شفقنا افغانستان-“آنچه در سوریه رخ می دهد بیانگر ویرانی کامل زیباترین کشور جهان عرب است، به سان آنچه در عراق رخ داد اما با اختلافاتی اندک؛ سوریه پناهگاه بزرگ پناهجویان از همه کشورها بوده اما هم اکنون شهروندانش را از خود می راند و در نتیجه، مرگ، گرسنگی و بیماری آنها را هدف قرار داده و اندک امیدی برای بازگشت به کشور خود را ندارند”.
به گزارش سرویس ترجمه “شفقنا”، دکتر “عبدالحلیم قندیل”، ستون نویس و پژوهشگر مصری در مقاله ای تحلیلی که تحت عنوان “آخرین راه حل در سوریه” روی پایگاه اینترنتی روزنامه فرا منطقه ای “القدس العربی” قرار گرفته، ضمن پرداختن به اوضاع کنونی سوریه و تاکید بر این مسئله که هیچ یک از طرف های بین المللی و منطقه ای خواستار پایان دادن به بحران این کشور نیستند و تروریست های دارای عناوین و گرایش های مختلف نیز، سوریه را پایگاه خود قرار داده و در آن جولان می دهند، بر این باور است که راه حل نهائی در دست خود سوری ها است که باید به راه حل های مسالمت آمیز و دموکراتیک تن دهند و بدون هیچ قید و شرطی به آتش بس روی آورند، چرا که به گفته وی هیچ راه حل ممکنی به جز آن وجود ندارد، جایی که در مقاله خود آورده است:
«به فرض محال نظام “بشار الاسد”، رئیس جمهوری کنونی سوریه موفق شود همه گروه های مخالف مسلح را در هم شکند و همانند آنچه اکنون شاهد آن هستیم، تنها به پیشرفت نظامی تاکتیکی بسنده نکند و سیطره خود را کاملا بر تمام خاک سوریه بسط دهد، آن هنگام این پرسش مطرح می شود که آیا پیروزی نظامی گسترده این امکان را به “بشار الاسد” می دهد که بر سوریه حکمرانی کند؟ کشوری که به خاکستر و خرابه تبدیل گشته، ساختمان های آن ویران گشته، نیمی از ساکنانش فرار کرده و نیم دیگر نیز در انتظار سرنوشتی هستند که مصیبت ها برایشان رقم زده است.
از سوی دیگر، اگر فرض کنیم که گروه های مسلح اهداف شان را برآورده کرده، پیروز میدان شوند و نیروهای طرفدار “بشار الاسد” را شکست دهند، باز هم توان حکمرانی را نخواهند داشت، نه تنها به خاطر اینکه افرادی را نمی یابند که با رضایت و یا با زور، بر آنها حکم برانند، بلکه این گروه ها خود دارای اختلاف و چند دسته بوده و ترکیبی عجیب و غریب از سوری ها و بیگانگانی هستند که از تمام نقاط جهان گرد هم آمده اند.
به نظر می رسد آرمان مشترکی میان گروه های مذکور وجود ندارد که آنها را گرد هم آورد مگر جنگ برای جنگ، مسابقه وحشی گری در مقابل وحشی گری نیروهای دولتی، نبرد میان خود این گروه ها با یکدیگر، برافراشتن پرچم های سیاه در تمامی اماکن و ویران ساختن شهرهای سوریه که زمانی زیباترین کشور جهان عرب به شمار می آمد.
در واقع در سوریه کنونی، در نتیجه حیله های سرویس های اطلاعاتی و حمایت های مالی بی حد و حصر آنها، هر روز گروه و جبهه ای جدید سر بر می آورد، گویی که جهان تصمیم گرفته به جنگ سوریه رود، روستاها، شهرها و ساکنان این کشور را طعمه زبانه های آتش قرار دهد و با جنگ داخلی، آن را نابود کند.
گروه های مسلح نیز وعده ای نمی دهند که برای سوریه فایده در پی داشته باشد مگر گروه های کوچک و پراکنده ای از سربازان و افسرانی که از ارتش جدا شده و یا برای دفاع از اهالی خود، اسلحه در دست گرفته اند.
آنان در سولفوریک اسیدی که سوریه را در می نوردد، ذوب شده و نام های پراکنده گردان های مختلفی را بر خود نهاده اند، گاهی عنوان “ارتش آزاد سوریه” را بر خود می نهند، ارتشی که فاقد رهبری قابل اعتماد بوده و نظمی بر آن حکمفرما نیست که آن را از گروه های مسلح دیگر متمایز سازد، گروه های ویرانگری که “دولت اسلامی در عراق و شام” (داعش)، “جبهه النصره” و “الجبهه الاسلامیه” بر آنها تسلط دارند.
در سوی مقابل، گروه های حامی رئیس جمهوری سوریه نیز به وجود گروهی تحت عنوان “ائتلاف ملی سوریه” و هیچ گروه مخالف دیگری اعتراف نمی کنند و تنها آمادگی حمل سلاح، جمع کردن مالیات و ادامه جنگ های ویرانگری را دارند که به نظر می رسد تا پایان جهان و یا پایان سوریه ادامه داشته باشد.
اگر بخواهیم به اوضاع کنونی سوریه نگاهی بیندازیم، می بینیم که این کشور در عذاب به سر می برد، نه شرافتی باقی مانده و نه دین و وجدانی، اخبار سوریه در صدر اخبار شبکه های عربی زبان قرار دارد، شبکه هایی که یا در خدمت نظام “بشار الاسد” بوده و یا از مخالفان حمایت کرده اما در هر دو حالت یک خبر مشابه را منتشر می کنند، گروه های طرفدار نظام حاکم اعلام می کنند که منطقه ای را آزاد کرده اند و در سوی مقابل، گروه های مسلح نیز چنین خبری را اطلاع رسانی کرده و یا اینکه اعلام می کنند که یک پایگاه نظامی، فرودگاه و یا شهر را به کنترل درآورده و تصاویری از آن نیز منتشر می کنند.
با این وجود، به جز افراد اسلحه به دست دارای ریش های بلند و صورت های غبار آلود و همچنین خرابه ها و ویرانه ها، کسی یا چیزی را نمی بینید، نه انسانی در تصاویر به چشم می آید و نه ساکنانی که به استقبال این آزادی خجسته بروند، گویی که زمین شکاف برداشته و آنها را بلعیده است، این بدین معنی است که افراد مسلح روستاها و شهرهایی را آزاد می کنند که هیچ کسی و حتی هیچ پرنده ای در آنها وجود ندارد و شاید درخت ها نیز از آتش خمپاره ها در امان نمانده باشند.
به خود زحمت جستجوی تفسیری برای این مساله را ندهید، در واقع مردم از ترس فرار کرده اند، چرا که نیروهای “بشار الاسد” شهرها و روستاها را به شکل منظمی مورد هدف قرار داده، بشکه های انفجاری نیز در ویرانی ساختمان ها با هم رقابت می کنند و آنچه جان سالم به در می برد نیز، توسط نیروهای گروه های مخالف کاملا نابود می شود.
مخالفان مسلح یا در پی لانه هایی هستند که در آنها مخفی شوند و یا به دنبال ویرانه هایی که در آنها پناه گیرند، در این میان حضور غیر نظامیان نیز مناسب نمی باشد، چرا که آنها راهی جز رفتن به مناطق به دور از ویرانی و یا فرار به خارج از سوریه ندارند.
ترسی به سان ترس روز قیامت، جایی که انسان از پدر و مادرش جدا می شود و کس دیگری را به یاد نمی آورد، مرگ در پی آنها بوده، بیابان در مقابل آنها و تیر رها شده در هر گذرگاه و باتلاقی در انتظار آنها، در نتیجه احساسات و عواطف انسان ها از میان رخ بر بسته و به جز غریزه ماندن چیزی باقی نمانده است، چرا که فرار از جهنم، فرصتی برای اندیشیدن به نزدیکان باقی نگذاشته است.
یکی از شبکه های ماهواره ای تصاویر زنی را منتشر کرد که از سوریه به لبنان فرار کرده، دهه سوم عمرش را سپری می کرد با صورتی خون آلود و بچه ای در بغل که تنها توانست با او فرار کند، این زن داستان ترسناکش را روایت می کند، دو بچه خود را ترک کرده و نمی دانست که پشت سر وی بودند، دو تیر به آنها اصابت کرده و توانایی راه رفتن نداشتند، در نتیجه از مادر خود التماس کرده که آنها را بردارد، اما مادر توان آن را نداشته، چشم و قلبش را بسته، دو فرزندش را در انتظار سرنوشت ناشناخته ای رها کرده و با نوزاد خود پا به فرار نهاد.
طبیعی است که خبرهای دال بر توقف گفتگوهای ژنو را می شنویم و اینکه صندلی سوریه در اتحادیه عرب به “ائتلاف ملی سوریه” داده شده، روسیه درگیر اوکراین بوده، آمریکا وعده تحویل موشک های “تاو” و “استینگر” را به گروه های مسلح داده و “بشار الاسد” نیز قصد دارد دوباره بر مسند قدرت بنشیند و وعده داده که می خواهد درگیری های مسلحانه را طی یک سال به پایان برساند.
علاوه بر این، تحلیل ها و نظریه پردازی هایی را می شنویم منی بر اینکه بحران سوریه راه حل نظامی ندارد، این در حالی است که نه در واقع و نه در دورنمای نزدیک، چیزی به جز جنگ دیده نمی شود و نه در یک سال بلکه در ده ها سال نیز، پایانی برای آن قابل تصور نیست، مگر اینکه دست های قضا و قدر دخالت کنند و معجزه ای الهی رخ دهد.
با این حال، هیچ کس راه حل سیاسی در سوریه را نمی خواهد، نه “بشار الاسد” حتی اگر خواهان باقی ماندن در راس قدرت باشد و نه گروه های مسلح، راه حل آنها تنها ادامه جنگ تا پایان دادن به زندگی شهروندان سوریه می باشد.
در همین حال، روسیه نمی خواهد “بشار الاسد” را قربانی کند و آمریکا نیز می خواهد هیچ کدام از طرف های درگیر، پیروزی نهایی را از آن خود نکنند، در نتیجه باید گفت که همه طرف ها، جنگ و تجزیه سوریه را می خواهند.
در چنین اوضاعی صحبت کردن از نقش جهان عرب بی فایده است، چرا که اتحادیه عرب از مدت ها پیش به قبرستانی مرمری تبدیل شده، کشورهای عربی درگیر در حاشیه قرار گرفته و بیشتر آنها با ساز نغمه های بیگانه می رقصند و از مصر بزرگ نیز که درگیر مشکلات داخلی خشونت بار خود بوده، خبری نیست، در نتیجه باید گفت که نقش جهان عرب بدون پایه و اساس آن یعنی مصر، ارزشی ندارد.
در واقع آنچه در سوریه رخ می دهد بیانگر ویرانی کامل زیباترین کشور جهان عرب است، به سان آنچه در عراق رخ داد اما با اختلافاتی اندک؛ سوریه پناهگاه بزرگ پناهجویان از همه کشورها بوده اما هم اکنون شهروندانش را از خود می راند و در نتیجه، مرگ، گرسنگی و بیماری آنها را هدف قرار داده و اندک امیدی برای بازگشت به کشور خود را ندارند.
پیش از این لبنان جنگ داخلی فرقه ای را تجربه کرده، جایی که برای دو دهه چند تکه باقی ماند و با دخالت سوریه، ویرانی این کشور متوقف شد، با این حال سوریه نجات دهنده ای ندارد که ماشین ویرانگر به راه افتاده در این کشور را از کار بیندازد.
در همین حال، هیچ یک از طرف های بین المللی نمی خواهند کاری انجام دهند و حتی اگر بخواهند، توانایی انجام کاری را ندارند، در نتیجه تنها راه حل ممکن آتش بسی است که باید همه طرف ها و گروه های درگیر بدون هیچ گونه قید و شرطی به آن تن دهند.
در واقع راه حلی جز آزادی زندانیان و ربوده شدگان، رفع محاصره تمامی مناطق سوریه و بازگرداندن شهروندان سوری به کشور خود وجود ندارد، باید همه آوارگان و پناهجویان به شهرها و روستاهای خود برگردند، باید افراد مسلح غیر سوری از این کشور بیرون شوند و دولتی انتقالی تشکیل شود که ساختار ارتش سوریه را براساس ملی گرایی و نه اعتقادی و یا فرقه ای، به حالت اولیه بازگرداند، چرا که نمی توان تصور کرد سوریه بدون اتحاد و قدرت ارتش خود، پابرجا باقی بماند.
این در حالی است که اجرای موارد پیشین، به معجزه نیاز دارد و تنها سوری ها می توانند آنها را به سرانجام برسانند، چرا که سوریه نیروها و انسان های روشنفکری دارد که توانایی متوقف ساختن جهنم کنونی را دارند به شرط آنکه دستهای آنها به خون مردم آلوده نشده باشد.
در پایان باید گفت که می بایست هیئتی ملی در سوریه تشکیل شود که برای میانجیگری تلاش کند و پیش از آنکه آنچه از این کشور باقی مانده در قعر جهنم بیفتد، به راه حلی مسالمت آمیز و دموکراتیک دست یابند».
ترجمه از “شفقنا”
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
