شفقنا افغانستان-در حالیکه جامعهی جهانی نسبت به اوضاع موجود در عراق و اوکراین پریشان است، تنشها در افغانستان روی انتخابات ریاست جمهوری سال جاری به درازا کشیده است و بحران میتواند تا سرحد غیرقابل کنترول پیش رفته و به جنگ داخلی بیانجامد. با نزدیک شدن به موعد خروج نیروهای سازمان پیمان اتلانتیک شمالی و ایالات متحده بیش از هر زمان دیگر، رهبری جدی ایالات متحده و دخالت این کشور برای یافتن یک راه حل سیاسی بسیار مهم است.
پس از این که دور نخست و دور دوم انتخابات برندهی واضح نداشت، جان کری، وزیر خارجهی ایالات متحده به افغانستان سفر کرد تا پا درمیانی کند و موفق شد که در زمینهی ایجاد توافق بین دو نامزد انتخابات ریاست جمهوری، عبدالله عبدالله و اشرف غنی، وساطت کند. هر دو نامزد انتخابات ریاست جمهوری علاوه بر حمایت از تفتیش آرای دور دوم انتخابات، در اصل روی تقسیم قدرت به توافق رسیدند که بر اساس آن برنده آرای تفیتش شدهی دور دوم رییس جمهور خواهد شد و نامزد دیگر نقش رییس اجرایی را که پست شبیه شهردار شهر خواهد بود، ایفا خواهد کرد. این تصمیم ظاهرا برای دو سال، تا زمانی که لویه جرگه در این مورد تصمیم دایمی اتخاذ کند، اعتبار خواهد داشت.
متاسفانه، تقسیم قدرت بین این دو پست درست تعریف نشده بود و بسیاریها هراس دارند که این ابهام میتواند منازعات خطرناک بر سر تقسیم قدرت، در آیندهی نزدیک، را به دنبال داشته باشد. هرچند عبدالله و اشرف غنی، مردانی که در غرب تحصیل کردهاند و آیندهی بهتر برای افغانستان میخواهند، در ابتدا به توافق رسیدند، ایالات متحده کنترول حامیان آنها را دست کم گرفت. آنگونه که ما دیدهایم، عبدالله و غنی مردان معقولی اند اما کارگزاران قدرت پیرو آنها نیستند. در واقع، روز سه شنبه 12 ماه آگست، غنی، ظاهرا به دلیل دلجویی از حامیانش که کمتر شکایت دارند، حمایتش از روند را متوقف کرد. در سوی دیگر، حامیان عبدالله در مورد انتظارات شان دهن بریده بودند: عطامحمد نور، والی ولایت بلخ، یک روز بعد در مصاحبهای با واشنگتن پست هشدار داد که اگر تفتیش آرای انتخابات نتیجهی عادلانه نداشته باشد (عبدالله برندهی انتخابات نباشد) حامیان تاجک او به خیابانها خواهند ریخت. حکومت اوباما با اعلانش در ماه می مبنی بر اینکه ایالات متحده در اواخر سال 2016 نیرویی در افغانستان نخواهد داشت، تاکنون کمکی به اوضاع در افغانستان نکرده است. مهر زمانی زدن، به تعهدات امریکا به کشوری که هنوز شدیدا به کمکهای ایالات متحده نیاز دارد یک اقدام نادرست بود و افغانها فقط ترک شدن شان را شنیدند، چیزی که از دیر وقت به این طرف از آن هراس داشتند. سپس در ماه جون، حکومت ایالات متحده پنج بازداشتی ارشد طالبان، که در سطح کابینهی این رژیم بودند، را در بدل بوبرگدال، تنها زندانی امریکا در جنگ افغانستان، از زندان گوانتانامو در کیوبا آزاد کرد. در حالیکه این مردان در حال حاضر در قطر نگهداری میشوند و قادر نیستند به خارج از این کشور سفر کنند، اما آنها در ظرف نه ماه قادر خواهند بود این کشور را ترک کنند.
چیزی که اوضاع را بیشتر پیچیده میسازد حقیقتی است که ناتو ماموریت جنگیاش را در ماه دسامبر سال جاری در افغانستان پایان میدهد و اجلاس سالانهی خود را به تاریخ 4 و 5 ماه آگست برگزار میکند تا در میان سایر موضوعات، روی حضور مشورتی پس از سال جاری بحث کنند. ناتو برای ادامهی حضور تعداد اندک از نیروهایش به امضای موافقت نامه با حکومت افغانستان نیاز دارد که در آن نیازهای قانونی آنها شرح داده شود. هرچند امیدواریها وجود داشت که رییس جمهور جدید افغانستان این موافقت نامه را امضا خواهد کرد، اندرس فوگ راسموسن، دبیر کل ناتو اخیرا گفت که اگر تا اواخر ماه آگست اقدامی صورت نگیرد، ناتو مجبور خواهد شد تمام نیروهایش را از افغانستان خارج کند. نتیجهی نهایی این است که ایالات متحده باید در افغانستان جدی و سریع عمل کند. سفرهای دورهای کری این کشور را از بحران نخواهد کشید. با این حال، حکومت اوباما میتواند با انجام بعضی از کارها، نخست تقویت نظارت بینالمللی از کمیسیون مستقل انتخابات، کشتی افغانستان را به سمت درستی ببرد. تلاشهای کنونی آن در زمینهی تفتیش آرای انتخابات با سرعت یخبندانی در حرکت است که ماهها ادامه خواهد یافت، این در حالی است که زمان نعمتی است که حکومت افغانستان آن را ندارد. حکومت ایالات متحده هم چنین میتواند علامت دهد که اگر دو طرف به موافقتی دست نیابند، سرعت خروج نیروهای امریکایی از افغانستان قابل مذاکره است. جان کری بجای سفرهای پراگنده میتواند با عبدالله و غنی و حامیان آنها در یک سطح بالاتر و به شکل دوامدار تعامل داشته باشد. او با تعامل مستمر، میتواند تقسیم قدرت را بیشتر توضیح دهد و به شکل واضح مقرری پستها، نقشها و وزیران را تعریف کند و هیچکسی را در حالت تردید و طفره رفتن نگذارد.
اما حتا اگر افزایش تعامل و درگیری امریکا افغانها را از بحران بسیار جدی کوتاه مدت عبور میدهد، از آنجایی که هردو نامزد انتخابات ریاست جمهوری، در کشوری که تنشهای قومی شایع است، گزینههایی را از روی حیله و تزویر ارائه میدهند، امریکا باید در درازمدت در این کشور بماند. به طور مثال، غنی از گروه قومی اکثریت پشتون است، که از لحاظ تاریخی افغانستان را رهبری کرده است. اگر او رییس جمهور اعلان شود، روشن نیست که آیا شمال کشور که تحت تسلط تاجکها قرار دارد، ریاست جمهوری او را خواهد پذیرفت، به ویژه اینکه تعداد زیادی از آن ها احساس میکنند که انتخابات سال 2009 توسط رییس جمهور کرزی به سرقت رفته بود. همانطور که عبدالله به میکایل در خزان سال گذشته گفته بود: «حامیان من بخاطر خوبی کشور در انتخابات 2009 قرصی دردناکی را بلعیدند. اگر دوباره با فساد و تقلب روبرو شویم، من قادر نخواهم بود تا این بار آنها را کنترول کنم». در مقابل اگر عبدالله برنده اعلام شود، او به عنوان فرمانده کل قوای ارتش، که بیشتر توسط تاجکها رهبری میشود و با شورشیان تحت رهبری پشتونها درگیر جنگ است، کار خواهد کرد. با توجه به نزدیکی تاریخی تاجکها به هند و تا حدی با ایران، پاکستان مطمئنا از طالبان و شبکهی حقانی بیشتر حمایت خواهد کرد.
در صورتیکه یکی از دو نامزد رییس جمهور شود این یک احتمال است، اما اگر نتایج انتخابات حل ناشده باقی بماند، این احتمال به یقین نزدیک خواهد بود. تاخیر در یافتن یک راه حل دموکراتیک نوع نا آرامیای را پرورش خواهد داد که در عراق شاهد آن هستیم، نا آرامیای که تاحد زیادی به دو قطبی شدن فرقهای انجامیده است. هرچند حکومت اوباما تاکید کرده است که پاسخ آن به اوضاع در هر کشور متفاوت است، اما نخ مشترک بین آنها فقدان تعهد ایالات متحده است و اثر آن نیز مشابه است.
در حال حاضر تاکید دوباره بر تعهد نسبت به افغانستان در ایالات متحده از لحاظ سیاسی دلپذیر نیست، اما اگر منتقدان از لینز تاریخی به اوضاع بنگرند، تجدیدنظر خواهند کرد. این تلاشهای دوامدار ایالات متحده بود که از گسترش ایدیولوژیهای سوسیالیزم ملی و کمونیزم جلوگیری کرد. افراط گرایی اسلامی ایدیولوژیای است که برای شکست دادن آن به تعهد چندین دههای مشابه نیاز داریم. به منظور هدایت افغانستان در دورهی گذار خطرناک و جلوگیری از فرو رفتن کشور در هرج و مرج، ایالات متحده باید به زودی رهبری این دورهی گذار را به عهده بگیرد.
همانطور که گروه نویسندگان واشنگتن پست در ماه مارچ اظهار کرد: «رییس جمهور اوباما سیاست خارجیای را رهبری کرده است که بیشتر اساس را افکار اوباما نسبت به جهان تشکیل میدهد تا واقعیتها». حکومت اوباما باید این واقعیت را درک کند که انعفال و اعلام خروج این کشور سالها قبل، پیامدهایی دارد. نتایج نامشخص انتخابات، در کشوری که از لحاظ سیاسی و از لحاظ امنیتی ناامن است، ناشی از یک مشکل بزرگتر است. ما نمیتوانیم این کشور را قبل از تکمیل ماموریت ترک کنیم و به این کشور اجازه دهیم تا به خشونتهای قومی و ظهور دوبارهی طالبان برگردد.
منبع فارین پالیسی
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
