شفقنا افغانستان- احتمالا این مَثَل را شنیده ایم و گاهی هم شاهدِ به واقعیت پیوستنِ این عبارت بوده ایم. نه اینکه بخواهیم در گروِ حرف ها و مثل ها باشیم ولی زمانی که مصیبتی وارده بر افرادی را شاهد می شویم که در حالتِ عادی نیز آن فرد در ناخوشی به سر می برده است و در حالِ ستیز با یک مصیبتِ دیگر بوده است، دلِ انسان، بیشتر به درد می آید. مردم افغانستان از کم ترین مزایا و حقوقِ شهروندی برخوردار اند. این ادعایی ست که البته در شهر هایی همچون کابل، مزار شریف، هرات، قندهار و برخی شهر هایِ کم و بیش توسعه یافته به منصه ی ظهور می انجامد. اما اکثرِ نقاط کشور که در آن ها از آبادنی و توسعه هیچ خبری نیست، اهالی از بنیادین ترین حقوق شان محروم اند. حقِ داشتنِ امنیتِ جانی و مالی، حقِ بسترِ اشتغال و درآمد، راه و مواصلاتِ عبور و مرور، حقِ دسترسی به خدماتی همچون برق، آب آشامیدنی سالم، صحت، مکتب، دانشگاه، پارک و فضاهای سبز و تفریحی، و بسیار موارد دیگر از این دست، مسایلی اند که شهروند افغانستانی از آن هیچ خیری نخواهد دید.
ارایه ی این خدمات قطعا به عهده ی دولت است. دولت در قبالِ اعمال حاکمیت و اخذِ مالیات و تکس های دریافتی موظف است که حقوقِ شهروندیِ اتباعِ خود را تامین نماید. اما در نقاطِ دوردست که بیشترِ شهر ها و ولایاتِ کشور را تشکیل می دهد دولت نه تنها رسیدگی به چنین اموری را قادر نیست که بل، در اکثرِ این مناطق، حتا کنترول امنیت و حاکمیت از اقتدار دولت خارج است؛ در این مناطق افراد زورمندِ دولتی و یا طالب نما و یا گروه های تروریستی از قبیل طالبان حکم فرما هستند و صدای مردم نیز به هیچ مرجعی که پاسخگو و یا یاری دهنده باشد نمی رسد.
در خبری اخیر می شنویم که لغزش زمین در شمال افغانستان 120 خانواده را آواره کرده است. مقام های محلی در ولایت تخار در شمال افغانستان می گویند که در اثر لغزش زمین ۱۲۰ خانواده مجبور به ترک خانه های خود شده و حالا نیازمند کمک هستند. سنتالله تیمور، سخنگوی والی تخار در این راستا گفته است که روستای «خواجه خیرآب» ولسوالی رستاق شب گذشته در اثر این لغزش کاملا از بین رفت. وی افزود که ساکنان این روستا همه به سلامت از خانه های خود به محل دیگری منتقل شدهاند، اما تمامِ دارایی خود را از دست دادهاند.
در همین راستا عبدالمناف فیضی، ولسوال رستاق گفت که این روستا در دامنه ی کوهی واقع بود و با لغزش زمین، هیچ خانه ای سالم نمانده است. به دنبال این حادثه، مقام های محلی تخار و مسئولان سازمان های کمک رسانی در یک جلسه ی اضطراری برای کمک به ساکنان این روستا برنامه ریزی کردند. سخنگوی والی تخار گفت که سازمان های کمکرسانی در این جلسه برای کمک به آوارگانِ این روستا ابراز آمادگی کردند. قبلا نیز برخی رسانه ها گزارش داده بودند که از محل لغزش زمین در این منطقه چهار جسد پیدا شده است، اما آقای تیمور ضمن تایید پیدا شدن این چهار جسد، گفت که این اجساد متعلق به ساکنان این روستا نیست. او افزود که پس از بارش باران در شب گذشته، این اجساد را سیل از مناطقِ دیگر به این منطقه آورده که یکی از این اجساد متعلق به یک چوپان است و سه جسد دیگر هنوز شناسایی نشده است. روستای خواجه خیرآب در زمستان ۱۳۷۶ در پی زمین لرزه تخریب شد و حدود ۴۵۰۰ نفر از ساکنان آن کشته شدند. به دنبال آن، مسئولان محلی از ساکنان این منطقه خواستند که آن جا را ترک کنند. مقام های محلی میگویند در اثر این درخواست شمار زیادی از ساکنان آنجا به مناطق دیگر رفتند، اما شمار کمی از آن ها در آن جا ماندند.
در نگاهِ اول، شاید عده ای بگویند که باشندگانِ محل در قبالِ این بی احتیاطی مسئول اند. چرا در منطقه ای که در 19 سال پیش زلزله ی شدید رخ داده است باز هم سکونت گزیده و خود را معرض خطر قرار داده اند اما این واضح است که مردمِ قریه جات، درآمدِ کافی ندارند و اکثریتِ آنان در فقر به سر می برند. طی 12 سال گذشته نیز بسیاری از این افراد با کوچ کردن به شهر ها بدونِ هیچ گونه تخصص در اشتغالِ شهری و بدون سرمایه برای تهیه ی جایداد، با مشکلات بسیاری روبرو شده اند. همچنین چهره ی شهر هایی نظیرِ کابل، مملو از انبوهِ افرادِ بیکار و انواعِ فرهنگ هایِ شهری و غیر شهری در کنارِ یکدیگر شده است که این نیز، مشکلاتِ زیادی را در پی داشته است. سطح پایین شهروندان در زندگی های شهری و یا روستایی را می توان از پسامد های منفیِ نظام متمرکز دانست که نیاز است دولتِ آینده در سیاست گذاری های داخلی به آن توجهِ کافی داشته باشد. حکومت داریِ مدرن می بایست در صددِ تامین حقوق و رفاهِ شهروندان برای پیشگیری از حوادث برای آنان باشد و نیز در رابطه با وقوعِ حوادث غیر مترقبه (نظیرِ زلزله، سیل و امثالهم) نیز برنامه ها و تدابیرِ واکنشی داشته باشد.
روح الله حقجو؛ روزنامه نگار و منتقد
انتهای پیام
http://www.afghanistan.shafaqna.com
