شفقنا افغانستان-گرچند هنوز تا اعلان نتیجهی انتخابات زمان باقیست، اما به احتمال زیاد، انتخابات ریاست جمهوری در افغانستان به دور دوم کشانده خواهد شد. به هرحال، یکی از مسایلی که رییس جمهور جدید باید به آن رسیدگی کند، موافقتنامهی دوجانبهی امنیتی با ایالات متحده است، موافقتنامهای که رییس جمهور کرزی با وجود فشار قابل توجه از سوی ایالات متحده و نزدیک شدن به زمان خروج نیروهای بینالمللی کمک به امنیت (آیساف)، قاطعانه از امضای آن خودداری کرده است.
موقف کرزی، بهویژه بعد از حمایت لویه جرگه از امضای این موافقتنامه در ماه نوامبر، شاید گیج کننده به نظر برسد. اما ممکن است او نسبت به توانایی بلندمدت واشنگتن برای حفظ صلح در افغانستان، عملگرایانه قضاوت کند. در صورت اجرای گزینهی صفر که از سوی واشنگتن اعلام شده بود، در افغانستان خلای قدرت به وجود خواهد آمد. در حالیکه نیروهای ملی امنیتی افغانستان تقریبا تمام مسئولیتها را برعهده دارند، حتا اگر از روی دست گرفتن این گزینه اجتناب شود و تعداد محدودی از نیروهای امریکایی (حدود ۳۰۰۰) در افغانستان حفظ شود، با آنهم تواناییها در زمینهی سلطه بر منطقه، افت شدیدی را تجربه خواهد کرد. بدون شک، طالبان تلاش خواهند کرد تا این خلا را پر کنند.
به همین اندازه، مسلم است که همسایههای افغانستان نیز با صدور دهشت از طریق مرزهای متخلخل به این کشورها توسط طالبان افراطی، راحت نخواهند بود. حتا کشورهایی که با افغانستان مرز مشترک ندارند، نیز نگران خواهند بود. در پی خروج ناتو این کشورها چه نقشی بازی خواهند کرد؟
در میان کشورهای همسایهی افغانستان، ایران همسایهی قدرتمندتر است. این کشور که اکثریت جمعیت آن را شیعیان تشکیل میدهند، در برابر جمعیت قابل توجهی از شیعیان در افغانستان احساس مسئولیت میکند. این دو کشور مشترکات نژادی و زبانی نیز دارند. نگرانی ایران از شیعیان افغانستان در واکنشهای این کشور در گذشته مشهود است. به دنبال تسلط روسیه بر افغانستان در سال ۱۹۷۹ و مقاومت در این کشور، ایران از گروههای شیعهی فارسیزبان این کشور حمایت میکرد.
هنگامی که طالبان به قدرت رسید، ایرانیها از شرکای اتحاد شمالش حمایت میکرد. در سال ۱۹۹۸، وقتی طالبان مزار شریف را تصرف کرد و هزاران تن از هزارهها و ۱۰ دیپلمات ایرانی را قتل عام کردند، ایران ارتشش را در نزدیکی مرز با افغانستان مستقر کرد. ایران همچنین به دلیل قاچاق تریاک افغانستان از طریق مرزهای این کشور، با مشکل جدی مواد مخدر مواجه است. علاوه برآن، این کشور میزبان بیش از ۲ میلیون پناهجوی افغان است.
در گذشتههای نزدیک، ایران به دنبال افزایش نفوذ از طریق راههای اقتصادی بوده است. این کشور در افغانستان سرک اعمار کرده است، در راستای بهبود زیربناها کار کرده است و به افغانستان امتیاز دسترسی به بندر چابهار را داده است و در نتیجه، به کابل اجازه داده است تا تنها به بندر کراچی وابسته نباشد. همچنین خط آهنی که افغانستان را به ایران و تاجیکستان وصل خواهد کرد، در دست ساخت است. افغانستان همچنین با امضای پیمان دوستی و همکاری با ایران موافقت کرده است.
درگیری ایران در افغانستان که هر روز عمیقتر میشود، بدون شک از سوی تمام بخشهای جامعهی افغانستان استقبال نمیشود. در سطح بینالملل نیز میتوان ناهنجاریهای قابل توجهی را پیشبینی کرد. با این حال، پیشرفتها در توافق موقتی روی برنامهی هستهای ایران، تصویر این کشور در ایالات متحده و کشورهای عضو ناتو را دلپذیرتر ساخته است، که این امر رضایت در مورد نقش بزرگتر ایران در افغانستان را به دنبال خواهد داشت.
جمهوریهای آسیای میانه نیز منافع عمیق و سهم قابل توجهی در ثبات افغانستان دارند. برای آن دسته از کشورهای آسیای میانه که با افغانستان مرز مشترک دارند، افراطگرایی مهمترین مسئله است، افراطگراییای که دهشت و بنیادگرایی را به این کشورها صادر میکند.
در افغانستان نیز گروههای قابل توجهی از اقلیتهای قومی وجود دارند که با جمهوریهای آسیای میانه روابط قوی دارند. فروپاشی حکومت افغانستان، به احتمال زیاد مهاجرتهای دستهجمعی به جمهوریهای آسیای میانه را در پی خواهد داشت و چالشهای اقتصادی، امنیتی و سیاسی را به میان خواهند آورد.
در دههی ۱۹۹۰، جمهوریهای آسیای میانه تعداد نسبتا کمی از پناهجویان را جذب کردند، امروز اما شرایط بهتر اقتصادی، این کشورها را برای آنهایی که میخواهند از افغانستان ناآرام و بیثبات فرار کنند، گزینههای جذابی ساخته است. قبل از اینکه طالبان قدرت را در کابل در اختیار بگیرند، جمهوریهای آسیای میانه به منظور تأمین ثبات در افغانستان کمکهای اقتصادیاش به کابل را توسعه دادند. امروز، در حالیکه هیچیک از این کشورها به شکل انفرادی توانایی تحت نفوذ قرار دادن مسایل در افغانستان را به شکل قاطعانه ندارند؛ این کشورها میتوانند به نیروهایی که تحت پرچم سازمان ملل متحد فعالیت دارند، بپیوندند، اگر چنین نیرویی به افغانستان اعزام شود.
چین تا کنون صرف علایق اقتصادی خود در افغانستان را تبارز داده است. پکن از تهدیدهای یک افغانستان بیثبات و از تأثیرات بیثبات کنندهی احتمالی آن بر غرب چین آگاه است. ذخیرههای معدنی بیکران افغانستان میتوانند به اقتصاد کلان این کشور بهخوبی خدمت کنند و چین در حال حاضر با پروژههای راه آهن و اعمار سرک که هم اکنون روی دست قرار دارند، به دنبال ارتباط زیربنایی از طریق جمهوریهای همسایهی آسیای میانه است. با در نظرداشت تفاوتهای نژادی و فقدان روابط تاریخی قوی که ممکن است مردم محل را با این کشور بیگانه سازد، چین نمیخواهد حضورش در افغانستان زیاد به چشم آید.
پروژههایی که توسط چین در میانمار تمویل میشوند و نیروی بزرگ کاری چین در این پروژهها استخدام شدهاند، هم اکنون با وضع مشابهی مواجه اند. پکن از تأمین مالی تلاشها در راستای ثبات افغانستان توسط ایالات متحده، در حالی که منابع طبیعی افغانستان را به منظور تقویت رشد اقتصادیاش استخراج میکند، کاملا خوش خواهد بود.
به هرحال، معامله با طالبان برای چین ناراحت کننده خواهد بود. حملهی اخیر بر کونمینگ هشداری است که پکن را وادار میسازد تا در مورد بنیادگراییای که هم اکنون از خاک افغانستان به بخشهای پردردسری از خاک این کشور رسیده است، محتاط باشد.
تا آنجایی که به پاکستان مربوط میشود، نظر به فلسفهی سنتی عمق استراتژیکی این کشور در مقابله با هند، در افغانستان الزامی است که هر رژیم در کابل تابع اسلامآباد باشد. یک افغانستان باثبات، در حالیکه کابل تحت تأثیر اسلامآباد باشد، در محراق استراتژی پاکستان در مورد افغانستان قرار دارد. اگر خشونتها در افغانستان تشدید یابند، تحریک طالبان پاکستان که در افغانستان پایگاهها دارد، در مناطق مرزی شمال غربی و مناطق قبیلهای که به شکل فدرال اداره میشوند، نقل مکان خواهند کرد و این امر چالشهایی را که هم اکنون پاکستان با آن مواجه است، تشدید خواهد کرد. نظر به گزارشها، اسلامآباد به حکومت آقای کرزی مشوره داده است که با چین پیوندهای قویتر ایجاد کند. تسلط چین و پاکستان بر افغانستان، در حالیکه چین کابل را تمویل کرده و پاکستان مانند مربی کابل رفتار کند، بهخوبی منافع پاکستان را تأمین میکند.
پاکستان همچنین با هر اقدامی از سوی هند به منظور نفوذ سیاسی و نظامی قوی در افغانستان مبارزه خواهد کرد. پاکستان از اینکه توسط هندیها در شرق محدود شده، در حالیکه حکومت افغانستان با گرایش هندی در غرب وجود داشته باشد، هراس دارد. روسیه مطمئنا میخواهد از تکرار تجربهی تلخ دههی ۱۹۸۰ این کشور در افغانستان جلوگیری شود. این حقیقت که این کشور دیگر با افغانستان مرز مشترک ندارد، از نگرانیهایش میکاهد. روسیه به شکل طبیعی در برابر گروههای شورشیای که در افغانستان مستقر اند، حساس است. گروههایی که میتوانند از طریق این کشور به جمهوریهای آسیای میانه، که هنوز در مدار روسیه قرار دارند، راه پیدا کنند. روسیه همچنین آمادگیهایش برای حفظ تجهیزات ارتش افغانستان را اعلام کرده است.
هند همچنین توانایی اعزام نیروهایش در مقیاس بزرگ در افغانستان برای یک مدت طولانی را ندارد. علاوه براین، مخالفت پاکستان و این حقیقت که هند با افغانستان مرز مشترک ندارد، از اجرایی شدن این گزینه جلوگیری میکند. هنوز شهروندان افغانستان از هند تصویری خوبی در ذهن دارند. در صورتی که ایران نقش بزرگتری را در افغانستان بازی کند، هند فرصت خواهد داشت تا بر نقشش در افغانستان بیافزاید.
هندیها و چینیها همچنین میتوانند با هم کار کنند: هردو کشور خواهان یک افغانستان با ثبات اند، سرمایهی قابل توجهی را در این کشور سرمایهگذاری کردهاند و به دنبال فرصتهای اقتصادی در این کشور اند. به گونهی مثال، هند میتواند در زمینهی آموزش نیروهای افغانستان کمک کند.
در هر صورت، افغانستان به استقرار نیروهای خارجی برای حفظ ثبات در این کشور بعد از خروج آیساف ضرورت دارد. حتا اگر گزینهی صفر عملی نشود و حدود ۳۰۰۰ یا حتا ۱۵۰۰۰ نیرو در افغانستان بمانند، احتمالا طالبان ساحات تحت کنترولش را به تدریج افزایش دهد.
نه ایالات متحدهی امریکا و نه کشورهای اتحادیهی اروپا آرزو دارند تا در آن وهله نیروهایشان را در افغانستان اعزم کنند. روسها هم در افغانستان درگیر نخواهند شد. در صورتی که هند در این درگیریها دخالتی نداشته باشد و با در نظرداشت اینکه بعید است که چین جز منافع اقتصادی به دنبال چیز دیگری باشد، یک نیروی چندین ملیتی که بیشتر از کشورهای منطقه تشکیل شده باشد، شاید مناسبترین گزینه باشد.
احتمالا دینامیک چنین نیرویی طوفانی خواهد بود. پاکستان به دنبال تفوق خواهد بود؛ هرچند، روابط پاکستان با افغانستان تنشآلود بوده است. مردم افغانستان، پاکستان را به خاطر چند مسئلهای که مردم این کشور را آزار میدهد، مقصر میخواند. بدون یک نقش بزرگ، پاکستان احتمالا همان بازی با آیساف را تکرار خواهد کرد و در صورتی که نیروهای هندی نیز شرکت کنند، این بازی با خشونت بیشتر ادامه خواهد یافت.
در نتیجه، هر نیروی چند ملیتیای که بعد از خروج ناتو در افغانستان فعالیت داشته باشد، با شرکت احتمالی ایران و شاید هم هند، بهناچار بخش اعظم آن از جمهوریهای آسیای میانه خواهد بود.
نویسنده اس.کا. چاترجی-دیپلمات
منبع روزنامه ماندگار
