شفقنا افغانستان – حضرت آیتالله العظمی مکارم شیرازی در درس خارج فقه خود به بررسی معنای «جمره» در کتب لغت و روایات پرداخت.
به گزارش خبرگزاری شیعیان افغانستان(شفقنا)، حضرت آیتالله مکارم شیرازی شنبه، 23 ماه حمل، در درس خارج فقه خود با موضوع «رمی جمرات» بیان کرد: بحث در باب رمی جمرات در منا در ایام حج بود و اینکه جمره چیست؟ آیا جمره به معنی آن ستونهایی است که سابقا وجود داشت یا دیواری که اخیرا به جای آن ستونها ساختهاند که سنگ باید به آن بخورد یا اینکه جمره به آن محل اجتماع سنگها که سنگها باید آنجا جمع شود، گفته میشود.
وی ادامه داد: ثمره این دو قول مشخص است اگر قائل به این شدیم که ستون و دیوار جمره است حاجی برای انجام رمی جمرات کافی است که سنگها را فقط به ستون یا آن دیوار بزند و اگر سنگ خارج از محوطه سنگ ریزهها و محل مشخص شده بیافتد مشکلی وجود ندارد و عمل صحیح است و اگر قائل به این شدیم که سنگ باید در محل مشخص شده بیافتد حتما برای صحت عمل باید سنگها در رمی جمرات در آن محل و حوض مشخص شده بیافتند و اهمیتی ندارد که به دیوار بخورند یا خیر و اگر خارج از آن حوض افتادند باید تکرار شوند و عمل رمی جمرات صحیح نخواهد بود.
این مرجع تقلید ادامه داد: برای بررسی این مطلب به کتب لغت و ارباب لغاط مراجعه کردیم که برخی از آنها را در جلسات گذشته بیان کردم. فیروز آبادی در کتاب «تاج العروس» خود معتقد است که آن موضعی که سنگها جمع میشود را جمره میگویند و چون یکی اینکه سنگها به آنجا پرتاب میشوند و دیگر اینکه آن محل، محل جمع آوری سنگ ریزهها است و مطلقا سخنی از ستون و امثال آن نیست. جوهری نیز در کتاب «تاج اللغه» معتقد است که جمره سنگریزههاست.
این مدرس عالی حوزه بیان کرد: ابن فارس در «معجم مقاییس اللغه» میگوید: جمرات ثلاثه که در مکه هستند را با سنگریزه میزنند چرا که آنجا سنگریزهها جمع میشدند و به همین خاطر به آنجا جمره گفته میشود. همچنین طریحی در «مجمع البحرین» میگوید: جمرات محل جمع سنگریزها در مناست و هر مجموعهای از این سنگها که روی هم انباشته شده را جمره میگویند و جمع آن نیز جمرات است. ابن عسیر در «نهایه» میگوید جمار سنگریزههاست و به همین دلیل جمار حج را به آن سنگریزهها میگویند اما محل جمار در منی به این دلیل جمره نامیده شده است چون سنگریزه به آن پرتاب میکنند و برخی نیز گفتهاند به این دلیل به آن جمره میگویند که سنگریزهها آنجا جمع میشوند.
وی ادامه داد: فیومی در «مصباح المنیر» گفته است جمره محل جمع سنگریزها در مناست. خلیل ابن احمد در کتاب عین خود که یکی از قدیمیترین کتابهای لغت است گفته است جمر از آتش برافروخته گرفته میشود که وقتی سرد میشود ذغال میشود و برخی مردم میگویند قبیلهای که در آن سیصد سوار در آن باشد به آن جمره میگویند. در کتاب قطر المحیط که یکی از کتابهای جدید است گفته شده است که جمره آتش برافروخته یا جرقهای که از آتش بیرون میپرد است، همچنین قبیله مستقل را جمره میگویند و یا قبیلهای که سیصد سوارکار دارد.
این مرجع تقلید عنوان کرد: همان طور که ملاحظه شد تقریبا در همه کتابهای لغتی که بررسی شد همه به سمت معنای جمع در جمره رفته بودند. بنابراین بعد از بررسی آنها میتوان نتیجه گرفت که نباید به حسب لغت که در متن روایات وارد شده است شک کرد که معنای آن همان محل تجمع سنگهاست و نه چیز دیگر. تقریبا هیچ کسی در کتب لغت به ستونها در جمرات اشاره نکرده است.
آیتالله العظمی مکارم شیرازی اظهار کرد: در بررسی روایات هیچ بحثی در مورد چیستی جمره نداریم مثل اینکه هیچ ابهامی در معنای جمره نبوده است و نیاز به بیان نداشته و نه کسی سوال کرده است و نه کسی جواب گفته است. اما به دلالت التزامیه یا تضمنیه بعضی احکام که در روایات وارد شده است ممکن است بفهمیم که جمره همان محل جمع شدن سنگهاست.
وی ادامه داد: برای بررسی این مساله در روایات 4 روایت در جلد دهم از کتاب «وسائل الشیعه» باب ششم از ابواب جمره عقبه را در اختیار داریم که اولین این روایات صحیحه معاویه ابن عمار است «عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي حَدِيثٍ قَالَ فَإِنْ رَمَيْتَ بِحَصَاةٍ فَوَقَعَتْ فِي مَحْمِلٍ فَأَعِدْ مَكَانَهَا وَ إِنْ أَصَابَتْ إِنْسَاناً أَوْ جَمَلًا ثُمَّ وَقَعَتْ عَلَى الْجِمَارِ أَجْزَأَكَ» اگر سنگی انداختی و در محل افتاد یکی دیگر باید بیاندازی اما اگر سنگی پرتاب کردی و به انسان و شتر یا حیوانی خورد ولی روی سنگ افتاد مجزی است و نیازی نیست تکرار شود. در این روایت تعبیر به «فَوَقَعَتْ» یعنی افتاد، نمیتواند به معنای خوردن به ستون باشد همچنین تعبیر به «عَلَى الْجِمَار»ِ یعنی روی آن، شاهد دیگری است زیرا به این معنا است که روی آن افتاد. مخصوصا که اگر سنگ به انسان یا شتر بخورد دیگر آن قدرت را ندارد که پرت شود و به ستون بخورد بلکه غالبا روی سنگریزهها می افتد.
آیتالله مکارم اظهار کرد: روایت دیگر روایت ضعیفی است و سند آن معتبر نیست «عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِي غَسَّانَ حُمَيْدِ بْنِ مَسْعُودٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَمْيِ الْجِمَارِ عَلَى غَيْرِ طَهُورٍ قَالَ الْجِمَارُ عِنْدَنَا مِثْلُ الصَّفَا وَ الْمَرْوَةِ حِيطَانٌ (دیوارهایی است) إِنَّ طُفْتَ بَيْنَهُمَا عَلَى غَيْرِ طَهُورٍ لَمْ يَضُرَّكَ (اگر بین اینها بدون وضو بروی ضرری ندارد) وَ الطُّهْرُ أَحَبُّ إِلَيَّ فَلَا تَدَعْهُ وَ أَنْتَ قَادِرٌ عَلَيْهِ (از این رو اگر میتوانی با وضو باش) سوال کردم از رمی جمار در صورتی که وضو نداشته باشم حضرت فرمود جمار نزد ما مثل صفا و مروه است دیوارهایی است که اگر بین اینها بدون وضو بروی ضرری به تو نخواهد زد اما طهارت نزد ما بهتر است و ما طهارت را دوست داریم و اگر قادر به آن باشی آن را رها نکن.
این مرجع تقلید عنوان کرد: اگر چه روایت ضعیف است با این حال میتواند شاهد بر مدعی باشد زیرا حتی اگر این روایت مجعول باشد ولی نشان میدهد که در هر حال در زمان معصوم جمره به این معنا بوده است. کسی نمیتواند هنگام جعل روایت معنای جدیدی برای یک لغت لحاظ کند و بعد آن را جعل کند. مضافا بر اینکه این روایات متضافر است و عمل علماء بسیاری را به همراه دارد و معنای آن با آنچه ارباب لغت هم میگویند مطابق است.
وی ادامه داد: طرز استدلال این است که بین جدار و حائط فرق است. جدار به معنای دیوار است ولی حائط از مادهی حوط است که دو معنا دارد: یکی احاطه کردن است و یکی مراقبت کردن. ابن منظور در لسان العرب میگوید: و الحائط الجدار لانه یحوط ما فیه و الجمع الحیطان. احتیاط هم به معنای مراقبت کردن و احاطه کردن چیزی است و همان گونه که راغب در مفردات میگوید: این احاطه بر دو قسم است گاه خارجی است و گاه احاطه علمی است.
این مرجع تقلید عنوان کرد: حیطان نیز به معنای چیزی است که دور چیزی کشیده شده و آن را محفوظ میدارد. این بر خلاف جدار است که حتی میتواند یک دیوار باشد. بنا بر این کسی به یک ستون که در وسط واقع شده باشد حیطان نمیگوید زیرا احاطه بر چیزی ندارد. حائط همان دیواری است که سنگریزهها را در بر میگیرد.
انتهای پیام
