حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی در درس خارج فقه خود بیان کرد: همانطور که جنگ و جهاد خارجی احتیاج به سلاح دارد و سلاح آن در گذشته آهن بود، سلاح مومن برای جنگ درونی و جنگ با نفس دعا است دعایی که مانند نماز ستون دین است.
به گزارش خبرگزاری شیعیان افغانستان(شفقنا افغانستان)، حضرت آیتالله جوادی آملی در ادامه سلسله جلسات درس خارج فقه خود با موضوع«ربا» روز چهارشنبه، 31 اردیبهشت ماه، بیان کرد: در جلسات گذشته در جریان «اصاله الصحه» برخی از شرایط آن را بیان کردیم که دلیل آن سیره عقلاست، در اجرای آن باید عنوان احراز شود، در اثنای عمل نسبت به کل عمل این اصل جاری نمیشود و همچنین اینکه اصل عمل باید احراز شود که نیابی است یا نیست.
وی افزود: اما بحث دیگری که در مورد «اصاله الصحه» جاری است این اصل از نوع اماره است که کشف واقع میکند یا اصول عملیه است که فقط برای رفع حیرت مطرح شده است. اگر اماره بود نسبت به اصول دیگر مقدم است. اگر اماره بود چون از واقع خبر میدهد و کشف واقع میکند حالا چه قطعی و چه طمإنینه آور یا وثوق آور، لوازم آن هم حجت خواهد بود این در حالی است که اصل عملی به هیچ وجه کاری با واقع ندارد و میگوید حالا که دست انسان از واقع کوتاه است و انسان نه علم دارد و نه طمانینه و وثوق وجود دارد و به عبارتی دست انسان از واقع بالقول المطلق کوتاه است لذا گفته شده برای رفع حیرت عند العمل یکی از اصول عملیه را در مواقع چهار گانه باید انجام شود. بنابراین اصل عملی یعنی اصلی که هیچ کاری ندارد فقط رفع حیرت میکند یعنی مکلف که نمیداند چه کار کند اصل عملی میگوید حالا که دستت از واقع کوتاه است برای رفع حیرت عمل این کار را بکن، حالا یا استصحاب است یا برائت است یا تخییر است یا احتیاط و اشتغال، از همین رو لوازم آن حجت نیست چون کاری به واقع نیست. در این مساله انفکاک لازم و ملزوم نیست که بگویم اینجا چون از لازم خبر میدهد و پس ملزوم هم باید باشد چرا که همانطور که بیان شد اصول عملیه کشف واقع نمیکنند یعنی لازم حقیقی را کشف نمیکنند و آن چیزی که انجام میشود فقط برای رفع حیرت است بنابراین لزومی ندارد، آثار عمل که از لوازم عمل است حجت نیست.
این مرجع تقلید بیان کند: مهمترین پاسخ را دلیل این اصل میدهد، دلیل اعتبار این را چون کاشف از واقع میداند معتبر کرد یا برای رفع حیرت عند العمل؟ اگر چنانچه دلیلش نظیر «کل شی لک حلال» بود یعنی اماره دلیل بر اصل بود نه اینکه چون آیه و روایت که اماره هستند دلیل بودند پس اصل اماره است، گاهی ممکن است اماره دلیل بر اصل باشد که اصل را اماره نمیکند و همان اصل باقی میماند. چون با اصل که اصل حجت نمیشود چون در اصل حجیت اصل سخن وجود دارد. بنابراین اگر دلیل اصلی اماره بود نمیتوانیم بگوییم که خود اصل هم اماره میشود «اصاله الحل»، «اصاله البرائه» و «اصاله الطهار» نظیر همین است. باید لسان را بررسی کرد که لسان روایت در مقام بیان رفع حیرت عند العمل است یا سخن از واقع میکند در لسان روایت «رفع» روشن است که بحث حیرت عند العمل است یعنی وقتی که دسترسی به واقع ندارید و جاهل هستید اینگونه عمل کنید، مشخص که این کاری به واقع ندارد و در مقام بیان وقتی است که انسان دستش از واقع کوتاه است. بنابراین برای اینکه بدانیم «اصاله الصحه» اصل است یا اماره باید دلیل آن را بررسی کنیم که آیا در بیان کشف واقع است یا رفع حیرت عند العمل.
وی ادامه داد: همانطور که بیان شد دلیل «اصاله الصحه» بنای عقلا و سیره بود که این خودش اماره است اما مفاد آن یک اصل عملی است. بنابراین به نظر میرسد «اصاله الصحه» اصل عملی است و برای رفع حیرت عند العمل است. بحث دیگری که در این مساله مطرح است این است آیا این اصل تعبدی است یا نیست. چه اینکه اگر اصل تعبدی باشد گفته میشود چون اصل تعبدی نیست پس اماره خواهد بود. با توجه به اینکه این اصل در حوزه خارج و داخل اسلام است و علاوه بر اینکه بین مسلمانان رایج است دیگر انسانها نیز از این استفاده میکنند، به نظر میرسد اگر چه تعبدی است اما برای غیر مسلمانان تعبدی نیست چون کاری عبادی ندارند. بنابراین خیلی روشن نیست که «اصاله الصحه» جزئ اماره است یا اصول.
این مفسر قرآن کریم در ادامه به بیان بحث اخلاقی روز چهارشنبه پرداخت و تصریح کرد: ماه پر برکت رجب ماه دعاست و بنابر روایات دعای مومن برای مومن مستجاب است و دعای مومن بر علیه مومن مستجاب نیست. مرحوم ابن طاووس در کتاب «فلاح السائل» خود از امام صادق (ع) که ایشان نیز از پیامبر (ع) نقل کردهاند روایتی را بیان کردهاست که حضرت فرمودند «الدُّعَاءُ سِلَاحُ الْمُؤْمِنِ وَ عَمُودُ الدِّينِ وَ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ» دعا سلاح مومن است و عمود دین و نور آسمانها و زمین است. همانطور که در جنگ بیرون سلاح نیاز است و سلاح آن آهن است اما سلاح در جهاد دورن آه است «سلاحه البکاء» بنابراین در اینجا حضرت فرمودند که سلاح کسی که میخواهد با درون و نفس عماره مبارزه کند دعا است دعایی که ستون دین است. این مطلب و روایات دیگری که در باب ستون بودن نماز بیان شده است میتوان نتیجه گرفت که ستون بزرگ دین عبادت است که گاهی به صورت نماز بروز پیدا میکند گاهی به صورت دعا. اینکه عبادت ستون دین باشد دو فایده دارد اول اینکه معبودمان را ببینم دوم اگر او را ندیدم بدانیم که او مراقب انسان است. همین مقام احسانی که از وجود پیامبر نقل شده است همین است «الاحسان أَنْ تَعْبُدَ اللَّهَ کَأَنَّکَ تَرَاهُ فَإِنْ لَمْ تَکُنْ تَرَاهُ فَإِنَّهُ یَرَاکَ».
وی افزود: این مراقبتی که در کتابهای اخلاقی مطرح است با مراقبتی که در کتابهای عرفانی مطرح شده بسیار متفاوت است مراقبت اخلاقی این است که مواظب باشد خلاف نکنید مراقبت عرفانی این است که انسان بفهمد الله مراقب اوست. اخلاق در جهاد اوسط مطرح است، عرفان در جهات اکبر است، اخلاق جنگ بین عقل و نفس است و عرفان جنگ بین عقل و قلب است.
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
