شفقنا افغانستان-شبکه های اجتماعی و رسانه ها به گونه مکرر و لحظه به لحظه از احتمال ادغام چندتن از نامزدان ریاست جمهوری در محوریت زلمی رسول خبر می دهند. حامیان و هواخواهان این تیم، خبر ادغام احتمالی را چنان با آب و تاب بازتاب می دهند که انگار معجزه ای رخ داده باشد و یا هم برای نجات مردم رنجدیده و بیچاره افغانستان، مسیحا و ناجی بزرگی ظهور کرده است، امّا در عمل این رویداد چندان غیرمترقبه و دور از انتظار نبوده است.
از همان نخستین روزهایی که چهارتن از نامزدان پشتون تبار با خاستگاه درّانی-قندهاری به میدان آمدند، هر انسان خردمند و نکته فهمی، می توانست به آسانی چنین صف بندی را پیشبینی کند. بارها و بارها در نشست های دوستانه ای که با هم نسلانم درباره کثرت بیش از حد نامزدان ریاست جمهوری داشتیم، امکان و احتمال چنین ائتلاف ها و ادغام ها را پیشبینی می کردند و حتّا برخی با قاطعیت می گفتند این بازی ها آگاهانه از سوی تیم خاص کرزی برنامه ریزی شده است تا بتواند از یک طرف، تیم های قدرتمند مخالف و بازیگران بالقوه ی رقیب را اغفال کند و از سوی دیگر، در فرصت مناسب، زمینه تبلیغات مؤثری را علیه تیم های رقیب راه اندازی کند.
در بحث ادغام، بیشتر از زلمی رسول و قیوم کرزی به عنوان مُهره های کلیدی نام برده می شود. در اولین روزهای تقرّر برناکریمی به عنوان رییس دفتر قیوم کرزی، کسی از وی پرسیده بود که با وجود ضعف های آشکار این تیم، به چه دلیلی از وی حمایت می کند. ایشان در پاسخ گفته بود: «هردو تیم حکومت است، برای من فرقی نمی کند!». با این وجود، هنوز کیف و کان این ادغام و ترکیب تیم آینده و گذشته از آن، هنوز سرنوشت قطعی تکت های انتخاباتی نادرنعیم و گل آغاشیرزوی روشن نیست، اما در هر حال، نکتۀ قابل پیشبینی این است که گل آغا شیرزوی، نادر نعیم و هدایت امین ارسلا شاید به زودترین فرصت در محور این دو تیم منحل شوند. حال پرسش اساسی این است که این تکت ها بر مبنای چه معیارهایی ائتلاف خواهند کرد؟
اگر محور مشترک، برنامه ها و دیدگاههای سیاسی شان باشد، چرا از همان نخست، روی یک تکت توافق نکرده بودند؟ اگر محور، دیدگاه و برنامۀ مشترک نبوده، پس چه مسائلی آنها را به گفتگو واداشته است؟ دو دیگر، پیامدهای این ائتلاف ها و ادغام ها چه خواهد بود؟
با کمی فلاش بک، می توان پاسخ روشن تری به این پرسش ها ارائه کرد. چند روز پیش، حامدکرزی به بهانه افتتاح دانشگاه زراعتی به قندهار رفت. تعدادی از قندهاریان در وبلاگ و وب سایت های خود نوشتند که رییس جمهور در مدت اقامت خود به قندهار با بزرگان «لوی قندهار» جلسه های سرّی متعددی برگزار کرده است. در آن صحبت ها کرزی بیشتر روی مسأله انتخابات و مکانیزم قبیلوی برای حفظ و تدوام سیطره درّانی ها تمرکز تمرکز داشته است. گزارش های تأیید ناشده ای نیز وجود دارد که گویا پس از آن سفر سرنوشت ساز بود که رییس جمهور در کابل خطاب به چهارتن از نامزدان درّانی تبار هشدار داده بود: «اگر در ظرف دو روز باهم کنار نیایید، با داکتر عبدالله عبدالله وارد گفتگو خواهم شد!».
حال، اگر سفر زلمی رسول را که حدود ۲۰ روز قبل، با هدف کسب مشروعیت از « مشران لوی قندهار» به قندهار صورت گرفته بود، بر این پاره روایت ها بیفزایید، قواعد بازی قدرت و عدم باورمندی این آدم های دموکرات نما به صراحت آشکار می گردد. یعنی، در همه این تلاش ها برای رییس جمهور و نامزدان قندهاری، یک اصل مطرح بوده است و آن چیزی نیست جز حفظ قدرت درّانی ها و تضمین منافع استراتژیک کلان قوم پشتون برای سالیان آینده و مسلّماً این نوع رویکرد به سیاست و سرنوشت مردم، جز سیه روزی بیشتر برای مردم در پی نخواهد داشت.
این بازی ها یک طرفه نیست؛ بل بُعد تراژیکی هم دارد. بُعد تراژیک اش حاد شدن تضادهای درون قومی طبقه حاکم پشتون های درّانی و غلزایی است. این رقابت پیشینه درازی در تاریخ تحولات سیاسی افغانستان دارد. از احمدشاه ابدالی تا سال ۱۹۷۸ میلادی دوره درّانی ها بود. کودتای کمونیست ها علیه داوودخان زمینه را برای تصرف قدرت توسط احزاب چپی فراهم کرد که در رأس آنها بیشتر غلزایی ها بودند. زورآزمایی های درون قبیلوی در دوره طالبان به شکلی از اشکال ادامه یافت و اما در طول حیات رژیم طالبان، غلزایی ها عملاً قدرت سیاسی افغانستان را در دست گرفتند تا این که در کنفرانس بُن، دوباره درّانی های قندهاری به قدرت رسیدند. البته، باید گفت که در طول دوره طالبان، تعداد زیادی از لابیگران درّانی¬تبار در غرب، برای احیای دوباره قدرت درّانی ها برنامه ریزی تلاش ورزیدند. ترور و شهید شدن عبدالحق به گونه مرموز در آغازین روزهای حمله امریکا به افغانستان نیز می تواند تفسیرهایی را در پیوند با موضع رقابت قبایل در جامعه پشتون در پی داشته باشد. به هرحال، دور دوم انتخابات ریاست جمهوری و جایگاه نسبتاً قدرتمند تکت تحوّل و تدوام، این رقابت را شدّت بیشتری بخشیده است. برهمین مبنا است که تکت های حکومتی و غیرحکومتیِ پشتون محور، بیشتر در محور «لوی کندهار» و « لوی مشرقی» تصمیم می گیرند، نه برمبنای برنامه ها و ارزش های دموکراتیک.
از همین روست که بُن بست دیالوگ ها و گفتگوهای دموکراتیک به گونه اتومات با مکانیزم تصمیم گیرندگان قبیلوی گشوده می شود و شاخه های درّانی ها ناگزیر می شوند که به میانجیگری های قبیله تن دهند تا در مورد آنها تصمیم بگیرند؛ برعکس، اگر نقطه اشتراک، دیدگاه ها و برنامه ها می بود در آن صورت، نیازی به میانجی و مصلح وجود نمی داشت.
در همه این بازی ها- بدون درنظرداشتِ تأثیرات و پیامدها و نفع و ضررها- یک واقعیت آفتابی می شود و آن این است که ادعاهای احترام به مردم، دموکراسی، برنامه محوری، مدیریت دهه تحول و شعار نجات افغانستان و تأمین امنیت شهروندان آن، مفاهیم و شعارهای بس دهن پُرکن و یکبار مصرفی بوده اند که اصلاً در تکت های مذکور، جایگاه و اهمیتی نداشته و نخواهند داشت. اگر آنگونه که گزارش شده است، ائتلاف ها با محوریت یکی از کاندیدهای درّانی تباران نهایی شود، واقعیت بُنیادی ای که برای مردم افغانستان روشن می گردد این است که نامزدان نامبرده، از همان نخستین روز، نه به مبارزه و رقابت باور داشته اند و نه هم اراده ای برای تغییر وضعیت؛ بل بازیچه هایی بوده اند در دست بازیگرانی که بازیگران اصلی پُشت صحنه اند و شاید یکی از بازیگران کلیدی جناب رییس جمهور باشد!
افزون برآن، با شکل گیری آرایش جدید، این نکته نیز برای مردم افغانستان آشکار می شود که سرنوشت مردم و آنهایی که به عنوان معاونان، همراهان و حامیان این تکت ها به میدان فرستاده شده بودند، برای مهره های اصلی، هیچ اهمیتی نداشته اند؛ ورنه، به این راحتی دموکراسی را قُربانی منافع قبیله و تبار و رقابت های درون قومی نمی کردند.
حال، بر فرض اینکه همه نامزدان درّانی تبار به محوریت زلمی و یا قیوم تجمّع کنند، چه تغییراتی در بازی ها روی خواهد داد؟ این بازی ها به نفع کدام تیم و به ضرر کدام تیم تمام خواهد شد؟ باور نویسنده سطور، این است که برخلاف هیاهوی وسیعی که از طرف هواخواهان تیم حکومت راه افتاده و بدون تردید، با شدّت بیشتری در روزهای آتی دنبال خواهد شد، شکل گیری چنین تکت هایی، تغییرات چشمگیری را در آراء و افکار شهروندان در پی نخواهد داشت؛ جز اینکه در ظاهر، به تعداد حامیان زلمی رسول اندکی افزوده شده و قدرت یارگیری و جلب و جذب تکت اشرف غنی احمدزی، کم و بیش متأثر خواهد شد. علاوه برآن، پیامد آرایش های جدید، مسأله تضاد درون قومی پشتون ها و همچنین، نزاع و بازی رقابت قدرت را بین دو قبیله عمده غلزایی و درّانی شدت خواهد بخشید. در این مرحله، این یگانه نتیجه مطلوبی است که طرفداران تیم حاکم خواستار آن بوده است و بدان قناعت خواهند کرد. واضح است که آنها با تمام توان تلاش خواهند کرد که در دور اول، با هر وسیله ممکن- حتّی تقلب سازمان یافته- از ورود اشرف غنی به دور دوم در برابر عبدالله عبدالله جلوگیری کنند تا بتوانند بعداً با طرح مسأله اولویت ثبات سیاسی بر دموکراسی و اصل حاکمیت قانون، اردوگاه زلمی را با تاکتیک بازی های قومی-زبانی تقویت کنند و در دور دوم، اگر بتوانند از پیروزی نهایی تیم اصلاحات و همگرایی جلوگیری کنند.
این در حالی است که هنوز هم چالش های جدی ای فراروی این طرح مخفیانه حلقه تصمیم ساز حکومت وجود دارد که به طور خاص می توان از تعدد نامزدان، محبوبیت ضعیف تیم حکومت در اثر کم کاری و فساد، و عدم نارضایتی جامعه جهانی از عملکرد این تیم به عنوان مثال یاد کرد.
بنابراین، در یک جمعبندی کلی می توان گفت که باوجود فضای تبلیغاتی گسترده ای که ممکن طرفداران تیم حکومت راه بیندازند، هنوز هم تیم اصلاحات و همگرایی و تیم تحوّل و تدوام به عنوان رقیبان نیرومند این تکت، تا آخر در صحنه مبارزه باقی خواهند ماند، و باوجود سرازیر شدن کمک های مادی و انسانی انبوه به تیم جدیدالتشکیل، دغدغه اصل تکت جدید، این خواهد بود که در دور اول، اشرف غنی را از صحنه خارج کند تا بتواند در دور دوم، در برابر داکتر عبدالله عبدالله به عنوان کاندید دوم وارد رقابت شود. در صورتی که دو تکت اصلی دیگر، بتوانند با مدیریت و برنامه ریزی نیرومند به تبلیغات و کمپاین شان ادامه دهند، احتمال شکست تیم جدید- حتّا اگر رییس جمهور کرزی به گونه علنی پُشت آن بایستد- چندان بعید به نظر نمی رسد. زمان در این مورد، بهترین داوری را به مردم ارائه خواهد کرد.
منبع جمهور
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
