شفقنا افغانستان-عبدالحی ورشان، روزنامهنگار معروف، در صفحه فیسبوک خود از کشتار و آتشسوزی روستایی در روستای پچیگرام ولسوالی برگمتال ولایت نورستان پرده برداشته است. نورستان از ولایات ناامن در شرق افغانستان است و طالبان بر شماری از مناطق این ولایت تسلط دارند.
به نقل از هشت صبح،ورشان نوشته است که طالبان از شش سال به این سو تلاش کردند تا از طریق ولسوالی برگمتال راه خودرا به ولایات شمالی بدخشان، کندز، تخار، بغلان، پنجشیر و لغمان باز کنند. او افزوده که طالبان در روز سوم عید فطر حمله گستردهای را بر روستای پچیگرام آغاز کردند.
منبع افزوده است که: «طالبان به روز سهشنبه روز دوم عید رمضان قریه پچیگرام را توسط سه صد جنگجوی طالب تا دندان مسلح محاصره نمودند و در وسط شب چهارشنبه با سلاحهای سبک و سنگین بالای قریه حمله کردند و جنگ شدید میان طالبان و مدافعان قریه آغاز شد و ظهر پنجشبه جنگجویان طالب توانستند با به شهادت رسانیدن ۱۱ تن از ساکنان قریه – بهشمول یک کودک و یک زن، فاتحانه داخل قریه شوند.»
براساس این نوشتهی ورشان، طالبان پس از آن که مقاومت مردم روستای پچیگرام را درهم شکستند، وارد روستا شدند و خانههای مردم را به آتش کشیدند: «بعد از این که مطمین شدند دهکده را فتح کردهاند با خیال راحت به حریق، منزل و کتابخانه مولوی محمد هاشم مبارک، پرداختند که تحصیل کرده جامعه اسلامیه مدینه منوره عربستان سعودی است.»
در این حمله، طالبان قرآن شریف و سایر کتابهای دینی را که در کتاب خانه این مولوی موجود بوده به آتش کشیدهاند. تلاشهای مردم قریه برای جلوگیری از آتشزدن این کتاب خانه راه بهجایی نبرده است. ورشان نوشته که چندین جلد تفسیر قرآن نیز در کتاب خانه این روستا طمعه آتش شده است: «مولوی صفیالله، که از نزدیک مکتبه مولوی هاشم را دیده بود گواهی داد که در کتب خانه مولوی هاشم تفسیر ابن عباس، تفسیر حسینی، تفسیر کابلی، تفسیر شاه ولیالله و چندین جلد تفاسیر دیگر موجود بودند که علیرغم فریاد و شیون مردم قریه به آتش کشیده شدهاند و به خاکستر مبدل شده است.»
طالبان در این حمله حتا به کودکان روستا نیز رحم نکردهاند.
در نوشته آقای ورشان آمده است: «زمانی که طالبان قریه را زیر آتش سلاحهای ثقیله گرفته بودند و باران مرمیهای طالبان در قریه مانند ژاله میبارید، محمد عباس، کودک چهارساله این یگانه فرزند اخترمحمد، از فرط وحشت صدای اصابت مرمی سلاحهای سبک و سنگین از بغل مادرش – که طفل کوچکتر دیگر را در بغل گرفته در جستجوی مخفیگاه بود، پریده به کوچهای قریه برآمده به هرسو میدوید و فریاد میزد که نووا … ( مادر )… ته ته یعنی پدر … هرسو که میرفت مرمی زیر پایش اصابت میکرد و عباس، جهت را تغییر داده به سمت دیگر حرکت میکرد که مرمی راکت دیگر در نزدیکش اصابت میکرد و عباس، میایستاد و به سمت دیگر میدوید ولی هرگز مجال نمییافت که به خانهای داخل شود و یا کسی به دادش برسد، در فرجام بعد از سپری شدن بیشتر از نیم ساعت از صحنه جنگ و وحشت این کودک، از پا میافتد و در وسط قریه در روی زمین جان به جان آفرین میسپارد.»
براساس نوشته ورشان در این درگیری طالبان یازده تن از مدافعان روستای پچیگرام را کشتهاند.
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
