شفقنا افغانستان-پیتر برگن، تحلیل گر و مدیر موسسه جدید آمریکا و مولف کتاب « طولانی ترین جنگ ها، نزاع مستمر آمریکا و القاعده » می گوید: قبل از حمله آمریکا به عراق درسال 2003، تعدادی از مقامات بلند پایه این کشور در دوران جورج بوش معتقد بودند عراق و القاعده در یک محور شر قرار داشته و با هم همکاری می کنند. به گمان این گروه اعضای سازمان القاعده داشتند در عراق به وسیله مردان صدام حسین آموزش می دیدند تا بتوانند سلاح های کشتار جمعی بهتری بسازند و این ها یکی از مهم ترین بهانه هایی بود که جنگی را علیه عراق به راه انداخت».
از آن زمان تاکنون هنوز دولت بوش پسر موفق به ارایه حتی یک دلیل کوچک برای نشان دادن ارتباط بین نظام سابق عراق و القاعده نشده است. کما اینکه به رغم همه تلاش هایش نتوانست حتی یک دلیل کوچک برای وجود سلاح های شیمیایی در عراق پیدا کند. از این رو بود که به اعتقاد بسیاری از صاحب نظران اشغال عراق از سوی دولت بوش به فاجعه ای برای کل منطقه تبدیل شد. بعد از سقوط نظام صدام حسین هیچ سندی یافت نشد که بیانگر ارتباط القاعده با او باشد. درسال 2006 آژانس اطلاعات نظامی آمریکا بیش از 34 میلیون صفحه سند مربوط به دوران صدام را ترجمه کرد تا شاید اثری از این همکاری و شراکت بین او و القاعده بیابد اما نیافت.
موسسه « تحلیل های دفاعی آمریکا » که با پنتاگون همکاری دارد بعد از آن 600 هزار سند رسمی را مورد بررسی قرار داد و درکنار آن اقدام به شنود و یا مشاهده دهها حلقه نوار به مدت هزاران ساعت کرد تا شاید به نتیجه ای برسد اما در نهایت این موسسه نیز اعلام کرد هیچ ارتباطی بین نظام صدام حسین والقاعده وجود نداشته است.
دولت بوش که برای به اصطلاح مبارزه با « تروریسم » و قطع ارتباط رژیم صدام و القاعده به عراق لشگر کشیده بود بعدها با عملکرد خود راه را برای ورود القاعده به عراق هموار کرد. از این رو باید نمایشنامه تروریسمی را که سالهاست در عراق به روی صحنه آمده و هزاران نفر را تاکنون قربانی خود کرده است به کارگردانی واشنگتن دانست.
درتاریخ 17 ژانویه سال 2004 بود که ابومصعب الزرقاوی رهبر تشکیلات القاعده در عراق وابستگی خودش به اسامه بن لادن را اعلام کرد. در ابتدای همین سال بود که ارتش آمریکا به پیامی از او برخورد کرد که در آن به بن لادن پیشنهاد داده بود یک جنگ فرقه ای در عراق بین شعیان واهل سنت به راه انداخته شود.
به گفته برگن، استراتژی اصلی زرقاوی حمله به شیعیان بود و قصد داشت انتقام اهل سنت از آنها گرفته شود. به این ترتیب چرخه ای از خشونت ها در عراق به راه افتاد و شبکه القاعده در هیات مدافع اهل سنت ظاهر شد. این استراتژی بعدها موفقیت خود را به اثبات رساند و اتفاقا توانست جنگی فرقه ای را دراین کشور به راه اندازد که طی سالهای گذشته قربانیان بسیاری داشت.
سه سال بعد از اشغال عراق، سازمان القاعده دراین کشور بزرگ تر و قدرتمندتر از هرزمانی شده بود. یک گزارش اطلاعاتی نیروهای آمریکایی به تاریخ 17 آگوست سال 2006 نشان می داد که القاعده در عمل حکومت را دراستان الانبار در اختیار دارد. این استان واقع در شرق عراق و در یک منطقه استراتژیک مهم قرار دارد و با سه کشور سوریه، اردن وعربستان سعودی مرز مشترک دارد. از آن گذشته، القاعده یک کمربندی را در اطراف بغداد به وجود آورده بود که به « مثلث مرگ » موسوم بود.این منطقه از شمال پایتخت شروع و تا تعدادی از شهرک ها درشمال و نیز رودخانه دجله کشیده شده و تا مرزهای سوریه امتداد پیدا می کرد. به این ترتیب القاعده از همان سالها بیشتر مناطق سنی نشین عراق را در تصرف خود گرفته بود. دولت بوش کاملا و با دقت – اما برعکس آن چیزی که انتظارش را داشت – زمینه های لازم را برای رشد القاعده درعراق و در قلب جهان عرب فراهم آورده بود.
با شروع سال 2007 بود که عشایر اهل سنت برعلیه القاعده شوریدند و به کمک آمریکایی ها گروه های مبارزی به نام « شوراهای بیداری » را به وجود آوردند که هدفش ریشه کنی القاعده از عراق بود. تعدادی از اعضای این شوراها از واشنگتن حقوق می گرفتند. در فاصله سالهای بین 2006 الی 2008 بود که القاعده در عراق تقریبا داشت ریشه کن می شد. به هرحال از یک سازمان بزرگ و گسترده که روزگاری مناطق زیادی را تحت تصرف خود داشت به یک گروه تروریستی منزوی و متشتت تبدیل شده بود. با این حال سازمان القاعده از بین نرفت بلکه پنهان شد تا اینکه جنگ سوریه این تشکل را از خواب زمستانی اش بیدار کرد و برآن داشت تا تحت نام جدیدی یعنی « دولت اسلامی عراق و شام » شروع به کار کند.
تشکیلاتی که از سوی ابومصعب الزرقاوی تاسیس شده بود تا به وسیله اهل سنت شیعیان را در عراق هدف قرار دهد امروز دیگر به اوج پختگی خود رسیده است. این تشکیلات اخیرا موفق شد در پیوند با برخی از گروه های سنی در نینوا و صلاح الدین و انبار یک نیروی قوی را برای دفع نیروهای مالکی از استان های سنی نشین فراهم کند. گروهی که با تصرف موصل خود را به چند کیلومتری بغداد رساند.
به رغم اینکه برخی رهبران اسلامی وملی عراق انکار می کنند که آنچه اتفاق افتاده نتیجه اقدام داعش بوده و می گویند این درنتیجه یک انقلاب مردمی و مبتنی بر اصول ملی گرایی بوده است اما به راحتی می توان اثر انگشت داعش را در همه حوادث اخیر عراق دید. با این حال باید گفت « ماه عسل » بین داعش و عشایر عراقی نیز خیلی دوام نخواهد داشت بخصوص اگر این گروه بخواهد ایده ئولوژی تنگ نظرانه خود را بر اهل سنت عراق تحمیل کند.
توضیح شفقنا: عمو سام، نماد شخصیتی ایالات متحده آمریکاست. مشهورترین تصویر عموسام مربوط به جنگ جهانی اول است که روی آن نوشته شده: «من به تو نیاز دارم» (I WANT YOU) و در واقع پوستری بود که برای جذب نیرو و استخدام در ارتش به کار رفت.
منبع: العرب
ترجمه: شفقنا
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
