شفقنا افغانستان- امام علی(علیه السلام) راه رسیدن به حق را چه میداند؟جواب: امام علی(علیه السلام) در بخشی از خطبه29 نهج البلاغه به یک اصل بسیار مهم در زندگى انسانها اشاره کرده، مىفرماید: «افراد ضعیف و ناتوان، هرگز نمىتوانند ستم را از خود دور کنند و حق جز با تلاش و کوشش به دست نمىآید» (لاَیَمْنَعُ الضَّیْمَ الذَّلِیلُ! وَ لاَیُدْرَکُ الْحَقُّ إِلاّ بِالْجِدِّ). از جمله «لایُدْرَکَ الْحَقُّ إلاّ بالْجِدِّ» به خوبى استفاده مىشود که حقّ گرفتنى است، نه دادنى یعنى «در جوامعى که زورمندان و غارتگران حاکمند، یا در کمین حکومتند، هرگز نمىتوان انتظار داشت که با میل و رغبت حقوق مستضعفان را به آنها بدهند چرا که قدرت آنها اصولا از غصب حقوق دیگران به دست مىآید و بازگرداندن حقوق دیگران به آنها مساوى است با از دست دادن قدرتشان و این کارى است که هرگز آماده انجام آن نیستند.
اینجاست که امام(علیه السلام) به همه ستمدیدگان و محرومان و مستضعفان جهان درس مىدهد که متحد شوند و به پاخیزند و با تلاش و کوشش حقِّ خود را از زورمندان بگیرند و در این راه به یقین پیروز مى شوند چرا که غاصبان حتّى براى حفظ موقعیت خود حاضر به ایثار نیستند، در حالى که مستضعفان و ستمدیدگان هر بهایى را براى احقاق حقّ خویش مىپردازند. درست است که در دنیاى امروز شعارهایى در زمینه حقوق بشر و بازگرداندن حقّ محرومان به آنها داده مىشود، ولى تجربه نشان داده که این شعارها دامى است براى همان قشر محروم و مستضعف و فریب و نیرنگى است براى اغفال آنها و در نتیجه غصب حقوق آنان. بنابراین، این اصل که «حقّ را باید گرفت» هم در گذشته صادق بوده و هم امروز و هم فردا و فرداها.
امام علی(علیه السلام) در بخشی از خطبه29 نهجالبلاغه به یک اصل بسیار مهم در زندگى انسانها اشاره کرده، مىفرماید: «افراد ضعیف و ناتوان، هرگز نمىتوانند ستم را از خود دور کنند و حق جز با تلاش و کوشش به دست نمىآید»آرى مومنان پاکدل و سربلند دست روى دست نمى گذارند تا زورمندان بى رحم تمام سرمایهها و افتخارات آنها را بر باد دهند. نزد آنان تن به شمشیر دادن بر تسلیم ذلیلانه در برابر زورمندان غاصب ترجیح دارد. این همان درسى است که امام حسین (علیه السلام) در میدان نینوا در روز عاشورا به جهانیان آموخت و در جمله هاى تاریخى و ماندگارش فرمود: «ألا! وَ إنَّ الدّعی بن الدّعی قَدْ تَرَکَنی بَیْنَ السِلّةِ و الذِلّة! وَ هیهاتَ لَهُ ذلِکَ! هیهاتَ مِنّى الذلّةُ! اَبَى اللهُ ذالِکَ لَنا وَ رَسُولُهُ وَ الْمُوْمِنُونَ وَ حُدُودٌ طَهُرَتْ وَ حُجُورٌ طابَتْ، أنْ نُوثر طاعَةَ اللّئامِ عَلى مَصارعِ الْکِرامِ» (آگاه باشید! مرد آلوده، فرزند آلوده، مرا در میان شمشیر و ذلّت مخیّر ساخته است. هیهات که من ذلّت را بپذیرم و او به مقصد خویش برسد! خداوند و رسولش و مومنان و نیاکان پاک دامن و مادران پاکیزه، از این ابا دارند که اطاعت لئیمان را بر قربانگاه بزرگواران ترجیح دهیم).( بحارالانوار، جلد 45، صفحه 83.)
این که آیات قرآن کراراً مومنان را به صبر و استقامت دعوت مىکند، در واقع براى همین است. در آیه 214 بقره مىخوانیم: «أمْ حَسِبْتُمْ أنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمّا یَأتِکُمْ مَثَلُ الَّذینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِکُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْساءُ، وَ الضَّرّآءُ وَ زُلْزِلُوا حَتّى یَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذینَ آمَنُوا مَعَهُ مَتى نَصْرُ اللهِ أَلا اِنَّ نَصْرَ اللهِ قَرِیبٌ» (آیا گمان کردید داخل بهشت مىشوید بى آن که حوادثى همانند حوادث گذشتگان به شما برسد؟ همانا که گرفتاریها و ناراحتیها به آنها رسید و آنچنان ناراحت شدند که پیامبر و افرادى که ایمان آورده بودند، گفتند: «پس یارى خدا کى فرا مى رسد؟» آگاه باشید که یارى خدا نزدیک است.) مطالعه تاریخ جنگهاى اسلامى، مانند بدر و احد و احزاب و تبوک و حُنین نیز این حقیقت را آشکار مى سازد که مسلمانان نخستین در عصر پیامبر، اگر شاهد پیروزی هاى سریع و پى در پى بودند، همه بدون استثنا در سایه جِدّ و جهد و ایثار و فداکارى بسیار صورت گرفت، درست است که دست حمایت الهى بالاى سر آنها بود، ولى از نظر اسباب ظاهر عامل پیروزى تلاش و کوشش آنان بود.
این یک قانون جاودانه تاریخ است نه منحصر به یاران پیامبر(صلی الله علیه و آله) و امام حسین(علیه السلام) بوده و نه مربوط به دیروز و امروز است بلکه در آینده مانند گذشته نیز این اصل اساسى حاکم است.( پیام امام علی(علیه السلام)، حضرت آیتا… مکارم شیرازی، جلد2، ص 213) درست است که در دنیاى امروز شعارهایى در زمینه حقوق بشر و بازگرداندن حقّ محرومان به آنها داده مىشود، ولى تجربه نشان داده که این شعارها دامى است براى همان قشر محروم و مستضعف و فریب و نیرنگى است براى اغفال آنها و در نتیجه غصب حقوق آنان. بنابراین، این اصل که «حقّ را باید گرفت» هم در گذشته صادق بوده و هم امروز و هم فردا و فرداها. از منظر اسلام مهمترین شرط پیروزی بر دشمن چیست؟از آیات قرآن مجید و روایات اسلامى به خوبى استفاده مىشود که اساس پیروزى در کارها صبر و استقامت و پایمردى است. قرآن سربازان پیروز که حتّى با نابرابرى فاحش نسبت به دشمن، مشمول نصرت الهى مى شوند را به همین صفت توصیف کرده، مىفرماید: «اِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ عِشْرُونَ صابِرُونَ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ وَ اِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ مِائَة یَغْلِبُوا اَلْفاً مِنَ الَّذینَ کَفَرُوا بِاَنَّهُمْ قَوْم لا یَفْقَهُونَ» (هرگاه بیست نفر با استقامت از شما باشند بر دویست نفر غلبه مى کنند و اگر صد نفر باشند بر هزار نفر از کسانى که کافر شدند پیروز مى گردند چرا که آنها گروهى هستند که نمىفهمند).
در کلمات قصار نهج البلاغه مى خوانیم: «وَ عَلَیْکُمْ بِالصَّبْرِ فَاِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الاِیمانِ کَالرَّأسِ مِنَ الْجَسَدِ وَ لا خَیْرَ فی جَسَد لا رَأسَ مَعَهُ وَ لا فى إیمان لا صَبْرَ مَعَهُ» (و بر شما باد که صبر و استقامت کنید! زیرا صبر و استقامت نسبت به ایمان، همچون سر است نسبت به بدن، تنى که سر با او نباشد فایده اى ندارد و همچنین است ایمانى که صبر و استقامت با آن نباشد)! در خطبه یازدهم نهج البلاغه که در آن امام علی(علیه السلام) قبل از جنگ جمل در چند جمله کوتاه قسمت مهمی از دستورات جنگی را برای فرزندش محمد حنفیّه بیان میکند نیز کراراً روى همین معنا تکیه شده است، گاه مىفرماید: «اگر کوهها تکان بخورند تو استقامت کن و از جاى تکان مخور!» و گاه مىفرماید: «قدمهایت را بر زمین میخکوب کن!» و بقیه جملههای این خطبه نیز در واقع شاخ و برگى براى این معناست زیرا «دندانها را به هم فشردن»، «نصرت و پیروزى را از جانب خدا دانستن»، همه اینها به انسان استقامت بیشتر مى بخشد و پایدارى فزونتر مى دهد و آنچه سبب شد که مسلمانان در جنگهاى نابرابر با دشمنان در صحنه هاى مختلف پیروز شوند همین اصل بود، اصلى که باید در نسل کنونى نیز زنده بماند تا شاهد پیروزی هاى بیشتر بر دشمنان اسلام گردند.
پی نوشتها :1- سوره انفال، آیه 65. 2- کلمه 82، از کلمات قصار نهج البلاغه.
انتهای پیام
