شفقنا افغانستان-
در عالم زیبایی شناسی در سینمای اکشن معمولا تصاویر مردان وحشت زده ای که برای نجات جان خود به جلادانشان التماس و زاری می کنند و سپس سر بریده یا تیرباران شده و در خون خود می غلتند، از وحشتناک ترین و غیرقابل تحمل ترین صحنه ها محسوب می شود. از جمله دیگر این صحنه ها نیز می توان از کاروان اتومبیل ها و کامیون هایی که جنگجویان نقاب زده را در بیابان ها حمل کرده و گرد و غبار ایجاد می کنند یاد کرد. غالبا این صحنه ها یا در قطع نگاتیوهای سریع یا به صورت صحنه های بسیار آهسته و مبهم نمایش داده شده و موزیک متنی محزون و دل گداز آن را همراهی می کند. این همه به نمایش درآوردن ترور و وحشت و خونریزی است و اگرچه که بسیار رذیلانه می نماید اما از نظر هواداران داعش صحنه هایی دلچسب است. بخش تبلیغاتی به اصطلاح دولت اسلامی با این فیلم ها و صحنه ها جوانان گمراه و فریب خورده را جذب و جهادی جدید و بسیار فرح انگیز را به آنها عرضه می کند. و در همین حال دیگر مردم جهان را در هراسی دائمی از بروز یک خشونت عریان فرو می برد. شاید هیچ انسان معمولی تمایل و تاب دیدن این صحنه ها را نداشته باشد و از دیدن آن خودداری کند اما متاسفانه این واقعیت وحشتناکی است که وجود دارد.
اما بالاخره این پیشروی های جهادی های داعش یا همان تروریست های گروه دولت اسلامی بود که چشم های باراک اوباما رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا را باز کرد و فرمان مداخله و حملات محدود نیروی هوایی این کشور علیه تروریست های داعش را با هدف متوقف ساختن این گروه تروریستی صادر کرد، گروهی که برای وحشیگری ها و خونریزی ها و عملیات نظامی خود هیچ حد و مرزی را نمی شناسد.
در حال حاضر گروه تروریستی موسوم به دولت اسلامی مناطقی در شمال شرقی سوریه و همین طور مناطقی در امتداد رود فرات در خاک عراق را تحت اشغال خود دارد. این گروه مدتی پیش دومین شهر بزرگ عراق یعنی موصول را به اشغال خود درآورد و آن را به عنوان پایتخت به اصطلاح خلافت اسلامی معرفی کرد. شهر اربیل یعنی شهر مهم و مرکزی کردستان عراق (به مانند بغداد پایتخت عراق) نیز این روزها از سوی نیروهای داعش تهدید می شود. تروریست های داعش به دلیل آن که در جریان لشکرکشی های خود غنایم قابل توجهی نصیب خود کرده اند به خوبی مجهز و مسلح هستند اما بر خلاف آنچه که استراتژیست های این گروه قصد تلقین آن را به مردم سراسر جهان دارند، داعش به هیچ عنوان شکست ناپذیر نیست.
ابوبکر البغدادی رهبر تروریست های داعش خود را خلیفه مسلمین می داند اما واقعیت این است که وی رهبر معنوی تروریست هایی است که با خشونتی بی حد و مرز عمل می کنند. بدین ترتیب چنین به اصطلاح دولت و کشوری که تنها با ایجاد ترس و وحشت به زندگی خود ادامه می دهد نمی تواند چندان پایدار بماند. ابوبکر البغدادی یا همان خلیفه خود خوانده به تمام کسانی که حاضر نیستند او را همراهی کنند اعلام جنگ کرده است اما آیا او می تواند این طرح و نقشه را پیش ببرد؟ ایمن الظواهری یا همان پزشک و سیاستمداری که رهبری سازمان تروریستی القاعده را بر عهده دارد قصد داشت که با ائتلافی شکننده از گروه های همسو و با اتخاذ استراتژی بدست آوردن دل و مغز جوانان در مرحله اول علیه رژیم بشار اسد در سوریه اقدام کرده و پس از کسب پیروزی به دیگر اهداف اصلی و بزرگ خود در به اصطلاح عراق و بلاد شام دست پیدا کند و نیروهایش را به این مناطق اعزام کند. اما البغدادی به ناگاه مرحله دوم را برگزید و حال آن مرزهایی را بی اعتبار کرده است که زمانی توسط قدرت های استعماری قدیمی تعیین شده بود.
با این حال همه این انگیزه ها و تصاویر وحشتناک برای تروریست های جوان به اصطلاح دولت اسلامی بسیار جذاب می نماید زیرا هدف آنان از پیوستن به این جنگ تغییر کرده و به مراتب فراتر از گذشته رفته است. آنها دیگر در این جنگ شرکت نمی کنند تا “برادران سوری” خود را در آن نبرد دشوار و مشقت بار علیه حکومت قدرتمند پرزیدنت بشار اسد یاری رسانند. آنها امروز می خواهند خود حکومت کنند. مردان البغدادی مالیات برای مردم تعیین و دادگاه های شریعت برپا می کنند و اداره سانسور به راه می اندازند و دیگر هیچ تلاشی برای تسخیر مغزها و قلب های مردم عراق به خرج نمی دهند و آشکارا اعلام می کنند که هر کس مقاومتی نشان دهد بلافاصله سر خود را از دست خواهد داد.
اما این به اصطلاح خلافت جدید و خودساخته حکومتی ابدمدت و پایان ناپذیر نیست زیرا پیشروی های این گروه تروریستی به سمت شمال و جنوب به اصطلاح سرزمین عراق و بلاد شام در نهایت توسط آمریکایی ها و کردها و حتی توسط ایرانی های خشمگین می تواند متوقف شود. آنچه باقی می ماند تنها یک کریدور در غرب است. آن پول های به غنیمت گرفته و غارت شده یا فروش غیرقانونی نفت و مواد سوختی هم نمی تواند در درازمدت نیازهای مالی بغدادی و مردانش را تامین کند. افزون بر آن جستجو برای یافتن و از بین بردن این خلیفه خودخوانده در موصول از مدت ها پیش آغاز شده است.
آن پیمان شوم و خطرناکی که میان رانده شدگان دولت مرکزی بغداد و برخی قبایل سنی مذهب و مردان مسلح و جنگ سالاران باقیمانده از دوران صدام حسین با گروه تروریستی دولت اسلامی نیز پیمانی بود که به دلیل ضرورت زمان شکل گرفت و هر لحظه می تواند شکسته شود. از همین حالا نیز نشانه هایی از نارضایتی و شکل گیری مقاومت های مردمی علیه داعش کاملا قابل مشاهده است. به محض آن که نیروهای سنی در بغداد به روند سیاسی عراق ملحق شوند همه نگاه ها به آن به اصطلاح خارجی های وحشی تروریست تغییر خواهد کرد و حتی این امکان وجود دارد که رهبر سالخورده سازمان القاعده یعنی الظواهری نیز در میانه این خشم و نارضایتی از گروه هایی مانند داعش عمرش بسر آید.
اما تا زمانی که این هرج و مرج ویران گر در سوریه و عراق ادامه داشته باشد و چه بسا برای سال ها نیز ادامه پیدا کند، آن به اصطلاح دولت اسلامی نیز شانس بقا و حضور بیشتری خواهد داشت. هر ماه و هر سالی که که البغدای بتواند نقش خود به عنوان منبع ترس و نیروهای اهریمنی را ایفا کند قدرتش نه تنها در حوزه نظامی بلکه در جذب نیروهای تازه نفس نیز افزایش خواهد یافت. و بدین ترتیب زمین حاصل خیز و مساعد جدیدی برای افراطی گری ایجاد می شود که نه تنها برای مردم خاورمیانه بلکه برای مردم اروپا و غرب نیز مشکلی جدی است.
زیرا گروه تروریستی دولت اسلامی در سراسر جهان نسل جدیدی از جهادی ها پرورانده است و آن حمله کنندگان انتحاری آلمانی و اروپایی نیز از این دسته به شمار می آیند. در فضای مجازی اینترنت هم دنیایی موازی شکل گرفته که در آن دوستی ها و حتی پیوندهای زناشویی نیز میان این جهادی های جدید شکل می گیرد. این دسته از هواداران سینه چاک داعش تصاویر وحشتناکی از مناطق جنگی را منتشر می کنند و مانند هواداران تیم های فوتبال با خونسردی در مورد آن صحبت می کنند و تفسیر می نویسند. در حال حاضر سلول های جهادی در شهرهای آلمان شکل گرفته و حتی طرفداران البغدادی و دیگر گروه های کوچکی که افراداشان در سوریه و عراق به دست داعش قتل عام شده اند در خیابان های آلمان با چوب و چماق به جان یکدیگر می افتند.
کاملا مشخص است که دستگاه تبلیغاتی داعش سم مهلک خود را به جامعه اروپا نیز تزریق می کند. شاید دولتمردان اروپایی دلایل موجهی برای خویشتنداری در برابر این افراد داشته باشند و هدفشان این باشد که وضعیت از این دشوارتر نشود اما برای جلوگیری از بدتر شدن این وضعیت نمی توان تنها نظاره گر بود و دنیای غرب باید این مساله را بپذیرد که از سال ها پیش ماری را در آستین پرورانده که حال نه تنها خاورمیانه بلکه جهان غرب را نیز تهدید می کند.
منبع: فرانکفورترآلگماینه
ترجمه: شفقنا
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
