شفقنا افغانستان-یکی از مهمترین عوامل موثر درشکلگیری روستاهای کشور، خصوصا مناطق سرد وکوهستانی افغانستان، اقلیم است.
سازگاری با طبیعت و استفاده ازالگوهای اقلیمی وسیلهاییست در راه رسیدن به معماری پایدار؛ در معماری مناطق سرد وکوهستانی افغانستان یکی از مهمترین و مشخصترین نشانههای آن تاثیر اقلیم برفرم و کالبد اصلی مسکن و روستاها است.
نگرشِ اقلیمی در سبکِمعماری هزارههای افغانستان علاوه تاثیر بربافت روستاها همچنان در نحوهی قرارگیری مسکن، شکل و احجام مسکن، مصالح و مواد مسکن و غیره تاثیر گذار بوده است.
همچنین در این سبکِمعماری، استفاده و بکارگیری از روشهایارگانیکی جهت استفاده حداکثری از انرژی طبیعی(Renewable energy )، حفظ محیطِزیست از شگردهای بینظیر و معقولیست که با مطالعه و بررسی در این سبک میتوان از شِگردهای خاص طراحان سُنتی این مناطق برای حل بحرانهای عظیم زیست محیطی و انرژی برای بشرِ امروزی استفاده کرد.
استفاده از روشهای ساده اما تاثیرگذار در سبکِمعماری هزارههای افغانستان میتواند در فرآیند زندگی انسان در شهرهای کلان از تخریب و نابودی محیطِزیست جلوگیری کرد و نیاز انسانها را به انرژیهای غیر تجدید پذیر را به حداقل ممکن رساند.
دراین مقاله سعی در معرفی و نقش اقلیم بر معماری افغانستان و در سطح تخصصیتر نقش نگرشِ اقلیمی بر معماری مناطق سرد و کوهستانی مرکزی کشور بدلایل شرایط امنیتی نسبتاً خوب و امکان بررسی، تلاش صورت گرفته تا در معرفی شِگردهای بکار رفته معماری درجزئیات ساختمان برای همسازی با شرایط اقلیمی، مسکن و سازه پرداخته شود.
کلیدواژهها: نگرش اقلیمی ، کالبُد ، محیطِزیست، معماری سرد و کوهستانی،پَخْسَهْ، معماری به سبکِهزارهها
نحوهی بر خورد انسان با طبیعت همواره معضلهایست که از بدو پیدایش انسان تا اکنون، طبیعت و بشر در مجادلهی باهم قرار دارند. بشر به هدف دستیابی به منابع بیشتر و از نگاهِ مهندسی (معماری) تأمین آسایش و آرامش حداکثری در مسکن و محیط از راهکارهای تلاش بشر برای دستیابی و تسلط بر طبیعت بوده است.
از این میان انسان در گذشتههایی که هیچ سُخنی از صنعت و تکنالوژی ، مصالح مدرن امروزی وجود نداشت با بینش بومی توأم با تجربیات از مصالح موجود توانسته بودند بناها و مسکنهایی را ایجاد کنند که در عین سادهگی و بیپیرایگی دو نیازِ اساسی انسانی، یعنی آسایش و آرامش پایدار را برای ساکنین مسکن بوجود بیاورد. از جهتی با کمترین منابع طبیعی، مهندسان/ معماران مناطق سرد وکوهستانی با رویکرد عقلانی و تجربی توانسته بودند حداکثر استفاده از طبیعت بدون وارد نمودن آسیب به محیطِزیست را طراحی کنند. روشهایی مانند استفادهی معقول و منطقی از مصالحِ موجود(سنگ، چوب و گِل) در محیط و بکارگیری آن در بناهای مسکن با درنظرداشت شرایطِ اقلیمی بمنظور رفع نیازمندی به انرژی در فصلِ سرما و حفظ انرژی حداکثری در جسم و کالبُد مسکن از روشهاییست که توسط طراحان سنتی/بومی در گذشتهی تاریخی کشورما، با وصف سادهگی و بیآلایشی در بناهای مسکونی از قدیم تا اکنون وجود داشته است.
اکنون استفاده از این روشها/طرزالعمل از راهکارهاییست که در معماری امروز افغانستان کمتر مورد توجه و استفاده قرار میگیرد و از طرفی نیاز است که بناهایی متناسب با شرایط ویژهی اقلیمی افغانستان با رویکرد استفاده از تجربیات سُنتی/بومی از اقلیم، مصالح داخلی، فرهنگ و ارزشها استفادهی مناسب و معقول در صنعت ساختمانسازی کشور در راستای عدم نیازمندی به انرژی غیر تجدیدپذیر(Non-renewable energy ) و زمینه رشد اقتصادی، رونق گرفتن بازار کار مصالحسازی برای کشور مساعد شود و از جهتی مطلوبترین مسکنها متناسب با شرایط اقلیمی، فرهنگی و ارزشهای ویژهی افغانستان برای استفاده کنندهگان آن را طراحی و تولید خواهد نمود. مهمترین روشهایی که درمناطق سرد و کوهستانی در طراحیها و دیزاین مسکن در نظر معماران، مهندسان وجود دارد و استفاده از این روش در معماری امروز افغانستان میتواند مفید و موثر باشد به نکات زیر دستهبندی میگردد”
الف: توجه به سطح خارجی مسکن و سازه تا کمترین تماس با محیط بیرونی داشته باشد.
ب: استفاده از مصالح و مواد ارگانیکی موجود در محیط که جاذب و عایق مناسب حرارتی در فصول سال را بوجود بیاورد.
ج: استفاده از بام مسطح در سازهها و مسکن برای ایجاد لایهایی از عایق حرارتی در موسم سرد زمستان تا از اتلاف انرژی جلوگیری شود.
د: ایجاد دیوارهای مناسب با استفاده از سنگ و گِل پُخته(پَخْسَهْ) جهت حفظ گرما در زمستان و حفظ سرما در تابستان در محیط داخلی مسکن و سازه.
هـ: جهت گیری مهندسی شده مسکن و سازه براساس تجارب، بصورت شرقی و غربی برای جذب حداکثری نور خورشید در زمستان و دفع گرما در فصل تابستان، همچنین استفاده از پلان ها/نقشههای مربعی و مکعبی در سبک معماری هزارهها باعث تولید فورم قوی و مناسب مطابق شرایط اقلیمی و مرتفعِ کوهستانی بر اساس سالها تجربیات بدست آمده از اقلیم و محیط کوهستانی باعث گردید حداکثر استفاده از امکانات محدود طبیعی با حفظ و احترام به محیط زیست برای ادامهی بقاء و حیات از گذشته تا اکنون وجود داشته است.
از معماری هزارههای افغانستان میتوان روشی برای حفظِانرژی، حفظِ محیطزیست و بهبود کیفیت زندگی که معضلهی اصلی امروز طراحان و مهندسان بطور عموم میباشد استفاده کرد. نگرشِاقلیمی میتواند راهکارهای مناسب تجربی و کمهزینه را برای نسل امروز از طراحان و مهندسان عرضه کند. طراحان مناطق سرد و کوهستانی توانستهاند با در نظرداشت نکات ساده اما مهم وکلیدی از امکانات و مصالح در دسترس استفادهی حداکثری کنند و در عین زمان کمترین صدمه را به محیطزیست وارد کنند. حال برای رشد ارزشهای فرهنگی گذشته، صنعت مسکن سازی و جلوگیری از تخریب محیطزیست در معماری معاصر کشور باید از روشها و راهکارهای بارز معماران/مهندسان سُنتی این کشور استفادهی عملی صورت گیرد. استفاده از نگرشِ اقلیمی سُنتی مناطق سرد و کوهستانی موجب پيدايش احساسِ تعلق خاطر، باز زندهسازي فرهنگی، كاهش مصرف انرژي، رشدِ اقتصاد و صنعت مسکنسازی در کشور میتواند شود.

در مطالب بالا در نگرش اقلیمی در سبکِ معماری هزارههای افغانستان پنج اصل در معماری مناطق مرکزی بر اساس تجارب با در نظر داشت احترام و حفظِ محیطزیست، حداقل آسیب رسانیدن به محیط در معماری هزارههای افغانستان از گذشته تا اکنون بصورت فشرده بیان شد. در این مقاله تلاش صورت گرفته است تا معماری هزارههای افغانستان در مناطق سرد و کوهستانی از چگونگی تقسم بندی محیط، گونه شناسی مسکن به بررسی و مطالعه گرفته شود.
در معماری مناطق سرد و کوهستانی هزارههای افغانستان دو نوع دسته بندی معماری و روش مسکن سازی وجود دارد.
1- معماری و مسکن سازی در قسمت پِتَوْ
2- معماری و مسکن سازی در قسمت گیرُو
معماری در مناطق سرد و کوهستانی افغانستان بدلیل نبود زمینهای هموار و قرارگیری مسکن بین درههای تند و پُر فراز و نشیب باعث شده است که دو اصطلاح مسکن سازی در معماری هزارههای افغانستان تحت عنوان مسکن سازی در پِتَوْ و گیرُو در گذشتهها تا اکنون وجود داشته باشد.
در معماری پتو میتوان مسکن و قلعههایی دید که در زمینهای نسبتاً هموار با شیب ملایمتر در دامنه کوهها طراحی و دیزاین شده است. در این نوع معماری بدلیل شرایط مساعد اقلیمی و داشتن زمینهای حاصلخیز، بستر و امکانات حداقلی زندگی برای ساکنین آن مساعد نموده است.
قسمت پتوی مناطق سرد و کوهستانی امکاناتِ قرارگیری مناسب مسکن بصورت غربی و شرقی، جذب حداکثر نور در فصول زمستان، دروازههای داخلی و کلکینهای بلند در قسمت جنوبی مسکن از مزایایی است که در مسکن و قلعههای این بخش وجود دارد.
همچنین زمینهایی با شیب ملایم در طرف پتوی درهها زمینههای بهتری برای زراعت و مالداری بدلیل حاصلخیزی و داشتن هوای گرم نسبت به گیروی درهها امتیاز و توجه بیشتر ساکنین را بدست آورده است.
انواع واحدهای مسکونی متداول در معماری پتوی:
الف : واحدهای مسکونی حیاط دار محصورشده از دو طرف
ب : واحدهای مسکونی حیاط دار محصورشده از سه جانب
د: واحدهای مسکونی با حیاط مرکزی بسته
ج : واحد های مسکونی با حیاط محصور نشده
این نوع دسته بندی بدو بخش پتو و گیرو در درههای مناطق کوهستانی بیانگر جبر جغرافیایی و تغییر شرایط اقلیمی است که در محیط، روند مسکن سازی و زندگی ساکنین این بخشِ کشور تاثیر گذار بوده است .
در معماری قسمت گیروی درههای مناطق کوهستانی مرکزی افغانستان بدلیل سایه رخ بودن، قرار گیری شمالی و جنوبی مسکن، در طول سال از اقلیم سردتر و نامساعد نسبت به مسکن در قسمت پتو برخودار است.
در مسکن هایی که در قسمت گیرو موقعیت دارد نبود زمین های مناسب زراعتی، اقلیم سرد و نبود انرژی خورشید باعث شده است که زندگی را با چالش ها و محدویت هایی مواجه سازد.
معماری در قسمت گیروی درههای مناطق مرکزی افغانستان میتواند به دستههای ذیل تقسیم نمود”
انواع واحدهای مسکونی متداول در معماری گیرو:
الف : واحدهای مسکونی لخت و عریان (کَدیوال)
ب : واحدهای مسکونی حیاطدار (حویلیدار)
د: واحدهای مسکونی قلعهای
شاید بتوان گفت یکی از مهمترین عوامل مؤثر در طراحی روستاها و حتی شهرها، اقلیم میباشد. آنچنانکه تأثیر آن در تمام تار و پودِ بافت روستایی و شهری، در تمامی بناها و حتی عناصر معماری داخلی فضاها دیده میشود. در افغانستان معماریِ روستاها و شهرها در اقلیم سرد و کوهستانی یکی از بارزترین و مشخصترین نمودهای تأثیر اقلیم بر فُرمگیری و شکلگیری روستاها، شهرهاست و میتوان زیباترین و خلاقانهترین طراحیهای مهندسی/معماری را در پهنه وسیع این اقلیم (سرد و کوهستانی) مشاهده نمود.
به عبارت دیگر، نیاکان ما به بهترین نحو از قوانین و انرژی خورشیدی آگاهی داشته و پیوسته از آن بهره بردهاند.
امروزه با توجه به مصرف روز افزون انرژیهای فسیلی در منازل و با توجه به اتمام انرژی به جرأت میتوان گفت” طراحی بر اساس اقلیم به یکی از ارکان اصلی معماری تبدیل شده است. مبحث طراحی اقلیمی در معماری موضوع نوظهوری در معماری افغانستان و جهان نبوده است و نیاکانِ ما بهخوبی از این دانش/ علم در معماریهای گوناگون خود از طراحی قلعهها و مسکن تا مِمْبر(مسجد) استفاده کردهاند و فضایی متناسب با اقلیمهای گوناگون این جغرافیا خلق کردهاند. مبحث معماری اقلیمی به دلایلی همچون افزایش قیمت زمین، رشد جمعیت، افزایش قیمت مصالح ساختمانی، به وجود آمدن وسایل تهویه مطبوع، استفاده از انرژیهای فسیلی و … تا حد زیادی باعث تغییر روند معماری در کشور و جهان شده است؛ به همین منظور بررسی نکات کوچک و ساده در معماری سُنتی، اقلیمی کشور میتواند رازهای ناشناخته و کمتر مورد توجه را برای مهندسان/معماران امروز را هویدا سازد و با استفاده از این نکات و روشها میتوان برای حل بحرانِ زیستمحیطی، انرژی فسیلی، تامین آسایش و آرامش حداکثری با استفاده از امکانات حداقلی، حسِ تعلق خاطر به زندگی و فرهنگ را بوجود آورد.
نویسنده: مهندس محمدرضا عبدی
انتهای پیام
www.af.shafaqna.com
