش هایی صورت می گیرد تا مبارزه ملی مردم فلسطینی ها به نوعی تروریسم منطقه ای گره زده شود.
4- همچنان من بر این باورم که «تروریسم» تولید غرب است و «ایالات متحده آمریکا» از آن چندان فاصله ای ندارد کما اینکه دولت «عبری» هم با رضایت و خرسندی آن را رصد می کند و نتایجش را در نظر دارد. نتایجی از قبیل تجزیه دولت های منطقه و تفکیک ملت ها زیرا یک منفعت مستقیم ظهور این تشکل های تروریستی جدید در بین کشورهای عرب مشغول کردن ارتش این کشورها به خطر جدیدی است که قصد دارد ثبات منطقه را آشفته سازد. از این رو خطر نهایی تروریسم متوجه ملت های منطقه است و به همین دلیل باید گفت مبارزه یا مقابله با گروه های «تروریستی بین المللی» قطعی است و چه بسا چند دهه یا حتی بیشتر زمان ببرد. برای مقابله با این تروریسم است که ملت های منطقه باید بسیار صبور باشند و نگرشی نافذ داشته باشند تا بتوانند با ابتکار عمل های جدید با آن مقابله کنند. فراموش نکنیم که در نبردها عقلانیت حرف اول و آخر را می زند.
منبع : الاهرام
ترجمه: شفقنا
انتهای پیام
