شفقنا افغانستان-امین ناطقی: امروز با نوی اول کشور در پیوند به رسمیت شناختن یا عدم رسمیت “سادات” به عنوان یک قوم اعلام نموده که سادات یک طبقه اجتماعیست نه یک قوم !
بر آن شدم که کمی در این خصوص سیاهه ای را تنظیم کنم.
صرف نظر از این که بانوی اول صلاحیت قانونی پذیرش یارد یک قوم را در لیست اقوام رسمی دارد یانه ، برای روشن شدن موضوع لازم است اندکی در مورد خصوصیات و مختصات واژگان “قوم” و “طبقه اجتماعی” بدانیم.
الف – قوم:
قوم ترجمه کلمه ethno یا ethnos انگلیسی است و به مجموعه افراد اطلاق می شود که خود را از لحاظ قومیت (ethnicity ) یعنی برخورداری از منشاء، نژاد، تاریخ، سرزمین، فرهنگ، تاریخ، ادبیات، دین، موسیقی، زبان، دایره همسرگزینی، آداب و رسوم، اعیاد و مناسک جمعی، عادات، تغذیه ، پوشش، سرنوشت مشترک (بین خود) و متمایز از دیگران بدانند.(۱)
که با این تعریف می توان سادات را چون میدانیم از لحاظ اتنیکی در تقسیمات کلان تبار های بشری سامی و عرب هستند و نصب شان از طریق پیامبر اسلام به قوم قریش در میان اقوام عرب میرسد و به دلیل دعاوی و جنگ وجدال های درونی مسلمانان از خواستگاه اصلی آواره و در کل گستره جغرافیای بلاد اسلامی منتشر شده اند و افغانستان امروزی ( خراسان قدیم ) هم یکی از بلاد بوده که ماءمن اولاد و احفاد پیامبر گرامی اسلام بوده که میتوان قبول کرد تاریخ و پیشینه روشن دارند.
سادات در دوران هجرت از شبه جزیره عربی به دیگر بلاد چون کوچ یک دفعه ای و آنی نداشته اند و در طول چند سده به تدریج و در ادوار مختلف سلسله های حکومتی حکام اسلامی هجرت نموده اند و در نقاط مختلف سرزمین های اسلامی و خراسان زمین سکنا گزیده اند بالطبع سرزمین مشخص و معینی را نمی توان برای شان تصور کرد و لذا فرهنگ ، ادبیات ، موسیقی ، زبان ، اعیاد و مناسک و عنعنات محیط را پذیرفته اند و پازل رنگینی به وسعت اقوام و قباییل کشور را دارا میباشند.
در قسمت سرنوشت بخاطر عصبیت های قومی و مذهبی حاکم در گذشته و حال کشور و هزم شدن سادات در میان اتنیک های گونه گون کشور نمی توان ادعا کرد که همه سادات تاکنون از سرنوشت همگون برخوردار بوده اند.
طبقه اجتماعی:
جامعه شناسان طبقه بندی اجتماعی را بر سه دسته تقسیم کرده اند(۲)که عبارت است از :
۱ – طبقه ممتاز ( در خوشبینانه ترین حالت بیش از ده در صد جامعه نمی شوند ) که شامل مرفهین جامعه مثل ارباب ثروت و مکنت چهره های بارز نظامی و حکومتی و…
که مطمییناً سادات به ما هوه سادات در این کته گوری جای نمیگیرد.
۲ – طبقه متوسط یا میانی ( بیش از ده در صد از افراد یک کشور را شامل می شود ) که در برگیرنده مدیران ادارات، متخصصین مانند اطبا، انحنیران ، معلمین ، اساتید دانشگاه، اییمه جمعه و جماعات ، روحانیون دینی ، ارباب مشاغل و کسبه و …
پرواضح است که سادات را بعنوان یک مجموعه جامع و مانع در این قسمت هم نمیتوان گنجاند.
۳ – طبقه پایین اجتماع ( اکثریت مطلق جامعه ) که عمدتا کارگران خدماتی و دهاقین و … می باشند .
با ضرس قاطع میتوان گفت کلیه سادات بدون کم و کسر در این بخش هم نبوده اند .
سادات هم همانند همه اقوام دگر در هر سه طبقه اجتماعی حضور داشته اند و اختصاصاً در هیچ کدام نبوده اند.
بنا اً به نظر میرسد که بانوی اول مملکت همان راهی را می پیماید که سالها قبل شکریه بارکزی با اسم خاص خواندن پوهنتون پیموده و جز به سخره گرفتن شخصیت خویش عایدی برایش نداشت.
و سادات هم همانند همه اقوام کوچک و بزرگ کشور حق دارند در سایه دموکراسی نیم بند موجود از حقوق که در اعلامیه جهانی حقوق بشر (۳)و قانون اساسی کشور برای آنها بعنوان یک شهروند تعریف شده است بهره مند شوند.
اما اینکه به رسمیت رسیدن قوم سادات از لحاظ اجتماعی چه پیامد های برای سادات دارد مقوله مفصلیست که در این مجال نمی گنجد.
۱ – هاتچینسون ۴؛ ۱۹۹۶
۲ – ویکی پدیا
۳ – ماده دوم اعلامیه جهانی حقوق بشر
