شفقنا افغانستان_طنز و مزاحِ آرمانی و مطلوب از نظر اسلام، طنز پُرمحتوا و هدفدار است. طنزی که مبنای آن جز صدق و حقیقت و واقعیت چیز دیگری نیست. در این جا واقعیات و حقایق اندک با اندیشه های پاک در قالب زیبایی طنز، پردازش می شود و پایه آفرینشی هنری را پی ریزی می کند. رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند:
إنّی أمزحُ ولا أقولُ إلاّ حقّا؛(۲)
من مزاح و شوخی می کنم ولی در آن جز سخن حق چیزی نمی گویم.
طنز صادق و هدفدار، هنری است که با استخدام زیبایی ها و برانگیختن احساس زیبادوستی مخاطب، پیام اصیل و مورد نیاز او را بر دل و جانش می نشاند. چنین طنزی علاوه بر پیام رسانی و تثبیت واقعیات در مخاطبان، باعث سرور و دلشادی و الفت و محبت در میان افراد جامعه می گردد؛ از این رو از طنز و مزاح صادق و پرمحتوا، نه تنها در روایات نهی نمی شود که بر آن تأکید و ترغیب نیز می گردد:
رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند:
إنّما أنا بشرٌ مثلُکم أُمازِحُکم؛(۳)
من نیز، بشری مثل شمایم و با شما مزاح و شوخی می کنم.
و در جای دیگر می فرمایند:
إنّ اللّهَ تعالی لا یُؤاخِذُ المَّزاحَ الصادقَ فی مزاحِه؛(۴)
همانا، خداوند تبارک و تعالی، بسیار مزاح کننده راستگو را در مورد مزاحش، مؤاخذه نمی فرماید.
به گزارش شفقنا کتاب پژوهشی درباره طنز در شریعت و اخلاق در ادامه مینویسد :امام صادق علیه السلام در جایی از یونس بن شیبانی می پرسد: چگونه است گفتار و رفتار طنز آمیز شما با یکدیگر؟ یونس می گوید: اندک. امام علیه السلام می فرمایند:
لا تفعلوا؛ فإنّ المداعبهَ مِنْ حُسنِ الخُلقِ و إنّک لَتُدخِلُ بهاالسّرور علی أخیک؛ و لقد کان رسول اللّه صلی الله علیه و آله یُداعِبُ الرَّجُلَ یُریدُ أن یَسِرَّهُ؛(۵)
چنین نکنید [بلکه به اندازه متعادل با یکدیگر مزاح و شوخی نمایید؛] چرا که رفتار و گفتار طنزآمیز و شوخ طبعانه از خوش خلقی است و تو از این طریق سرور و شادی را بر قلب برادر دینی ات وارد می کنی؛ و رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز برای مسرور ساختن مردم، با ایشان شوخی و مزاح می فرمودند.
از سوی دیگر در روایات بسیاری از جمله چند روایت ذیل، به مسرور و دلشاد نمودن مؤمنان توصیه شده است:
رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند:
مَن سَرَّ مؤمنا فقد سَرَّنی و من سَرَّنی فقد سَرَّاللّه؛(۶)
هر که مؤمنی را شاد و مسرور گرداند، مرا شاد نموده و هر که مرا شاد نماید، همانا خداوند را شاد نموده است.
و نیز می فرمایند:
من أدخَلَ علی مؤمن فَرَحا فقد أدْخَلَ عَلَیَ فَرَحا وَ مَن أدْخَلَ عَلَیَ فَرَحا فقد إتَّخَذَ عنداللّهِ عهدا و مَن اتّخذ عنداللّه عهدا جاءَ من الآمِنین یومَ القیامهِ؛(۷)
۱- امالی صدوق، ص ۱۶۳؛ بحارالانوار، ج ۷۶، ص ۵۸.
۲- جامع السعادات، ج ۲، ص ۳۰۱؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ، ج ۶، ص ۳۳۰؛ محّجه البیضاء، ج ۵، ص ۲۳۲.
۳- کنز العمّال، ج ۳، ص ۶۵۰، ح ۸۳۲۹؛ تهذیب التهذیب، ج ۸، ص ۱۵۱.
۴- کنز العمّال، ج ۳، ص ۶۴۹، ح ۸۳۲۶.
۵- کافی، ج ۲، ص ۶۶۳، ح ۳.
۶- کافی، ج ۲، ص ۱۸۸، ح ۱.
۷- بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۴۱۳، ح ۲۷.
___________________________________________________
هر که بر مؤمنی شادی و سرور وارد گرداند، همانا که بر قلب من شادی وارد کرده است و هر که بر من شادی و سرور وارد گرداند نزد خدا، عهد و پیمانی خواهد داشت که با آن در روز قیامت از اهل امن و امان خواهد بود.
با نظر به روایات فوق و روایاتی از این دست، می توان نتیجه گرفت که:
به طور کلی، از دیدگاه اسلام، به کارگیری طنز و مزاح و لطیفه، در صورتی که بر مبنای حقیقت و صداقت استوار باشد و از حدّ اعتدال خارج نگردد، و با نیّت و هدف دلشاد نمودن مؤمنان و زدودن غبار خستگی و غم از روح و جسم ایشان، نه تنها جایز، بلکه خداپسندانه و مورد تأیید و تأکید است.
در روایتی امام جعفر صادق علیه السلام به یکی از شیعیان (یونس شیبانی) فرمودند:
«… رفتار و گفتار طنزآمیز و شوخ طبعانه [با نیّت مسرور نمودن مردم] از مصادیق و جلوه های حسن خلق است».
اینک برای آن که ارزش طنزپردازیِ صادق و هدفدار و عرضه آن در قالب های مختلف گفتاری، رفتاری و… بیش تر روشن شود به روایات «حسن خلق» نیز _ با این دید که طنز و طنزپردازی از جلوه های حسن خلق است _ نظر می افکنیم:
در مجموعه روایات، حسن خلق، سنگین ترین(۱) و با فضیلت ترین(۲) عمل در میزان اعمال، مایه سعادت دنیا و آخرت(۳)، رأس همه کارهای نیک(۴)، نصف دین(۵) و… معرفی گردیده است؛ در روایتی که از امام علی علیه السلام نقل شده است، خلق حسن و نیکو از نتایج کمال و باروری عقل معرفی می گردد:
الخُلقُ المحمودُ مِن ثِمارِ العقلِ والخُلقُ المذمومُ من ثِمار الجَهِل؛(۶)
خلق و خوی نیکو و پسندیده از نتایج عقل و اندیشه و خلق و خوی بد و ناپسند از نتایج جهل و نادانی است.
از این رو می توان گفت که طنز و مزاح مطلوب و محبوب از دیدگاه روایات، از باروری فکر و اندیشه و کمال عقل سرچشمه می گیرد نه از جهل و نقصان عقل؛ وجود چنین طنز و مزاحی در رفتار و گفتار، از نشانه ها و ویژگی های مؤمنان معرفی می گردد؛ چنان که رسول خدا صلی الله علیه و آلهمی فرمایند:
المُؤمنُ دَعِبٌ لَعِبٌ و المُنافِقُ قَطِبٌ غَضِبٌ؛(۷)
مؤمن، شوخ طبع و بازیگر است و منافق، عبوس و غضبناک.
و امام جعفر صادق علیه السلام نیز می فرمایند:
ما من مؤمن إلاّ و فیه دِعابَهٌ؛(۸)
هیچ مؤمنی نیست مگر آن که در کردار او شوخی و مزاح وجود دارد.
شخص پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله شوخ طبع بودند و برای دلشاد ساختن دیگران، مکرّر مزاح و شوخی می نمودند.
بیشتر مزاح های پیامبراکرم صلی الله علیه و آله با کودکان و ضعفا و دل شکستگان و پیران بود؛ چرا که اینان به مهربانی و محبت و دل شادی، بیش تر نیازمندند. در این جا به چهار نمونه از طنز و مزاح اسوه اخلاق و فضیلت اشاره می کنیم تا با طنز و مزاح مطلوب اسلام بیش تر آشنا گردیم:
۱. روزی پیره زنی از دودمان اشجعی به حضور پیامبر صلی الله علیه و آله آمد. پیامبر از سر مزاح به او فرمود: «پیره زن به بهشت نمی رود.» او به کناری رفت و شروع به گریه نمود. بلال حبشی، مؤذن پیامبر صلی الله علیه و آله، او را دید و از علت گریه اش پرسید و او علت را گفت. بلال از روی تعجب نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و ماجرا را بازگو نمود. پیامبر فرمود: «سیاه هم چنین ست [یعنی به بهشت نمی رود]». بلال نیز محزون و گریان از محضر پیامبر خارج می شد که عباس عموی پیامبر آن دو را گریان دید و علت را جویا شد و آن ها سخن پیامبر صلی الله علیه و آله را باز گفتند. عباس نزد پیامبر آمد و ماجرا را عرض کرد؛ پیامبر به عباس، عموی خود، نیز فرمود: «پیر مرد هم چنین است». او نیز اندوهگین شد. سپس پیامبر هر سه را طلبید و به آن ها فرمود: «خداوند اهل بهشت را در حال پیری و با چهره سیاه وارد بهشت نمی کند، بلکه به صورت جوان و با زیباترین چهره ها، ایشان را وارد بهشت می گرداند».(۹)
چنان که ملاحظه می شود، در این مورد رسول خدا صلی الله علیه و آله روی نقطه جهل و غفلت مخاطب دست می گذارد و با هدف آگاهی دادن به مخاطبان خود، طنزی زیبا و دل نشین را طراحی و اجرا می فرماید و با در اختیار گرفتن احساسات مخاطبان خود، ضمن این که واقعیتی را بر عمق جان و باورشان می نشاند، ایشان را با فهماندن حقیقت در قالبی ظریف، مسرور و دل شاد می گرداند.
۱- عیون أخبار الرضا علیه السلام ج ۲، ص ۳۷، ح ۹۸: «عن رسول اللّه صلی الله علیه و آله: ما مِن شی ءٍ أثقَلُ فی المیزانِ من حُسنِ الخُلقِ».
۲- اصول کافی، ج ۲، ص ۹۹، ح ۲: «عن رسول اللّه صلی الله علیه و آله: ما یُوضَعُ فی میزانِ امْرِئٍ یومَ القِیامهِ أفضلُ من حُسنِ الخُلقِ».
۳- صدوق، امالی ص ۴۰۳، ح ۸: «عن رسول اللّه صلی الله علیه و آله: حُسنُ الخُلقِ ذَهَبَ بِخَیرِ الدّنیا و الآخرهِ.»
۴- غرر الحکم و دررالکلم، شماره ۴۸۵۷: «عن علی علیه السلام: حُسن الخُلقِ رأسُ کلِّ بِرٍّ».
۵- خصال، ج ۱، ص ۳۰، ح ۱۰۶: «رسول اللّه صلی الله علیه و آله: الخُلقُ الحَسَنُ نصفُ الدّین».
۶- غرر الحکم و دررالکلم، ح ۱۲۸۰ و ۱۲۸۱.
۷- تحف العقول، ص ۴۹.
۸- اصول کافی، ج ۲، ص ۶۶۳، ح ۲؛ بحارالانوار، ج ۷۶، ص ۶۰؛ مستطرفات السرائر، ص ۴۶۵.
۹-۱- بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۲۹۵.
_____________________________________________
انتخاب شفقنا از کتاب پژوهشی درباره طنز در شریعت و اخلاق
