شفقناافغانستان-از آنجاییکه همهی مردم از جنگ طولانی در کشور متنفر و خستهاند، بنابراین تمام مردم خواهان صلح و آرامش در کشور اند. تا هنوز به کلمه صلح کدام تعریف خاص وجود ندارد، مگر برای بعضیها صـلـح به معنای خـتـم جنگ، عدم وحشت، نبود انتحار و انفجار و غیرهاست.
در دو دهـه اخیر ایالات متحده امریکا به خاطر سرکوبی گروههای دهشتافکن به خصوص القاعده و طالبان مشکلات زیادی را متقبل شدند. در ضمن کمکهای مالی و نظامی با همکاری دولت افغانستان در مقابل این گروهها جنگیده و تا امروز این مبارزه ادامه دارد. با وجود همهی تلاشها و مبارزات بیپایان، نتوانستند لانههای این دهشتافکنان را نابود کنند.
بالاخره ایالات متحده امریکا اقدام صـلـحجویانه کرده و مستقیم طالبان را به میز مذاکرات صـلـح دعوت کرد و کشانکشان از مسکو شروع تا قطر و کشورهای دیگر نشست و گفتوگو کردند. با وجود تلاشهای صـلـحجویانه نماینده خاص ایالات متحده امریکا در امور صلح افغانستان، هنوز هم در بین مردم گمانهزنیها و شک و تردیدها در مورد ابهام و پیچیدهگی روند صـلـح با طالبان نزد مردم به صورت عام و نزد زنها به صورت خاص وجود دارد.
در آغاز مذاکرات صـلـح امریکا با طالبان یک اندازه خوشبینی نزد عدهای از مردم به وجود آمد و بالاخره بیشتر مردم چشم به امید صلحآوری بـستند، چون بزرگترین قدرت جهان برای صـلـح در افغانستان دست به کار شده، بعد از گذشت چندین جلسه میان نماینده خاص ایالات متحده امریکا و طالبان و عدم نتیجه گفتوگوها و یک سلسله نـابــاوریهـا نسبت به روند صـلـح نزد مردم افزایش یافته است. مهمتر از همه اینکه نماینده خاص ایالات متحده امریکا هیچگاهی در مورد حقوق و موقف زنان صبحت نکرده است. در آغاز مردم از روند صـلـح استقبال کردند، گویی فـصـلی جدید برای تأمین عدالت و برابری در جامعه آغاز میشود.
صـلـح برای افغانستان یک امر ضروری و اساسی است، اما این ضرورت با شعار رفع نمیشود. صـلـح به کشوری همچون افغانستان که چندین نوع جنگ را تجربه کرده و در حالت جنگ باشد، نیاز است. صـلـح در جهان یک هـدف انسانی، زندهگی بـهـتــر، خـتــم جـنگ و خــشــونــت است. صـلـح به معنای رفاه و آسایـش است. اگر نگاهی ژرف به کلمه صـلـح داشته باشیم، صـلـح به معنای آرامش و ســرزندهگی است.
صـلـح شـرط اساسی برای امـنـیـت، اعـتدال و برابری است. از نگاه انساندوستی و عــصـر جـدیـد، حـفــظ تـوازن، انکشاف بــشـری قابل قدر و ستایش است. در روند صـلـح خواستههای جانبین با حفظ کرامت انسانی قابل درک است و باید چیزی داد تا چیزی را به دست آورد.
طوریکه مردم شاهد اند، در روند صـلـح ایالات متحده امریکا با طالبان، طالبان نشان دادند که خواهان صـلـح نیستند. آنها هیچگاه ارزشی به بشریت و انسانیت قایل نیستند؛ چراکه آنها در جریان بحثهای صـلـح عملاً به فعالیتهای وحشیانه خود ادامه دادند. خون هـزاران انسان بیگناه را ریختاندند، مردم را قتل عام کردند و به خاک و خون کشاندند. چون صـلـح برای مردم این سرزمین یک امر مهم و حیاتی است، بــنـا بر این عملکردهای شوم طالبان،مردم را نسبت به روند صـلـح و طالبان بیباور کرده است. همهی مردم روند صـلـح ایالات متحده امریکا با طالبان را یک پروسه ناکام خواندند و این را درک کردند که طالبان هیچگاهی به تعهدات خود پابــنـد نیستند و حـس قدرتطلبیشان بیشتر از پیش شعلهورشده و به کشتار افــراد بـیگناه ادامه میدهـند. با آن هم مردم بیسرنوشت، خواهان صـلـحاند.
بعد از چندین دور نشست صـلـح نماینده خاص ایالات متحده امریکا با طالبان، مردم از سرنوشت خود و کشور آگاه نیستند و نمیدانند که دو طرف درگیر چه چیزی را دنبال میکنند. حتا دو جانب توافقنامههایی را بین هم به امضاء رسانیدند که تا هنوز برای مردم واضح نیست و این ابهام بیشتر جوانان را به تشویش انداخته است که درباره آینده خود شدیداً اضطراب دارند. مردم با توجه به زندهگی خود دچار سردرگمی و نسبت به آینده خود ناامید شده اند. معلوم نیست که خلیلزاد روی کدام مسایل عمده با طالبان صحبت کرده است. تا هنوز برای مردم واضح نیست، به خصوص برای زنان و جوانان که در شرایط دشوار قرار گرفتهاند و بیشتر جوانان دوراندیش نسبت به آینده خود تشویش دارند.
اگرچه مردم خواهان صـلـحاند، اما ذهنیتهای متفاوتی وجود دارد. روند صـلـح که توسط نماینده خاص ایالات متحده امریکا راهاندازی شد، اذهان مردم را نسبت به صـلـح مغشوش ساخت؛ زیرا تمایل واقعی به صـلـح وجود ندارد. همچنان نگرانی زنها از طرف دیگر این است که نمیخواهند آزادی نسبی که دارند را از دست بدهند. نگرانی دیگر زنان این است که در روند صـلـح سرنوشتشان مورد معامله قرار گیرد. زنان بیشتر خواهان مشارکت مساوی سیاسی و اجتماعیاند. تا جاییکه مردم از طریق رسانهها روند صـلـح را تعقیب کردهاند، هیچگاهی خلیلزاد در مـورد حقوق و مـوقـف صحبت نکرده و مـورد بـحـث قـرار نـگـرفــتــه است. برای مردم روشـن است که طالبان هرگز به حقوق زنان و حقوق بشر ارزش و احـتـرام نمیگذارند.
طالبان در موقفی نیستند که زنها را به حایشه برانند و از اشتراک آنها در روند صـلـح ممانعت کنند. به هیچ وجه طالبان نمیتوانند زنان را کنار بزنند. مثال بـزرگ اینکه در جریان گفتوگوهای صـلـح، یکی از اعضای پیشین گروه طالبان در یک برنامه تلویزیونی ادعا کرد که نان ناقصالعقلاند؛ در حالیکه در اسلام زنها از جایگاه خاص و ارزش بلندی برخودارند.
در واقعیت اگر طالبان اسلام را دقیق مطالعه کنند، میدانند که در آغاز و اوایل اسلام بین مسلمانان زنان در روند صـلـح و حل منازعات چه قدر نقش اساسی، حیاتی و جدی داشتند. بنابراین لازم است در روند گفتوگوهای صـلـح زنان اندیشمند و با دانش اسلامی اشتراک ورزند تا بتوانند طالبان را به چالش بـکـشانـنـد.
مکانیزم اصلی و هدف اساسی گفتوگوهای صـلـح، بهرهمندی به سود کشور باید باشد. در روند صـلـح هر دو طرف مـذاکرهکننده باید برنامههای ملی و بینالمللی داشته باشند و در مـورد بـهـبـود وضعیت در افغانستان صحبت کنند؛ چرا که بیشتر استعدادها و جوانان بادانش، بافـهـم و تـحـصـیـلکرده نـسـبــت به عـدم امـنـیـت، نـبــود فـرصـتهای کاری و اقتصادی برای زندهگی بـهــتــر کشور را تــرک کــرده و در بــیـرون از افغانستان زندهگی میکنند.
در مـذاکـرات صـلـح باید روی مسایل رشد اقتصادی و انکشافی صحبت کنند و مانع مهاجرت نیروی انسانی و جوانان گـردند. امروز افغانستان وابـسته به واردات از کشورهای همسایه است. افغانستان مشکلات جدی دیگری هم دارد که باید روی آنها بـحـث و غــور بـیـشتـر صـورت گـیـرد. بنابراین بسیار ضروری است که هر دو طرفروی موضوعات حیاتی مانند کاهـش فـقـر و فعالیتهای وارداتی بحث کنند.
طرف طالبان در مـذاکـرات صـلـح باید روی موارد غـیـراخـلاقـی و غـیـرقانونی صحبت کنند و توجه بیشتری به آنها داشته باشند؛ مـثـلاً استفاده از مواد مخدر و مسکرات در اسلام حـرام قـطعی است. باید در مقابل واردات و تـرویــج مـواد مـخـدر جــدی برخورد کنند و آن را مـمـنـوع قـرار دهند. در حال حاضر در ساحات تحت پوشش طالبان بزرگترین حمایتکننده مواد مخدر طالبها هستند. اگر طالبان خود را مدافــع حقیقی اسلام میدانند، باید این موضوعات را درک کنند که روزبروز تعداد مـعـتـادان افـزایـش یافـتـه است. طالبان نـمـیتـوانند در مورد زنها بحث کنند؛ چرا که زنان نـیـم پـیـکــرجامعهاند و آنها حـق مــسلم، مساوی و سهم فـعـال دارند.
هـر فــرد این سرزمین حـق دارد به گونهای از فـضـای صـلـح مستفید شود. تـرویـج حـقـوق بـشـر و حمایت و توسـعـه آن باید تـحـقـق یـابـد. لذا آرزوهای همهی مردم، ریــشـهکن شدن جنگ و بـدبـخـتــی در افغانستان است.
روند صـلـح نمیتواند تنها پایان بـخـشـیـدن به جنگ باشد؛ باید مردم امـنـیـت اقـتـصـادی و اجتماعی بـهـتــری داشته باشند. امروز جوانان به خصوص دختران جوان در هشت سال اخیر بعد از فـراغت از دانشگاهها سعی میکنند کشور را به هدف رسیدن به زندهگی بهتر ترک کنند. همچنان در رابطه به اشتراک زنان در روند صـلـح باید تـکـراراً تأکید کردکه با توجه به تعداد بیشترزنان در جامعه، باید زنان باجرأت و بااستعداد که دانش اسلامی دارند،در این رونداشتراک کنند تا بـتـوانند مــدافــع قـوی زنان باشند.
روند صـلـح در افغانستان یک روند مـلی است که تمام فـعـالان و سیاستمداران میکوشند به یک نوع شامل این روند باشند. در روند صـلـح بـحـثهـا و توافـقنـامههایی بین گروههای درگیر صـلـح صورت میگیرد. مردم همه میکوشند در این روند دخـیـل باشند تا وضعیت و موقـف خود را از دست ندهند. لذا زنهـا کسانیاند که بیشترین آسیبها را مـتـقــبـل شدهاند و نقـش خود را در روند صـلـح خیلی اساسی و مهم میدانند.
دقیقاً زنها حـق دارند در این روند مـلی صـلـح دخیل باشند؛ چون بیش از نصـف نفـوس کشور را تشکیل میدهند. زنها نسبت به خود و اجتماع ایـدهها و پـیـشنـهـادات خاص خود را دارند. همچنان دولت و جامعه جهانی نظریات و پـیـشنـهـادات زنها را حمایت و تأیید میکنند. همه شاهدیم که در این دو دهـه گذشته تـغییرات چشمگیری درزندهگی زنان رخ داده است. همچنان دولت و جامعه بینالمللی از این تغییرات و انکشاف قدردانی و استقبال میکنند؛ زیـرابرای دستیابی به چنین تغییرات و دستآوردها، تـلاشهای جـدی صورت گرفته و وقـت و پـول زیادی مـصـرف شده است.
روند صـلـح برای زنان خیلی مهم، حیاتی و باارزش است. بدون اشتراک زنان در روند صـلـح، ناباوریها بیشتر میشود و زنها نمیخواهند موقـف و دستآوردهای خود را از دست دهند. همچنان رییس جمهور غنی دستآوردهای ۱۸ سال اخیر را ضروری دانسته و بدون اشتراک زنان در بحثهای صـلـح، روند صـلـح را ناقـص خوانده است. صـلـح با حمایت از دستآوردهای ۱۸ ساله حیاتی و بدون قواعد طالبان قابل قبول است.
در کابل زنان از سطوح مختلف برای مشارکت در روند صـلـح سعی و تلاش کرده و با دیپلماتهای عالی و بلندرتبه دولتی و حتا زلمی خلیلزاد ملاقات کردهاند. نه تنها تلاش به ملاقات در سطوح مختلف دارند، بلکه از طریق رسانهها و بحثهای متنوع برای اشتراکشان در روند صـلـح صـدا بلند کرده و به گوش جهانیان رسانیدهاند.
در حال حاضر، امروز با کسب تحصیلات عالی و تـجـربه زیادی که زنان دارند، دیگر آنها زنان دو دهـه قـبـل نیستند. زنها دارند روزبهروز به شدت رشد و انکشاف میکنند. زنان نـخـبـه و دانشمندی داریم که میتوانند در سیستم و نظام فعالیتهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و غیره سهیم باشند و قادر به رقابـتهای سالماند. بنابراین اشتراک زنها خیلی مهم و حیاتی است و طالبان باید بدانند و درک کنند که دیگر دوران سیاه آنها گذشته است و زنها هرگز به عـقـب برنمیگردند.
نیاز مهم است که زنان از سطوح مـخـتـلـف جامعه در روند صـلـح اشتراک داشته باشند، همچنان زنها میتوانند به طور غیرمستقیم از راههای مختلف خود را در روند صـلـح دخیل سازند؛ مـثـلاً از طریق کنفرانسهای صـلـح، جلسات متنوع صـلـح، بحثهای مـخـتـلف رسانهای و غیره. نمیتوان به تعداد کثیری از زنها اتکاکرد. از راههای مختلف میتوان نظریات و پـیـشنـهـادات زنها را داشت.
در کُـل زنها نـصـف نـفـوس جامعهاند.مردم روند صـلـح بدون مشارکت فـعـال زنان را یک روند ناکارا میدانند. صـلـح بدون اشتراک زنان یک روند جـعـلی و غیرقابل قبول است. عـدم اشتراک زنان در روند صـلـح در اصل چشمپـوشی و از نظر انداختن فـعـالیتهای بــشـردوستانه جامعه جهانی به حـسـاب میرود. بــناءً طالبان هیچگاهی از حضور زنان در روند صـلـح ممانعت نمیتوانند.
عــدم اشتراک زنان در روند صلح، ناباوریهای مردم را نسبت به راهاندازی پروسه صلح بیشترکرده است؛ اما زنان فعال جامعه آرام ننشستهاند، چون آنها نصفی از نفوس جامعه را تشکیل میدهند و لذا اشتراک آنها در روند صلح یک امر حتمی و ضروری است. زنان خودشان بهتر از دیگران نگاه جامعه نسبت به خودشان را درک میکنند و دیگر نیازی به خانمهایی که در بیرون از کشور زندهگی میکنند نیست؛ چراکه دیدگاه زنان نسبت به خودشان و جامعهای که در آن زندهگی میکنند، تغییر کرده است و آنها خود بیشتر میدانند.
امروز زنان بیشماری از طریق رقابت آزاد و انتخابات به کرسیهای بلند پارلمان و شوراهای ولایتی راه یافتهاند و در سطح رهبری قرار دارند. زنان در جامعه خود از موقف خاصی برخوردارند و جایگاه مهمی دارند. بناءً دولت افغانستان و جامعه جهانی موقف زنان را بااهمیت دانسته و توجه ویژهای بهآنها دارند. زنها میخواهند پرسشهای مستقیمی از طالبان داشته باشند که تا امروز مطرح نشده است.
در حالیکه تمام مردم به خصوص زنها تأکید بیشتری روی امنیت و آتشبس جدی دوجانبه قبل از آغاز نشستهای صلح دارند، لاکن روند صلح بدون اشتراک نصف جمعیت/زنان ناکارا، ناکام و غیرقابل قبول است. صلح حق مسلم هر فرد است، بناءً طالبان نمیتوانند از سهم داشتن نیم نفوس ممانعت کنند.
با وجود اینکه در نشستهای مسکو و دوحه دو تن از خانمها اشتراک نه چندان فعال داشتند، با آن هم مدافعان حقوق زن و زنان فعال از اشتراک آنها راضی نبودند. زنان فعال بیشتر از قبل به دادخواهی ادامه دادند.
با اینکه اعضای درگیر صلح کدام تعریف خاص از صلح ندارند و بنابر پیچیدهگی و مبهم بودن روند صلح ناباوریهای زیادی میان مردم وجود دارد، صلح نزد مردم یعنی ختم جنگ و آمدن رفاه و آسایش است.
صلح میتواند زندهگی بهتری را به مردم ببخشد، چون بیشتر نفوس کشور زیر فقرزندهگی دارند. صلح فرصت خوب برای جوانان است تا بتوانند آیندهنگر خوبی باشند. در حال حاضر بیشتر جوانان بعد از فراغت از دانشگاه، برای زندهگی و آینده بهتر به کشورهایغربی مهاجرت میکنند.
اگر روند صلح و برنامههای آن نزد مردم واضح باشد و موضوعات حیاتی، اقتصادی، شغلی و آیندهسازی برای کشور مورد بحث هر دو طرف قرار گیرد، مردم به روند صلح بیشتر باورمند شده و از مهاجرتهای جوانان جلوگیری میشود.
تا جایی که همه میدانند، دو طرف گفتوگوکننده هیچ برنامه خاصی ندارند، به جزخواستهای شخصی و قدرتطلبی. بازهم فعالان مدنی و مدافعان حقوق زن، خطوط سرخ را برای خود و جامعه تعیین کردهاند و صدای خود را از طریق رسانهها و گردهماییهای صلحآمیز به گوش صلحجویان و جهانیان رسانیدهاند.
خطوط سرخ:
حفظ دستآوردهای ۱۸ سال گذشته و قانون اساسی؛
مشارکت فعال سیاسی و مساویانه زنان در نظام و سیستم حکومتداری بعد از روند صلح؛
رشد و انکشاف فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی زنان؛
حفظ حقوق بشر، عدالت و برابری زنان در عرصههای مختلف؛
حفظ و رشد فعالیتهای رسانهها.
مشارکت فعال زنان در روند صلح یک ضرورت حیاتی است. آنعده زنهایی که از آدرس احزاب سیاسی و گروههای خاص دیگر معرفی شدهاند،نمیتوانند از زنان دیگر جامعه نمایندهگی کنند؛ چرا که آن حزب و گروه خاص اهداف و خط مشی به خصوص خود را دارد و کسانیکه از آدرس آن جریان معرفی گردیدهاند، بیشتر روی اهداف سیاسی خود تأکید میکنند و نمیتوانند مستقلانه و جدا از آن دایره صحبت و پیشنهاد ارایه کنند. لذا لازم و ضروری است که زنان از آدرس خاص مدافعان حقوق زن و رهبری مؤسسات زنانه معرفی شوند؛ چون اینها همه نماینده زنان فعال و مدافعان حقوق زنان در جامعه خود هستند و برای زنها فعالیت دارند. همچنان نسبت به احزاب سیاسی پیشنهادات خاص و حرفهایی برای گفتن دارند.
چنانکه شبکه زنان افغان اخیراً بعد از دو دور نشست ابتدایی صلح میان طالبان و ایالات متحده امریکا، بیشتر از قبل به طورجدی شروع به فعالیت صلحخواهانه کرد. شبکه توانست خانمهای بلندرتبه و مقامات دولتی و غیردولتی را گردهم آورده و بیشتر روی موضوعات مشارکت زنان در روند صلح جلسات مختلفی را دایرکنند.
در این جمع بسیاری از خانمهایی هستند که در سطح بالای تصمیمگیری جامعه نقش به سزایی دارند و خیلی فعالانه عمل میکنند و میتوانند در بحثها و گفتوگوها جانب مقابل را به چالش کشانده و قناعت آنها را حاصل کنند. زنان بادانش و بافهم بلند میتوانند بیشتر مؤثرواقع شوند؛ این زنها در ردههای بلند دولتی و ادارات غیردولتی از صلاحیت و مسوولیتهای ویژه برخوردارند و نقش اساسی و حیاتی دارند.
نویسنده: مــســعـوده کـوهـسـتـانـی
