شنبه 26 ثور 1405

آخرین اخبار

العرب: جنگ ایران محصولات زراعتی مصر را نابود می‌کند

شفقنا افغانستان - جنگ جاری در منطقه خاورمیانه فشارهای...

طالبان: ترکیه برای ۲۰ هزار افغان ویزای دامداری صادر می‌کند

شفقنا افغانستان _ وزارت مهاجرین طالبان اعلام کرده است...

محقق از افزایش فشارهای مذهبی بر شیعیان هشدار داد

شفقنا افغانستان _ محمد محقق، رهبر حزب وحدت اسلامی...

مقام ارشد آمریکایی: افغانستان همچنان در خط مقدم تهدیدهای تروریستی قرار دارد

شفقنا افغانستان- یک مقام ارشد نظامی ایالات متحده اعلام...

بازگشت اجباری بیش از ۵ هزار مهاجر افغانستانی در یک روز؛ تشدید بحران انسانی

شفقنا افغانستان– معاونت سخنگوی طالبان اعلام کرد که روز...

نرخ اسعار خارجی در برابر پول افغانی/ شنبه ۲۶ ثور ۱۴۰۵

شفقنا افغانستان – بر اساس اعلام سراسری شهزاده، بازار...

نیویورک تایمز مدعی شد؛ احتمال ازسرگیری جنگ ایران و آمریکا ظرف چند روز آینده

شفقنا افغانستان– روزنامه نیویورک تایمز بامداد شنبه ادعا کرد...

نگرانی بریتانیا و سازمان ملل از بازداشت خبرنگاران در افغانستان

شفقنا افغانستان _ هم‌زمان با افزایش فشارها بر رسانه‌ها...

جوانی در کابل کشته و موترش ربوده شد

شفقنا افغانستان _ منابع در کابل می‌گویند یک جوان...

۵ میلیون قربانی سوءتغذیه در افغانستان؛ هشدار تازه برنامه جهانی غذا

شفقنا افغانستان _ برنامه جهانی غذا (WFP) هشدار داده...

کاهش بودجه‌های بشردوستانه؛ زنگ خطر برای آینده زنان در کشورهای بحران‌زده

شفقنا افغانستان _ سازمان بشردوستانه هالندی «CARE» هشدار داده...

کشته شدن ۳ نفر در پی حادثه ترافیکی در سمنگان

شفقنا افغانستان- یک حادثه رانندگی در ولایت سمنگان شمال...

اخراج اجباری بیش از 5 هزار مهاجر افغانستانی در یک روز از کشورهای همسایه

شفقنا افغانستان- طالبان اعلام کرد روز گذشته یک‌هزار و...

هستی شناسی از منظر قرآن کریم/ توحید وهماهنگی نظام آفرینش

شفقنا افغانستان_مقاله هستی شناسی از منظر قرآن کریم یکی از سلسله مقالاتی است که جعفر ناظم رعایا؛ محقق و قرآن پژوه در اختیار شفقنا قرار داده است؛ این بخش از مقاله به مبحث توحید و هماهنگی نظام آفرینش اختصاص دارد. مشروح این نوشتار را در زیر مشاهده کنید.

….مَا تَرَى فِی خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِنْ تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِنْ فُطُورٍ -سوره ۶۷ آیه ۳:در نظام آفرینش خداوند مهربان هیچگونه تفاوتی نمیبینی جستجوی خودرا تکرار کن وببین تفاوتی واختلافی میتوانی بیابی؟
این اصل دلالت دارد بر این که یک نظام واحد بر کلیه اجزاء آفرینش حاکم است: بهر طریق ما دانستیم که یک موجودی خصوصیّتی دارد قابل تعمیم است؛ ـ بنده که این مطالب را می‌نویسم و شما که می‌‌خوانید هر چند در ظواهر اختلافاتی داریم لیکن چون از اجزاء آفرینش هستیم در اصول واساس دارای وجوه مشترک میباشیم:
ما دارای زوج هستیم ـ پس هر موجود دیگری هم طبق اصل مذکور باید دارای زوج باشد.:ومن کل شیئ خلقنا زوجین ۵۱-۴۹
ما دارای نطق هستیم ـ پس هر موجود دیگری هم طبق اصل مذکور باید ناطق باشد.انطقنا الله الذی انطق کل شیئ ۴۱-۲۱
ما دارای حرکت هستیم ـ پس هر موجود دیگری هم طبق اصل مذکور باید دارای حرکت باشد. وتری الجبال تحسبها جامدتا وهی تمرمرالسحاب –صنع الله الذی اتقن کل شیئ ۲۷-۸۸
ما دارای عقل هستیم ـ پس هر موجود دیگری هم طبق اصل مذکور باید دارای عقل باشد.انطق کل شیئ ۵۱-۴۹
ما در جریان پیمودن راه کمال هستیم ـ پس هر موجود دیگری هم طبق اصل مذکور باید در مسیر کمال باشد. :الذی احسن کل شیئ خلقه وبدئ خلق الانسان من طین-۷-۳۲ .
ما داری حس و حرکت و نطق وبیان وتکالیف و مرگ ورستخیزو…هستیم دیگران هم چنین میباشند:-وما من دابه فی الارض ولا طائریطیر بجناحیه الا امم امثالکم ما فرطنا فی الکتاب من شیئ ثم الیه یرجعون :نیست هیچ جنبنده ای در زمین ونه پرنده ای در آسمان مگر اینکه امتهایی هستند مانند شما ,مادر قرآن ازهیچ چیزی فرو کزار نکردیم-سپس نیز بسوی پروردگار شان محشور میشوند — ومیدانیم که محشور شدن نیز برای حساب رسی ورسیدن به جزا ومکافات اعمال وکردار میباشد –یعنی مثلا آب وباد دریا ها وکوهها وزمین و….. که حرکت و جنبش دارند مرگ وزنگی جدید در سرای دیگر وجزا وعقاب دارند که ناشی از درک وشعور واختیار ونهایتا تکلیف و…. میباشد!
و قصّ علیهذا ـ
در چنین صورتی ما ناگزیر وارد دنیای جدیدی می‌شویم و بر سر یک دو راهی قرار می‌گیریم:
یک قطعه فولاد محکم را در دست می‌گیریم ـ از یک طرف دین یعنی قرآن به ما می‌گوید این قطعه فولاد هم اگر تا بی‌نهایت ریز ریز شود تمام اجزایش حرکت دارند. عقل دارند، نیاز دارند، زوج دارند، رو به کمال دارند، زبان دارند و … امّا مشاعر ما از این خصوصیّات چیزی درک نمی‌کنند. اکنون تکلیف ما چه میشود؟ ادراکات مشاعر خود را قبول کنیم یا هدایتهای آیات قرآن را؟ و یا اصولاً وارد دنیای جدید نشویم و در همین محصوره فرهنگی که مسلمانان جهان برای خود ساخته‌اند باقی بمانیم؟
نظر ما این است که علیرغم تمام خطرات و مشکلاتی که احتمال می‌دهیم، باید وارد دنیای جدید بشویم و به جست و جوی راه حلّ غوامض بپردازیم، زیرا کلام، کلام خداوند است و صدق است و قابل اعتماد و اطمینان.
اگر ما مسلمانان، مؤمنین واقعی می‌بودیم. احتمالاً کافی بود که از همین اصل توحید نظام آفرینش هدایت لازم را اخذ کنیم و از این دروازه وارد دنیای دانش و بینش شویم و به کشف اسرار آفرینش بپردازیم، و آنقدر پیش برویم تا مقام خلیفه اللهی را احراز کنیم. امّا خداوندیکه ما را آفریده بهتر از خود ما از نقاط ضعف و قوّت ما آگاه است، و بهمین جهت اصل مذکور را به اصول متعدّد تفصیل و تجزیه فرموده است تا شاید دست کم بعضی از ما «شیرفهم» شویم : چنان که می‌فرماید : الرا ـ کتاب احکمت آیاته ثم فصلت من لدن حکیم خبیر: (این قرآن) کتابی است عظیم که آیاتش (در اصل) محکم و فشرده شده و سپس از طرف (پروردگار) درست کردار آگاه، به تفصیل درآمده است (۱ ـ هود).
: این توحید نظام آن چنان در آفرینش نافذ و فراگیر است که بعضی از متفکّران از عظمت و اهمیّت آن گرفتار حیرت شده و آنقدر آنرا بزرگ یافته‌اند که نعوذاً بالله خود خداوند را هم مشمول آثار آن قرار داده و به «وحدت وجود» معتقد شده‌اند.
این بیچارگان از این نکته ظریف و در عین حال روشن غافل مانده‌اند که خداوند فرموده است : «در نظام آفرینش خداوند تفاوتی نمی‌بینی» و بنابراین خالق از مخلوق جداست، و چون این اصل شامل نظام آفرینش می‌شود بالطّبع شامل خود آفریننده که از اجزاء آفرینش نیست نمی‌شود، بخصوص این که آفریننده آنقدر عظیم و جلیل است که تحت تسلّط نظامی که مخلوق خود اوست قرار نمی‌گیرد. بلکه او بر همه چیز احاطه دارد.
باری، چون ما که یک چیز مخلوق هستیم و جان داریم تمام اجزایی که در تشکیل جسم و جان ما به کار رفته‌اند هر یک در حدّ خود یک چیز هستند، و طبق اصل وحدت نظام، مثلاً گویچه‌های خون ما و حتّی سلولهائی که در آفرینش گویچه‌ها یا اجزاء دیگر بدن به کار برده شده است، هر کدام جدا جدا دارای جان و مشاعر و عقل و اختیار و خصوصیّات دیگر هستند. و اگر ما در این خصوص دقّت کنیم ملاحظه می‌کنیم که اجزاء بدن ما هر یک آن چنان وظائف خود را آگاهانه و دقیق انجام می‌دهند که از عهده انسانهای دانشمند و مترقّی و درستکار ساخته نیست. حتی ازخود ماهم که ظاهرا بر اجزائ بدن خود مسلط هتیم نیز ساخته نیست – مثلا ما چه تسلطی بر گردش خون ویا فعالیت سلسله اعصاب خود داریم؟
برای نمونه، بعضی از گویچه‌ها وظیفه دارند ذرّات غذا را از جدار روده‌ها و کبد بگیرند و بعضی دیگر ذرّات هوا را از جدار ریه‌ها بگیرند، و ببرند و آگاهانه بین اعضاء و جوارج بدن به گونه‌ای تقسیم نمایند که نه به یکی زیادتر از حدّ لازم برسد و یا یکی دیگر از قلم بیفتد، و قصّ علیهذا، و این گونه انجام وظیفه ممکن نیست مگر این که گویچه‌ها و سلولها دارای احساس مسئولیت وهمکاری منظم وعادلانه باشند، و نیز دارای زبان و نطق و چشم و گوش برای تبادل نظر با یکدیگر و انتخاب مسیر و حسابگری و … باشند و معلوم است که احساس مسئولیت و انجام وظیفه نیز مستلزم امیدوار بودن به دریافت پاداش است، و این موضوع به داشتن ایمان به حشر و نشور و بهشت و دوزخ منتهی می‌شود؟
پس اگر در زیست شناسی و معرفت الاعضاء و سایر دانشهای مربوط به بدن به این قبیل نکات هم توجّه شود معلوم است که بتدریج دریچه‌ها و دروازه‌هایی جدید بر علوم و تخصصّهای بدیع و بی‌سابقه بر روی انسانها گشوده خواهد شد.
همین گونه است عناصر و مادیّات، چنان که فرضاً وقتی ما از هر طریق آگاه شدیم که مثلاً منظومه شمسی عبارت است از یک مرکز بنام خورشید و تعدادی سیارّه که با خصوصیّات و کیفیّاتی روی مدارهایی اطراف مرکز خود می‌چرخند و می‌دانیم که همین وضع در اتمهای عناصر نیز حاکم است، مطابق اصل مذکور مطمئن می‌شویم که کهکشان دنیای ما هم خود ( با وجودی که متشکّل از میلیاردها ستاره وسیاره است) بمنزله یک سیّاره عظیم باتفاق تعدادی سیّاره دیگر، اطراف یک خورشید کیهانی عظیم روی مدارهای مشخّص در گردش هستند، و در عالم افلاک باعث بوجود آمدن فصول کیهانی و موجودات جاندار و عاقل کیهانی، متناسب با مقتضیّات خود می‌شوند.
باور نویسنده این است که مسلمانان مدّتهاست درخشش علمی و فنی خود را از دست داده، و در دنیای علم و صنعت تحرّک و پویائی کافی ندارند، و بهمین جهت از کاروان تمدّن عقب مانده‌اند.
ممکن است بعضی گمان کنند که اگر مسلمانان از لحاظ علم و صعت ضعفهایی دارند در عوض، آن ضعفها، با معنویّتی که دارند جبران می‌شود امّا :
۱ـ خداوند مسلمانان را از هر جهت عزیز خواسته است چنان که فرموده است : … و لِلّه العزه و لرسوله و “للمؤمنین “… عزّت مخصوص خداوند و پیامبر او و مؤمنان است : (آیه ۱۱ از سوره ۶۳) و عزّت شامل هر دو جنبه مادّی و معنوی است، و بنابراین اگر مسلمانان در جنبه مادّی ضعیف باشند به همان مقدار از عزّت آنان کاسته می‌شود، و باید هر دو جنبه متعادل باشد تا با فطرت الهی که بر آن آفریده شده‌اند متناسب باشند.
۲ـ عقب ماندن از قافله تمدّن باعث تسلّط دیگران بر مقدّرات مسلمانان می‌شود که موجب تضعیف اسلام است، و خداوند چنین وضعیّتی را پسندیده نمی‌داند : محمد رسول الله (ص) و الذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم … محمد پیامبر خداوند و کسانی که با او هستند (به او ایمان دارند) بر کفّار بسیار سختگیر و بین خویشتن مهربان‌اند (س ۴۸ ی ۲۹).
از این آیه و آیات بسیار دیگر معلوم می‌شود که از دلائل ایمان این است که مؤمنان از هر لحاظ باید در وضعیتی باشند که بتوانند تسلّط خود را بر کفّار تحمیل نمایند، نه این که به لحاظ علوم و دانش تحت نفوذ و تسلّط آنها باشند. بنابراین اعتذار به این که ضعف جنبه‌های علمی و صنعتی را می‌توان با معنویبت جبران کرد، از همه کس ساخته نیست و هر چیزی و هر جنبه‌ای را باید با همان مصالح و ابزار مربوط به خودش تقویت نمود.
۳ـ هر چند ما نمی‌خواهیم این قبیل کلمات را بر قلم جاری کنیم امّا ناچاریم بگوییم که احتمال نمی‌دهیم کسانی که عقب ماندگی علمی و صنعتی را بر خود هموار کرده‌اند، و خود را عقب نگاه داشته‌اند از لحاظ جنبه معنوی هم چندان قابل اعتماد باشند.
پس به نظر ما اغلب مسلمانان جهان نسبت به دین خود گرفتار اشتباه‌های بزرگ هستند، و بهمین جهت به تدریج به یکنوع سستی و خمودگی خطرناک روبرو شده‌اند که باید آنرا از میان بردارند.
برای بیرون آمدن از این سستی و خمودگی باید از جایی و بنحوی، وسیله وارد آمدن یک ضربه یا یک فریاد بزرگ بر جان و گوش آنان فراهم گردد تا بحرکت درآیند و نویسنده گمان می‌کند که این امکان فراهم شده است.
ممکن است بعضی این مطالب را که ما بیان می‌داریم مردود بپندارند و حقّ هم دارند زیرا اگر قبل از این که ما به اصول مورد بحث آگاه شویم و در آنها تدبّر کنیم کسی از این قبیل مطالب که ما در این بحث بیان می‌کنیم، برای خود ما هم بیان می‌کرد، آنها را خطا می‌پنداشتیم.
ما تری فی خلق الرّحمن من تفاوت : در آفرینش خداوند تفاوتی نخواهی دید.
این قول خداوند است و قاطع و غیر قابل انکار است و بنابراین نویسنده بر اساس هوی و هوس، چیز نمی‌نویسد.
گفتار بر اساس قوانین الهی است که بر خلقت وضع و جاری فرموده است و لذا آنها را می‌توان بر تمام اجزاء آفرینش عمومیّت داد و نتایج عظیم به دست آورد:
منظومه شمسی عبارت است از یک مرکز بنام خورشید و تعدادی سیّاره که اطراف آن روی مدارهای بیضوی می‌گردند. همین وضع در تمام اتمهای عناصر نیز حاکم است که تعدادی الکترون و پوزیترون روی مدارهای (بیضوی) در اطراف هسته‌ای که به منزله خورشید آنها است در حال گردش هستند، و این به لحاظ علمی به اثبات رسیده است و وضع منظومه شمسی هم که محسوس و قابل لمس است.ودر حقیقت یک توده بسیار عظیم از عناصز مذکور میباشد وهمینگونه تمام سحابیها و کهکشاتها وکل هستی در کلیات واجزائ آنها
حال که ما اطمینان داریم که منظومه شمسی با تمام سیّارات، و اجزاء ریز عناصر متشکّله سیّارات، از یک نظام پیروی می‌کنند. پس طبق اصل توحید نظام می‌توانیم آنرا عمومیّت بدهیم و بگوییم تمام اجرام آسمانی دیگر اعم از کهکشان‌ها و سحابیها و خود مجموعه آفرینش نیز طبق قول صریح خداوند از همین نظام تبعیّت می‌کنند.
اکنون موضوع را از جنبه‌های دیگر بررسی می‌نماییم.
۱ـ چون مدار سیّارات منظومه شمسی بیضوی است، پس طبق اصل توحید نظام مدارات الکترون‌ها در اطراف هسته خود ناگزیر بیضوی هستند.
۲ـ چون بین همین سیارات با خورشید، فواصلی متناسب با جرم و سرعت سیر آنها وجود دارد همین وضع و نسبت بین اجزائ اتمها نسبت به مرکز آنها نیز برقرار است (هر چند مقاییس آنقدر ریز و کوچک است که قابل تصوّر نیست).
۳ـ اگر روی زمین شبانه‌روز و فصول مختلف و گیاه و جاندار وجود دارد، همین قاعده بر اتمها نیز حاکم استوهمینگونه برکل هستی هر چند برای ما رؤیت آنها تا قرون آینده وحتی درجهان دیگر هم میسّر نباشد.
۴ـ چون منظومه شمسی دارای شرایط و نظام معیّنی است، و نیز جزو کهکشان راه شیری می‌باشد، پس همین نظام در کهکشان نیز برقرار است، یعنی کهکشان با وجودی که از میلیاردها ستاره و سیّاره و خورشید تشکیل شده است، خود مشابه یک سیّاره است که به اتفاق سیّارات دیگری، اطراف یک مرکز عظیم در حال گردش است که هم حرکت وضعی دارد و هم حرکت انتقالی، و لذا هم در ان شبانه روز پدید می‌آید و هم فصول چهارگانه، و هم موجودات ذیحیات آسمانی، زیرا دلیلی ندارد که منظومه شمسی چنین باشد امّا کهکشانی با آن همه عظمت بیهوده آفریده شده باشد.
۵ـ وقتی ما یقین پیدا کنیم (طبق صریح آیه) که کهکشان هم دارای فصول چهارگانه است، برای ما روشن می‌شود که چرا روزگاری زمین ما مواجه بوده است با یک دوره های یخبندان که آثار باقی مانده آنها کشف شده است و نیز چگونه می‌شود که در زمانی این قبیل آیات مصداق پیدا می‌کنند: و سیّرت الجبال فکانت سراباً ـ انّ جهنم کانت مرصاداً (ی ۷۹ ی ۲۰ و ۲۱) و همچنین آیات اوّل سوره تکویر که می‌فرماید : اذا الشّمس کوّرت و اذا الجبال سیّرت ـ و اذا العشار عطّلت ـ و اذا الوحوش حشّرت ـ و اذا البحار سجّرت … : و کوهها به حرکت درآورده شوند و به سراب مبدل گردند ـ و جهنم کمینگاه شود.
ـ و آن گاه که ددان برانگیخته شوند و ـ آن گاه که دریاها بجوش آیند … و این آیات حکایت دارند از ایجاد یک حرارت شدید بر روی زمین که حیات را بر روی آن منهدم خواهد کرد.
ما هم مانند دیگران قبول داریم و لذا می‌توانیم بگوییم خواست خداست که چنین بشود، امّا آیاتی است که برای ما در این قبیل موارد تکلیف معیّن می‌کنند. از جمله آیات ۱۸ و ۱۹ از سوره بیست و نهم (عنکبوت) ـ اولم یروا کیف یبدیء الله الخلق ثم یعیده ان ذلک علی الله یسیر ـ قل سیروا فی الارض فانظروا کیف بدأ الخلق ثم الله ینشیء النشأه الآخره ان الله علی کل شیء قدیر : ـ آیا نمی¬نگرند (تحقیق نمی¬کنند) که چگونه خداوند آفرینش را آغاز می¬کند و سپس آنرا به حالت اول برمی¬گرداند، مسلّم بدانید که اینکار برای خداوند آسان است ـ بگو بگردید در زمین و ببینید که خداوند چگونه آفرینش را آغاز می‌کند و سپس خداوند
می آفریند دوره بازپسین را و مطمئن باشید که خداوند بر هر چیزی توانا است.
این آیات امر و تأکید دارند که ما به کیفیّت آفرینش و اعاده آن توجّه و تحقیق کنیم، زیرا نظر کردن به کیفیّت نیاز به تحقیق دارد، و نیز ایجاد نشئه آخرت چیزی نیست که مدّنظر همگان باشد و فقط برای مردم آخرالزّمان میسّر است، و آن هم در صورتی است که در آن حادثه عظیم حوصله تحقیق را داشته باشند، که اگر هم داشته باشند بسیار دیر و بی‌فایده است.
پس به طور مسلّم نظر این قبیل آیات متوجّه همگان است به خصوص این که سرفصل علوم مربوط به آنها را قرآن کریم در اختیار قرار داده است.
پس می‌خواهیم بدانیم که آفرینش بر روی زمین چگونه به نشئه دیگر می‌پیوندد: آیات مربوط به مقدّمه قیامت، حکایت از ایجاد یک انقلاب شدید در منظومه شمسی دارند که خورشید نورش کاسته و در هم پیچیده می‌شود، و ستارگان تیره و بی‌نور می‌شوند، و دریاها بجوش می‌آیند، و کوهها بحرکت درمی‌آیند و …
اکنون قضیه را مورد دقّت قرار می‌دهیم :
۱ـ اگر نور خورشید کم شود و حجم آن کاسته شود بنحوی که در هم پیچیده شود به این معنی است که حرارت آن کم شود، و در این صورت از زمان فعلی هم حرارت کمتری بر زمین می‌رسد، و لذا آن مقدار حرارت برای این که دریاها را به جوش آورد و پوسته زمین را آنقدر گرم کند که نرم و متورم شود تا کوهها رفته رفته صاف و به سراب تبدیل شوند ـ کافی نخواهد بود مگر این که یا خورشید بسیار به زمین نزدیک شود ـ که در این صورت زمین و سیّارات دیگر جذب خورشید خواهند شد، و یا این که حرارت از منبع دیگری هم به زمین برسد.
طبق آیات ۸ تا ۱۰ سوره قیامت که می‌فرماید : و خسف القمر ـ و جمع الشّمس و القمر ـ یقول الانسان یؤمئذ این المفّر : و ماه تیره می‌شود ـ و ماه و خورشید با هم جمع می‌شوند (ماه جذب خورشید می‌شود) ـ و در آن زمان انسان می‌گوید : کو گریزگاهی؟ مطابق این آیه احتمالاً ماه از جاذبه زمین خارج و توسط خورشید جذب می‌شود، امّا چون در آن حالت هنوز انسان روی زمین شاهد حادثه است (چون از آن حادثه عظیم بهراس افتاده و در جست و جوی پناهگاه برمی‌آید) معلوم است که زمین به حال خود باقی می‌ماند، و لذا زمین از مدار خود خارج نمی‌شود تا جذب خورشید شود، و حرارتی هم که از خورشید به زمین می‌رسد آنقدر نخواهد بود که پوسته آنرا داغ و نرم کند.
پس ناگزیر لازم است حرارت از منبع دیگری به منظومه شمسی برسد و به حرارت خورشید افزوده شود تا کوهها نرم شوند و به حرکت درآیند، و سطح زمین صاف و هموار گردد، چنان که می‌فرماید : و یسئلونک عن الجبال فقل ینسفها ربی نسفاً ـ فیذرها قاعاً صفصفاً ـ لاتری فیها عوجاً و لا امتاً ـ یومئذ یتّبعون الدّاعی لاعوج له … (ای رسول ما) از تو پیرامون کوهها می‌پرسند، پس بگو پروردگارم آنها را می‌افشاند افشاندنی سخت، و آنها را بصورتی صاف و هموار رها می‌کند (بنحویکه) از آنها هیچ گونه کجی و برآمدگی نخواهی دید. در چنان روزی مردم خواننده را بدون انحراف مسیر پیروی می‌کنند … (سوره ۲۰ آیات ۱۰۵ تا ۱۰۷) .
در این تعاریف نیز که حکایت از صاف و هموار شدن کوهها با زمین دارند، سخن از باقی ماندن انسان بر روی زمین به میان آورده است، و لذا زمین به حال گردش روی مدار خود باقی می‌ماند، و بنابراین حرارت زیاد از جائی دیگر به زمین می‌رسد نه از خورشید. وانسان هم تا آن روز تانایی آنر یافته است که وسایل لازم را برای زیستن در چناه شرایطی تمهید نماید.

در آسمانها هم فصول چهارگانه برقرار است
چون در زمین فصول چهارگانه بهار و تابستان و پائیز و زمستان برقرار است، طبق اصل توحید نظام آفرینش که یک قانون لایتغیّر آفرینش است، در آسمانها، به خصوص در کهکشان راه شیری که منطقه منظومه شمسی مسکونی ما می‌باشد هم فصول اربعه وجود دارد، و لذا منظومه شمسی، تحت تأثیر برودت و حرارت فصول کیهانی کهکشان هم قرار می‌گیرد، و بهمین علّت با وجودی که زمین در ادوار پیشین از حرارت کافی خورشید بهره‌مند بوده است، تحت تأثیر برودت شدید زمستان کهکشانی راه شیری گرفتار یخبندان شدید شده است به نحوی که تمام موجودات در آن یخ زده و مرده‌اند.
و ما احتمالاً هم اکنون در یک فصل بهار فلکی هستیم که آرام آرام به سوی تابستان پیش می‌رویم و روزی آنقدر زمین داغ خواهد شد که هیچ چیز تاب تحمّل آنرا نخواهد داشت، و همه خواهند مرد، و مقدّمه قیام قیامت بدین گونه فراهم می‌شود.
و به طوریکه توضیح دادیم، برای پایان یافتن حیات در دوره‌ای که نسلهای جدید فعلی روی زمین زندگی می‌کنند و مقدّمه قیام قیامت خواهد شد. خداوند مقدّر فرموده است که بر اثر حرارت زیاد انجام شود که بعضی آیاتی را که به این حادثه اشاره دارند قریباً عرضه داشتیم.
همان‌گونه که حیات پیشین نسلهایی که در دوره قبل از یخبندان روی زمین زندگی می‌کرده‌اند تحت تأثیر برودت شدید ناشی از زمستان کیهانی منقرض شده است، حیات دوره‌ای که ما و نسلهای دیگر روی زمین می‌آئیم و می‌رویم هم تحت تأثیر حرارت شدیدی که در نتیجه تابستان کیهانی عارض زمین خواهد شد منقرض می‌‌گردد.
پس پدیدار شدن و انقراض حیات بر روی زمین، علاوه بر این که متأثر از عوامل داخلی منظومه شمسی است، متأثر از عوامل عمومی کهکشان هم می‌باشد، و بیان این جریان متّکی و مدلّل با اصل تزویج نیز هست و عوامل هم باید زوج باشند تا آثار وجودی آنها بروز نماید. مثلاً وقتی بر روی زمین یک دوره حیات بر اثر یخبندان شدید منقرض می‌شود لاجرم دوره دیگری از حیات بر اثر حرارت شدید منقرض خواهد شد.
علاوه بر این که اصل توحید نظام ما را به این حقیقت رهبری می‌کند که هر خصوصیّتی که در اساس وجود یک موجود ثابت باشد، در وجود تمام موجودات دیگر نیز ثابت است ـ در نتیجه تحقیق در آیات مربوط به خلقت زمین و آسمان‌ها هم باین نتیجه رسیده‌ایم که آسمان‌ها نیز دارای فصول چهارگانه می‌باشند آنچنانکه میفر ماید الله الذی خلق سبع سموات و من الارض مثلهن
آیه۱۲ از سوره ۶۵

اخبار مرتبط