شفقناافغانستان- هر وقت کسی از کلمه یا واژۀ قوم گرایی و توسعه نیافتگی سخن به میان می آورد، کشورمان افغانستان به ذهنم مجسم می شود؛ که هردوی این آفت، در قلمرو جغرافیایی آن غوغا می کند. مردم افغانستان سال هاست که در آتش فتنه های گوناگون می سوزند؛ آتش فتنه یی خاموش نمی شود که شعله های فتنۀ دیگری زبانه می کشد و این وضعیت ادامه یافته و مانع پیشرفت و ترقی مردم این سرزمین می شود.
دکتر مسعود کوثری، نویسنده و پژوهشگر مطالعات فرهنگی و عضو هیات علمی دانشگاه تهران پس از سفر چند روزه به افغانستان و شرکت در نمایشگاه کتاب کابل در گفت و گوی اختصاصی با خبرگزاری شفقنا افغانستان به بررسی ابعاد ساختار موزاییکی اقوام در افغانستان پرداخته است.
آنچه می خوانید بخشهایی از این گفتگو است:
ساختار قومی، ژئوپلیتیک و جغرافیای کابل، تهران
دکتر کوثری در پاسخ به این سوال که قومیتهای مختلف افغانستان چه تاثیراتی بر پروسه ملت سازی در افغانستان داشته اظهار داشت: ساختار و بافت قومی افغانستان یک مسئله بسیار قدیم است و یک همنشینی بین این اقوام به تدریج بوجود آمده و متاسفانه این حکومت ها هستند که به تنش ها در این مسئله دامن می زنند و مداخله گراهای خارجی همانند روسیه و آمریکا و حتی پاکستان سعی در بیشتر کردن این شکاف ها هستند تا اینکه بتوانند بیش از پیش به سیاست های خود دسترسی پیدا کنند.
وی افزود: بعبارت دیگر امکان همسازی بین این گروه ها در افغانستان وجود دارد و افغانستان بقدر کافی سرزمین پهناوری است که این مسئله اتفاق بیفتد اما نکته دیگر این است که کابل و اصولا افغانستان گویی که همان تهران است و بعنوان یک نقطه قرینه ای از تهران است که در یک روزگاری ساخته شده و درست مثل تهران گسترش پیدا کرده است.
وی گفت : حتی زبان فرانسه در میان افراد قدیمی تر رایج است و حتی امارت ها و ساختمان های سبک فرنگی در آن بوجود آمده و گویی دو شهر شبیه هم است که با دو اختلاف زمانی متفاوت بوجود آمده و در حال رشد هستند و حتی مردم آنجا نیز پیشینه مردمان ایران را دارند و درکشان از تحولات سده و چند سده اخیر از ادبیات و زندگی خیلی شباهت دارند، در کابل انسان زیاد احساس غریبگی نمی کند و گمان می برد که در بخشی از ایران حضور دارد و نفس می کشد.
دکتر کوثری خاطرنشان کرد : مردم افغانستان در این یک دهه بویژه متوجه شدند که باید باهم سازگاری بیشتری پیدا کنند، بنده با چند خبرنگار جوان افغان که بین ۱۸ تا ۲۵ سال داشتند صحبت کردم، آنها دارای افکار جالب و تازه ای بودند چه در مورد حقوق زنان، خبرنگاران، حتی در مورد نحوه مواجهه مسئولان با مردم دارای آرا و اندیشه های بلندپروازانه ای بودند که نشان می دهد آنها به تدریج در دهه آینده ساختار جامعه افغانستان را تغییر خواهند داد.
وی گفت : این دختران و پسران جوان تحصیلکرده چه در ایران و چه افغانستان هستند که افکار جدیدی می آورند و این افکار جدید به سرعت افغانستان را تغییر خواهند داد، و بویژه این تغییر از سوی دختران جوان شروع خواهد شد که تفکرات سنتی راجع به زن، خانواده، جنسیت؛ اشتغال و همه این ها را تغییر خواهند داد.
ساختار موزاییکی اقوام قابل حل است؟
این استاد دانشگاه در بخش دیگر سخنانش با اشاره به ساختار قومیتی افغانستان بیان داشت: ساختار افغانستان یک ساختار چند قومی است و اشتباه است که فکر کنیم این ساختار از بین می رود، باید پذیرفت که یک موزائیک قومی خاص و قدیمی درآن وجود دارد و ما به هیچ روشی نمی توانیم این موزائیک قومی را بهم بزنیم یا نادیده بگیریم.
وی عنوان کرد : نکته دوم این است که به هیچ وجه تصفیه قومی راه حل سیاسی افغانستان نیست، یعنی هیچ قومی نیست که بتواند از طریق پاک سازی قومی به تسلط کامل برسد، ممکن است یک یا دو دهه جنگ و خونریزی وجود داشته باشد ولی این جنگ نمی تواند یک تصفیه قومی کلی بوجود بیاورد و مدعی شود که یک قوم مسلط وجود دارد.
وی در ادامه یادآور شد : تنها راه حل سیاسی افغانستان این است که به یک مدل سیاسی برسد که با درنظر گرفتن این چندگانگی قومی عمل کند و ما قطعا یک سیستم دموکراسی به شیوه غربی و حتی یک شیوه شبه دموکراسی نظیر ایران نیز نمیتوانیم در آنجا پیاده کنیم، افغانستان یک کشور خاص است و باید با لحاظ این ساختار قومی یک ساختار سیاسی دولت و مردم افغانستان به آن برسند که با در نظر گرفتن این تناسبهای قومی به راه حل های خشونت آمیز نرسند.
کوثری اذعان داشت: ما به یک توزیع عادلانه قدرت بین اقوام افغانستان نیازداریم، بعبارت دیگر ما باید یک ترکیبی از کرسی های مجلس و فرصت های شغلی و حتی توزیع منابع اقتصادی و نهادهای اداری در نظر بگیریم که همه اقوام افغنستان در آن سهمی داشته باشند. اینگونه می توان تعادلی بوجود آید که دموکراسی خاص افغانستان هم رشد کند.
وی یادآورشد: چه پشتون ها و چه فارسی زبان ها نمی توانند کاملا مسلط شوند و هرکدام از این دوقوم اگر فکر کنند که می توانند کل افغانستان را در اختیار بگیرند و حکومتی داشته باشند که کاملا مسلط باشد اشتباه می کنند و قطعا این عمل به خشونت و پاکسازی قومی منجر می شود و فرقی نمی کند که از جانب پشتون ها باشند و چه تاجیک ها و هزاره ها.
این استاد دانشگاه ایران گفت : نسل جوان افغانستان چه کسانی که در ایران و چه خارج از ایران و افغانستان تجربه دارند باید کمک بکنند که این مرحله گذار از یک ساختار قومی سنتی به یک ساختار قومی مدرن شکل گیرد.
کوثری در ادامه گفت : این ساختار قومی مدرن امکان یک دموکراسی پایدارتر را در افغانستان و حتی توسعه اجتماعی و اقتصادی را نیز فراهم می کند چرا که افغانستان حدود ۵۰سال است که از مسیر توسعه خود عقب افتاده است.
وی گفت : مردم افغانستان واقعا مردمی سخت کوش و باهوش هستند و مشاهدات من از افغانستان نشانگر وجود هوشمندی فوق العاده ای در بین این مردم است و اگر زمینه های رشد فراهم شود، این رشد میتواند سریع باشد چون هم سخت کوشی وجود دارد و هم آن هوشی که مستلزم رشد و توسعه است وجود دارد
عبور از مولفه های قومی با چه نسخه ای؟
کوثری درپاسخ به اینکه افغانستان چطور می تواند از مولفه های ساختار موزاییکی اقوام عبور کند گفت : یک ساختار قبیله ای سنتی تا زمان قاجاریه در اکثر نقاط ایران وجود داشته که این ساختار با ساختار ولایات که الان هم در افغانستان وجود دارد شباهت دارد، ایران آن زمان نیز تقسیم به ولایاتی بوده که بسیار وابسته به اقوام و ساختار سنتی قبیله ای اقوام داشت. افغانستان هنوز در این مرحله است یعنی ساختار قومی قبیله ای سنتی دارد و حالا باید این ساختار به قومی غیر قبیله ای مدرن تبدیل شود. این فرآیند را ایران در این صد سال اخیر طی کرده، یعنی توانسته با ایجاد یک حکومت مرکزی مسلط ساختار قومی قبیله ای را باز کرده و یک ساختار قومی غیرقبیله ای بوجود آورد.
وی گفت : انقلاب اسلامی کمک کرد که این ساختارهای قبیله ای هم بطور کامل غرق شده و از این برود و برای ایران مدیریت این ساختارهای قومی نسبت به وضعیت فعلی افغانستان ساده تر است. افغانستان باید این گذار را از ساختار قومی قبیله ای سنتی به سمت قومی غیرقبیله ای مدرن طی کند، این مدل جدید چند قومی خواهد بود، اما ساختارهای قبیله ای مانع آن نخواهد شد و به تضادهای خشونت آمیز منجر نخواهد شد، این همان کاری است که باید نسل جوان افغانستان انجام دهند.
