شفقنا افغانستان
اشاره: هنر احمد، خبرنگار شبکه تلویزیونی کردیزبان روداو در کرکوک است. او هفته گذشته در نزدیکی روستای مریمبیک تا فاصله 20متری داعشیها روی پل پیش رفت، در مقابل مردان مسلح این گروه قرار گرفت و پیشنهاد گفتوگوی رسانهای داد؛ جاییکه در دوسوی پل، پیشمرگهها و نیروهای داعش مترصد و درکمین هم بودند. این حرکت او در رسانههای جهانی بازتابی گسترده یافت و عدهای آن را بازی با مرگ تفسیر کردند. او بعدها در سایت روداو با انتشار مقالهای به زبان کردی به این موضوع پرداخت که ترجمه آن از نظر خوانندگان میگذرد:
به گزارش شرق، روزی که برای تهیه گزارش میرفتم، به خیالم نمیرسید که چنین کاری انجام دهم. هیچ طرحی از قبل در ذهن نداشتم که از فاصله چندمتری تفنگداران داعش را ببینم. به آنها نزدیک شدم و سخنان من با آنها در رسانههای داخلی و جهانی بازتاب یافت. چندینبار با من تماس گرفته شد که تفنگداران داعش در مرز رشاد در روستای مریمبیک که 20کیلومتر از کرکوک فاصله دارد، حضور دارند و خیلی نزدیک شدهاند و حرکاتشان دیده میشود. از اینرو از آن روستا دیدن کردم. بعد از اینکه آنجا رسیدیم، فوری روی تپهای رفتم و به تصویربردار گفتم: از نیرویهای مسلح فیلم بگیر؛ جایی که نیروهای پیشمرگه و داعش تنها 50متر باهم فاصله دارند و هر دوطرف آماده درگیریاند.
یکی از پیشمرگهها دواندوان که نفسش بنده آمده بود، از راه رسید. خیلی باعجله آمد. به من گفت «استاد رسول» فرمانده نیروهای پیشمرگه در محور کرکوک شما را میخواهند. من هم به تصویربردارم گفتم شما به تصویربرداری ادامه بده، من خودم تنها میروم. رفتم پیش استاد رسول که پشت سنگرهای پیشمرگه داخل کابینی نشسته بود. گفت: «هرچهزودتر این محل را ترک کن چون خیلی خطرناک است». همینطور ادامه داد: « شما (روداو) نقشی مهم در انتقال رویدادها ایفا کردهاید. نمیخواهیم کاری کنید که تاثیرات منفی داشته باشد». سپس استاد رسول به من گفت: «من میروم، اما همانطور که به شما گفتم، این منطقه را ترک کنید.» استاد رسول همراه محافظانش آن منطقه را ترک کرد، مشخص بود که جایی دیگر کارهای دیگری داشت. یکبار دیگر برگشتم روی همان تپه که تصویربردارم آنجا تصویر میگرفت. به تفنگداران داعش نزدیک شدم و خوب آنها را میدیدم. میکروفن روداو را بلند کردم و خطاب به نیروهای مسلح داعش که نزدیک لودر ایستاده بودند، گفتم که میخواهم با شما گفتوگو کنم. من به زبان عربی صحبت میکردم. آنان چندنفر بودند و شنیدم که دونفر کرد هم در میان آنهاست و با هم صحبت میکردند. تا این حد به گوشم رسید که یکنفر از کردها به دیگری میگفت: «بهش بگین از اینجا دور شود.» من منتظر پاسخ بودم. یکدقیقه بعد یکی از آنها[داعش] به زبان عربی گفت: «منتظر باش و بیشتر جلو نیا». چندنفرشان جمع شدند و با هم شروع به گفتوگو کردند و بعد تلفنی زدند و پس از تلفن یکی از آنان با زبان عربی فریاد زد که گفتوگو نمیکنند؛ برو!
نمیدانم آنچه انجام دادم، سرکشی بود یا زیرکی. احتمالا هردوی اینها برای مردم کاری غریب است. من این کار را انجام دادم و خوب میدانم هفته پیش روزنامهنگار «دنیز فرات» توسط داعش شهید شد. این را هم به یاد داشتم که «کاکران نجم» از آغاز جنگ و درگیری در مرز کرکوک میان پیشمرگه و داعش مفقودالاثر شده بود. جدای از این، روزانه دهها ویدیوی ترسناک توسط داعش در شبکههای اجتماعی منتشر میشود که بیرحمانه مردم بیتاوان را میکشند. اما خبرنگار در موقعیت جنگی باید مطالعه ریزبینانه داشته باشد که هم جان خود را حفظ کند و هم بتواند به زیباترین شیوه رخداد را گزارش کند، نگاه من آن وقت نیز همین بود.
داعشیها آنجا مشغول توسعه و تکمیل سنگرهایشان بودند. همهشان آنجا در رفتوآمد بودند. چنان مینمودند که در توسعه سنگرها با لودر عجله زیاد دارند. مشخص بود که نمیخواستند در آن نقطه مرزی شلیکی صورت گیرد. درست است که داعش – با نزدیکشدن من به آنها- به آسانی میتوانستند مرا کشته یا دستگیرم کنند، اما چنین اقداماتی نکردند زیرا در سنگرهای پشتسر من انگشت تمام پیشمرگهها روی ماشه تفنگهایشان بود.
شاید برای فردی کرکوکی چون من بازدید آسانتر باشد، در حالی که بیشتر گزارشهایم برای روداو، مربوط به کشتار و انفجار اتومبیل بوده و چندینبار کنار خودم انفجار روی داده است.
جدای از همه آنچه که گفتم، خیلیها از من بهخاطر آنچه که انجام دادم تشکر و خیلیها هم انتقاد کردند، اما مهم این است که آنچه من انجام دادم، به آن اعتقاد داشتم. اگر در کارم زمینه اشتباهی بهتر از آن نیز برایم فراهم شود، انجام خواهم داد.
ممکن است بازدید اینبار من طولانیتر بوده باشد، چون بعدها متوجه شدم آن پلی که من آنجا با داعش صحبت میکردم، بمبگذاری شده بود!
هنر احمد . فیضالله پیری
منبع: سایت شبکه تلویزیونی کردیزبان روداو
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
