شفقنا افغانستان-اگر «قدرت» زبان مرسوم در حوزهی سیاست باشد، «امید»، سکهی رایج در بازار جامعه است و «اعتماد» پلی میان این دو-سه مقوله که درجغرافیای سیاسی افغانستان کمتر به آن وقعی گذاشته میشود؛ مثلا امید اجتماعی یک ساختار نیست بلکه یک سازه است، سازهای که با تغییر اهداف اجتماعی همواره دگردیسیپذیر است و نو شدگی را بر میتابد.
از اینرو، میتوانیم بگوییم که تک تک افراد یک اجتماع امید را میسازند، نه دولتها؛ چنانچه مردم ما در شانزدهم حمل سال جاری امیدی را برای گذار از بحران خلق کردند، اما نباید اغماض کرد که دولتها توان ویژه برای ویران کردن این سازهی اجتماعی دارند. چنانچه در پرتو این توان دولت،روند انتخابات با چالشهای جدی مقابل شده است که ذیلا به آن میپردازیم.
سیاستگران آرمانی برای دست یازیدن به قدرت، اهداف بلندی را برمیگزینند.در مقابل، سیاسیون محافظهکار، بین یک امید و ترس، ستونهای کوتاهتری انتخاب میکنند و سقف مطالبهی سیاسیشان را کوتاهتر میگزینند. در میان این دو طیف ازکنش گران درحوزهی حصول قدرت، سیاستگران واقعگرایی وجود دارند که روشی میانه را برگزیدهاند.
غرض از یادآوری این کوتاه مقدمه، این بود که در بستر سیاستگری افغانستانی،همهی این شیوهها،بهویژه آرمانگرایی در حوزهی سیاسی، چون خوره، با خردگرایی سیاسی در کشور در تقابل است.
انتخابات دور سوم در کشور، بزرگترین نمایش قدرت دموکراتیک بود که با حضور پرشکوه مردم شکل گرفت و یک باور و امید اجتماعی را در درون مردم به وجود آورد که میشود از این ره گذر بر بحران کشور نقطهپایان گذاشت.
ولی سناریوهایی که بعد از انتخابات از پرده افتادند، نشان دادند که کنش گران سیاسی، به ویژه طیف رویاگرانی که در پنج سال گذشته افغانستان را آرمانشهری برای تحقق آرزوهایشان میدانستند، از آدرس سبوتاژ این سازه، امید مردم را نشانه رفتهاند و بهشدت روی این موضوع کار میکنند که چگونه امید مردم را نقش برآب کنند.
آنچه در پشت پردهی بازیهای انتخاباتی در جریان است، این است که بحث مشارکت عمومی در ساختار دولت آینده از نظر ماهیت به این موضوع ختم میشود که امور درجه یک کدامها اند؟شش نامزد منزوی که تقریبا هفت درصد از آرای مردم رادر قبضه دارند، در محراق توجه تیم تداوم و تحول و اصلاحات و همگرایی قرار گرفتهاند؛ چنانچه دو روز پیش سیاف صریحا به این مسئله اشاره داشت که ما هستیم که ارگنشین بعدی را تعیین خواهیم کرد.
رویاگرایانی که در ارگ قرار دارند، بهشدت اوضاع را مانیتور میکنند تا گزینهی مطلوبشان را از میان دو نامزد پیشتاز برگزینند. رییس جمهور کرزی سر سازش با اشرف غنی اصولگرا را ندارد؛ چون سازش با این مرد را اصلا تحققپذیر نمیداند. از اینرو، عبدالله که یک محافظهکار است و سقف سیاسی پایینتری نسبت به اشرف غنی دارد، بهترین الترناتیو در عوض اشرف غنی است و ائتلاف عبدالله و کرزی اهرم فشاری خواهد بود که اشرف غنی را پاک خلع سلاح خواهد کرد،که این مسئله از روی ناچاری به این سمت معادله وزنه خواهد بخشید و تیم گرگهای منزوی را مجبور به تمکین از عبدالله و کرزی خواهد ساخت.
از اینروست که تیم اصلاحات وهمگرایی با یک ژست ظفزمندانه بر طبل پیروزیاش میکوبد و ازهمین حالا خودش را پیروز میدان میداند؛ چنانچه احمد بهزاد، یکی از ستونهای این تیم در مصاحبه با خبرگزاری شفقنا از پیروزی قطعی این تیم سخن گفته است.
ولی نباید نادیده انگاشت که هنوز هم افغانستان جغرافیای جنگ است، طالبان هنوز هم چالشسازند، از رویکردهای خارجیها نیز برمیآید که گزینهی صفر حتمی است؛در همین دو روز بحث بهشدت روی تقلیل سربازان خارجی به مرز ده هزار و پنج هزار در قصر سفید ادامه دارد و این حتا در صورت امضای پیمان،به مثابه گزینهی صفر است. وانگهی تجربهی پادشاهگردشیها در افغانستان نشان داده است که در فرایند انتقال قدرت و حتا در مسایل کلان کشوری،افغانستانیها حرف اول را نمیزنند،بلکه این خارجیها اند که تکلیف تعیین میکنند. خارجیها با راه انداختن عملیاتهای استخباراتی، بهشدت نفس روند انتخابات را زیر نظر دارند. گذشته ازهمه، صد ناظر خارجی انتخابات، تا کنون لب نگشودهاند ودر پیوند با تخلفات انتخاباتی ابراز نظر نکردهاند.
قراین نشان میدهندکه اوضاع براساس سناریوی تداوم حکومت براساس «بن اول» پیش میرود که یک دولت جنگی خواهد بود؛چون طالبان به هیچوجه حاضر نیستند با اینها وارد معامله شوند وجنگ کمافیالسابق با دولت آینده ادامه خواهد داشتو این یعنی تداوم بحران.
به هرحال، سیاستگری سنتی و عاری از بازدهیهای مدرن همواره توهم آفرین است.باید پذیرفت که سیاست به معنای یونانیاش در فرهنگ حکومتداری افغانستانی تا کنون جا باز نکرده است. سیاست درست همان مفهوم سنتیترسانیدنو تحت تأثیر درآوردن فرد در زندگی افغانی است؛چنانچه شاید به خاطر داشته باشیم که در گفتوگوهای روزانه کسی که از ما میترسد و حساب میبرد، میگویند،«سیاست خوده بالایش شاندیم»، در حالیکه سیاست به معنای یونانیاش، عبارت از حکومتداری خوب و جلوگیری از نابهسامانیهای زندگی است.ازاینرو، گفته میتوانیم که سیاستگران ما برداشت افغانی از سیاست دارند تا یونانی.
منبع اطلاعات روز
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
