شفقنا افغانستان- روایت زیبایی از ولادت حضرت زهرا(س)، از زبان امام صادق(ع) و به قلم دکتر محسن اسماعیلی به شرح زیر تقدیم خوانندگان می گردد:
این روایت را مرحوم علامه امینی در کتابی به نام «فاطمة الزهرا علیهاسلام» نقل کرده است. توصیه اکید می کنم که خواندن این کتاب کوتاه و فارسی را از دست ندهید.
روایت مورد نظر«حدیثى است از مفصل بن عمرکه او از حضرت صادق سلام الله علیه سؤال مى کند که ولادت فاطمه علیهاسلام چگونه بوده است ؟ آن حضرت در ابتداى کلام مى فرماید:نعم …
گفتن کلمه نعم (بلى ) در شروع سخن نشانگر عظمت موضوع و موید این است که طرح این سؤ ال ، بسیار ارزنده و قابل بحث و گفتگو است و این مطلبى است گفتنى و داستانى است شنیدنى .
نعم ، بلى چه ولادتى ، چه مولودى … چه داستان عجیبى …
سپس امام صادق (ع) فرمود: « بعد از آنکه خدیجه (ع) با پیامبر اکرم (ص ) ازدواج کرد، زنهاى مکه از او دورى جسته و دیگر به خانه او نمى آمدند و در هنگام ملاقات با خدیجه (ع ) از سلام کردن به او خوددارى مى کردند و از ورود زنان به خانه او جلوگیرى مى نمودند به این جهت قلب خدیجه را غم و وحشت فراگرفت ، البته نه از ترس جان خودش بلکه براى خطرى که جان پیامبراکرم تهدید مى کرد.
هنگامیکه خدیجه (ع ) به فاطمه علیهاسلام باردار شد، حضرت فاطمه (ع ) در بطن او غفلتا رسول خدا(ص ) وارد خانه شد، و سخن گفتن فاطمه را با خدیجه بشنید، از خدیجه (ع ) سؤ ال فرمود، با چه کسى سخن مى گفتى ؟ عرض کرد:
این کودکى که در بطن من است ، هم صحبت من و مونس تنهائى من است .
پیامبر اکرم (ص ) فرمود:
اى خدیجه ، اینک جبرئیل به من خبر مى دهد که این کودک ، دختر است بدرستی که اوست اصل و ریشه نسب مبارک و پاکیزه من ، که خداى تبارک و تعالى سلسله اولاد مرا از او قرار داده است ، و از نسل اوست ائمه طاهرین و خلفاى روى زمین ، بعد از انقضاء دوران وحى من .
حضرت فاطمه (ع ) تا هنگام ولادتش با خدیجه سخن مى گفت ، و مونس و هم صحبت مادر بود وقتى که میلادش نزدیک شد، خدیجه (همانگونه که بین سایر زنان مرسوم است ) به زنان قریش و بنى هاشم پیغام داد که زمان وضع حمل من نزدیک است به نزد من آئید، و مرا در ولادت نوزادم یارى و مساعدت نمائید. ولى آنان چنین پاسخ دادند: اى خدیجه ، چون تو در امر ازدواجت گفتار ما را قبول نکردى ، و از سخنان ما سرپیچى نمودى ، و محمد، یتیم آل ابی طالب را که فقیرى تهیدست است به همسرى برگزیدى ما نیز به نزد تو هرگز نمى آئیم ، و در هنگام زادن ، یارو پرستارت نخواهیم بود. حضرت خدیجه (ع ) از جواب رد آنان سخت غمگین و آزرده خاطر شد. در آن بین ، ناگهان چهار زن ، همانند زنان بنى هاشم ، به خانه جناب خدیجه وارد شدند، در حالى که خدیجه (ع ) از دیدار آنان هراسان شده بود، یکى از آن چهار زن به او گفت : اى خدیجه ، غم مخور، پروردگار تو ما را براى یارى تو فرستاده است ، ما خواهران و یاوران تو هستیم ، من ، ساره هستم ، این آسیه دختر مزاحم، رفیق بهشتى تو است. این ،مریم دختر عمران ، و این ، کلثوم خواهرموسى بن عمران است. خدا ما را براى کمک تو فرستاده است ، تا (در این حالت که هر زنى معمولا به کمک زنان دیگر نیازمند است ) یارو پرستار تو باشیم .
یک نفر از آن چهار زن در سمت راست خدیجه (ع )، دومى در طرف چپ او، سومى در پیش رویش ، و چهارمى در پشت سر او (به ترتیبى که براى تولد نوزاد مرسوم است ) نشستند.
فاطمه علیهاسلام پاک و پاکیزه تولد یافت ، و چون آن مولود مقدس بر زمین فرود آمد، نورى از طلعت او ساطع شد که پرتو آن در تمام خانه هاى مکه وارد گردید، و در شرق و غرب زمین محلى نماند که از آن نور بى بهره باشد در آن هنگام ده نفر حورالعین ، که در دست هر یک آفتابه اى بهشتى ، پر از آب کوثر و یک طشت بهشتى بود، وارد شدند و به خدمت آن بانوئى که در پیش روى حضرت خدیجه (ع ) نشسته بود، تقدیم کردند، و آن بانو، حضرت فاطمه (ع ) را (نه با آبهاى دنیا) بلکه با آب کوثر شست و شو نمود، و سپس در میان پارچه اى که از شیر سپیدتر، و از مشک و عنبر خوشبوتر بود، پیچید و از همان پارچه ، مقنعه اى براى سر مبارک او ترتیب داد، و قبل از اینکه او سخن بگوید، فاطمه علیهاسلام چنین به سخن آغاز فرمود:
شهادت مى دهم که خدائى جز الله نیست ، و اینکه پدرم پیام آور از جانب خدا و سید و سالار پیمبران است ، و اینکه همسرم سیدالاوصیاء و فرزندانم سید و سالار نوادگان رسول خدا هستند.
این کلمات نخستین سخن حضرت صدیقه سلام الله علیها، بعد از تولد اوست ، و سپس فاطمه (ع ) به هر یک از آن چهار زن با ذکر نامش سلام فرمود، و آنان شاد و خندان به سلام او پاسخ گفتند.
حوران بهشتى که در آنجا حضور داشتند ولادت حضرت زهرا(ع) را به یکدیگر مبارکباد گفتند، و دامنه این شور و سرور به آسمانها کشیده شد، و اهالى آسمان هر یک در بشارت و تهنیت بر دیگران پیشى مى گرفت آن نور بسیار درخشانى که در میلاد حضرت فاطمه (ع ) در آسمانها حادث شد، نورى که قبل از آن هرگز فرشتگان نظیر آنرا مشاهده نکرده بودند، بشارت دهنده این مطلب بود، که عالم از طلعت این نوزاد، چراغان است ، و جهان از پرتو رحمت نور باران …
آن چهار بانو، نوزاد را به خدمت خدیجه (ع ) آوردند و گفتند:
اى خدیجه ، بگیر فرزند خود را، که پاک و پاکیزه و مطهر و مبارک است ، و برکات بى پایان الهى در وجود او، و نسل اوست ».
ناسپاسی و بی معرفتی است که در اینجا یادی از امام راحل، خمینی عزیز رضوان الله علیه، نداشته باشیم؛ او که در چنین روزی متولد شدو الحق که یکی از مصداق های روشن و برجسته برکات بی پایان الهی در نسل صدیقه کبری سلام الله علیها است. روحش شاد و باز هم تبریک.
انتهای پیام
