شفقناافغانستان- الشرق الاوسط نوشت: تردیدی وجود ندارد که پیگیری اوضاع کشورهای عرب هر ناظر بی طرفی را دچار هول و هراس می کند زیرا می بیند خط افراط گرایی و تروریسم از مغرب تا مشرق جهان عرب کشیده شده و تمام نقاط آن را فراگرفته است. تصاویر مربوط به کشته شدگان در هرگوشه ای پراکنده است و در برابر چشم همگان قرار دارد. این درحالیست که گویی همه از مقابله با این حجم زیاد از خون ریزی و قتل و غارت انسان ها تحت پرچم دین و اسلام عاجز و ناتوان شده اند. این در حالیست که از سال ها پیش کسانی در ذهن جوانان فرو می کردند که اگر دست هایشان به خون افراد بیگناه آغشته نباشد درهای بهشت به روی آنها بسته خواهد ماند!
در این باره پرسش های زیادی مطرح است که غالبا نیز بدون جواب می ماند: چه کسی این جوانان را به سمت گروه های تروریستی می راند؟ چه کسی قرآن و احادیث را برای آنها تفسیر می کند؟ چه کسی منابع مالی این گروه ها را برعهده دارد و چه کسی عمل آنها را توجیه می کند و آنها را به ارتکاب اعمالی شیطانی وامی دارد؟ آیا این شرم آور نیست که تصور کنیم ما امتی بدون اشتباه یا جرم هستیم؟ آیا می توان به سادگی قبول کرد که اگر کسی از اطاعت ولی امر خارج شد باید هویتش را از او گرفت؟ در این جا آیا به کسانی که حاکم از آنها راضی باشد نوعی تقدس و پاکی نداده ایم و در عوض مقرر نکرده ایم که هرکس از اطاعت او سرپیچید باید مجازات شود؟ ما در برابر امتی قرار گرفته ایم که هر مخالفی را بلافاصله تکفیر کرده و به عنوان عاصی طرد می کند. پس آن تسامح و مدارا و دوری از اغراق و غلو و افراط کجاست؟
چند روز پیش سربازانی را در حضر موت یمن دیدیم که سر بریده شده و تصاویرشان از طریق شبکه های اجتماعی پخش شده بود. مردم یمن با تسلیت گفتن به خانواده هایشان شهادت می دادند که آنها هیچ جرمی مرتکب نشده اند. خانواده قربانیان برای این می گریستند که فرزندان شان را برای دفاع از میهن به خدمت ارتش فرستاده و امیدوار بودند از این طریق بتوانند لقمه نانی برای خانواده به دست آورند. خنده دار اینکه چنین عملیات فجیعی در زمانی رخ می داد که مقامات دولتی یمن برای شرکت در یک مراسم جشن عروسی که یک ثروتمند عرب در یکی از پایتخت های اروپایی برپا کرده بود، به آنجا سفر کرده بودند. آیا این حضور موجب تحقیر و بی توجهی به خون آن افراد بیگناه و پاک تلقی نمی شد؟ آیا نباید در این باره یک اطلاعیه رسمی منتشر می شد یا برای آن روزی را به عنوان عزاداری اعلام می کردند؟ پیش از این افراد نیز ده ها نفر دیگر کشته شده و فرزندان شان یتیم شدند اما در مقابل هیچ اقدامی جز صدور برخی بیانیه های شدید و غلیظ ندیدیم. در این بیانیه ها بارها گفته می شد «با مشت آهنین» با تروریست ها برخورد شده و «جنایت آنها بدون مجازات نخواهد ماند». بعد هم همگان دوباره باز می گشتند تا به پست و مقام و مشاغل خود پرداخته و گذشته ها را فراموش کنند.
در حال حاضر کدام کشور عربی است که بتوان در آن شاهد چنین صحنه های فجیع و هولناک و در عین حال تحقیرآمیزی نبود؟ تحقیرآمیز از این جهت که می بینیم حکومت برای حفظ جان شهروندانش هیج اهمیتی قایل نیست یا برای احیای کرامت و عزت شهروندان هیچ کاری نمی کند. اینجاست که باید پرسید منشا این تفکر خارق العاده که موجب می شود تا گروهی از جوانان هر روزه برای مثال به صفوف دولت خلافت داعش بپیوندند کجاست؟ این چه تفکری است که گروهی پزشکی و مهندسی و تحقیقات حرفه ای خودشان را رها کرده و سالها تحصیل و دانشگاه را کنار گذاشته و سر از این جاها در می آورند؟ چرا این افراد یا سایرین حاضر می شوند خانواده ها و کشورهای شان را رها کرده و در عوض سراز عملیات انتحاری و کشتن بیگناهان در آورند؟
شاید انگشت اتهام گرفتن به سوی یک طرف خاص در اینجا بی مورد باشد. شانه خالی کردن از زیر بار این مسوولیت هم فایده ای ندارد اما به شدت ضرورت دارد که یک بار دیگر این صحنه که شبیه به فیلم های سینمایی هالیوودی شده است بازخوانی گردد. لازم است صاحب نظران و متفکران این صحنه ها را بازخوانی کرده و به ما بگویند که از کجا باید شروع کرد؟
به نظر می رسد نخستین گام تولید کتاب های درسی در مدارس باشد تا تعیین کند که چه چیزی مربوط به «خدا» و چه اموری مربوط به «قیصر» است زیرا فقدان این خط جدا کننده است که به اعتقاد بسیاری این مظاهر شاذ و نادر از دینداری و تفکر را به وجود آورده است. باید به این نکته توجه داشت که اسلام درخطر نیست و چنانکه صاحبان این گروه های افراطی می گویند نیازی نیست تا کسی به دفاع از اسلام برخیزد یا آن را از شردشمنانی که خود این گروه ها می تراشند تا برای خود وظیفه ای ساخته باشند، نجات دهد. روشن است که آنها تاکید دارند دین پاک و خالص نزد آنان است و اصرار دارند که اسلام دیده نمی شود مگر اینکه به دوران خلفای راشدین در 14 قرن پیش بازگردد. این جاست که باید به اینها گفت اسلام فقط مجموعه ای از شعارها نیست که بیان شود بلکه یک شیوه زندگی است که به انسان همه گونه آزادی می بخشد. حتی آزادی دینی زیرا می فرماید: «لکم دینکم ولی دین». قرآن متنی است که نیازی به تفسیرهای آنچنانی ندارد و برای درک آن نیز مهارت خاصی نمی خواهد. کسانی که غیر از این می گویند همان کسانی هستند که تفکرات گمراه کننده را ترویج می کنند.
طی 5 دهه گذشته، برخی سازمان های اطلاعاتی و امنیتی به صورتی بیهوده تلاش کردند با این پدیده مقابله کنند. اما این نوع برخوردها چندان موثر نبوده است زیرا به سرعت از زیر عبای این گروه ها فرقه های افراطی تر و خشن تری ظهور پیدا کردند. گروه هایی که به سرعت و برای جذب افرادی که در عالم خیال و بدور از واقعیت های اجتماعی زندگی می کنند به اتخاذ شیوه های خشن تر و خونین تری دست زدند. برای مثال تصویر پزشک جراحی را پخش می کنند که کارد بدست در کنار کودکی ایستاده است که سر انسانی را بالا می گیرد تا گواهی باشد بر انحطاط فکری جهان عرب و افلاس فرهنگی و فروپاشی آموزشی!
انکار کردن وجود چنین پدیده هایی در جامعه نه مفید است و نه منطقی بلکه در مقابل، باید صراحت داشت و با برخورد رو در رو و شفاف و پرهیز از این ریاکاری و نفاق و برداشتن موانع از سرراه آزادی های فرهنگی و آموزشی به جنگ تفکرات شاذی از این دست رفت زیرا تنها تفکر درست است که می تواند با تفکر غلط مبارزه کند و پرده از روی این ریاکاری ملازم با تفکرات افراطیون بردارد. تفکراتی که دین و سیاست را به هم می آمیزند و هر دو را به فساد می کشند. حاصل چنین آمیزه ای همه این فجایع هولناک و وحشیانه است. از همین جا بود که کسانی احساس کردند در برابر خود درها را به سوی کسب ثروت های جدید باز دیده و به طمع افتاده و برای دست یافتن به اهداف خود جماعت ها و گروه های جدید خلق کردند. حتی تا آنجا پیش رفتند که در این راه برای خود دانشکده و دانشگاه هایی تاسیس کردند و همه این ها بهانه ای بود تا آنها را آرام آرام وارد حوزه حکومت و دولت کند. به این ترتیب بود که گروه های افراطی هر روز زاد و ولد کرده و اشکال تازه ای از آنها ظهور پیدا کرد و چنان تکثیر یافت که کمتر کسی می تواند به شناخت همه آنها نایل شود. بعدها از دل این گروه ها گروه های دیگری بیرون آمد که برای رقابت و نشان دادن برتری خود دست به ارتکاب خشونت و وحشی گری و جمود بیشتری زدند. این چنین است که امروزه هیچ دولتی نمی تواند خود را از این مخمصه نجات دهد.
منبع: الشرق الاوسط
ترجمه: شفقنا
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
